۵۹۷۳۴۵
۲۳ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۰
ایرانی ها مردمانی ریاضی دان هستند. آن ها به اعداد بزرگ خیلی خیلی علاقه دارند. اگر در زبان فرانسه یک حروفی است که نوشته می شود، اما خوانده نمی شود.
امتیاز خبر: 72 از 100 تعداد رای دهندگان 3469
ماهنامه خط خطی - پری سا شمس: ایرانی ها مردمانی ریاضی دان هستند. آن ها به اعداد بزرگ خیلی خیلی علاقه دارند. اگر در زبان فرانسه یک حروفی است که نوشته می شود، اما خوانده نمی شود، در فارسی هم یک صفرهایی است که نوشته می شود، ولی خوانده نمی شود. ایرانی ها این صفر بی مصرف را مقابل همه قیمت ها می گذارند تا هوش مخاطب را به چالش دربیاورند؛ مثلا، یک بار برای نغمه اس ام اس بانک آمد و او از خوشحالی مثل اسب شیهه کشید که چهارصد و پنجاه هزار تومان به حسابش واریز شده است و او می تواند از پس مخارج لیزر موهای زایدش بربیاید، اما بعد که ما صفر اضافه را حذف کردیم، فهمیدیم این همان چهل و پنج هزار تومان یارانه است.
 
هر چند که نغمه بعد از فهمیدن این موضوع دچار ریزش ناگهانی شد و نیازش به لیزر به کل از بین رفت، ولی خب اعصابش هم بهم ریخت و چند صدای کش دار از خودش بیرون داد.

یک بار هم بابابزرگ نغمه که به استفاده از گیاهان دارویی سنتی خصوصا گیاه خشخاش علاقه دارد، زنگ زد برایش با پیک مقداری گیاه داروی بفرستند. در ایران، به خاطر وجود همین صفر اضافه، کمتر کسی اسکناش در جیبش دارد، چون با یک اسکناس صدهزار ریالی که می شود ده هزار تومان، یک تف هم کف دست شما نمی اندازند. پس شما برای گذران زندگی، ناچاری اسکناس های زیادی با خودت داشته باشی. ایرانی ها که دوست دارند سبک سفر کنند، به جای اسکناس یک دانه کارت می گذارند در جیبشان و همه جا کارت می کشند، از همین رو است که گدایان سر چهارراه هم دستگاه کارت خوان دارند. آن دلیوری گیاهان دارویی هم دستگاه پوز داشت.

پدربزرگ نغمه رفت یک لوله گیاه گرفت و بعد کارت کشید، اما حواسش نبود و یک صفر اضافه زد و کل موجودی حسابش به فنا رفت. او که از شوق خریدش سر از پا نمی شناخت، بلافاصله خودش را به پستوی خانه رساند و مشغول شد. دو سه ساعت بعد بود که فهمید بیش از دو سه میلیون تومان کارت کشیده. آن وقت بود که به حال سکته افتاد، اما از آنجا که خریدش یک خرید غیرقانونی بود، جرئت نکرد به پلیس گزارش بدهد، بنابراین ترجیح داد یک سکته بکند. به خاطر آن صفر اشتباهی، دهان پدربزرگ که مورد عنایت قرار گرفته بود، کج شد و کج ماند.

با این حال، ایرانی ها به چیزهای بزرگ خیلی علاقه دارند، برای همین هم عددهای بزرگ را خودشان گنده می کنند؛ مثلا، یک روز، من و مادر نغمه رفتیم سبزی خوردن خریدیم که شد هزار تومان و یک بسته ماست خریدیم که شد دو هزار تومان. نیم ساعت بعد، مادر نغمه به پدرش می گفت تو از خرج و مخارج خبر نداری. دو پر سبزی و یک ظرف ماست و کوفت و زهر مار خریده شده پنجاه هزار تومان! من نمی دانم او کی کوفت و زهرمار را خرید، اما خوب یادم هست که فقط یک اسکناس پنج هزار تومانی خرج کرد.

یک بار هم پدر نغمه داشت به یک نفر می گفت خانه مان مشتری دارد یک میلیارد، اما ما نمی فروشیم. فردای همان روز، دیدم که به بنگاهی چاقی می گفت اگر پونصد میلیون مشتری پیدا کنی، بهت پنجاه تومان شیتیل می دهم.

در ایران، هرچه اعداد مهم اند، اما آمارها پر از رمز و رازند. به تعداد مسئولین ایران، آمارهای متفاوت وجود دارد؛ مثلا، خود من هرگز نفهمیدم چند نفر در ایران ایدز دارند و نفهمیدم چند دانه یوز ایرانی هنوز زنده است و نفهمیدم کی، کِی، چقدر اختلاس کرده، از بس که هر کی یک عددی می پراند.

اما هرچه در ایران آمار مهم نیست، نمودار مهم است. ایرانی ها قبلا یک رییس جمهور داشتند که همه چیز را با نمودار نمی نمود و از این طریق رقبای انتخاباتی اش را از میدان به در می کرد. آن قدر آن رییس جمهور را مردم دوست می داشتند که بعد از او استفاده از نمودار را به کل رها کردند تا کپی رایت نمودارها تنها برای آن بزرگوار محفوظ بماند.

در ایران، جبر هم با اینکه طرفدار چندانی ندارد، اما خیلی رایج است، هرچند که احتمالات رواج بیشتری دارد. مردم مدام درگیر احتمالات هستند. آن ها هی احتمال می دهند که نرخ ارز، مسکن، نفت و طلا یک چیزی بشود، اما چون احتمالاتشان ضعیف است، معمولا همان جبر را پاس می کنند و در احتمالات شکست می خورند و برای همین دیفرانسیل عقب همه آن ها تاب برداشته است.

خلاصه که اگر گذرتان به ایران افتاد، بدانید که با ملتی ریاضی ندان طرفید که هیچ وقت دو دوتایشان چهارتا نمی شود، اما همچنان مهمان نوازترین مردمی هستند که روی زمین می توانید پیدا کنید...
برچسب ها:
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج