کد خبر: ۵۲۷۵۳۴
تاریخ انتشار:
۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۶:۵۵
بازاریابی ویروسی یکی از انواع بازاریابیست که بازاریابی ایمیلی و بازاریابی در شبکه های اجتماعی را پوشش می دهد. این نوع بازاریابی به دلیل همه گیر و فراگیر بودن، ویروسی نامیده شده است.
امتیاز خبر: 54 از 100 تعداد رای دهندگان 2046
وب‌سایت مازلو - سامان خسروی: بازاریابی ویروسی یکی از  انواع بازاریابیست که بازاریابی ایمیلی و بازاریابی در شبکه های اجتماعی را پوشش می دهد. این نوع بازاریابی به دلیل همه گیر و فراگیر بودن، ویروسی نامیده شده است. در این نوع بازاریابی، اطلاعات و محتوا مانند ویروس با سرعت بالا و تعداد زیاد منتشر میگردد .این نوع بازاریابی به دلیل ارزانی و بدون محدودیت بودنش، اثرگذاری بالایی دارد از این رو این شیوه بازاریابی به صاحبان کسب و کار بویژه کارآفرینان و استارت آپ ها پیشنهاد میگردد.

اگر میخواهید با این شیوه بازاریابی بیشتر آشنا شوید و آن را در تجارت خود به کار گیرید، با ما در این مقاله همراه شوید …

واگیری اجتماعی در بازاریابی ویروسی

اثر اجتماعی و حرف هایی که دهان به دهان می چرخند؛ مردم عاشق حرف زدن اند؛ دوست دارند شایعه ها، اطلاعات و اخبار داغ را به هم بگویند. ما دوست داریم با دوستان خود درباره ی جاهای جدیدی که برای سفر بعدی پیدا کرده ایم، صحبت کنیم. دوست داریم… حرف بزنیم.

حرف های شفاهی(بازاریابی شفاهی، یا دهان به دهان) و نفر به نفر به دو دلیل کلیدی از تبلیغلات موثرتر است.

اول اینکه قانع کننده تر است.

تصور کنید چند ماه است که قصد خرید ماشین دارید، بعد از تحقیقات فراوان مطمئن می شوید و تصمیم گرفتید یک ماشین هیوندای بخرید. اما شب قبل از خرید دوستتان می گوید که من هیوندای داشتم، نکند هیوندای بگیری! هیوندای روغن سوزی دارد، موتورش هم صدا می دهد و…آیا شما که قصد خرید هیوندای داشتید، بازهم هیوندای خرید می کنید؟

دوم اینکه هدف حرف های شفاهی مردم مشخص تر است.

حرف های شفاهی و فرد به فرد دقیقاً آنجایی صورت می گیرد که شنونده به مطلع شدن از آن احتیاج دارد. یا به بیانی دیگر، این حرف ها از یک دهان به آن گوش مشتاقی می رسد که از بحث در آن باره چیزی دستگیرش شود.

چرا بازاریابی ویروسی ؟!

شش قاعده برای همه گیر شدن در بازاریابی ویروسی           

قاعده ی اول در بازاریابی ویروسی : اعتبار اجتماعی

ما چیزهایی برای دیگران تعریف می کنیم که وجهه ی اجتماعی مان را بهتر کند.

مردم وقتی درباره ی محصول یا ایده ی خاصی حرف می زنند چه شکلی به نظر می رسند؟

اکثر ما دوست داریم باهوش به نظر برسیم نه خنگ؛ پولدار دیده شویم نه بی پول؛ جذاب و باحال باشیم نه دیلاق و بی خاصیت؛

درست مثل نوع لباس پوشیدن و انتخاب ماشینی که پشت اش میشینیم. آنچه درباره اش حرف می زنیم، مستقیم روی دیگران نسبت به ما اثر می گذارد. این همان اعتبار اجتماعی است.

چیزهای باحال(مانند سیگار کشیدن آقای مهران مدیری جلوی دوربین) باعث می شود مردم حس زبلی و آگاه بودن از اخبار خاص و مخفی داشته باشند. پس اگر می خواهیم مردم درباره مان حرف بزنند باید پیامهایی بسازیم که این حس های خاص و جالب را در آنها زنده کند. باید بتوانیم ویژگی های منحصر به فرد درونی خودمان را پیدا کنیم و کاری کنیم مردم فکر کنند از ما هستند. فکر کنند خودی هستند. باید بازی هایی را به کار گیریم که از آن طریق بخواهند و بتوانند خودشان را به دیگران نشان دهند.

قاعده ی دوم در بازاریابی ویروسی : زنجیره ها

زبان، ترجمان ذهن است

چطور یاد مردم می افتد که درباره ی محصول یا ایده ی ما حرف بزنند. منظور از زنجیره ها همان رابط هایی ست که باعث می شود مردم درباره ی مباحث مرتبط فکر کنند.

باید محیطی فراهم باشد که مردم را بیشتر یاد محصول ما بیندازد. یعنی یک راها ارتباطی بین محیط و محصول ایجاد کنید که این زنجیره ها را بسازند.

قاعده ی سوم در بازاریابی ویروسی : احساسات

اگر چیزی برایمان اهمیت داشته باشد، به دیگران هم درباره اش می گوییم.

پس چطور می توانیم پیام هایی بسازیم که حس خاصی را در مردم ایجاد کنند؟ مطالب مُسری به طور طبیعی نوعی احساس را در انسان، زنده می کند. برای اینکه چیزی در بین مردم به اشتراک گذاشته شود باید حسی متفاوت را در بیننده ایجاد کند. به طور کلی دو دلیل برای اشتراک گذاری مطالب وجود دارد،: یا جالب اند یا مفید!

مثال: شرکت مرسدس بنز در یک آزمایش یکی از خودروهای خود را با 180 کیلومتر در ساعت به یک دیوار می کوبد. به جز آزمایش کننده ها هیچ کس دنبال نتیجه نمی رود، اما ظرف یک روز میبینیم کلیپشان بیش از 50 میلیون بازدید، هزاران اشتراک گذاری فقط در یوتیوب داشته است. چرا؟

قاعده ی چهارم در بازاریابی ویروسی : عمومیت

اگر بعضی ها از محصول ما استفاده می کنند یا مطابق با میل ما رفتار می کنند، بقیه می بینند؟

مردم به هم نگاه می کنند و همان کارهایِ هم را انجام می دهند. این جمله به این سادگی ها هم نیست، فقط درباره ی یک تقلید ساده حرف نمی زنند. هر چیزی که ملموس تر است، پیروی از آن هم ساده تر است. هرچه این تقلید بیشتر اتفاق بیفتد احتمال همه گیر شدنش هم بیشتر است.

قاعده ی پنجم در بازاریابی ویروسی : ارزش کاربردی ((اخبار پربار))

چطور می توانیم چیزهایی بسازیم که به نظر مفید برسند؟

مردم دوست دارند به هم کمک کنند. پس اگر بتوانیم نشان شان بدهیم که محصول مان به نوعی صرفه جویی در وقت و پول است یا برای سلامتی شان مفید است، بدون تردید، سر زبانشان افتاده ایم.

در دنیای امروزی که تقریباً تمام انسانها از اطلاعات مفید روز اشباع شده اند، باید کاری کنیم که به چشم بیاییم. باید بفهمیم از دید مردم چه چیزی «خوب» محسوب می شود. باید آن ویژگی خوب و مثبتی را که قرار است در اختیار جامعه بگذاریم کاملا روشن کنیم. چه از نظر مالی چه هر چیز دیگر!
 
چرا بازاریابی ویروسی ؟! 

قاعده ی ششم در بازاریابی ویروسی : داستان سازی

فکر می کنید ایده هایمان را را تا چه بازه ای می توانیم گسترش دهیم؟

مردم علاوه بر اطلاعاتی که در اختیار هم می گذارند، کلی هم داستان، سر هم می کنند. ولی هر داستانی درست مثل قصه های مادربزرگ ها، درس های اخلاقی خودش را دارد. اطلاعات، در پوشش درست سخن گفتن پخش می شود.

پس ما هم باید قصه ی خودمان را بسازیم و آن جزئیات ایده هایمان را که هر شنونده ای دوست دارد به بغل دستی اش بگوید، در آن جا دهیم. ولی کاری که در اصل باید بکنیم، خیلی بیشتر از یک داستان سازی بزرگ است. باید قصه ای سر هم کنیم که ارزش تکرار داشته باشد.

در نهایت با یک جمله شش قاعده همه گیر شدن در بازاریابی ویروسی را بیان می کنیم:

محصولات و ایده هایی که اعتبار اجتماعی دارند و زنجیره وار به هم متصل اند، احساسات عام مردم را بر می انگیزند و با داستان های روزمره در هم تنیده شده اند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج