حالا همه ما آن ترانه معروف داریوش را زندگی میکنیم!
نازنین متیننیا در یادداشتی در روزنامه اعتماد از خستگی عمیق روزهای جمعی و شخصی مینویسد؛ از افسردگی، اختلال زندگی روزمره، قطعی اینترنت، فشار اقتصادی و فرسودگی روانی.
نازنین متیننیا در یادداشتی در روزنامه اعتماد از خستگی عمیق روزهای جمعی و شخصی مینویسد؛ از افسردگی، اختلال زندگی روزمره، قطعی اینترنت، فشار اقتصادی و فرسودگی روانی. روایت شخصی او مصرف داروهای آرامبخش، کشاندن شاگردان شنا به آب برای تخلیه فشار را در ادامه میخوانید:
کمی قبلتر از این روزها چشمم به آسمان بود که ببارد. فکر میکردم اگر برفی مداوم بیاید و چند روزی آلودگی هوا برود، فلان میکنم و بهمان. حالا از پشت پنجره تحریریه، برف و باران، ریز ریز میبارند و من آن فلانها و بهمانها را یادم رفته. همکارم میگوید: «ببین چه روزهایی است که حتی برف هم فایده ندارد.» برایش تعریف میکنم که دختر خانم تمیزکار، ورزشش را رها کرده و مادرش میگوید که افسرده شده. میگوید از خانه هم بیرون نمیرود، چون فکر میکند که درختها دارند گریه میکنند. روزهای دیگری اگر بود، با خودم فکر میکردم چه تعبیر شاعرانهای، طفلک بچه خسته است از روزگار و باید کاری برایش بکنم. اما حالا همین که صبحها با همراهی دوست خوبم قرص دیازپوکساید بتوانم از خانه بیرون بزنم و شبها هم با دوست خوب دیگرم قرص آلپرازولام به خواب بروم، زندگی برایم کافی است. کسب و کار اول، روزنامهنگاری، درگیر قطعی اینترنت و ماجراهای مختلف است و کسب و کار دومم، آموزش شنا هم، در قطعی اینترنت و نبودن اینستاگرام و تبلیغات و از این جور چیزها، لک و لک با شاگردهایی که از قبل ماندهاند، ادامه دارد. همین شاگردها را هم به زور میکشم استخر.

قبلتر از این روزها، به تکتکشان یاد دادم که اگر دردی دارند، بیاورند توی آب و بسپارندش به آب. یاد دادم آن «خوشا فریاد زیر آب» که شاعر میگوید واقعی است و میتوانند آنقدر زیر آب فریاد بزنند تا فشار و استرس زندگی روزمره عادی، کم شود، گم شود. حالا دیگر خودشان خوب بلدند چه کنند، میآیند و سر در آب فرو میکنند. صبر میکنم تا آرام شوند و تمرینها بر اساس حال و روان و اعصاب، نامنظم و پراکنده ادامه دارد. میگویند خودشان را به زور جمع کردهاند تا برسند به استخر. میگویند گاهی عذاب وجدان هم دارند. صبور میمانم، لبخند میزنم که طبیعی است که ذات زندگی این است که باید ادامه داد حتی در سختترین و عجیبترین روزها. ولی راستش را بخواهید خودم نمیدانم که تا کجا میشود ادامه داد. پنج سال پیش تقریبا توی همین روزها، فهمیدم که سرطان دارم، بعد روزهایی سراغم آمدند که هیچ وقت هیچ تصوری از آن نداشتم. دردهایی کشیدم و صبوری داشتم که حالا حتی بعد از گذشت پنج سال، نه فقط از یادم نمیرود که حتی باور نمیکنم که آن آدمیزاد خمیده از درد و زجر، من بودم. در لحظههایی عجیب آرزوی مرگ میکردم. دلم میخواست فقط آن درد لعنتی تمام شود و دیگر حتی برایم مهم نبود که تمام شدنش به قیمت تمام شدن زندگیام باشد. ولی باور میکنید یا نه، آن آرزو فقط برای یک لحظه بود و بعد، زندگی با مغناطیسی عجیب، من را سمت خودش میکشاند و دستم را میگرفت و نوازشم میکرد تا تحمل کنم، بخواهم زنده بمانم و ادامه دهم. بعد از آن روزها، فهمیدم من آدم مردن نیستم، آدم وا دادن هم. بعدتر که دقیق شدم، دیدم آدمهای زیادی شبیه به من هستند و اصلا انگار ذات آدمیزاد همین مغناطیسپذیری به زندگی است. اینطور شد دیگر هیچ وقت نپرسیدم که چطور میشود آدم در سختترین شرایط هم باز ادامه دهد، زندگی کند. حالا هم همین است.
روزگار ناخوشیهاست. ولی زندگی ادامه دارد. حالا اینکه چطور، آن ماجرای دیگری است. حرف زدن دربارهاش اما به نظرم مهم است، چون در نهایت و برخلاف آن رویه همیشه منفیباف ما ایرانیها، جنسی از شناخت و تعمیق دوباره دارد. شما ببینید، از تابستان امسال تا همین زمستان، چه روزهایی را پشت سر گذاشتیم. توصیفشان نمیکنم، چون دیگر همه میدانیم. سوای از جنگ و آنچه در دو هفته گذشته اتفاق افتاده، در آن میانه هم بالا و پایین رفتن قیمتها و تورم و مشکلات دیگر هم بوده. اما، در تمام این ماجراها، چیزی به نام زندگی گم نشده، کم شده ولی گم نشده. آن روزهایی که اینترنت سر جایش بود، سایبریها حمله میکردند که از زندگی عادی حرف نزنین، استوری نگذارین، فلان نکنین و بهمان. ولی واقعیت این است که همین زندگی معمولی، تنها زندگی ماست. برخلاف تصور عموم نه این زندگی معمولی فراموش شده و نه خواستههای مهم و بحق. اصلا انگار همین زندگی معمولی است که دست ما را میگیرد و میکشد به سمت خودش. چه باید کرد دیگر؟ نه اینکه حالا و در این احوال ناخوش، آدم بخواهد سرخوش باشد و درد را نفهمد، نه. اما ادامه دادن در هر شرایطی میشود مثل همان روزگاری که من در اوج درد و بیماری، در انتهای لحظهای که مرگم را از خدا میخواستم باز هم جادوی زندگی دستم را میگرفت. حالا من در اوج درد، از تمام روزهای آن سال، لذتی نبردم، نخندیدم، شاد نبودم و واقعا حتی خیلی کم به آیندهام فکر کردم، اما ادامه دادم. حالا هم همین است انگار، روزها گیج و گنگ و منگ برایم میگذرد. زندگی برای من خسته است. برای خیلیها هم خسته. ولی ما همه اسیر جادوی زندگی شدهایم، آلوده به آن و گاهی همین ادامه دادن، فقط به صرف ادامه و نه حرکت کردن و حتی امید به چیزی داشتن، کافی است که این هم خودش بخشی از داستان ماست. داستان مردمی که به احترام زندگی صبور ماندند و ادامه دادند.
تبلیغات متنی
-
به نرخ فلافل، ۷ سال اخیر ۷۰۰ سال گذشته!
-
واکنش غیرمنتظره پزشکیان از سوالی درباره مذاکرات
-
خبر ویژه دولت: پرونده بازداشت شدگان آسان پیگیری شود!
-
بازدید فرماند ارشد ایرانی از ناو روسیه در بندرعباس
-
لیندزی گراهامِ سیاست ایران پیدا شد!
-
کپی عصر جدید و نسخه فیک ماه عسل از فردا در صداوسیما
-
این ۵ مستند جدید در فیلمنت را از دست ندهید
-
قیمت شیرینیهای محبوب ماه رمضان بالا رفت!
-
تندر ۹۰ دوباره تولید شد
-
دلیل حمله مستقیم رهبری به ترامپ چه بود؟
-
فرصت جدید برای تسویه بدهی مالیاتی اعلام شد
-
زیردریاییهای مخفی چین به سرعت هایپرسونیک رسیدند!
-
لحظه انهدام یک شناور در رزمایش روز گذشته سپاه
-
تمرین استقلال تعطیل شد
-
وضعیت تازه پرونده ساعدینیا اعلام شد
-
به نرخ فلافل، ۷ سال اخیر ۷۰۰ سال گذشته!
-
لیندزی گراهامِ سیاست ایران پیدا شد!
-
کپی عصر جدید و نسخه فیک ماه عسل از فردا در صداوسیما
-
قیمت شیرینیهای محبوب ماه رمضان بالا رفت!
-
تندر ۹۰ دوباره تولید شد
-
وضعیت تازه پرونده ساعدینیا اعلام شد
-
آیا تجربه فردای قطعنامه ۵۹۸ در دلار تکرار میشود؟
-
تصویر ناو روسی که در بندرعباس پهلو گرفت
-
رزمایش ایران و روسیه مقابل چشم ناوهای آمریکایی
-
درخواست تهران درباره تحریمها به واشنگتن رسید
-
ساعت کاری ادارات در ماه رمضان اعلام شد
-
خبر تازه از بازداشتیهای زیر ۱۸ سال در حوادث اخیر
-
تحرکات مشکوک و پرحجم آمریکا در منطقه شدت گرفت
-
شروط تازه برای دریافت کامل مستمریِ بازماندگان اعلام شد
-
پایان گرمای بهاری با کاهش محسوس دما از فردا
-
پخش آهنگ شهرام صولتی در حضور عراقچی!
-
شبکه سه تلویزیون از احتمال آغاز جنگ جهانی خبر داد
-
قالیباف در پاسخ به رسایی: من پیک جنابعالی هستم
-
بنیفاطمه، از پاکتهای دریافتی مداحان میگوید
-
«قربان، طلا، سوسن و زیبا» در پشتصحنه سریال «سوجان»
-
پایان مذاکرات امروز ایران و آمریکا در ژنو
-
مزارهای بدون سنگ؛ روایتی از چهلم نگین و مجید
-
چهره «سوسن» در اتاق گریم سریال «سوجان»
-
اقدام معنادار ایران در تنگه هرمز همزمان با مذاکرات
-
زیپ شلوار عراقچی مساله برخی رسانهها شد
-
پرسپولیس پاسخ استعفای اوسمار را داد
-
دوبلور کاراکتر معروف «من میدونم» پیدا شد
-
اولین خبر رسمی از نتیجه مذاکرات امروز
-
ساعت آغاز دور دوم مذاکرات اعلام شد
-
عراقچی از ایران برای ویتکاف سوغاتی برد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر