یک هفته و چند چهره؛ ستایشِ قاتل و نخبه ی فِیک
۶۵۹۸۵۲
۲۱ دی ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۵
۲۳۱۴۶ 
صحبت‌های حسین عطایی، مهمان ده ساله برنامه حالا خورشید، بازتاب زیادی در جامعه داشته است. او در ابتدا به شدت تحسین شد و بعدتر شک و تردیدها به راه افتاد که آیا واقعا با یک نخبه طرفیم؟
برترین ها - ایمان عبدلی:
 
پروفسور سمیعی یا (سیاست زدگی هفته)
 
گمان اشتباه جامعه ایرانی درباره درمان آیت الله هاشمی شاهرودی توسط پروفسورسمیعی، باعث موضع گیری هایی علیه پروفسور شد.

 سه نکته درباره این ماجرا؛

یکم (حراج یک نخبه)؛ اسم و چهره پروفسور سمیعی در ذهن جامعه ما خیلی قدمت ندارد. او چند سالی است که نامی شده و به افراط در تلویزیون، استادیوم، فلان نشست عمومی و... حضور پیدا کرده. حضور پروفسور سمیعی و حجم صحبت ها و ستایش ها از او در رسانه های رسمی یک ذهنیت و پیش زمینه منفی برای افکار عمومی ساخته است.

به هر حال مطابق آن چه که عرف است چهره‌های علمی طراز اول خیلی رسانه ای نمی شوند، اما پروفسور سمیعی گاها در حد یک سلبریتی ورزشی و هنری خودش را رسانه‌ای کرده. وقتی او اندازه‌ی رسانه ای شدن را رعایت نمی کند، دادگاه افکار عمومی هم او را در حد و اندازه یک سلبریتی مورد داوری قرار می دهد. آن کثرت حضور بی مورد و این همه ستایش های با مناسبت و بی مناسبت نوعی دافعه ایجاد می کند که جامعه از یک چهره‌ی علمی نمی پذیرد. ما احتمالا علم را کمی فروتن مآبانه تر و در پستو تر می پسندیم. سمیعی و رسانه های رسمی از سال ها پیش خودشان به فروپاشی این تصویر دامن زدند.

دوم (سیاست زدگی کینه توزانه)؛ این که پروفسور سمیعی برای شایعه درمان فلان مقام و مسئول دچار دردسر می شود و کار به اطلاعیه می کشد، نشان از این دارد که جامعه دردهای عمیقی دارد. دردهایی که به اعتراضات خیابانی بی ربط نیست. شاید اعتراضات خیابانی دیگر نمودی نداشته باشد، اما این دلیلی بر محو شدن آن در ذهنیت جامعه نیست. به زبان ساده جامعه پس از هر دوره اعتراض و بازیابی آرامش ظاهری، آن چه که نیاز دارد و به آن نرسیده است را درونی می کند، که بعدها به شکل عقده های سرکوب شده، سر باز خواهد زد.
 
یک هفته و چند چهره؛ ستایشِ قاتل و نخبه ی فِیک 

 نیازها وقتی پاسخ داده نشوند، بعضا به اشتباه می افتند و با هر پاسخ دروغینی در پی ارضا شدن هستند. پس جامعه ای که بهنگام و به اندازه پاسخ مثبتی برای رفع نیازهایش نگیرد، آمادگی افتادن به هر نوع کنش کینه توزانه را دارد. آن عقده ها این گونه از یک پروفسور انتقام می گیرد.

سوم (آبروی پزشکی)؛ روزگاری که شاید هم خیلی دور نیست پزشکی و طبابت آبرویی داشت. خیلی ها آرزو داشتند فرزندانشان را پزشک ببینند. کسی اگر در فامیل و بستگان خانم و آقای دکتری در چنته داشت، به هر بهانه ای افه اش را می آمد. قبل از غلبه مصرف و ایستا شدن شکل زندگی، دنیای پزشکی جور دیگری بود. رفته رفته با گسترش شهر نشینی و سکون انسان شهری نیاز به پزشکی فقط یک امر نجات بخش قلمداد نمی شد.

پزشکی در چرخه و روند سرمایه داری قرار گرفت هر روز بیشتر شبیه کاسبی شد. در این وضعیت در جوامع بیشتر توسعه یافته ابزارهای نظارت قوی تر، احتمال خطا را کاهش داد و در جوامعی با ساختارهای ضعیف نظیر ایران، اشتباهات بیشتر شد. حالا همان ها که پُز فامیل دکترشان را می دادند، هر کدام خاطره ای تلخ از اشتباهات پزشکی دارند. اینجا که پروفسور دچار اشتباهی نشده و اصولا او در خارج از ایران طبابت می کند، اما با همه‌ی این اوصاف او در نهایت در قالب یک پزشک سنجیده می شود، پیشه ای که قداست گذشته را ندارد و ظن معامله گری در مورد آن می رود.
 


حسین عطایی یا (فریب هفته)

صحبت‌های حسین عطایی، مهمان ده ساله برنامه حالا خورشید، بازتاب زیادی در جامعه داشته است. او در ابتدا به شدت تحسین شد و بعدتر شک و تردیدها به راه افتاد که آیا واقعا با یک نخبه طرفیم؟

به مرور تردید در مورد پیشنهاد تسلا و ولوو و اصلا ادبیات مورد استفاده این کودک که سفارشی و تنظیم شده می آمد، گمان یک فریب رسانه ای را پر رنگ تر کرد! با صحت و سقم ادعاهای نخبه‌ی ده ساله کاری نداریم، آن چه شاید اولویت دارد مساله‌ی رسانه‌هاست.

واقعیت این است که رسانه ها احاطه مان کرده اند؛ روی دیوارهای شهر، شعارها و طرح هایی است که خواست عده ای را تبلیغ می کند. در حاشیه اتوبان ها، بیلبوردها خودنمایی می کنند. تلویزیون دائما با نگاهی ایدئولوژیک مضامین مورد نظر خودش را در ذهن مخاطب فرو می کند. مجازی‌ها ظریف تر و غیرمستقیم تر، آکنده از پیام های تبلیغی هستند که حداقل، امتداد حضور را ما را در آن فضا می خواهند. در چنین فضایی که حتی ایستادن در مترو هم شما را در معرض رسانه ها قرار می دهد (دستگیره های مترو حاوی پیام است)، آگاهی هر چند نسبی به ساختار رسانه‌ها شاید بد نباشد.

هر قالب رسانه ای بنا به امکانات و خواست طراحانش با خودش نیاتی دارد و ذهن مخاطب را دچار می کند. همین برنامه «حالا خورشید» رشید پور که سعی دارد همگام با موج های خبری حرکت کند و انصافا جریان ساز هم شده، وقتی یک مهمان نخبه را دعوت می کند با پیش کشیدن بحث های که از ابهام سرشار است، فضایی را رقم می زند که دقیق نیست.

این که کسی مقابل دوربین، با ادبیاتی ویژه کمپین های تبلیغاتی سیاسیون از لیاقت شهروند ایرانی بگوید و بعد پیشنهاد تسلا را مطرح کند، در واقع بحثی را پیش کشیده که قابل اندازه گیری نیست. مشخص است در چنین شرایطی افراد زیادی از جامعه این امر را مسلم قلمداد می کنند، چون رد گیری و محاسبه ی چنین ادعاهایی برای مخاطب نمی صرفد.
 
یک هفته و چند چهره؛ ستایشِ قاتل و نخبه ی فِیک 

این ادعاها چون با استفاده از نشانه های تثبیت شده در فرهنگ جامعه (کودک و معصومیت، ذهن نخبه ایرانی! ادبیات پوپولیستی) همراه می شود، ذهن را کاملا مغلوب می کند. این را هم در نظر داشته باشید که مثلا در فضایی مثل فوتبال یک پیشنهاد رسانه ای این چنینی با توجه به عرفی بدن ورزش فوتبال سریعا کشف می شود و ادعا باطل خواهد شد، اما علم امری نیست که مردم عادی بتوانند درباره‌ی آن به کشف برسند. وقار امر علمی، مردم را از عمیق شدن درباره آن پرهیز می دهد.

در هر صورت رسانه آکنده از این فرصت هایی است که می تواند مخاطب را تصرف کند. غلبه‌ی بنگاه های اقتصادی و مساله سودآوری رسانه ها و البته خواست و نیات ایدئولوژیک گردانندگان، آن ها را مملو از این تمهیدات می کند.

این ناشی گری مردم در پذیرش هر خوراک پیشنهادی در صدا و سیما شاید از آن جهت است که هنوز به شکل واقعی گردش آزاد اطلاعات اتفاق نیفتاده. به عبارتی تا زمانی که ویترین رسانه‌های انتخابی مردم کوچک و محدود شده باشد، آن ها دائما کم تجربه خواهند ماند و در هر عرصه ای، فِیک ها می توانند جولان دهند. فرقی نمی کند یک فیلم سینمایی کپی شده ضعیف باشد که خودش را جای شاهکار جا می زند و یا یک جُنگ شبانه ی مغشوش! مواجهه بدون محدودیت با رسانه ها، قدرت تمیز جنس اصل را از تقلبی می دهد، تا شرایطش فراهم نشود، آش همین است و کاسه همین.

پی نوشت: این مطلب به بهانه بدبینی ها نسبت به ادعاهای حسن عطایی نوشته شده و موضعی در رابطه با اصل سوژه ندارد.
 


امیر حسین یا (قاتل هفته)

قتل فجیع ستایش توسط امیرحسین از همان ابتدای رسانه ای شدن حادثه تا پنجشنبه هفته گذشته که قاتل اعدام شد، بازتاب رسانه ای فراوانی داشت. خبر قتل، تبدیل به مجالی برای جنگ افغانستانی ها و ایرانی‌ها شد. افغانستانی ها به عنوان جامعه ای که بیشترین مهاجرت را به ایران داشته اند و ایرانی‌ها به عنوان میزبانانی که گمان می کنند خیلی از فرصت ها را به خاطر حضور این مهاجران از دست داده اند.

ما سال ها و از دیرباز میزبان اقوام گوناگون بوده ایم و حتی تحت هجوم ها قرارگرفته ایم. روزگاری مغول ها و بعدتر اعراب، هر زمانه با هجومی همراه بوده است و بنا به گزاره ای که خیلی هامان باور کرده ایم، این اقوام و فرهنگ ها را در خودمان حل کرده ایم (تصدیق این گزاره خودش نیاز به مجالی دیگر دارد)، حالا هم با هجومی در قالب دنیای مدرن مواجهیم، پس می توانم مهمانان همسایه را در خودمان حل کنیم، ما درباره‌ی امری مدرن از دست آویزهای تاریخی استفاده کرده ایم.

 این پاراگراف همان چیزی است که تریبون های رسمی از مردم معمولی می خواهند، آیا این خواسته منطقی است؟

بله ما روزگاری دورتر یک وطن مشترک داشته ایم. همین امروز هم زبان هم را می فهمیم، اما این ها دلایل کافی برای جلوگیری از تقابل و جنگ بر سر منفعت مشترک در روزگار فعلی نیست. کما این که با غلبه جهانی شدن از طریق سرمایه داری، هر امری از معنای خودش تهی می شود. پس چیزهایی مثل زبان مشترک هم خیلی راحت در مقابل پدیده جهانی شدن و معنا زُدایی رنگ می بازند.
 
یک هفته و چند چهره؛ ستایشِ قاتل و نخبه ی فِیک 

با این حساب دنیا، دنیای گذشته نیست و برای آرام کردن این تقابل، نمی شود از واژه هایی مثل فرهنگ مشترک استفاده کنیم شرایط کلا فرق کرده و اصلا فرهنگ هم خیلی نسبی تر و سیال تر شده و ماهیت ژله ای دارد. در ضمن به دلیل تکثیر رسانه ای، از خشونت معنا زدایی شده. همین رسانه هایی که در این نظام سود محور قرار گرفته اند برای کسب منفعت، خشونت را مثل سکس، ابزار سود آوری کرده اند و استعمال امر خشن به مثابه همذات پنداری مخاطب در این همه فیلم و بازی و.. باعث شده خشونت هم معنا زدایی شود.

با این شرایط حتی المان هایی مثل معونیت هم نمی تواند مردم را از تمایلات نژاد پرستانه و فاشیستی دور کند. آن ها گمان می کنند افغانستانی‌ها جایشان را تنگ کرده اند، پس هر چه به ضررشان شود را پس می زنند. ما مهمان نواز ترین مردم دنیا نیستیم و افغانستانی‌ها هم  بی آزار ترین نیستند، چه بسی واقعیت اقوام را باید در حاشیه شهرهایی چون پاکدشت و ورامین و.. نگاه کرد.

گزاره‌های تاریخی به شکلی مستند و پژوهشی می تواند برای دردهای امروزمان چاره باشد، اما وقتی گزاره‌ها را تبدیل به برچسب می کنیم، بدتر گمراهمان می کند.
 


مهدی طارمی یا (بدرقه هفته)

اولین قابی که مهدی طارمی به یادگار گذاشت و با همان قاب شناختیمش، لحظه ای بود که در دربی با یک نیمه قیچی جسورانه دیرک دروازه استقال را به لرزه در آورد و چند ثانیه بعد با یک ضربه سر توپ را جلو پای محمد نوری انداخت تا پرسپولیس به آن دربی برگردد بله! در پرسپولیس درخشان یک جوان ظهور پیدا کرده بود از جنس نبوغ و عصیان و غافلگیری.

شاید مدل ضعیف شده ای از علی کریمی، خب طارمی در این سه سال همه نوع دلبری و دل شکستن را انجام داد. فوتبال امروز آدم های غیرقابل پیش بینی کم دارد، به خاطر همین هم هست که مسی و رونالدو گل سر سبد می شوند، چون هر لحظه امکان دارد کاری کنند که فکرش را هم نمی کنیم! طارمی البته که در مقام قیاس با آن ها نیست، اما این غیر قابل پیش بینی بودن را تا مدل کت و شلوارش هم امتداد داده! این بار بیشتر شبیه ستاره ای مثل وین رونی سال های قبل.

این مثال ها قرار نیست از طارمی چیزی بسازد که نیست، اما یادآوری این است که ستاره  ها این گونه اند؛ یک دربی را در می آورند و دو سال آقای گل می شوند و البته یکی از ارکان صعود راحت تیم ملی به جام جهانی نیز هم! اما از آن طرف امکان دارد شبانه عکس مشترکشان با رامین و تُرک ها بیرون بیاید و قضایایی که می دانید.
 
یک هفته و چند چهره؛ ستایشِ قاتل و نخبه ی فِیک 

حوصله تان را سر نمی برم. لانگ شات ماجرا این است که طارمی 26 سال دارد و حق دارد حتی برای پول جمع کردن به یک لیگ عربی برود طارمی نخواسته برود و تا آخر فصل راضی به ماندن بوده، مدیران به قصد درآمد‌زایی او را در میانه فصل هل دادند. او حتی قبل تر هم در ماجرای ریزه اسپور گفته بود که برای پیشرفت به اروپا می رود. به عبارتی در تمامی این نقل  انتقالات او بد عهدی نکرده، حتی محرومیتی هم که از کنار انتقال او برای باشگاه ساخته شده متهمانی دارد که امروز پشت طارمی پنهان شدند.

مطمئن باشید مدیرانی و واسطه هایی از آن پول گمشده به جیب زده اند و اصلا این ستاره‌ی کم حرف بعید است چنان نبوغی منفی داشته باشد. برای هضم نخبه ها باید سطحی از پذیرش را داشته باشیم، وگرنه نه که فوتبال، بلکه تمام عرصه هایمان مملو از آدم های معمولی می شود، حالا وقت بدرقه‌ی شکوهمند یک آقای گل دوست داشتنی است و باقی حرف ها مزخرفات است.
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 34
در انتظار بررسی:0
Canada
09:34 - 1396/10/21
درمورد پروفسور سمیعی باهاتون موافق نیستم ایشون خودشو رو رسانه ای نکرده ما خیلی رسانه ای کردیم ایشون رو یعنی ما ایرانی ها چون عقده ی دیده شدن داریم وقتی یک پزشک موفق در اروپا داریم میخواهیم باهاش دائما در سطح دنیا پز بدیم که این پزشک موفق هم وطن ماست و ایرانی هست و....البته هستن پزشکهای موفق ایرانی دیگه در سطح اروپا ولی میزان حس وطن پرستی شون مثل دکتر سمیعی نیست برای همین شناخته شدن برای ایرانی ها نیستن
در مورد حسین عطایی اتفاقا من برنامشو دیدم و اصلا حس خوبی نسبت به نوع صحبت کردن یه پسر ده ساله به این صورت نداشتم پسر خود من ده سالشه ولی با دیدن برنامه اصلا حس نکردم کاش پسر منم اینجوری بود یه جور بزرگسالی زود هنگام خیلییی زود هنگام بچگی کردن نیاز همه ی بچه هاس نابغه بودن خوبه ولی نباید مانع بچگی کردن باشه انقدر قلمبه سلمبه صحبت کردن و سطح بالا حرف زدن برای یه بچه ی ده ساله خیلی زوده...مطمئن هستم بزرگسالیش براش با حسرت بچگی نکردن همراه میشه
Iran, Islamic Republic of
09:35 - 1396/10/21
سلام. بعد از چند هفته مطالب بی رمق، امروز مطلبتان به دل نشست. موفق باشید.
Iran, Islamic Republic of
10:09 - 1396/10/21
با سلام..من یه استقلالیم ولی به همه هواداران پرسپولیس و همه تیم ها احترام میزارم..راستش واقعا ناراحت شدم از شیوه برخورد مهدی طارمی با هواداران پرسپولیس.....فکر میکنم این رسمش نبود ...میدونید ماها طرفدارای فوتبال تقصیر خودمونه یه آدم بی غیرت و عوضی رو کلی بزرگش میکنیم که تهش برامون طاقچه بالا بزاره...تو استقلالم کم نداشتیم از این جور الکی گنده شده ها...همین مهدی طارمی رو پرسپولیس آدم کرد...تا قبلش سرچ میکردی طارمی عکس برنج میاورد ولی حالا از دو پنجره نقل و انتقالاتی که محرومتون کرد و تازه خودشم رفت.. یه تیم عربی اونم برای کسب تجربه!!!من همین الان مهدی طارمی رو آینده مهدی قائدی میبینم چون ما استقلالیا هم داریم اینو زیاد از چیزی که هست بزرگش میکنیم.....کاش همه بفهمن هیچ نامی بزرگتر از استقلال و پرسپولیس نیست.....امیدوارم درج کنین نظرمو
Iran, Islamic Republic of
10:12 - 1396/10/21
در مورد پرفسور سمیعی منصفانه ننوشتید.
United States
10:24 - 1396/10/21
جناب عبدلی شما چگونه میگی که نمیدونم مافیای فوتبال بوده ک طارمی رفته ؟؟؟؟
من نمیخوام بگم طارمی بی شعوره و نباید میرفت
ولی خب اینم خیلی حرف هس که بگیم واسه درآمدزایی یه بازیکن رو بندازن تو لیگ قطر !!!
Italy
10:27 - 1396/10/21
باتشکر از برترین ها لطفا تصحیح بفرمایید "عرفی بودن" به جای عرفی بدن
پاسخ ها
مدیر پایگاه ممنون از توجهتون.
اصلاح شد.
Iran, Islamic Republic of
10:40 - 1396/10/21
قشنگ بود واقعا پروفسور که واقعا دیگه از چشم من افتاده
Iran, Islamic Republic of
11:53 - 1396/10/21
نویسنده در خیلی حوزه ها اطلاعات تخصصی و دقیق نداره و صرفا یه چیزی به گوشش خورده و با اعتماد به نفس کااذب و اینکه از درِ روانشناسی و کلمات دهن پرکن میخواد مطلب و ببنده..
Iran, Islamic Republic of
12:11 - 1396/10/21
واقعا نویسنده این متن بعضی کاملا مغرضانه می نویسه و باعث میشه حس بدی برای در خواننده به وجود بیاد.ودر مسائل که حوزه تخصیصشون نیست نظراتی می دن که اصلا درست نیست.
Iran, Islamic Republic of
12:23 - 1396/10/21
آقای عبدلی من تمام هفته منتظر متن های شما هستم خیلی وقت ها شده که نظراتم مخالف نظر شما بوده اما بازهم خوندن متن های شما رو دوست دارم و از یه زاویه ی دیگه به موضوعات نگاه میکنم. خیلی ها ایجا از شما انتقاد میکنن که نظرات شما علمی و کارشناسی نیست باید بهشون بگم که ما اینجا از خیلی از حوادثی که شاید متوجه اونها نبودیم باخبر میشیم و برای خوندن نظرات شما میایم نه کارشناسی اونها و اینکه هر یک از این اخبار نیاز به کارشناس متخصص خودشو داره و یک نفر نمیتونه در تمام موضوعات متخصصانه نظر بده پس اگه کسی مشکلی داره لطفا این مطلبو نخونه چون ما این مطلب رو دوست داریم باتشکر از زحمات شما و با قدرت به کارتون ادامه بدید لطفا
Iran, Islamic Republic of
12:30 - 1396/10/21
بدون نام ۹:۳۴
من هم درمورد حسین عطایی باهات موافقم بزرگترین موهبت برای کودکان اینه که بدون دغدغه بچگیشون رو کنن
Iran, Islamic Republic of
12:47 - 1396/10/21
قضیه اون پسر بچه چی بود؟تسلا و ولوو دروغ بود!!!!منم تا دیدم هی دستش و با انگشتر عقیق نشون میده خاموش کردم و ندیدم
Iran, Islamic Republic of
12:53 - 1396/10/21
پرفسور سمیعی حرف نداره ولی پزشک باید برای هر بیماری سنگ تموم بزاره
Iran, Islamic Republic of
14:43 - 1396/10/21
در مورد پروفسور آقای محترم اصلا خوب ننوشتی و قضاوت کاملا اشتباهی داری
Iran, Islamic Republic of
15:17 - 1396/10/21
بچهی 10 ساله و انگشتر .اونم از اون نوع.واقعا که
United States
15:37 - 1396/10/21
خدا صداسیما را لعنت کنه که اینقدر راحت و بدون هیچ دلیل دروغ و فریب تو جامعه رواج میده.
Iran, Islamic Republic of
16:03 - 1396/10/21
سلام اقای غ=عبدلی خسته نباشد مثل همیشه عالیه ولیاینکه پرفسورسمیعی معالحه کنه جیه مگه بدنیست که خیلی م خوبه درمورداین موضع افغان کلا میگم باید بیرونشون کنن حالا کاربه ان بچه ندل=ارم که کشته شده ولی باید بیرونشون کنن بقیه مسایلرا دیگران میداند خودمان هم میدانیم
Iran, Islamic Republic of
16:55 - 1396/10/21
چه گارد مسخره ای واسه یه انگشتر عقیق گرفتین, روزی که رشیدپور اون بچه ورزشکار نابغه رو با پدرش آورد, که از بس زلفاش بلند بود من اول فکر کردم دختره, کسی نگفت بچه باید بچگی کنه و چرا موهاش دخترونست و این حرفا. بچگی رو واقعا چطور تعریف میکنین, اونهم تو این اوضاعی که متاسفانه بچه ها دارن جلوی سریالهای جم و تو تلگرام و اینستاگرام بزرگ میشن؟ همین که خانوادش تونستن تو بچه شون یه استعداد مثبت کشف کنن و خودش هم علاقه داره رو اون تمرکز کنه و ازش لذت ببره خیلی هم عالیه
Iran, Islamic Republic of
17:38 - 1396/10/21
واقعا مسخره نیست بابا شما دیگه کی هستین یه سوال خیلی ساده از شما دارم به نظرتون میزان دانش و علمتون آنقدرهست که راجع به پروفسور سمیعی اظهار فضل کنید ،اول برید یه مقدار فکر کنید بعد حرف بزنید این آدم چه احتیاجی به تعریف و تمجید یا نقد شما داره کسی که کل جهان بهش افتخار می‌کنه هیچ نیازی به اظهار فضل امثال جنابعالی نداره هیچ احتیاجی هم به ما و پشتیبانی ما ندارن لطفا راجع کسی که شما در حد نقدش نیستین نظر ندین فقط مایه شرمساریه ابتدا خودتون رو اصلاح کنید تا به این راحتی به مفاخر ما توهین نکنید وقتی تمام جهان برای ایشون احترام قائلن ولی شما ...... واقعا متاسفم .
Iran, Islamic Republic of
18:02 - 1396/10/21
اگه پزشکی دیگه محبوبیت نداره پس چرا همچنان تعداد بسیار زیادی از دانش آموزای ایرانی رشته تجربی رو انتخاب میکنن و اکثریت اون ها متقاضی رشته ی پزشکی هستن؟ اتفاقا هنوز هم والدین دوست دارن فرزندشون پزشکی بخونه و هنوز هم به فرزند پزشکشون افتخار میکنن. شک ندارم که این همه پزشک ستیزی به ضرر جامعه ی ایرانیه!
Iran, Islamic Republic of
18:43 - 1396/10/21
استعداد خالي بندي هم شد استعداد؟ البته راستم مي كيا اين استعداد از بقيه ي استعدادا توو ايران بيشتر جواب ميده و به كار مياد
Iran, Islamic Republic of
19:51 - 1396/10/21
زورت به افغان ها رسيده؟ با خيال راحت همه ي مشكلات رو بندازين گردن اونها و بريد دنبال كارتون !
Iran, Islamic Republic of
20:53 - 1396/10/21
کاربر 18:02 الان هم خیلی خانواده ها و بچه ها به دنبال پزشکی هستن ولی نه به دلیل حرمت یا شرافت این رشته بلکه فقط به دلیل اینکه پول توش هست الان پر منفعت ترین تجارت در ایران پزشکیست متاسفانه پزشکان ما اول تاجر هستن بعد پزشک
Iran, Islamic Republic of
20:56 - 1396/10/21
پزشکی بیشتر توی کشورای جهان سوم پر طرفداره توی کشور های اروپایی و آمریکای بیشتر رشته های اجتماعی و انسانی پر طرفدار هستن برای همین همه ایرانی ها میرن اونور راحت پزشکی قبول میشن و اینکه تو ایران اصلا رشته های دیگه بازار کار نداره هرچند که متاسفانه تعداد بسیار زیادی از دانشجو های پزشکی بیکار هستن
Iran, Islamic Republic of
01:32 - 1396/10/22
سوالم و یکی جواب بده.بچه ده ساله مهمان رشید پور دروغ بود؟!
Iran, Islamic Republic of
10:55 - 1396/10/22
چرا باید امثال دکتر سمیعی در حاشیه باشند،به جای شخصیت های علمی، فوتبالیست و بازیگر و خواننده رو چهره کردین که وضع جوانان این شده....
Iran, Islamic Republic of
13:52 - 1396/10/22
@نجمه
فعلا كه ولوو قراردادش رو به اين شخص تكذيب كرده بقيه شم همينطوري لابد
Iran, Islamic Republic of
21:23 - 1396/10/22
با مطلبتون در مورد طارمی موافقم چون حقیقت همینه بقیه حرفها از روی دشمنیه ... مهدی جان ممنون از تمام زحماتی که برای پرسپولیس و تیم ملی کشیدی ... هرجا هستی موفق باشی.
Iran, Islamic Republic of
00:59 - 1396/10/23
افغانها مفت خوراخرحمال کنیدچراوچگونه بایدخرجحدود۱۵ملیون افغانی خارجی وبدیم بیش از۱۰ملیون شغل وگرفتن واین یعنی ۱۰۰سال بودجه کشورومردم هزینه افغانی میش وهرافغانیسالی۴۰ملیون هزینه وضررش به ایرانی وایرانی ازسوبسیدویارانه ایرانیا آرم مفتی ازاب وبرق گاز...‌‌‌استفادکه هیچ سواستفادمیکنن حرام بخدا اگه ماجرای افغانها بودیم ۱نفرمونم راه نمی‌دادند الان به خاطرمنافعشون توایران ومیخورن حال میکپن
Iran, Islamic Republic of
09:16 - 1396/10/23
اینکه پروفسور سمیعی، فارغ از ملیت و نژاد و گرایش سیاسی و....کسی رو مداوا کنن بر می گرده به وظیفه پزشکیشون و اینکه ایشون طبیب هستن نه قاضی...
نام:
* نظر:
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج