کد خبر: ۴۸۰۸۹۴
تاریخ انتشار:
۲۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۶:۳۷
«مجتبی عابدینی» پدیده شمشیربازی ایران در المپیک ریو از قهرمانی شمشیربازی ایران در آسیا و فتح دنیا با شمشیر می گوید.
امتیاز خبر: 96 از 100 تعداد رای دهندگان 14380
هفته نامه همشهری جوان - محمدامیرپور، زهرا صادقیان: «مجتبی عابدینی» پدیده شمشیربازی ایران در المپیک ریو از قهرمانی شمشیربازی ایران در آسیا و فتح دنیا با شمشیر می گوید.

کافی است وارد سالن شمشیربازی آکادمی ملی المپیک در مجموعه ورزشی انقلاب شوید تا تصورتان از امکاناتی که قهرمانان ملی باید داشته باشند، فرو بریزد. یک سالن جمع و جور دویست متری و چند کمد رنگ و رو رفته و چند باکس آب معدنی که روی زمین پخش شده اند، همه چیزهایی هستند که بچه های تیم ملی ایران و در راس آن ها مجتبی عابدینی برای فتح دنیا با شمشیربازی و گرفتن مدال در اختیار دارند. مجتبی عابدینی در گفت و گو با ما به جای این که از پاداش نگرفته اش در المپیک بگوید و ناراحتی از «هزار وعده خوبان یکی وفا نکند» ترجیح داد بنشیند رو به روی ما و از ژنتیک قهرمانی در همشهری هایش بگوید.
 تا دلتان بخواهد شمشیر شکسته ام

وقتی درباره روند صعودی فوتبال یا والیبال ایران حرف می زنیم، یک تاریخ و مستنداتی پشت آن وجود دارد. مثلا کارلوس کی روش یا خولیو ولاسکو وارد ایران می شوند. مدل تمرینات عوض می شود و بعد هم نتیجه گیری ها شروع می شود. اما درباره شمشیربازی هیچ کس نمی داند چه اتفاقی افتاد که یک دفعه شمشیربازی های ایران از تیمی درجه 2 در آسیا به یک قدمی مدال های المپیک رسیدند؟

تا قبل از انقلاب معمولا شمشیربازی ایران در مسابقات آسیایی تا سطح مدال برنز بالا می آمد و شاهد تک و توک مدال هایی در این رشته بودیم. اما بعدتر همین جرقه ها هم از بین رفت و ماند درخشش در رده های پایه که معمولا هم تحت شرایط خاصی اتفاق می افتند (خود من هم در رده نوجوانان و جوانان آسیا مدال طلا گرفتم).

اما داستان استارت موفقیت شمشیربازی از سال 2012 شروع شد. وقتی سهمیه المپیک لندن را گرفتیم. شبی که داشتیم با آقای فخری- سرمربی تیم ملی- از لندن بر می گشتیم، نشستیم و خیلی منطقی همدیگر را توجیه کردیم که «بابا، پتانسیل ما خیلی بالاتر از گرفتن سهمیه است». خوبی من و آقای فخری هم این است که نزدیک 10 سال هم تیمی بودیم و الان ایشان سرمربی من است و حرف هم را می فهمیم.

چند هفته بعد از بازگشت از لندن، چراغ خاموش شمشیربازی را به این جا رساندیم. مشکلات بود، کمبود هم تا دلتان بخواهد بود. اما کاش مصاحبه های قبل از المپیک ما را می خواندید که گفته بودیم «تا وقتی که مدال نگیریم، هیچ امکاناتی نمی خواهیم. اول باید لیاقت این رشته را ثابت کنیم.» فکر کنم در ریو 2016 ثابت کردیم که لایق امکانات بیشتر هستیم و همه مردم دیدند در چه شرایطی نتوانستیم مدال بگیریم. ناداوری در برزیل را همه دیدند، اما فقط این را بگویم که ایران تنها کشوری بود که به مقام چهارم رسید و باقی کشورهای در تمام اسلحه ها مدال برنز مشترک گرفتند.

به قول و قراری که توی هواپیما برگشت از لندن داده بودید، رسیدید؟

بله. تورنمنت های زیادی را بردیم و قهرمان آسیا شدیم. در مسابقات جهانی نگاه های اروپایی و قدرت های سنتی را به ایران عوض کردیم و امروز به جایی رسیده ایم که همه از مدا المپیک می گویند. اصلا می دانید بقیه کشورها برای همین سهمیه المپیک چقدر جان می کنند. تقریبا از هر 400-300 ورزشکار حرفه ای توی این رشته فقط یک نفر شانس گرفتن سهمیه المپیک را دارد.
 
الان گرفتن سهمیه برای ایران عادی شده و همه ما دنبال مدال المپیک هستیم. شمشیربازی ایران در چهار سال چراغ خاموش هم قهرمان آسیا شد، هم من مدال نقره جهانی را گرفتم. الان میانگین سنی تیم ملی 24- 23 سال است و فکر می کنم فدراسیون، آقای فخری و به های تیمی ملی از سال 2012 کاری کردند که جوانگرایی در تیم اتفاق بیفتد و به دورنمایی که داشتیم، رسیدیم.
 
تا دلتان بخواهد شمشیر شکسته ام

چند ماه پیش هم که ایتالیا را در فینال شکست دادیم و قهرمان جام جهانی شمشیربازی شدیم. با این که شمشیربازی ما الان روی قله دنیا ایستاده، اما هنوز هم آن طور که باید مردم جذبش نشده اند و امکاناتی درخور نتایجش نداشته است؟

به شما قول می دهم اگر آن تاریخ و فرهنگی که در ایران پشت شمشیربازی داریم، در هر ورزش دیگری داشتیم خیلی زودتر از این ها باید قهرمان بلامنازع دنیا بودیم. در تاریخ و افسانه های ایرانی به کرات از پهلوان ها و قهرمانانی یاد می شود که استادان شمشیربازی هستند، هم در قرآن از هنر شمشیربازی یاد شده است. اما با وجود این ها این رشته یکی از محروم ترین رشته های ورزشی ایرانی است.

عکسی از شما هست که آقای روحانی، رییس جمهور در مراسم بدرقه تان مشغول گپ و گفت با شماست؟

خوشبختانه بعد از المپیک نگاه ها به این رشته عوض شد. وقتی قهرمان جام جهانی سنگال شدیم، هم آقای روحانی، رییس جمهور پیام تبریک فرستادند، هم وزیر ورزش. نگاه ها به این رشته عوض شده، چون خواسته مردم این است و شک نکنید همیشه خواسته مردم به هر چیزی اولویت دارد.

همین مردم هم بودند که بعد از چهارم شدنتان در المپیک کمپین راه انداختند که پاداش مدال آوران به شما هم برسد؟ پاداش المپیک پرداخت شد؟

بله، دقیقا همین طور است که می گویید. در زمان وزیر قبلی که اتفاقی نیفتاد. اما حدود چهار روز پیش آقای سلطانی فر به آکادمی ملی المپیک و محل تمرین ما آمدند و با اعضای تیم ملی حرف زدند و همان جا قول دادند که پاداش مدال برنز را به من و آقای فخری، سرمربی تیم ملی بدهند. به خود آقای سلطانی فر هم گفتم که وزیری به خوش اخلاقی و بشاش بودن و اهل تعامل بودن شما ندیده بودیم. واقعا آدم مثبتی هستند.

مجتبی عابدینی برای رسیدن به جایی که آیکون و نماد شمشیربازی شود، چه مسیری را طی کرد. کمی هم از سختی های مجتبی عابدینی شدن بگو؟

الان که این را می گویید برای خودم هم جالب است که حدود 19 سال است در این رشته کار می کنم. سال 76 فقط 14 سالم بود. ساعت یک می رفتم خانه و ناهارم را می خوردم و بعد راه می افتادم می رفتم استادیوم شیرودی و تا ساعت نه شب آن جا می دویدم و تمرین می کردم. حساب شمشیرهایی که توی این سال ها شکستم، از دستم در رفته است. خب، این برای پسری که تازه سوم راهنمایی است، سبک زندگی جذابی نیست.
 
رفقایم تفریح می کردند؛ اصولا توی چهارده- پانزده سالگی پسرها خیلی مسئولیت پذیر نیستند. اما من ول کن تمرین نبودم. سال 1379 که مدال طلای نوجوانان آسیا را گرفتم، هم جبران تمام آن پیاده روی های مسیر خانه تا شیورزی را کرده بودم و هم دیگر یک چیزی توی وجودم افتاده بود که نمی توانستم شمشیربازی را رها کنم.

تمرینم بعد از آن مدال تقریبا دو برابر شد و ذهنم را از شمشیربازی نتوانستم خالی کنم. سال 81 به جوانان آسیا رفتم و نقره گرفتم و سال 83 در همان مسابقات جوانان طلا گرفتم و همان سال برنز بزرگسالان آسیا را هم گرفتم. آن هایی که در این شرایط درس خوانده اند، می دانند چقدر کار سختی است. اما در همان اوضاع فوق لیسانس مدیریت ورزشی ام را گرفتم و الان دانشجوی دکترای همان رشته ام.

بعد از ازدواج هم همیشه شرایط سخت تر می شود؟

11 سال است که ازدواج کرده ام و با همه مسئولیت ها و هزینه هایی که درگیرت می کند، به آدم محکم تری تبدیل شدم. فکر کنید توی این 11 سال زندگی مشترک، فقط دو سال تحویل را در خانه بودم. یک دختر پنج ساله و هشت ماهه هم دارم که شاید سر جمع دو سال کنار «پارمید»، دخترم نبوده ام. گفتن این چیزها آسان است، اما تحمل کردنش کار واقعا سختی است؛ حتی گاهی سخت تر از مسابقه دادن می شود.
 
تا دلتان بخواهد شمشیر شکسته ام

جدا از فداکاری های قهرمان های ورزشی برای کشورشان، بخش دیگر زندگی هر قهرمانی این است که نبودن هایش را در خانواده با رفاهی که برای آن ها فراهم می کند، جبران کند. وضعیت مالی قراردادهای شمشیربازی این اجازه را به مجتبی عابدینی می دهد که خانواده اش را تامین می کند؟

متاسفانه هیچ وقت تامین نبوده ایم. تازه بعد از المپیک نگاه ها به شمشیربازی دارد عوض می شود، اما هنوز هم به جایی نرسیده ایم که دغدغه مالی نداشته باشیم. همیشه به همسرم می گویم وضع ما عوض می شود. الان برای یک فصل قرارداد با باشگاه هایی که در لیگ شمشیربازی شرکت می کنند، حدود 15- 10 میلیون تومان به ورزشکارها می دهند.
 
آن هم برای یک فصل که حدود هفت ماه طول می کشد. البته دکتر باقرزاده من را به عنوان تنها ورزشکار ملی پوشی که متاهل هستم، بیمه ورزشی فدراسیون هم کرده و حقوق ماهانه ای دارم که این هم لطف فدراسیون است. بچه های شمشیربازی توقع بالایی ندارند. همین که شرکت هایی که باشگاه داری می کنند، قرارداد را از این وضعیت اسفبار نجات دهند و برسانند به 80- 70 میلیون تومان، اوضاع شمشیربازی هم بهتر خواهدشد.

اوضاع مالی ورزشکاران دیگر کشورها چطور است. آن ها معمولا چقدر قرارداد می بندند؟

داستان فرانسوی ها و ایتالیایی ها فرق می کند و آن ها اصلا دغدغه ای به نام مشکلات مالی ندارند. حتی همین رقیب کره ای من که شکستش هم داده ام، ماهی 25 هزار دلار درآمد دارد. چیزی نزدیک به 100 میلیون تومان درآمد ماهانه. اگر قراردادهای باشگاهی ما را به دلار تبدیل کنید، به زور به ماهی 500-400 دلار می رسد. خودتان تفاوت را ببینید؛ ماهی 25 هزار دلار کجا و 400 دلار کجا؟!

هیچ وقت پیشنهاد لژیونر شدن برایت نیامده است؟

چند سال پیش پیشنهادی آمده بود که رد کردم. بعد از آن هم پیشنهادی نبوده است. راستش اولویت اول من مسابقات ملی است. وقتی خوشحالی مردم را بعد از المپیک و محبت کردن هایشان را دیدم، اولویت اولم شمشیرزدن در تیم ملی است و لژیونرشدن تمرکزم را از مسابقات ملی بهم می ریزد.

این سوال را به دو دلیل می پرسم؛ اول این که اصالت تان مازندرانی است و دوم این که تحصیلات مرتبط در تربیت بدنی دارید و شاید تخصصی تر جواب بدهی؟ آن قدیم ها همه می گفتند مازندران مهد کشتی ایران است، اما الان مهد ورزش ایران است؛ از کشتی و وزنه برداری بگیر تا پینگ پنگ و شمشیربازی. قضیه موفقیت مازنی ها در ورزش چیست؟

البته من در تهران به دنیا آمدم و اصالتم به سوادکوه می رسد. مازندارن هم کوهستانی است و هم شرجی. این به سیستم تنفسی مردم آن جا کمک می کند که سوخت و ساز بالاتری داشته باشند. از طرف دیگر مردم مازندران قرن هاست که به خاطر خاک حاصلخیز منطقه شان کشاورزی می کنند و این سخت کارکردن در کروموزوم های آن ها هم نشسته است. شما اگر به آناتومی مازندرانی ها نگاه کنید، کمتر ایرادی می توان به آن ها گرفت. فکر می کنم خیلی از این فاکتورها ژنتیکی است.

من یک پسرعمو دارم که کوه را صاف می رود بالا. من این همه تمرین بدنسازی می کنم، ما باز هم به او نمی رسم. این ژن، مردم این منطقه را در هر رشته ای که بروند، قهرمان می کند؛ حسن یزدانی در کشتی، فرزان عاشورزاده در تکواندو، بهداد سلیمی و نوشاد عالمیان در پینگ پنگ. تا دلتان بخواهد مصداق برای این موضوع هست.

شمشیربازی واقعا نفسگیر است. خیلی ها که پای مسابقات تو می نشستند، از استرس روی پایشان بند نمی شدند. اما مجتبی عابدینی حداقل در تصاویر تلویزیونی بدون استرس بود. تمرینات ذهنی خاصی داری؟

خانم من کارشناسی ارشد یادگیری حرکت خوانده است و در زمینه تصویرسازی ذهنی خیلی با من کار می کند. برای همین هم هست که حداقل توی صورتم شما نشانه ای از استرس نمی بینید اما اگر راستش را بخواهید، خیلی جاها به خاطر استرس ذاتی ام آسیب هم دیده ام و متضرر شده ام. باورتان می شود؛ خیلی شب های قبل از مسابقه به خاطر استرس حتی پلک روی هم  نمی گذارم و تا صبح بیدارم. معمولا قرآن می خوانم، یا یکسری ذکر دارم که آرام ام می کند.

شب مسابقه برایم مثل شمشیر دولبه است؛ از یک طرف استرس این را دارم که نتیجه یک سال دور از خانه بودن فردا مشخص می شود و از طرف دیگر خوشحالی مردم و انرژی آن ها به کمکم می آید. هر چقدر هم استرس داشته باشم، بالاخره راهی برای کنترلش پیدا می کنم که توی دوربین ها مردم نبینندش و مضطرب نشوند (می خندد).
 
تا دلتان بخواهد شمشیر شکسته ام

بعد از چهارمی المپیک ریو، به همه قول دادی که در المپیک توکیو طلا بگیری. سر قولت هستی؟

یادم می آید که این قول را دادم؛ اما ورزش حرفه ای است و هزار تا مشکل. باید ببینم تا آن موقع وضعیت آمادگی ام چطور می شود. جدا از مسئله مصدومیت، بستگی به تصمی گیری من هم دارد. هنوز هم نمی دانم؛ شاید بروم کنار... شاید هم نروم.

مجتبی عابدینی جز شمشیربازی دغدغه های دیگری هم دارد

جامعه باید امنیت روانی داشته باشد

مجتبی را نباید فقط در دنیای شمشیربازی خلاصه و محدود کرد، یکی از جذابیت ها این است که با او درباره موضوعات غیرورزشی گپ بزنیم.

وقتی پست های تو را در فضای مجازی رصد می کنیم، می بینیم که مجتبی عابدینی به تمام حوادث اجتماعی اطرافش واکنش نشان داده است. هر ورزشکاری به اتفاقات اجتماعی اطرافش این قدر واکنش ندارد؟

ببینید، ما همه قطعات پازلی هستیم که باید آرامش را به مردم هدیه کنیم. از من مجتبی عابدینی بگیرید، تا آن آتش نشان عزیزی که این جور جانش را کف دستش می گیرد. وقتی مردم این آرامش را ندارند، اذیت می شوم. شبی که برجام امضا شد، برای مسابقه به مشهد رفته بودم. خیلی خوشحال بودم. توی همین چند سال نگاه کنید به معیشت مردم. من کاری به جزییات برجام و اتفاقات حاشیه ای اش ندارم و اصلا تخصص اش را هم ندارم. اما از ظن من مجتبی عابدینی، قدرت خرید مردم بعد از برجام بالا رفته است.

 سال 88 یادم می آید، می خوابیدیم و صبح بلند می شدیم و همه چیز گران شده بود. این امنیت روانی جامعه را دچار مشکل می کند. الان هم گرانی هست! اما حداقل ثبات در قیمت ها وجود دارد برای کسی که می خواهد خانه بخرد، مهم است که تا وقتی پولش را جور کند، خانه گران تر نشود. به خاطر همین هم برای دکتر ظریف و آقای روحانی احترام ویژه ای قائلم. جز یکی دو تا از وزیران ایشان که خدا رو شکر استعفا هم کردند. آرامش و خوشحالی مردم مهم است؛ بهانه اش می خواهد مجتبی عابدینی باشد، فوتبال و والیبال باشد، یا هر چیز دیگر.

الگوی فنی مجتبی عابدینی در رشته شمشیربازی؟

پوزنیاکف روس. این را در روزمه ام در سایت رسمی شمشیربازی جهانی هم زده اند که الگوی من پوزیناکوف روس است. از ورزشکاران جنتلمن و اسطوره های رشته سابر شمشیربازی به حساب می آید و خیلی دوستش دارم.

جز ورزش حرفه ای از علاقه مندی های دیگرت بگو؟ سینما، موسیقی؛ سلیقه ات چیست؟

به خاطر دخترم که معمولا بیشتر فیلم های کودک را می بینیم. همین چند روز پیش هم رفتیم تماشای «جنجال در عروسی». اما سلیقه من فیلم هایی است که دغدغه های اجتماعی را نمایش دهد. آخرین فیلم هایی که سینما رفته ام، فروشنده و ابد و یک روز بود. عاشق فیلم هایی هستم که دغدغه اجتماعی دارند. هر دو فیلم های فوق العاده ای بودند. در زمان فراغت هم با همسرم که خودش قهرمان تنیس روی میز بوده، تفریحی بازی می کنیم.
 
تا دلتان بخواهد شمشیر شکسته ام

بامزه ترین خاطره ای که مجتبی عابدینی از سفرهای خارجی اش دارد، کدام است؟

کلا که ذهن فراری دارم و چیزی توی ذهنم نمی ماند. اما این یکی جالب است؛ در مسابقات جهانی بودیم و به خاطر گرفتن سهمیه المپیک، خیلی استرس داشتم. در قرعه کشی رقیب سختی هم به من خورد. شب رفتم اتاقم و طبق معمول خیلی استرس داشتم و خوابم نمی برد. فیس بوک را که باز کردم، دیدم یکی از شمشیربازهای ایتالیایی که دوستم است، به من تبریک می گوید. گفتم چرا تبریک؟! که جواب داد رقیبت به مسابقات نیامده و قرعه استراحت خوردی؟! پریده بودم روی تخت هتل و از خوشحالی بالا و پایین می پریدم.

کمتر کسی می داند که عثمانف، مالک باشگاه آرسنال رییس فدراسیون جهانی شمشیربازی است؟ چطور روی این صندلی نشسته است؟

عثمانف یکی از شمشیربازهای قدیمی این رشته است که علاقه زیادی هم به اسلحه سابر دارد. عثمانف جزء 100 مرد ثروتمند دنیاست و همیشه از سرمایه شخصی اش برای این رشته هزینه می کند.
برچسب ها:
انتشار یافته: 2
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
12:24 - 1395/11/29
آخ که قدر روزای المپیک برا ایشون حرص خوردیم و گاهی هم اشک ریختیم..
پاسخ ها
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۵۴ - ۱۳۹۵/۱۱/۳۰
ای ای ای...
نام:
ایمیل:
* نظر:
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج