۶۰۹۰۵۶
۲۰ مهر ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۳
در دهه 70 و اوایل دهه 80، تب ساخت سریال پلیسی و جنایی در تلویزیون بالا گرفت. سریال های ماندگار این ژانر مربوط به همان دوره هستند. «شلیک نهایی»، «سرنخ»، مجموعه «کلانتر»، «مزد ترس»، «کارآگاه علوی» و... کارهایی بودند که تا امروز در ذهن مخاطبان آن روزهای تلویزیون باقی مانده اند.
امتیاز خبر: 92 از 100 تعداد رای دهندگان 5394
روزنامه آسمان آبی - سوسن سیرجانی: در دهه 70 و اوایل دهه 80، تب ساخت سریال پلیسی و جنایی در تلویزیون بالا گرفت. سریال های ماندگار این ژانر مربوط به همان دوره هستند. «شلیک نهایی»، «سرنخ»، مجموعه «کلانتر»، «مزد ترس»، «کارآگاه علوی» و... کارهایی بودند که تا امروز در ذهن مخاطبان آن روزهای تلویزیون باقی مانده اند. یکی از کارگردانان پرکار آن دوره محسن شاه محمدی است که کار ساخت سریال های پلیسی و معمایی را از «آیینه عبرت» شروع کرد و در سال 1373 با ساخت «شلیک نهایی» بر سر زبان ها افتاد.
 
پس از موفقیت این مجموعه، علاقه اش به سریال سازی در این ژانر را از دست نداد و با این که گاهی درام های خانوادگی ای مثل سریال های «فکر پلید» و «پاییز پدرسالار» را برای تلویزیون تولید می کرد، تعداد کارهای پلیسی و جنایی اش همیشه پیشتاز سایر آثارش بود.
 
مجموعه سه فصلی «کلانتر» از دیگر کارهای او در این ژانر است، اما شاه محمدی نزدیک به 10 سال است که دیگر سریال پلیسی نساخته و هنوز هم تمایلی به از سرگیری آن ندارد. با او درباره مهجور ماندن ژانر پلیسی در تلویزیون و شعارزدگی بیش از حد سریال های معمایی و وابسته به ناجا گپ زدیم.

در دهه 70 و اوایل 80 تولید و پخش سریال پلیسی پای ثابت برنامه های صدا و سیما بود، تا جایی که به طور متوسط سالی دو سریال پرمخاطب پلیسی جنایی در تلویزیون ساخته می شد. چرا این ژانر در چند ساله اخیر این قدر مهجور مانده است؟

برای اینکه در آن سال ها بحث ساخت سریال و فیلم کلا متفاوت بود. کسانی که جذب این حرفه می شدند و می خواستند کارهای هنری انجام دهند، کاملا علاقه مند و شیفته کارهای هنری بودند و به بحث مادیات توجه کمتری می کردند، دستمزدها و بودجه ها بسیار پایین بود و تنها کسانی در این حیطه قدم بر می داشتند که یا عاشق بودند تا حرفی برای گفتن داشتند.

ولی یکباره از اواسط دهه 80، بودجه ها و دستمزدها بالا رفت و افراد بسیاری جذب تلویزیون شدند، به طوری که هنر سریال سازی به یک بیزنس و بنگاه اقتصادی جذاب تبدیل شد و می دیدیم که صدا و سیما انبوهی برنامه ساز جدید را جذب خود کرده و رقابت شدیدی بر سر کار و درآمد بیشتر به وجود آمده است.

این روند ادامه داشت تا هنگامی که تلویزیون در اواخر دهه 80 دچار بحران مالی و با کمبود بودجه فراوان رو به رو شد و دیگر پولی در بساط نبود. شاید این گونه بود که نه تنها ژانر پلیسی- جنایی که اصلا خود تلویزیون این چنین مهجور شد.
 
گفت و گو با محسن شاه محمدی، کارگردان باسابقه سریال های پلیسی 

شما به عنوان کسی که در طول سال ها کار در تلویزیون، بالغ بر 10 سریال پلیسی در کارنامه خود دارید، فکر می کنید چرا این ژانر در جذب مخاطب موفق بود؟

می توانم دلیل اصلی اش را این بدانم که مردم ناشناخته ها را دوست دارند و دنیای تبهکاران یکی از همین ناشناخته هاست؛ در همه جای دنیا هم همین طور است. مردم در این گونه آثار پلیسی و جنایی چیزی را می بینند که خودشان هرگز قادر به تجربه آن نیستند.

در سال های اخیر سریال های ساخته شده در این ژانر، بیشتر به سمت شعارزدگی رفته اند و به جای این که طرح قصه و روایت جذاب تری داشته باشند، مدام می کوشند در به تصویر کشیدن توان و نیروی پلیس بزرگنمایی کنند. البته این شعارزدگی معمولا به این باز می گردد که خود ناجا اسپانسر این سریال هاست. بزرگنمایی و شعارزدگی چقدر باعث می شود مخاطب این گونه سریال ها را پس بزند؟

البته قبلا هم ناجا در اکثر تولیدات پلیسی مشارکت داشت و هزینه ساخت آن را می پرداخت. چیزی که الان به این اتفاق منجر شده تغییر نگاه مدیران است. قبلا اگر کاری می ساختند، هدف متفاوتی پشت آن بود. بیشترین چشم اندازی که برای یک کار پلیسی در نظر گرفته می شد کاهش بزهکاری و آگاه کردن مردم برای پرهیز از آن بود. ولی الان موضوع فرق کرده و دغدغه مدیران بیشتر کسب رضایت مسئولان بالادستی است و نقش جذابیت برای مخاطب در موفقیت یک اثر خیلی جدی گرفته نمی شود.

افرادی هم که ساخت و تولید این گونه آثار را به عهده می گیرند بیشتر به رضایت سفارش دهنده فکر می کنند تا جذب مخاطب. در صورتی که با کمی تفکر و خلاقیت می توان بین این دو تعادل به وجود آورد و محصولی عرضه کرد که هم مخاطب راضی باشد و هم سفارش دهندگان.

سال هایی که سریال هایی مثل مجموعه چندفصلی «کلانتر» را می ساختید، ناجا حمایتتان می کرد؟ از شما خواسته نمی شد برای معرفی امکانات و توانایی های آن ها بزرگنمایی کنید؟

زیاد به خاطر نمی آورم چنین درخواستی از من شده باشد. همان طور که پیش تر هم گفتم، آن سال ها دغدغه مدیران سازمان و مسئولان ناجا در درجه اول رضایت مخاطب بود و کاهش جرم و جنایت. از طرفی هیچ کس به تبلیغات سازمان خودش فکر نمی کرد و اگر هم گاهی پیشنهادی می شد، قطعا وظیفه من برنامه ساز بود که بتوانم با زیرکی و زیبایی تمام آن تبلیغ یا شعار را به گونه ای اجرا کنم که به آزار مخاطب منجر نشود.

در ساخت این ژانر از سریال ها، وجه معمایی و جنایی آن برایتان مهم تر بود یا پرداختن به قابلیت های یک پلیس توانایی ایرانی؟

شاید هیچ کدام، شاید هم هر دو. ولی برای من از همه مهم تر مسائل اجتماعی آن بود، این که در میان آدم هایی که مرتکب بزهکاری یا حتی قتل شده اند چه روابط پیچیده انسانی ای می توانست وجود داشته باشد. این که خلافکارها از جهانی دیگر نیامده اند و هر یک از ما که امروز شهروندی معمولی و محترم شمرده می شویم، می توانیم با بی احتیاطی ساده ای تا پای چوبه دار برویم و همه عشق ها و علایق مان را تحت تاثیر آن قرار دهیم. به همین دلیل کار پلیسی برای من صرفا ایجاد فضای به اصطلاح بگیر و ببند و تیراندازی و کشت و کشتار نبود، بیشتر سعی می کردم نشان دهم چگونه رویاهای شیرین آدمی می تواند به کابوسی تلخ تبدیل شود.
 
گفت و گو با محسن شاه محمدی، کارگردان باسابقه سریال های پلیسی 

در همه جای دنیا، همیشه آن دسته از سریال های پلیسی موفق بوده اند که داستان جذابی داشته اند. برای رسیدن به این مهم، به نظرتان چرا کارگردان های ایرانی به سراغ قهرمان های واقعی پلیس نرفته اند تا بتوانند از این طریق جذابیت سابق را به این ژانر برگردانند؟

قهرمان های واقعی پلیس باید قبلا در جامعه برای کارها و فعالیت هایشان مطرح شده باشند تا فیلمساز به دنبال ساخت زندگی و کارهای قهرمانانه آن ها برود. وقتی چنین مواردی تا به حال به د لیل مسائل امنیتی یا بی توجهی مسئولان مطرح نشده است، فیلمساز به ناچار خودش دست به قهرمان سازی می زند.

گاهی گفته می شود کارشناسان اجتماعی معتقدند سریال های پلیسی و حتی اخبار حوادث روزنامه ها، در کنار نکات آموزشی شان، جنبه بدآموزی خواهندداشت. آیا با این گفته موافق اید؟ ممکن است دلیل کمتر پرداختن به داستان های معمایی و جنایی در تلویزیون خط قرمزهایی باشد که برای داستان های این چنینی تعریف شده است.

قبول دارم. به همین دلیل باید با احتیاط بیشتری کار کرد. اولا نباید سوژه هایی را که عمومیت ندارند به شکل پررنگی مطرح کرد، چون قبح آن در جامعه ریخته می شود. از طرفی، گاهی که ما کار سریال سازی انجام می دادیم، آدم ربایی، سرقت از بانک، دختر فراری و این جور چیزها، هم برای نشریات و هم برای برنامه سازان، جزو خطوط قرمز بود. و این کاملا به جا و درست بود، چون به محض آن که این خطوط قرمز برداشته شد، در جامعه هم این گونه خلاف ها شیوع بیشتری پیدا کرد.

با توجه به سطح کیفی نازل سریال های پلیسی در این چند سال اخیر، وسوسه نمی شوید اثر جدیدی بسازید؟

فعلا خیر.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج