۵۶۷۱۵۷
۲۶ تير ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۰
پارس‌آباد، دیگر آن پارس‌آباد سابق نیست؛ یک شهر داغدار آتنا اصلانی شده‌، دخترک دوست داشتنی خانواده اصلانی حالا به عضوی از اعضای خانواده همه پارس‌آباد‌ی‌ها تبدیل شده است.
امتیاز خبر: 96 از 100 تعداد رای دهندگان 27771
خبرگزاری آنا: پارس‌آباد، دیگر آن پارس‌آباد سابق نیست؛ یک شهر داغدار آتنا اصلانی شده‌، دخترک دوست داشتنی خانواده اصلانی حالا به عضوی از اعضای خانواده همه پارس‌آباد‌ی‌ها تبدیل شده است.

خانواده اسماعیل رنگرز، قاتل آتنا، مورد خشم یک شهر قرار گرفته‌اند، خانواده‌ای که پسرشان در انظار، بی‌آزار و مردم‌دار محسوب می‌شد، اما حالا یک شهر منتظر صدور رایی عادلانه برای جنایتی با ابعاد ملی است.

سارا امیری، خبرنگار اعزامی خبرگزاری آنا- پس از گذشت 5 روز از کشف جسد آتنا اصلانی از پارکینگ منزل اسماعیل رنگرز، پارس‌آباد به نام شهر آتنا شهرت یافته است. وقتی وارد این شهر کوچک می‌شویم، همه از روز حادثه صحبت می‌کنند.

در اخبار منتشر شده بود که آتنا روز حادثه برای نوشیدن آب به مغازه رنگرز رفته بود، اما بهنام اصلانی، پدر آتنا می‌گوید: آتنا اصلا عادت نداشت از غریبه‌ها چیزی بگیرد، آتنا در روز بارها پیش من می‌آمد و وقتی گرسنه یا تشنه می‌شد به مغازه کبابی که روبه‌روی بساطم‌ بود می‌رفت و هرچه دوست داشت می‌خورد و آقای کبابی آن را به حساب من می‌نوشت. آن روز آتنا به مغازه کبابی رفته بود و بعد از خوردن غذا همراه با دوغی که به دست داشت از مغازه خارج و به مغازه اسباب‌بازی فروشی رفت.

فرفره آخرین اسباب‌بازی آتنا
 
او می‌گوید: صبح آن روز آتنا همراه پسردایی‌اش اسباب‌بازی (فرفره) خریده بود که گویا اسباب‌بازی آتنا ترک خورده بود، برای همین دخترم بعد از کبابی برای تعویض اسباب‌بازی‌اش می‌رود که آن قاتل نامرد از همین فرصت سوء‌استفاده کرده بود.

اصلانی درباره رابطه‌اش با قاتل می‌گوید: من اصلا او را نمی‌شناختم و فقط چون بساطم نزدیک مغازه قاتل بود گاهی با هم احوالپرسی کوتاهی می‌کردیم، اما هیچ‌گونه ارتباطی با هم نداشتیم. روز حادثه آن نامرد شیشه ترشی (زیتون) برای من آورد و گفت: آن را از شهرستان برایم آورده؛ آتنا اجازه نمی‌داد که شیشه ترشی را از مرد رنگرز بگیرم و می‌گفت از این ترشی‌ها در خانه داریم و نیازی نیست که از همسایه آن را بگیریم،‌ اما من آن را گرفتم و روی صندلی ماشین گذاشتم. من گمان می‌کنم آن قاتل جانی آتنا را به بهانه دادن شیشه دیگر ترشی فریب داده و به داخل مغازه کشانده است، چون آتنا هیچ‌وقت سمت غریبه‌ها نمی‌رفت.

اسماعیل رنگرز در محله به خوش‌اخلاقی، مردم‌داری و بی‌آزاری معروف بود طوری که صاحب مغازه کبابی می‌گوید: طی این سال‌ها تاکنون دعوا و جر و بحثی از او ندیده است و با کسبه نیز تنها در حد یک احوالپرسی کوتاه ارتباط داشت.

قتل‌گاه، مغازه رنگ‌رزی
 
نبش خیابان اصلی پارس‌آباد،‌ خانه آجری است که به مغازه رنگرز معروف شده. اسماعیل رنگرز داخل این خانه قدیمی لباس‌های کهنه مردم را رنگ می‌زند که پس از حادثه و دستگیری مردم با سنگ به قتل‌گاه آتنا حمله می‌کنند و در و شیشه‌های مغازه رنگرز را می‌شکنند، تا جایی که به گفته کسبه، دولت با ورقه‌های آهنی فضا را بازسازی کرده است.

هیچکس از عابران به سادگی از قتل‌گاه آتنا عبور نمی‌کند. هرکس برای دقایقی جلوی در مغازه رنگرز می‌ایستد. برخی از زنان گریه می‌کنند و زیرلب نوایی برای آتنا می‌خوانند؛ برخی نیز اسماعیل رنگرز را نفرین می‌کنند و از اینکه از آنجا می‌گذرند، شرم دارند. کسبه می‌گویند: خانواده رنگرز پس از خارج شدن جسد از پارکینگ منزل‌شان شهر را ترک کرده‌اند و از آنها خبری ندارند. منزل اسماعیل رنگرز در یکی از کوچه‌های فرعی پارس‌آباد است. در محله ساکت و آرام که چراغ‌های خاموش منزل نشان می‌دهند که هیچکس داخل خانه نیست و خانه خالی از سکنه است.

روبه‌روی منزل رنگرز سوپرمارکت کوچکی است که صاحبش می‌گوید: همسر رنگرز خیاط بود و همه زن‌های محل به او بسیار اعتماد داشتند. او از نظر کار و اخلاق مورد قبول همه بود. رنگرز سه فرزند داشت که فرزند اولش 18 سال دارد و از همسر اولش است و دو فرزند دیگرش که یکی 14 ساله و دیگری تقریبا 8 -9 ساله است از همسر دومش (خانم خیاط) است.

او می‌افزاید: قبل از اینکه جسد را از منزل خارج کنند، آنها صبح زود خانه را ترک کردند. نمی‌دانم خودشان از ترس مردم فرار کردند و یا اینکه ماموران به آنها گفته بودند که از اینجا بروند. دلم برای همسر رنگرز می‌سوزد. او زن مهربان و دلسوزی بود؛ این فاجعه او را آواره کرد.
اما سایر همسایه‌ها حاضر نبودند که در مورد اسماعیل رنگرز و همسرش صحبت کنند و می‌گفتند: شرم دارند که در این محله هستند.

اما چه کسی راز قتل آتنا را فاش کرد؟
 
وقتی اسماعیل رنگرز در بازداشتگاه بوده با همسرش تماس گرفته و گفته بود که در پارکینگ خانه، موادمخدر پنهان کرده است. همسرش نیز این موضوع را با برادرشوهرش (برادر قاتل) در میان می‌گذارد و آنها وقتی وارد پارکینگ می‌شوند، پشت وانت پارک شده بشکه‌ای را می‌بینند که درونش جسدی پنهان شده؛ برای همین سریع به دادستانی اطلاع می‌دهند.

حجت،‌ برادر رنگرز می‌گوید: وقتی وارد پارکینگ شدم، هیچ بوی بدی نمی‌آمد و وقتی در ساکی را که درون بشکه پشت وانت بود را باز کردم با جسد کودکی مواجه شدم، دیگر طاقت نیاوردم. برای همین سریع با همسر برادرم به دادستانی رفتم و موضوع را اطلاع دادم.

او می‌افزاید: آن روز قرار بود اسماعیل به قرار وثیقه و سند آزاد شود و من نیز می‌خواستم سندی را برای آزادی‌اش ببرم، ولی با دیدن جسد آن طفل معصوم نتوانستم طاقت بیاورم، برای همین قبل از اینکه برادرم آزاد شود موضوع را به اطلاع ماموران رساندم و ماموران نیز سریع برای خارج کردن جسد از پارکینگ اقدام کردند.

حجت می‌گوید: من مستاجر برادرم بودم و وضع مالی مناسبی ندارم، زیرا کارگر یک کارخانه هستم و تمام اسباب زندگی‌ام را اقساطی خریده بودم و از ترس اینکه مبادا مردم به خانه برادرم هجوم بیاورند، وسایلم را همراه با همسرم که سی روز است فارغ شده به منزل مادرم بردم. از همسر برادرم هم خبری ندارم. او نیز شبانه با فرزندانش فرار کرده است.

حجت که فاجعه برادرش را ننگ بزرگی برای جامعه می‌داند، می‌گوید: نمی‌دانم چرا برادرم به آبروی پدر و مادر پیر و مریضم فکر نکرد. پدرم بیمار است و هنوز متوجه این قضایا نشده اما مادرم هر روز در مقابل چشمانم آب می‌شود. او فقط برای آتنا گریه می‌کند. همه برادرانم شهر را ترک کرده‌اند، اما من نمی‌توانم پدر و مادرم و همسرم را که تازه فارغ شده ترک کنم، آنها خیلی ترسیده‌اند و مدام گریه می‌کنند. وقتی صدایی می‌شنوند یا کسی در خانه را می‌زند، دلمان به تب و تاب می‌افتد و جرات نمی‌کنیم در خانه را باز کنیم.

او می‌افزاید: از مردم این شهر خجالت می‌کشم. نمی‌توانم از خانه خارج شوم، برای همین بیکار شدم و نمی‌توانم به محل کارم بروم. نمی‌دانم پس از اعدام برادرم مردم این شهر اجازه خواهند داد که من در اینجا بمانم یا خیر.

حجت که الان آواره شده و ننگ برادر قاتل بر پیشانی‌اش خورده می‌گوید: مادرم روز و شب گریه می‌کند و من تنها از مردم خواهش می‌کنم اجازه بدهند در این شهر بمانیم و گناه برادرم را به پای ما ننویسند. اجازه بدهند پدر و مادر پیرم در این شهر بمانند،‌ چون تمام کشور ما را به نام برادر و خانواده این قاتل می‌شناسند.

خانه مادر اسماعیل رنگرز به خانه مادر قاتل آتنا معروف شده، طوری که وقتی وارد این محله می‌شویم به محض اینکه سوال می‌پرسیم خانه اسماعیل رنگرز، همه در آهنی کوچکی را با انگشت نشان می‌دهند و می‌گویند اینجا خانه مادر قاتل آتنا است و پس از نشان دادن در حتی فاصله می‌گیرند و می‌روند بدون اینکه کلامی با تو صحبت کنند.

تمام شهر در اندوه مرگ آتنا فرو رفته، پارس‌آباد مغان به شهر آتنای مغان شهرت یافته است.

آیا پسردایی آتنا طعمه بعدی قاتل بود؟
 
مردم شهر، اسماعیل رنگرز را حالا به عنوان قاتل سریالی می‌شناسند که چندین قتل انجام داده که تنها به تعدادی از آنها اعتراف کرده است.

برخی می‌گویند رنگرز آن روز حادثه قصد داشته که پسردایی آتنا (کودک 10 ساله) را نیز همراه با آتنا بدزدد و طعمه خود کند که مهدی بداخشان، پسردایی آتنا در‌ این‌باره می‌گوید: اسماعیل رنگرز هیچوقت با کسی صحبت نمی‌کرد، اما آن روز به من گفت اگر مشتری برایش لباس آورد آن را نگه دارم که در ازای آن کار لباس‌های من را رایگان رنگ خواهد کرد، من از این موضوع بسیار خوشحال شدم و منتظر شدم تا مشتری‌ها بیایند و لباس‌ها را برای رنگرز جمع کنم، اما وقتی خبر گم شدن آتنا در شهر پیچید و ما درگیر پیدا کردن آتنا شدیم، نقشه‌های رنگرز برای من نقش بر آب شد.

در ادامه پریناز بداخشان، مادر آتنا به خبرنگار آنا می‌گوید: از ماموران شنیده‌ام که وقتی قاتل جانی دستش را جلوی دهان آتنا گذاشته بود، آتنا برای اینکه بتواند فرار کند چندین‌بار دست او را گاز گرفته بود،‌ اما آن نامرد با خفه کردن دخترم اجازه نداده بود که او از کسی کمک بخواهد. صورت دختر نازم سیاه و کبود شده بود و تمام موهایش ریخته بود.

این را می‌گوید و گریه امانش را می‌برد و با شیون و گریه می‌گوید: آتنای من موهایش را خیلی دوست داشت. همیشه به مغازه خاله‌اش که آرایشگر بود می‌رفت و از او می‌خواست که برایش موهایش را سشوار بکشد، اما آن قاتل با ریختن سرکه بر روی جسد دخترم، باعث شد که تمام موهایش بریزد.

او می‌افزاید: ما به تازگی به این خانه آمده بودیم و هنوز وسیله‌هایمان را به طور کامل نچیده بودیم. آتنا خیلی ذوق و شوق داشت که سریع‌تر اتاقش را بچیند و عکس‌هایش را به دوستانش نشان بدهد. وقتی اسباب‌مان را به این خانه آوردیم، آتنا با ذوق و شوق عروسک‌هایش را روی دیوار می‌چید چون دوست داشت که عکس اتاق و تخت‌خوابش را به دوستانش نشان بدهد. چون می‌گفت دوستانم باور ندارند که من اتاق و تخت داشته باشم.

او پس از کشف جسد آتنا هنوز به خانه برنگشته و می‌گوید: تا آتنا به خانه برنگردد، هیچوقت وارد آن خانه نمی‌شود.
او می‌گوید: آتنای من هنوز زنده است و من برای پیدا کردنش تمام سعی خودم را می‌کنم.

داغ آتنا جوانی‌ام را سوزاند
 
در همین حال شهلا، خواهر پریناز می‌گوید: قاتل آتنا برای اینکه جسد بوی تعفن نگیرد، او را در سرکه نگه داشته بود، برای همین تمام موهای آتنا ریخته بود و برای اینکه بتواند آتنا را درون ساک پنهان کند پاها و کمر آتنا را می‌شکند و درون ساک می‌گذارد، برای همین ماموران آگاهی و پزشکی قانونی به ما گفتند اجازه ندهیم پریناز و بهنام جسد آتنا را ببینند. اگر خواهرم با آتنا خداحافظی می‌کرد، الان کمی آرام می‌شد.

وی می‌افزاید: آتنا خیلی دوست داشت که برایش جشن تولد بگیریم، اما هرسال یکی از اقوام‌مان فوت می‌کرد و تولد آتنا لغو می‌شد. اما امسال قرار بود که برای او جشن تولد بگیریم و حتی برای او لباس محلی نیز دوخته بودیم، اما روز تولدش هنوز خبری از آتنا نداشتیم برای همین برای آرامش مادرش جشن تولدی را با حضور دوستانش در مدرسه برگزار کردیم. آتنا هیچ‌وقت جشن تولدی نداشت.
آ
تنا به دایی کوچکش علاقه بسیاری داشت، طوری که در فضای مجازی تصویر دایی او به عنوان پدر آتنا منتشر شد.

پیمان، دایی آتنا به خبرنگار آنا می‌گوید: تحمل فراق آتنا را ندارم. نمی‌توانم در این شهر بمانم. من صبحم را با آتنا شروع می‌کردم و تمام روز را در کنار او بودم. من و آتنا به شدت به هم علاقه داشتیم، طوری که او همه جا کنار من بود و همیشه لباس‌هایش را همرنگ من می‌پوشید. داغ آتنا جوانی‌ام را سوزاند. نمی‌توانم تا آخر عمر این داغ را فراموش کنم.

این جملات را در حالی می‌گوید که دستانش با باندی پیچیده شده بود که گویی پس از کشف جسد وقتی دنبال آمبولانس آتنا می‌دود و بر اثر ضرباتی که به ماشین حمل جسد وارد کرده دچار آسیب شده است.

پدر آتنا: قاتل آتنا باید در ملاءعام سنگسار شود
 
پدر آتنا می‌گوید: از همه مردم، مسئولان و خبرنگاران ممنونم زیرا همه در غم ما شریک شدند، اما از تعلل زیادی در بررسی پرونده دخترم که باعث شد جسد او را با فاصله زمانی طولانی پیدا کنیم، گلایه‌مندم.

او می‌گوید: از قاتل آتنا نمی‌گذرم. باید او را در ملاءعام سنگسار کنند، زیرا صدای آتنا در گوشم است که مرا صدا می‌زند و از من کمک می‌خواهد. می‌خواهم فریادهای قاتل را ببینم.

آتنا اولین قربانی وسوسه‌های شیطانی نبوده و نخواهد بود. برخی می‌گویند قاتل به وسوسه سرقت طلای آتنا او را ربوده است، اما بهنام اصلانی می‌گوید اسماعیل رنگرز وضع مالی مناسبی داشت، او احتیاجی به اندک طلای دختر من نداشت. او یک شیطان است که با وسوسه شیطانی دختر من را ربود و پس از 23 روز جسد دخترم را به من تحویل داد.

بنابراین گزارش، تمام شهر منتظر اعدام اسماعیل رنگرز هستند و همه می‌گویند تا زمانی که او را در ملاءعام اعدام نکنند، قلب‌شان آرام نخواهد گرفت و از این موضوع نمی‌گذرند، زیرا این اتفاق باعث شده که شهر آنها که به مهمان‌نوازی معروف بود، به قتلگاه آتنا و کودکان خردسال معروف شود.
برچسب ها:
انتشار یافته: 32
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
14:13 - 1396/04/26
بمیرم الهی پدرمادرش چی میکشن این حیوون باید زجر کش بشه سنگسارم براش کمه زجرررر کش بشه
Iran, Islamic Republic of
14:15 - 1396/04/26
امروز وقتی کلیپهایی در مورد اتنا در اینستا دیدم اشکم بند نیومد امید به انکه به جای طناب دار سنگسار شود
Iran, Islamic Republic of
14:15 - 1396/04/26
با عرض تسلیت به خانوده آتنا .

میگم نباید دختر بچه هارو حتی برای آب خوردن تنها فرستاد جایی ، من دختر 7 ساله دارم تقریبا از 2 سال قبل به این ور که علاقه به پارک رفتن داره و بازی با تاب و سرسره رو انجام میده بدون حضور من یا همسرم نمیره پارک مقابل منزل و چهار چشمی مواظبش هستیم .

من میگم قاتل صد در صد گناه کار ولی پدر آتنا نباید حتی بچه رو تنها می فرستاد کبابی .

شرمنده این نظر منه . باید جلوی اینطور نفرات شرور و قاتل از قبل هوشیارتر باشیم و مراقبتمان بیشتر باشد .
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۷ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۶
بله واقعا ناچاریم بچه هامون رو توی این جامعه نا امن و کاملا خطرناک محدود کنیم .. گرچه محدود کردن بچه ها خودش بعدها کلی مشکل براشون بوجود میاره
Iran, Islamic Republic of
14:27 - 1396/04/26
خب حق داره بیچاره برای اینجور ادم ها طناب دار هم کمه به خدا
Iran, Islamic Republic of
14:46 - 1396/04/26
خدا لعنتش کنه جسم بیجان بچه رو شکسته تا تو ساک جا بشه . .
Iran, Islamic Republic of
14:59 - 1396/04/26
من به مردم واقعا حق میدم ناراحت باشند ولی خانواده قاتل که تقصیری ندارند باهاشون کار نداشته باشید،دوباره خون یک بی گناه ناحق ریخته نشه.
United Kingdom
15:05 - 1396/04/26
#نه_به_اعدام
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۸ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۶
میخوای آزادش کنن بیاد همسایه خود شما بشه ؟
Iran, Islamic Republic of
15:29 - 1396/04/26
قطعا پدر ومادر قاتل ویا شاید برادرانش پی به یک سری مساءل بردن چرا به پلیس خبر ندادن وابروداری کردن،،حالا بیان جواب بدن،،،قطعا جای شما پارس اباد وهیچ جای ایران نیست
Iran, Islamic Republic of
15:41 - 1396/04/26
اسماعیل رنگرز در محله به خوش‌اخلاقی، مردم‌داری و بی‌آزاری معروف بود!!!!!
تو همه خبرا که درج کردن باهمه درگیری داشته و همه میدونستن ک ادم درستی نیس
Iran, Islamic Republic of
15:42 - 1396/04/26
با سلام. ضمن عرض تسلیت به خانواده این کو دک . من خواهش می کنم قانون بی درنگ اقدام کند تا شاید کمی از درد و الام پدر و مادر و مردم این روستا کمتر شود . این جور آدمها نباید با راحتی بمیرند باید زجر بکشند تا نابود شوند . خدا لعنت کند . این قاتل سنگ دل . به خدا من یک شهرستانی دو دلم به درد آمدم و اشکهایم سرازیر شد
Iran, Islamic Republic of
15:44 - 1396/04/26
خدا به خانواده اتنا صبر بده...ولی جنایت رو نباید پای همه ی اعضای خانواده رنگرز نوشت این بی انصافیه...سنگسار هم حکم کاملا ظالمانه ایه برای هر کسی حتی گناهکار هم باشه...لطفا افراط و تفریط نکید اجازه بدین قانون در این مورد تصمیم بگیره
Iran, Islamic Republic of
16:07 - 1396/04/26
اي كاش اون روز اتنا مي ماند منزل پيش مادر و خواهرش. اي كاش اون روز باباي اتنا زودتر بساطش رو جمع ميكرد و همراه اتناي عزيز زودتر ب منزل برميگشتن و اين اتفاق نمي افتاد. اي كاش اون لحظه كه اين وحشي خونخوار جلوي دهان اتنا رو گرفته بود يك لحظه به خود مي اومد كه داره چكار ميكنه. اي كاش اتناي عزيز اون ‘ دختر دوست داشتني الان مثل گذشته در كنار خانواده اش بود و هيچ وقت اين اتفاق براش نمي افتاد ‘ خدت لعنت كنه قاتل اتنا رو خدا ازش نگذره خدا انشالله ب بابا و مادر و بستگان اتنا صبر بده ‘ خانه ي ما از شهر اونا خيلي دوره و ما نميتونيم بريم اونجا و حداقل براي خاطر تصلي خاطرشون خدمتشون برسيم ولي قلب من و خانواده ام پيش اوناست و از صميم قلب ميگم ماروهم تو غم از دست دادن عزيزتون شريك بدونيد انشالله خدا بهتون صبر بده و اتناي عزيز رو با بندگان خوب خودش محشور كنه انشالله
Iran, Islamic Republic of
17:18 - 1396/04/26
مسوولین اگه پدر آتنا یه مغازه کوچیک واسه خودش داشت بچش مجبور نبود برای آب خوردن جای دیگه بره....
این آدم کثیف باید سنگسار بشه.
ولی خانواده بیچارش چه گناهی دارین بزارید داخل شهرشون بمونن و با دید بد بهشون نگاه نکنید خودشون به اندازه کافی شرمنده هستن.
Iran, Islamic Republic of
17:19 - 1396/04/26
از شنیدن خبر جنایت شوکه شده و گوئی قلبم می خواهد منفجر شود، در خفا و به تنهائی می گریم، نگوئید حیحوان صفت، حتی حیوانات درنده هم جز گرسنگی شدید،چنین نیت شیطانی ندارند، اگر آن بی شرف را به من بدهند، خودم میدانم چگونه می کشمش.
ضمنا با پدر و مادرش ابراز همدردی می کنم.
Iran, Islamic Republic of
17:40 - 1396/04/26
باید قبول کرد که انسانها اشرف مخلوقات نیستند، بلکه میتوانند ننگ خلقت باشند.
برای خودم که اسم انسان را یدک می کشم بسیار متاسفم.
همین و بس.
Iran, Islamic Republic of
18:22 - 1396/04/26
این مشکل دلیلش کاره
اگه پدر آتنا یه کار خوب داشت و بساط نداشت
اگه تو یه شرکت‌بود
بچش رو با خودش‌نمیبرد که اونجوری بشه
بیکاری مادر همه فساد هاس
خدایا خودت ما رو ببخش با کارامون
خدا رحمتت کنه آتنا جان
ولی چرا وقتی آتنا زنده بود کسی نمیشناختش
حالا که مرد شد عزیز همه هه
پاسخ ها
سونا
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۴۴ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۸
پدرومادر کودک مقصرهستند اصلا نبایدخودشونو بیتقصیرومبرا بدونن
Iran, Islamic Republic of
20:47 - 1396/04/26
سلام.آتناروحت شاد.این قاتل بی ناموس بایدسنگساربشه
Iran, Islamic Republic of
21:39 - 1396/04/26
بنظر من نباید دارش بزنن چون اون حیوان صفتو تو دو دقیقه جون میده....پس ایشونو باید تو همون روستا جلو همه اهالی سنگسار بکنن ...که درس عبرتی بشه برا همه ..لااقل دل خونواده آتنا هم کمی خنک بشه...
Iran, Islamic Republic of
21:53 - 1396/04/26
آره جون عمت به همین خیال باش تاسنگسارش کنن مقصر اصلی پدرش است که هواسش به بچه اش نبوده خاک بر سرش
Iran, Islamic Republic of
21:54 - 1396/04/26
واقعامتاسفم
خدالعنتت کنه که به دختر بچه ی بی گناه رحم نکردی بعضی ادمهاچقد میتوانند اینقدر پست باشند روحت شاد اتنا جان
Iran, Islamic Republic of
22:54 - 1396/04/26
فقط اعدام اگر دست من بود سرش را با چاقو میبریدم تکه تکه میکردم میذاشتم جلوی سگ های گرسنه
Iran, Islamic Republic of
06:50 - 1396/04/27
#نه به اعدام .فقط سنگسار وسلام
روشنفکرم رشنفکرای قدیم والا
Iran, Islamic Republic of
16:30 - 1396/04/27
به ولای علی اگه این آدمو دست من میدادن با چاقو ذره ذره گوشتای بدنشو میبریدم و بعدم تا هنوز زنده اس تو آتیش میسوزوندمش. یا اول دست و پاهاشو و کمرشو میشکستم و انگشتاشم میبریدم که هرز رفته و جلوی دهن بچه رو گرفته. یا تو بشکه اسید مینداختمش. ماهام روانی شدیم از این همه جرم و جنایت خداشاهده.وگرنه اینجور قسی القلب نمیشدیم . ولی این قاتل نامرد کثیف حقشه به بدترین شکل ممکن زجرکش بشه . روشنفکرام این هشتگ نه به اعدامو بذارن وقتی یکی از عزیزای خودشون این بلا سرش اومد پخش کنن ببینیم بازم حرفشون همینه؟
خدا خودت برای نجات ایران یه کاری بکن. دیگه نه پسر و نه دختر امنیت نداره . #سنگسار_قاتل_آتنا
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج