۵۹۸۳۳۲
۲۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۶
روزنامه خراسان نوشت: زن جوانی با حضور در یکی از کلانتری های مشهد زندگی تلخ خود را تشریح کرد.
امتیاز خبر: 96 از 100 تعداد رای دهندگان 14374
روزنامه خراسان نوشت: زن جوانی با حضور در یکی از کلانتری های مشهد زندگی تلخ خود را تشریح کرد.

او گفت: آشنایی و ازدواج من و «وحید» مانند خیلی از ازدواج های دیگر کاملا سنتی شکل گرفت. مادر وحید مرا در یکی از مهمانی های زنانه زیر نظر گرفته بود تا این که چند روز بعد، به خواستگاری ام آمد.

شب «بله برون» من و وحید دقایق کوتاهی با هم حرف زدیم و من مهم ترین تصمیم زندگی ام را گرفتم. طولی نکشید که قدم به خانه بخت گذاشتم تا رویاهای رنگارنگم را در زندگی مشترک نقاشی کنم.

با آن که وحید اخلاق تندی داشت اما آغاز زندگی ما بسیار شیرین بود و من سعی می کردم با او مدارا کنم تا  کمتر عصبانی شود . با این وجود همسرم بیکار بود و برای یافتن شغلی، سودای شهر را در سر می پروراند. بدین ترتیب کوله بار زندگی مان را بستیم و از روستا به حاشیه شهر مشهد مهاجرت کردیم.

«وحید» یک دستگاه موتورسیکلت دست دوم خرید و با آن مسافرکشی می کرد. در این شرایط که زندگی را به سختی می گذراندیم، پسرم حمید نیز به دنیا آمد. دیگر به خاطر مشکلات اقتصادی، همسرم عصبانی تر از گذشته شده بود و ما مدام با یکدیگر مشاجره می کردیم. تا این که در یک شب سرد زمستانی وقتی چهره تب دار پسرم را  دیدم و از این که پولی نداشتم تا او را نزد پزشک ببرم، بسیار عصبانی بودم، مشاجره سختی بین ما در گرفت و او در همان حالت عصبانیت در حیاط را به هم کوبید و از منزل خارج شد. چند ساعت بعد از کلانتری تماس گرفتند که همسرم بازداشت شده است. فرزند بیمارم را در آغوش گرفتم و سراسیمه خودم را به کلانتری رساندم. وحید در خیابان با یک خودرو تصادف کرده و پس از آن نیز با کتک کاری راننده را به شدت  مجروح کرده بود.

خلاصه دادگاه او را به پرداخت چندین میلیون تومان دیه محکوم کرد اما ما پولی برای پرداخت دیه نداشتیم. هیچ کدام از اطرافیانمان نیز نمی توانستند کمکی به ما بکنند، به همین دلیل همسرم روانه زندان شد و تلاش های من برای فراهم کردن پول به جایی نرسید و از سوی دیگر نیز راننده شاکی به هیچ وجه حاضر به گذشت نشد.
 
ماه ها از زندانی شدن وحید می گذشت و من با کارگری سعی می کردم زندگی را بچرخانم. بالاخره با گرفتن وام و پس اندازهایم رضایت شاکی را گرفتم اما دیگر همسرم آن وحید سابق نبود چرا که بعد از آزادی از زندان به انواع خلافکاری ها مانند مصرف مواد و مشروبات الکلی روی آورد و بیشتر اوقاتش را با دوستانی می گذراند که در زندان با آن ها آشنا شده بود. دیگر از کتک کاری ها و خلافکاری های همسرم خسته شدم و اکنون به قانون پناه آورده ام.
برچسب ها:
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 8
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
10:49 - 1396/06/22
متاسفانه زندان ندامتگاه نیست آموزشگاه خلافه
پاسخ ها
شیدا
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۵۳ - ۱۳۹۶/۰۶/۲۲
اره والا
Iran, Islamic Republic of
11:57 - 1396/06/22
متوجه نشدم تو زندان معتاد شده بود
Iran, Islamic Republic of
21:58 - 1396/06/22
موافقم
پاسخ ها
عزب
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۲ - ۱۳۹۶/۰۶/۲۴
منتظر نظر بهزاد جان هستم،
Iran, Islamic Republic of
23:58 - 1396/06/22
خدا جفتون کمکت کنه.
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۵۴ - ۱۳۹۶/۰۶/۲۴
با یک خسته نباشید محکم به دوستان و از اینکه افرادی که به زندان میروند تا اصلاح و تربیت شوند علی رغم اینکه نه تنبیه میشوند و نه اصلاح متاسفانه با کوله باری از تجربه کارهای منفی و اعتیاد به انواع و اقسام موادمخدر به منزل بر میگردند یعنی اگر درست توجه کنید مثل اینکه به دانش گاه های آزاد رفته و بعد از دو سه ترم که به منزل می آیند تفاوتی ندارد اگر هم داشته باشد فقط در مهارت ها و حرکات و سکنات آموخته زندان پیش تر و درس های آن روان تر است که نمرات آنها اگر مبنا را بیست بالاترین امتیاز باشد حداقل کمتر از 18نمره کمتر نمی آورند و دانش هم بند ها و هم اطاقی ها را بطور معجزه آسایی آموزش و پرورش یافته اند اما دروس حقیقی دانشگاه آزاد از نه الا ده بیشتر نمیشود فقط بین این دو اعتیاد بطور مساوی با رقابتی پایاپای پیش میرود مضاف بر آنکه از نظر تربیت دانشگاه دست کمی از اون یکی ندارد،
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج