۵۳۰۸۸۶
۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۷:۰۳
مجید واشقانی که این شب ها با سریال «دیوار شیشه ای» هر شب روی آنتن شبکه یک است، درباره این تجربه و شباهت زیاد رفتار کاراکترش در این سریال به مجری برنامه «ماه عسل» می گوید.
امتیاز خبر: 92 از 100 تعداد رای دهندگان 5494
روزنامه هفت صبح - سوسن سیرجانی: مجید واشقانی که این شب ها با سریال «دیوار شیشه ای» هر شب روی آنتن شبکه یک است، درباره این تجربه و شباهت زیاد رفتار کاراکترش در این سریال به مجری برنامه «ماه عسل» می گوید.

مجید واشقانی در دو دهه اخیر در سریال های زیادی به عنوان بازیگر مکمل حضور داشته. بازی اش در سریال کمدی «مسیر انحرافی» به چشم آمد، اما پس از آن دیگر در نقش کمدی ظاهر نشد و مدتی پشت سر هم در چندین سریال پلیسی حضور داشت. او این شب ها به عنوان نقش اصلی سریال «دیوار شیشه ای» در قامت یک مجری معروف، در تلویزیون دیده می شود. شباهت بازی او به شخصیت احسان علیخانی در «ماه عسل» و انتقادهایی که درباره شخصیت فرهاد وجود دارد، محور اصلی گفت و گو با او شده است.
 
شبیه «احسان علیخانی» بودن بد نیست

در سریال «مسیر انحرافی» در یک نقش کمدی ظاهر شدید. نقش راحت و روانی بود که می توانست شروع خوبی برای ورود به دنیای طنز باشد. دیگر نقش کمدی برایتان پیش نیامد یا خودتان نخواستید؟

اصلا مگر ما کمدی خوب هم داریم که بشود در آن بازی کرد. البته پس از مسیر انحرافی برای من پیشنهاداتی بود اما مشکل اینجاست که وقتی در سینما و تلویزیون ایران کاری را دو بار انجام می دهید، مدام می خواهند این کار را تکرار کنید. من دوست نداشتم خودم را در طنز نگه دارم، چون کار کمدی خوبی وجود ندارد. حتی پیشنهاد یک سریال 90 قسمتی طنز داشتم که اسمش را نمی آورم، ولی سریال بسیار بدی بود. همین الان هم منتظر یک سریال کمدی بودم و صحبت کرده بودیم، اما آنقدر این کار حاشیه داشت و تهیه کننده ها نتوانستند آن را به نتیجه برسانند که موقعیت کار در آن هم برای من سوخت شد و بهشان گفتم دیگر نمی توانم اینقدر صبر کنم.

شخصیت فرهاد به عنوان یک مجری در سریال «دیوار شیشه ای» کاراکتر جدیدی است که تا به حال به این شکل کسی در تلویزیون آن را بازی نکرده. از طرفی نقش کوتاه است که در هر قسمت فقط چند دقیقه کوتاه به آن پرداخته می شود. با این پیشنهاد چطور برخورد کردید؟

روزهای آخر ضبط سریال «دیباجی» یا همان «لبخند رخساره» بود که پیشنهاد این کار به من شد. از احمد معظمی خواستم یک طرح کلی برایم بفرستد تا بخوانم. وقتی آن را خواندم با یک طرح جدید و نو رو به رو شدم که تا به حال در تلویزیون آن را ندیده بودم. بلافاصله پس از تمام شدن لبخند رخساره سر فیلمبرداری «دیوار شیشه ای» آمدم.

متن خوب و استخوان داری بود و باید همراه با سه کارگردان کار می کردیم. اکبر تحویلیان هم به عنوان کسی که با هر سختی توانست «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» را تبدیل به یک برند در تلویزیون کند، تهیه «دیوار شیشه ایم بود و بسیار بی مشکل کار را پیش بردیم.

اما متاسفانه در زمان خوبی پخش نشد. در بحبوحه انتخابات که یک شب ساعت 11 پخش می شود یک شب 12 و... از طرفی کنداکتور شلوغ تلویزیون، باعث شد سریال یک جورایی ابتر بماند، چون به نظرم خیلی بیشتر از 20 قسمت جا داشت اما با این شرایط پخش، در همان 20 قسمت تمام می شود.
 
شبیه «احسان علیخانی» بودن بد نیست

در صحبت های تان به کار با سه کارگردان اشاره کردید. کارگردان ها تعریف جداگانه ای از شخصیت فرهاد نداشتند؟ چون فرهاد شخصیت ثابت سریال است و باید در همه قسمت ها یکسان باشد. این موضوع بازی شما را دچار چالش نکرد؟

ما پیش از شروع فیلمبرداری با محمد سلطانی، سرپرستان نویسندگان جلسه داشتیم و درباره شخصیت فرهاد به یک نتیجه منسجم رسیده بودیم. چون متن کامل و حساب شده بود و کاراکترها کاملا تعیین شده بودند. از طرفی قصه فرهاد و سارا را احمد معظمی کارگردانی می کرد و فقط بخش های داخل استودیو را کارگردان هر داستان هدایت می کرد. اصلا همچین مسئله ای نبود که دچار مشکل راکورد شخصیتی شویم.

بخش های مربوط به مجری برنامه و همسرش تا اینجا دچار گره های داستانی زیادی شده. دو پیش بینی به وجود می آید. اول اینکه ماجرای سارا و فرهاد قرار است تا به انتها در کنار سایر قصه ها پیش برود و در آخر با تمام شدن سایر داستان ها، آن هم به نتیجه برسد. دوم اینکه قرار است یکی از داستان ها به طور مجزا به خود فرهاد و سارا اختصاص پیدا کند؟

ببینید همیشه خطری سریال اپیزودیک را تهدید می کند که نصف و نیمه دیده شود. چون بیننده می تواند دو قسمت ببیند و سه قسمت نبیند. اما در «دیوار شیشه ای» با هوشمندی نویسنده، یک نخ تسبیح به داستان ها الصاق شده که دیگر بیننده نتواند آن را رها کند و در کنار اپیزودها، در هر قسمت داستان زوج ثابت سریال را دنبال کند. این الصاقی که می گویم اجباری نبوده و طوری در کنار سایر داستان ها نشسته است که بیننده زندگی این دو نفر را تنیده شده در سایر داستان ها می بیند. به هرحال این پازل تا آخر سریال کنار سایر داستان ها پیش می رود اما در جایی بالاخره باید حل شود اما به دلیل خطر لورفتگی داستان بیشتر از این نمی توانم اطلاعات بدهم.

شباهت بیش از اندازه فرهاد به احسان علیخانی، حتی در کوچک ترین اکت های دست و صورت، پس از پخش اولین قسمت، به چشم آمد. این شباهت را شما عمدا به نقش اضافه کرده اید یا کارگردان ها از شما می خواستند؟ به محض پخش سریال با راما قویدل یکی از کارگردان های این  مجموعه صحبت کردیم و صراحتا بیان کردند که در این سریال برداشت هایی از برنامه «ماه عسل» صورت گرفته.

ببینید احسان علیخانی به شدت تبدیل به یک شخصیت کاریزماتیک شده. ما هم از روز اول می دانستیم که خواه ناخواه این سریال با برنامه «ماه عسل» مقایسه خواهدشد. راستش اگر به عنوان یک اشکال، این شباهت مطرح شود من به عنوان مشکل به آن نگاه نمی کنم. اما به هر حال قرار ما بر این نبود که شبیه احسان علیخانی بازی شود.  

چون ما بخش هایی از زندگی فرهاد را می بینیم که اصلا هیچ ارتباطی به زندگی احسان علیخانی ندارد. از طرف دیگر احسان علیخانی مجری بسیار توانمندی است و حتی اگر در برنامه ای چهار قسمتی هم اجرا کند، آن برنامه هیت می شود.

همین موضوع باعث می شود که تمام حرکات و رفتارهای او ملکه ذهن مردم باشد. به هر حال من هم با او مقایسه می شوم اما من یک مجری را بازی می کنم و نمی خواهم مجری باشم. مسلمان وقتی می خواستیم از فرهاد یک مجری توانمند و حرفه ای نشان دهیم، بیشتر شاخصه هایش به احسان علیخانی نزدیک می شد. یعنی یک مجری کاربلد معروف که در یک برنامه پربیننده حضور دارد.
 
شبیه «احسان علیخانی» بودن بد نیست

فرهاد یک شخصیت واقعی نیست و باید آنقدر رئال باشد که مردم آن را بپذیرند. اما گاهی حرف هایش دچار شعارزدگی می شود. به نظرتان اگر حرف ها و دیالوگ هایش راحت تر بود و اینقدر عریان جمله های شعاری نمی گفت، بیننده بیشتر با او رابطه برقرار نمی کرد؟

ببینید این روزها در قاب رسانه هر چیزی گفته شود، به آن برچسب شعار زده می زنند و می گویند این اصلا کی است که این حرف ها را می زند. اما به هر حال فرهاد یک مجری تلویزیونی است و باید حرف بزند و اظهارنظر کند که این جزو توانمندی های یک مجری محسوب می شود.

در تمام دنیا هم برنامه هایی از این دست مثل اپرا است که مجری کاملا درباره موضوع حرف می زند و خودش را درگیر می کند. اما در تلویزیون ایران اگر یک مجری درباره موی سر صحبت کند، همه می گویند برو اول موهای خودت را درست کن بعد درباره این موضوع حرف بزن. به نظر من حتی شعار هم چیز بدی نیست، اگر یک جمله شعاری بتواند در کسی تاثیر مثبت بگذارد، تبدیل می شود به یک جمله درست.
برچسب ها:
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج