۶۲۹۹۳۶
۲۲ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۱
گویا عده ای دوست دارند خشونت، خونریزی، دیدن مناظر رعشه آور و وحشیانه را در مردم تقویت کنند. اخیرا از ماه محرم تا همین یکی دو هفته اخیر منظره ذبح یک گاو در ملاء عام به صورت آویخته شده و مصلوب و منظره دیگری از کشتن گاوی به مناسبت ورود استاندار اراک منقلبم کرد.
امتیاز خبر: 92 از 100 تعداد رای دهندگان 8331
هفته نامه امید جوان - خسرو معتضد: اخبار رعشه آوری که همه روزه در صفحات حوادث مطبوعات ما با توصیف کامل جنایات، سربریدن ها، دشنه در شکم فروکردن زنان و فرزندان یک قاتل عنان گسیخته، خفه کردن زن جوان حامله به دست شوهر، خفه کردن نامزد جوان، دوشیزه چند ماه پس از نامزدی به دست مرد جوانی که قرار بوده یک عمر کنار او زندگی کند، تبانی یک زن شوهردار با مرد غریبه برای سر به نیست کردن شوهر زحمتکش و سوزاندن جنازه او با بنزین در بیابان ها، شکنجه کردن یک جوان مهابادی به دست رفقای مدرسه اش، سوزاندن و کشتن او و هزاران خبر جنایی در طول سال طاقت مرا به پایان رسانده و کاسه شکیبایی ام لبریز شده است.

گویا عده ای دوست دارند خشونت، خونریزی، دیدن مناظر رعشه آور و وحشیانه را در مردم تقویت کنند. اخیرا از ماه محرم تا همین یکی دو هفته اخیر منظره ذبح یک گاو در ملاء عام به صورت آویخته شده و مصلوب و منظره دیگری از کشتن گاوی به مناسبت ورود استاندار اراک منقلبم کرد.

امام حسین از این قربانی کردن ها متنفر است

ابتدا از نخستین تصاویر بگویم. در ماه محرم امسال قربانی کردن گاو و گوساله و گوسفند و اخیرا دیدم شتر و شترمرغ به دفعات انجام شد و کسی هم نمی گوید چرا گوسفند و گاو و گوساله و شتر و شترمرغ را ذبح می کنید و گوشت آن را به مصرف پختن انواع چلوخورش ها و مخصوصا قیمه چلو می رسانید اما چرا با این همه خشونت و ادا و اطوار و از جرثقیل آویختن حیوان مظلوم؟

منظره رعشه آوری را در یکی از شبکه های اجتماعی دیدم که نتوانستم تماشایش را تحمل کنم. گاو زیبایی با آن پوست سفید و سیاه و آن خال زیبا و را وارونه از پا آویزان کرده بودند که به مناسبت شب های محرم قربانی کنند. کاری زشت و غیرانسانی و بد و فجیع و حتی یزیدی، آن هم در ماه مقدس محرم الحرام. آخر با این حیوان مهربان مظلوم، بی آزار و خدمتگزار بشریت این رفتار وحشیانه چرا؟ این حیوان بی گناه با آن نگاه مظلوم پاک بی گناه، این حیوانی که آفرینشش راز و رمز لطف و عنایت خداوند به انسان است.
 
 معرفت و جوانمردی و عطوفت ما کجا رفته؟
 
این جاندار گیاهخواری که کمترین زیانی به انسان نمی رساند و شیر و گوشت و چرم و پشم و سمش و حتی کودش مفید است و قرن ها پیش از عمومی شدن نفت و گاز تپاله اش سوخت دیگ های غذای روستاییان گرمی بخش کرسی ها و کلبه های میلیون ها ایرانی روستانشین بوده است.

می خواهید ذبحش کنید چرا گاوکشی را تبدیل به نمایش رعشه آور و تکان دهنده می کنید؟ حیوان چه گناهی کرده که پیش از ذبح کردنش از یک پا می آویزید و عذابش می دهید؟

ای کاش مصطفی گاوکش قصاب معروف که تخصص او ذبح گاو زنده بود و به شما آقایان مدعی دینداری می آموخت گاو یک جاندار شریف آفرینش است. گاو برای خدمت به نوع بشر آفریده شده است. دهان خوشبوی او فقط از علفی که روی زمین رسته است می جنبد و کمترین زیانی به انسان و محیط زیست ندارد. وقتی جثه سنگین معلق حیوان را دیدم و تکان خوردن های از سر اضطرار و بیچارگی گاو پیش از سر بریدن و منظره خوفناک سربریدن حیوان را در میان جمعی سیاه پوش دیدم که در مجلس عزای حسینی دوربین به دست گرفته اند و تند تند فیلم می گیرند از خود پرسیدم آیا ارواح طیبه آقا امام حسین (ع) و شهدای کربلا راضی اند که با یک مخلوق خداوند چنین رفتار وحشیانه ای پیش گرفته شود؟

افراد متمدن و فهمیده سال ها بود گاوبازی ورزش سنتی اسپانیایی ها و مکزیکی ها را به سخره می گرفتند که گاو بی آزار را وحشی می کنند به میدان های گاوبازی می آورند و سه چهار نفری با شمشیر و نیزه و پارچه قرمز خشمگینش می کنند و نامردانه و در نهایت شقاوت می کشندش تا عده ای آمریکایی و اروپایی از خود راضی لذت ببرند.

بعضی از اوقات گاوهای نگون بخت وحشی می شوند پس از با شاخ ضربه زدن به ماتادور که پسرک قرتی شلوارچیان پوشیده ای با ادا و اطوار زنانه است به خدمت میدان و حتی به تماشاگران حمله ور می شوند. حتی از میدان می گریزند و در کوچه خیابان های شهرهای اسپانیا یا مکزیک می دوند تا سرانجام ژاندارم ها آنها را به ضرب گلوله از پای در می آورند.

وقتی آن لاشه سنگین گاو خوشگل با آن رنگ های زنده و شاداب سفید و سیاه روی پوستش را می دیدم که در یک فضای سیاه پوش حیوان را مانند شکنجه شوندگان کا.گ.ب و امن العام صدام و گشتاپوی آلمان و ساواک قدیم از یک پا آویخته اند و حیوان به خود می پیچد و ر همان حال تیغه تیز کارد گاوکشی را به گردنش ساییدند تکان خوردم.

گاو در مفکره ما ایرانیان حیوانی محترم و دوست داشتنی است . پیکره گاو در تخت جمشید به عنوان حیوان شریف، کمک رساننده به انسان و اجاق خانواده به صورت سنگ نقش محکوک شده است. ما را چه می شود؟ گاو زنده را به نیایشگاه خدا می آوریم و دعا می خوانیم و با زجر و شکنجه حیوان بیچاره را که اگر یک روز شیر او نباشد، از پنیر و ماست و کره و خامه و سرشیر و شیر غذای کودکان شیرخوار ما خبری نخواهدبود ذبح می کنیم و به خیال خودمان خداوند را از خود راضی می کنیم.

کشتن و ذبح کردن جای خود، آویزان کردن از یک پا و آزاردادن حیوانی بدان زیبایی و خدمتگزاری و نازنینی چرا؟ آخر این خشونت چیست که در تمام فضاهای جامعه تبلیغ و القا می شود.

مرحوم دکتر ابوالفضل لسانی در یکی از مقالات خود نوشته است: در فرانسه او را به مزرعه ای بردند وقتی می خواستند صدها گاو را ذبح کنند، حیوانات را داخل معبری کردند که فقط یک راس گاو می توانست پیش برود. در انتهای آن راهرو که در مزرعه بود دو میله داشت. دستگاهی از بالای سر حیوان به زیر آمد و ضربه کوچکی به سر حیوان زد که مدهوش شد.
 
بلافاصله عمل ذبح بدون درد و رنج و در حالی که حیوان مدهوش بود انجام شد و تمام کارهای پوست کندن حیوان، شستشوی لاشه، تفکیک قسمت ها و امعا و احشاء و حتی قطعه قطعه کردن گوشت حیوان و چرخ کردن گوشتی که باید در بسته بندی قرار گیرد و جدا کردن قسمت های گوشتی به صورت ماشین صورت پذیرفت و حتی خون حیوان را برای مصارف خاص در محفظه ای قرار دادند و تمام عملیات کمتر از دو ساعت انجام شد.

من نمی گویم ذبح شرعی انجام ندهید اما آزار و شکنجه حیوان و آویختن او از یک دست جلو رفتار بی رحمانه و غیرمتمدانه و وحشیانه ای است که نباید در ملاء عام و مخصوصا در مکان مقدسی مانند مسجد انجام گیرد. آن هم جلوی چشم چند هزار تماشاگر به خصوص کودکان آخر این چه نذری است که با این همه خشونت و قساوت قلب باید انجام شود؟ چرا سازمان حمایت از محیط زیست یا هر سازمان مسوول حمایت از حیوانات در این مورد دستورهای لازم صادر نمی کند؟
 
 معرفت و جوانمردی و عطوفت ما کجا رفته؟

امسال در شبکه های اجتماعی مناظر عجیبی دیدم از قمه زدن بر سر اطفال چهار و پنج ساله و خونین شدن سر و صورت آنان. باز دیدم تصاویری از مردانی که از سر تا سینه و سراسر بدن آنان خونین است در شبکه های اجتماعی گذاشته اند.

من هر چه می اندیشم نمی دانم هدف از این کارها چیست؟ مگر بارها رهبر معظم و اغلب آیات عظام این گونه حرکات زشت و زننده را منع نکردند؟ تیغ زدن چه فایده ای دارد؟ آخر قمه زنی چه فایده ای دارد؟ این رسم در دوران سلطه روس های تزاری در قرن نوزدهم از قفقاز تحت سلطه روس های تزاری به ایران سرایت کرد و روس ها می خواستند به دنیا ثابت کنند آنان قفقاز را تصرف کرده اند که جماعت مسلمان را از این کارها باز دارند و متحد نشان کنند.
 
راستی چرا دولت در این موارد سکوت اختیار می کند و چیزی بر زبان مسوولان جاری نمی شود؟ چرا اسلام توصیه می کند به هر حیوانی قبل از ذبح، آب نوشانده شود؟ راستی به حیوان آب داده بودید؟ آیا در دستورهای دینی ما آمده گاو با آن تنه سنگین را وارونه از یک پا آویزان کنید، فکر نکردید این حیوان مظلوم، بی گناه به شدت ترسیده در آن لحظات به صدا درآید و بپرسید ذبحم درست شکنجه کردن چرا؟

آخر کجای دنیا با یک حیوان نجیب، خدمتگزار، زیبا و دوست داشتنی چنین وحشیانه رفتار می کنند؟ در سریال هزاردستان صحنه ای بود که شعبان استخوانی که استاد کشاورز نقش او را ایفا می کرد در چاله خرکشی، الاغ های زبان بریده را سر می برید.
 
آن نقش که واقعیت رفتار با خر بارکش را در اواخر عصر قاجار ترسیم می کرد و باعث اشمئزاز و چندش تماشاگران شده بود. اکنون این کلیپ گاوکشی در سراسر جهان نشر یافته است. این کلیپ مردم جنان را متحیر خواهدساخت که در یک مراسم مذهبی و مقدس و احترام آمیز چه نیازی به آویزان کردن گاو از یک پا، ساعاتی شکنجه دادن آن حیوان و ذبحش در حضور چند هزار تماشاگر است؟

گاوکش های قدیم اصول و معرفتی داشتند. گاهی قبل از ذبح حیوان چهره و وسط پیشانی او را می بوسیدند و حلالیت می طلبیدند. چرا این گونه خشن شده ایم؟ راستی چرا؟ بروید سری به کشتارگاه های کشورهای دیگر بزنید ببینید این حیوانات را چگونه و بدون درد و شکنجه ذبح می کنند؟
 
باز دیدم استانداری جدید الانتصاب به اراک محل ماموریت خود وارد می شود. بساط جرثقیل می آورند و گاو زیبا و چندن راس گوسفند را به فجیع ترین شکلی ذبح می کنند. مدشده گاو را در ملاء عام، حتی در مساجد و تکایا ابتدا به صلابه می کشند، یک پای حیوان را به جرثقیل بسته بالا می کشند و سر می بُرند. گوسفندها را هم جلوی چشم مرد و زن و مخصوصا کودکان با خشونت بر زمین کوبیده، سر می بُرند.

خدا را شکر که مدتی است نحر شتران گهگاه دیده می شود و چندان زیاد نیست. اخیرا در شبکه اجتماعی دیدم شترمرغی را نحر می کنند. سلاحی در ملاء عام خشونت را به مردم القاء می کند. چه نیازی است حیوانی را ابتدا مصلوب کنند و سر ببُرند؟ این همه قساوت را چگونه می توان توجیه کرد و توضیح داد؟ این آقای استاندار جدید الورود از فتح شلمچه و هویزه بازگشته است؟ مرو و هرات را تصرف کرده است؟ هفده ایالت و ولایات قفقاز را فتح فرموده است؟ آیا از راه نرسیده مصدر خدمت بزرگی شده است که به پاس خدمات و فداکاری هایش گاو را به صلابه می کشید و با آن همه سبعیت و خشونت سر می بُرید؟

این مناظر به سراسر دنیا منعکس می شود و مردم به دیده خاصی به ملت ایران می نگرند. می گویید مگر همه روزه مناظر خشونت بار از عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین و سوریه و میانمار و کشورهای آفریقایی به دنیا مخابره نمی شود؟ چرا می شود. ولی آن مناظر فجیع را تروریست های وحشی جاهل می کنند. اینجا ایران است. ماه محرم الحرام است شما قصد نذری دادن به مناسبت ماه محرم و فاجعه عاشورا دارید.
 
 معرفت و جوانمردی و عطوفت ما کجا رفته؟

آدم برای نزدیک شدن به خدا و پیامبر و نوه پیامبر (ص) که با این بی رحمی قربانی ذبح نمی کند. این حیوانات نازنین، بی آزار، دوست داشتنی که فرزندان انسان غالبا با شیر آنها رشد می کنند سزاوار این همه خشونت و توحش نیستند. به صلابه کشیدن حیوانات کی در ایران معمول بوده است؟ استفاده از جرثقیل کجا برای ذبح حیوان رواج داشته است؟ به خدا کودکان و خردسالان و نوجوانان از دیدن این مناظر آن هم در مساجد و تکایا دچار کابوس می شوند.

سال پیش و پیش تر بی.بی.سی با شوق و ذوق وافر سربریدن های گاو و گوسفند نیز قمه زدن هایی که پرده تلویزیون را پر از خون می کرد نشان داد. مسلم بدانید از گاوکشی های صلابه ای امسال هم فیلم های رنگی زیادی برداشته شده و برای تایید مراتب سنگدلی و بی رحمی مردم ایران به کرّات در تلویزیون های جهان نمایش داده خواهدشد.

در گذشته ها پهلوانان زورخانه تبرکاً سر گاو را در مراسم خاص می بُریدند. پهلوانی بود به نام مصطفی که تخصص او در گاوکشی بود. ابتدا پیشانی گاو را می بوسید. نوازشش می کرد و وقتی حیوان را درازکش می کرد به گونه ای به سرعت سر می بُرید که حیوان اصلا نمی فهمید.

در خارجه ابتدا حیوان را که تک تک پس از یک چرای مفصل در علفزاری مسلخ هدایت می شود با ضربه کوچکی که به وسیله چکش بیهوش کننده ای بر سرش می کوبند مدهوش کرده و به سرعت به صورت ماشینی و بدون کلنجار و کشتی گرفتن و به صلابه آویزان کردن سر از بدنش جدا می کنند و بقیه کارها اتوماتیک انجام شده، ابتدا پوست از بدن حیوان جدا شده، سپس لاشه حیوان ضدعفونی و شستشو شده، آن گاه محتویات داخل شکم خارج و قطعات سوا می شود.
 
تمام این کارها آن طور که شنیدم در فرانسه و انگلستان و آلمان و آمریکا به وسیله دستگاه های خودکار انجام می شود و در پایان قطعات بدن حیوان به صورت بسته بندی شامل قسمت های مختلف در قوطی های مخصوص آلومینیومی قرار داده شد و به فروشگاه ها حمل می شود. من نمی دانم جایگاه سازمان حفاظت از محیط زیست و جمعیتی که قبلا بود و آن را جمعیت حمایت از حیوانات می خواندند کجاست؟ چرا در این مورد اعلامیه ای انتشار نمی دهند و به صلابه کشیدن حیوان و زجر و شکنجه او را تقبیح نمی کنند؟

بی ادب محروم ماند از لطف خدا

قصد دفاع از هیچ مقام دولتی به کنار رفته ای را ندارم اما احساس می کنم سکوت و به تماشا نشستن جایز نیست. سال هاست بسیار بی ادب شده ایم و از ذات و جوهره ایرانی بودن دور گشته ایم. کسی که هیچ ایران را نشناسد با چشم انداختن کوتاه به شبکه های فضای اجتماعی حیرت خواهدکرد که چقدر ایرانیان در پیامک های اینترنتی این سان زشت و مستهجن سخن می رانند. همان مردمی که از عهد باستان مورخان و فلاسفه یونانی و رومی و سریانی آنان را به نرم و شیرین گویی و ادب و تربیت و مهمان نوازی ستوده اند.

همان ایرانی که چهارصد- سیصد سال قبل از امروز عموم سیاحان، دیپلمات ها، کشیش های فِرَق مختلف مسیحی مانند کاتولیک ها و کاپوسین ها و ژوزدیت ها و فرانسیکان ها و دومینکن ها مهربانی و جوانمردی و دست و دلبازی داشته اند. همان ایرانی که ادوارد براون آنان را  خوشروترین و خوش صحبت ترین مردم جهان می نامد. همان مردمی که بیگانگان شگفت زده می شوند سر چهارراه هایشان عده ای کودک دختر و پسر، فال حافظ عرضه می کنند و مردم که اغلب در خانه های همه شان دیوان حافظ نگهداری می شود پول می دهند که شعر بخرند و بخوانند چقدر از خلق و سرشت طبیعی و باستانی مان دور شده ایم.

خشایارشا تمیستوکلس یونانی دریاسالار بزرگ یونانی را که باعث شکست ارتش و نیروی دریایی او در نبر سالامین شد و برای سرش 500 سکه طلای داریک تهیه کرده بود وقتی تمیستوکلس دچار توطئه و خصومت رقیبانش در آتن می شود و با لباس زنانه سوار گاری اسبی سرپوشیده آن دوران می شود و دوهزار کیلومتر راه طی می کند تا به شهر شوش و کاخ خشایارشا می رسد و خود را به تالار قصر رسانده بالاپوش زنانه از سر و تن دور کرده به زانو می افتد و درخواست پناهندگی می کند، مورد بخشودگی قرار می دهد.

می گویند قربانی او قاتل دو برادرتان در جنگ سالامین است برای سرش 500 سکه طلا تعیین فرموده اند. جای درنگ نیست اما خشایارشا پاسخ می دهد برای سرش 5000 سکه طلا جایزه گذاشته بودیم حالا که خودش آمده همان 5000 سکه را برای سرش به او بدهید، 5000 سکه طلا هم برای بدنش، او مرد شجاعی بود، اما را بارها شکست داد. چند ایالت را هم تیول او قرار دهید و سرایی آبرومند در اختیارش بگذارید تا در پناه ایران زندگی کند.

نادرشاه با احمدپاشا والی شجاع بغداد یک بار به مدت یک سال جنگید و نتوانست بغداد را فتح کند. اما برای شجاعت و تدبیر او احترام قائل بود. او دشمن دلیر را دوست می داشت و در سال های پایانی سلطنت نادرشاه هر زمان دولت عثمانی درصدد برکناری یا قتل احمدپاشا بر می آمد نادر دولت عثمانی را تهدید به لشکرکشی می کرد. احمدپاشا به قدری برای نادر احترام قائل بود که اجازه داده بود هفتاد هزار راس اسب عالی عربی از ایلخی های عراقی به دولت ایرانی فروخته شود و قلع لازم برای توپخانه ایران از بازار بصره به دست می آمد جوانمردی، معرفت، پاک نظری، احترام به زنان و کودکان پیوسته در سرشت ایرانیان بوده است.
 
 معرفت و جوانمردی و عطوفت ما کجا رفته؟

دختر جوانی که با پسری دوست شده از او حامله می شود. سر نادانی و حرف پدر و مادر گوش ندادن به خیال خود فداکاری بزرگی کرده که پیش از ازدواج گوهر عفاف خود را به پسری که ابراز عشق و دلبستگی به او می کرده تقدیم نموده است. پسر جوان بی وجدان در داخل اتومبیل خودش دختر جوان را که شنیدم دانشجوی دانشکده پزشکی بوده خفه می کند و جنازه اش را در بیابان ها رها می کند تا چند و چندین سال بگذرد و این قاتل بی شرم قسی القلب اگر واسطه ها به میان نیفتند و با دیه و تفاضل خون مرد و زن او را از مجازات نجات ندهند به قصاص برسد.

اهانت به هر کس که از مقام کنار رفته است

من تعداد زیادی مجلات خارجی که هر ماه دوستی محترم برایم از آمریکا و اروپا و خاور دور می آورد به دستم می رسد که مطالب و محتوای آنها عکس ها و کاریکاتورهایش برایم بسیار جالب است. بین حاکم بر سر کار و معزول در آن کشورها از نظر مطبوعات فرق گذارده نمی شود. اکنون اغلب جراید و مجلات آمریکا به تنگ آمده، ناراضی و نگران از گفته ها و حرکات ترامپ مخالف او هستند. یک زبان بر او می تازند، کاریکاتورهای زشتی از او می کشند. اسنادکشی تصویری علیه او چاپ می کنند اما واژگان مستهجنی علیه او به چاپ نمی رسانند.

مجله تایم و نیوزویک روی جلد را به او اختصاص می دهند. چندی پیش تصویری با تیتر رییس جمهوری دیوانه ای زیر نقاب روی جلد یکی از این دو مجله به چاپ رسیده است اما روسای جمهوری قبلی آمریکا مانند کارتر، بوش بزرگ، بوش دوم، کلینتون و اوباما در کمال خوشی و خنده کنار هم می نشینند. در مراسم کمک و جمع آوری وجوه خیریه برای سیل زدگان ایالات سیل زده و آسیب دیده شرکت می کنند و دیدی که دو سال پیش در مراسم تحلیف ترامپ هم حضور یافتند. احساس می کنم هر کس کنار می رود به نحوی در معرض اهانت است. تنها این هتاکی متوجه مقامات سیاسی کشور نیست.
 
بسیار بی ادب شده ایم. به ورزشکاری که در میدان فوتبال گلی به دروازه تیم فوتبال ما می زند صد هزار فحش ناموسی می دهیم. به جای آن که ترامپ را سر جایش بنشانیم که چرا از واژه غلط جغرافیایی برای خلیج فارس یک واقعیت جاودانی ژئوپلیتیک استفاده کرده سراغ همسر و دخترش ملانیا و ایوانکا می رویم و فحاشی می کنیم و چه فحش های رکیکی به آن دو زن از همه جا بی خبر می دهیم.

بهنوش بختیاری به کهریزک می رود با سالمندان ناتوانی مهربانی می کند صد فحش و متلک نثارش می کنیم! چند هنرپیشه در یک رستوران شام می خورند. تصاویری در اینترنت گذاشته می شود زیر عنوان بزم مخفی مرد و زن هنرپیشه ای کارشان به جدایی می انجامد مثل هزاران زن و شوهر ایرانی، صد عکس و هزار گونه تفسیر و تحلیل! کلا انگار بی ادبیم و تمام دستورهای اخلاقی را فراموش کرده ایم. نه کسی گلستان و بوستان می خواند و نه سیاست نامه و ابد الکبیر و ادب الصغیر، کلیله و دمنه را هیچ کس نمی شناسد.

کانال های عجیب و مشکوکی احتمالا بیگانه ساخته در فضای مجازی می بینیم که روسپیان خود را با قیمت های متفاوت و با تصاویر مستهجن باورنکردنی به حراج گذاشته اند و هیچ دلیل و مدرکی نداریم که اینان را ایرانی ندانیم.

کلمات رکیک در محاورات روزانه بر زبان ها جاری است. در بنری دیدم زنان و دخترانی که خود را دندانپزشک معرفی کرده اند وعده داده اند که دهان آمریکا را سرویس می کنند. این وعده سرویس کردن دهان را حتی از زبان سخنرانان مجلس شورای اسلامی شنیده ام. نکته ای را در یکی از کانال ها از دهان شخصی شنیدم که بسیار جالب بود. این که در شاهنامه فردوسی از پیران ویسه صدراعظم افراسیاب دشمن ایران هم تعریف می کند و او را به دانایی و هوشمندی و درایت می ستاید و در وصف منیژه دختر افراسیاب پادشاه توران و دشمن کین توز ایران می گوید که او به قدری پاکدامن و عفیف بوده است که حتی آفتاب تن او را برهنه ندیده است.
 
 معرفت و جوانمردی و عطوفت ما کجا رفته؟

چند روزش که از فضای مجازی شاهد هول دادن آقای حمید بقایی معاون رییس جمهوری سابق، دزدیدن اوراق دفاعی او از زنبیلی که در دست داشته و اهانت عده ای خاص به او بودم، به این فکر افتادم که این نوع رفتار تا کی ادامه خواهدداشت؟ وقتی دکتر مصدق را در تیرماه 1319 کشان کشان از خانه اش بیرون می بردند تا سوار اتومبیل کنند و او را نخست به شهربانی مختاری و سپس به تبعیدگاه بیرجند ببرند وقتی وارد اتاق سرهنگ رادسر رییس اداره سیاسی شد خطاب به تصویر یا تمثال رضاشاه گفت:

ای زبردست زیر دست آزار/ تاکی باشد گرم این بازار؟

درست حدود دو سال بعد رضاشاه معزول در جزیره موریس (آن چنان که من از دهان ملکه عصمت السلطنه/ عصمت خانم دولتشاهی قاجار/ همسر چهارم رضاشاه و مادر پنج فرزند اخیر او که همراه رضاشاه به جزیره موریس رفته بود شنیدم) از افتادن مارمولک ها روی سر و دست و بازوی خود، از پشه های گزنده انبوه و از خانه تحصیر دور گرفته و گلیم های پاره پوره ای که کف اتاق ها را می پوشاند و از بی احترامی انگلیسی ها و اهالی محل که وقتی در موریس پیاده روی می کرد صدای گربه در می آورد و شاشا می کردند (شاه به زبان فرانسوی یعنی گربه) ناله ها و شکوه ها داشت شنیدم و خواندم روزی خواست از خانه بیرون رود پزشکان منع کرده بودند ولی قصد بیرون رفتن داشت.
 
محافظ در منزل جسارتی فیزیکی به او کرد و شاه پیر را آزرد. عصمت خانم به من گفت: شوهرم می گریست و از سرنوشت خود که به تبعیدگاهی بدان بدی و گرمی و بدهوایی اعزامش کرده بود نالان و مبهوت بود (تاریخ مصاحبه اردیبهشت 1374).

وقتی لباس شخصی ها به بقایی که 4، 5 سال پیش در این مملکت معاون رییس جمهوری بوده و با سمت نمایندگی نزد «مرسی» می رفته توهین می کردند و او را هل می دادند و مردی با چهره ای لومپنی به دیگری اشاره می کرد می خواهی اوراقش را از زنبیلش بدزدم خیلی تاسف خوردم. آخر این چه فرد باهوشی است که نمی داند بقایی از هر ورقی که نوشته قبلا زیراکسی برداشته است یا یادداشت هایی که از جریان دادگاه نوشته است در مغزش محفوظ است و چه نیازی است که شخصی که هویتش معلوم شده بخواهد یادداشت های داخل زنبیل را بردارد؟ بقایی متهم است و سر و کارش با دادگاه، شما چرا اهانت می کنید؟

یاد روزی افتادم که خانم فائزه هاشمی رفسنجانی دختر مرحوم هاشمی رفسنجانی وقتی برای شرکت در یک مجلس تشییع جنازه خانوادگی به حضرت عبدالعظیم رفته بود، فرد هتاکی او را مورد فحاشی رکیک ناموسی قرار داد و او و پدر و خانواده اش را به باد دشنام های زشت و کثیف گرفت یا یک بار وقتی برای سخنرانی به دانشگاهی در تهران رفت شخص دیگر با کمک عده ای دیگر به او و خودرویش حمله ور شدند و فحش های رکیک دادند. من آن صحنه را دیدم که دختر ریاست جمهوری سابق را دنبال می کردند و قصد پیاده کردنش از خودرو داشتند و حتی حمله برای مضروب کردن، بر ایرانی و ایران زار و بریان شدم.

این رفتارهای سفاهت آمیز تا کی باید تکرار شود؟ چرا پلیس نباید شخصیت های سرشناس کشور را در هرگونه مراسمی تحت حمایت قرار دهد؟ آیا حفظ و حراست شخصیت ها فقط در دوران تصدی آنان بر مسندهای کشوری است؟
 
آیا با این حرکات اساسا دولت مرهون نمی شود؟ از سپهبد زاهدی کودتاچی هزار بد گفته اند ولی چه کسی می تواند منکر رفتار نجیبانه و مودبانه او با دکتر مصدق شود که وقتی یکی دو روز پس از 28 مرداد 1332 او که خود را تلفنی معرفی کرده و مامورین فرمانداری نظامی و شهربانی به سراغش رفتند و وی را به باشگاه افسران آوردند، زاهدی به او سلام نظامی داد و به صدای بلند گفت: جناب آقای دکتر سلام عرض می کنم. دکتر مصدق همان مصدقی که در دادگاه نظامی جلوی چشم 90 خبرنگار خارجی و داخلی می غرید با ادب گفت: قربان، تبریک عرض می کنم.

این نزاکت و ادب و انسانیت در تاریخ مانده، فحاشی به فائزه هاشمی و هل دادن بقایی و کتک زدن علی مطهری نیز خواهدماند. یکی دو ماه پیش از دریابان شمخانی در یک برنامه گفت و شنود تلویزیونی درباره ابوالحسن بین صدر پرسش شد. این مرد منصف در نهایت جوانمردی شایعه این که بنی صدر خیانت کرده یا جاسوس آمریکا بوده را رد کرد و گفت تصادفا او می خواست فتوحات جنگ به نام او تمام شود و او تلویحا تمام مطالبی را که درباره بنی صدر و خیانت او بر سر زبان هاست رد کرد.
 
ولی نگفت که بنی صدر به راستی با چه اطلاعات و پشتوانه نظامی می خواست پیروزی در جنگ را به دست آورد. در خصوص مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی من به یاد دارم پس از اختتامیه دوره ریاست جمهوری، سخنان انتقادآمیز زیادی می گفتند در حالی که او مردی سازنده بود و زیاد کتاب می خواند. اطلاعات زیادی داشت و فضای محدود و بسته دوران جنگ را تغییر داد و بالاخره مسیر سازندگی را آغاز کرد.
انتشار یافته: 6
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
11:50 - 1396/08/22
همه مقاله دروغ وبهتان
Iran, Islamic Republic of
13:04 - 1396/08/22
اخه خسرو معتضد!!!!!! حداقل از یه ادم معتبر نقل قول کنید
Iran, Islamic Republic of
13:14 - 1396/08/22
با عرض سلام و روز بخیر به نویسنده گرامی.مطلب بسیار زیبا و تفکر برانگیزی بود.ممنون و خسته نباشید.
Iran, Islamic Republic of
07:55 - 1396/08/23
بسیار تلنگر خوب و بجایی بود .
من خودم رو با مادرم مقایسه می کنم ،زنی مهربان و بی نهایت بی آزار ،من زیر دست او تربیت شدم اما مثل او نیستم ،هر چه به جلو می رویم انگار خودخواه تر و بی رحم تر می شویم ،که آخر این ها به جنگ می انجامد .

ما از قرآن و دین دور شدیم ،مسیحی ها هم دیگر مذهبی نیستند وگرنه همه ی دین ها به مهربانی سفارش می کنند ،حتی بودا !



به جای کتاب خواندن ،در شبکه های مجازی هستیم ،که دارند انسان ها را تبدیل به ربات های بی روح و احساس می کنند .
Iran, Islamic Republic of
20:58 - 1396/08/23
منصف باشیدوواقعیت جامعه خودمون رو که اینجا نوشته بپذیریم شمایی که این مقاله رو و نویسنده اش رو مسخره می کنی بویی از انسانیت نبردی واصلا موضوع رو نگرفتی که بازم داری بی ادبی می کنی
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج