این محله تهران را ملایریها ساختند
نظامآباد فقط یک محله روی نقشه تهران نیست؛ روایتی زنده از شهری است که با دستهای کارگران، همدلی همسایهها و خاطرات مشترک ساخته شد.
همشهری: نظامآباد فقط یک محله روی نقشه تهران نیست؛ روایتی زنده از شهری است که با دستهای کارگران، همدلی همسایهها و خاطرات مشترک ساخته شد.

عباس محبی، نظامآباد را محلهای میداند که ریشه در حضور نظامیها و پادگانها داشته و به همین دلیل، نام و هویتش شکل گرفته است. محبی درباره پیشینه نام این محله میگوید: «این محدوده پیشتر «حسینآباد» نام داشته است و بهتدریج تحت تأثیر پادگان حشمتیه و رفتوآمد نظامیها، به نظامآباد معروف شد.
همچنین اغلب ساکنان این محله را ملایریها، اراکیها و ترکزبانها تشکیل میدادند که به کار ساختوساز میپرداختند؛ شغلهایی مثل بنایی، گچکاری و ... . به اعتقاد من ملایریها نظامآباد را ساختند. پدر و خانواده من هم ملایری بودند و پدرم در سالهای اشغال ایران، خود را به سختی به تهران رساند و در نظامآباد ماندگار شد.»
روایت محبی از کودکی، تصویری زنده از تهران دهههای دور است؛ شهری بیماشین، پر از بازی، دویدن و رفاقت. یکی از خاطرات شیرین و تلخ کودکیاش مربوط به همین دوران است که در تهران گم میشود؛ خاطرهای که از نظامآباد شروع میشود و به دولاب میرسد. او دوران کودکیاش را در این محله اینطور روایت میکند: «اسباببازی نداشتیم و بیشتر بازی دستهجمعی میکردیم؛ گرگمبههوا، الکدولک، فرفره. حتی دویدن، بخشی از تفریح ما بود. یکروز به حلقهای، سیمی وصل کرده بودم و آن را قل میدادم. همینطور که سرگرم بازی بودم سرم را بالا آوردم و دیدم چقدر محله ناآشناست. من آن روز از دولاب سر در آورده بودم و شروع به گریهکردن کردم. دولاب برخلاف نظامآباد، تعداد خانههایش کم بود و صیفیجات خیلی خوبی داشت. خانمها دورهام کردند؛ یکی اشکهایم را پاک میکرد، یکی دست به سرم میکشید و دیگری غذا و شکلات میداد تا اینکه همسر یکی از این خانمها خسته از سرکار با دوچرخه برگشت. من را ترک دوچرخه هرکولس گذاشت و بستنی هم برایم خرید و همانطور که بستنی میخوردم، آدرس خانهمان را میپرسید. هنوز طعم آن بستنی زیر زبانم مانده است. وقتی به سرکوچه رسیدیم، جمعیت بسیاری جلوی خانهمان ایستاده بودند و مادرم با دیدن من کشیده آبداری زیر گوشم خواباند و از آن مرد تشکر کرد.»
وقتی چوب خط اهالی پر میشد!
عباس محبی با همان لحن گرم و تصویرسازش از کاسبهای دورهگردی میگوید که با دوچرخه به نظامآباد میآمدند: «کاسبها، وسایل فروشی را روی الاغها و دوچرخهها میگذاشتند و در محله میچرخیدند؛ از خیار گرفته تا ماست، نان و حتی پارچه. آن زمان پول نقد کم بود و اهالی حساب دفتری داشتند یا یک تکه چوب بود که کاسب روی آن خط میانداخت و سر هر ماه نقدش میکرد. هنوز تصویرشان جلوی چشمم زنده است. یادم هست یکی از این فروشندهها نان سنگک آورده بود و به مادرم میگفت: کبری یه آبگوشت بار بذار بده بچهها با سنگک بخورند و بعد
چوب خط را از مادرم میگرفت و خط میانداخت. «مراد بزاز» هم که با آن لهجه خاصش کاسب ثابت محل بود. مادرم برای خودش کلانتری بود؛ هم اعتبار داشت و هم اقتدار. مادرم آدم تأثیرگذاری بود. وقتی بزاز محل زورش نمیرسید پول قسط را بگیرد، میگفت: «کبری یه کاریش بکن. مادرم هم دستش را میگذاشت سر کمرش و میگفت فلانی باید پول مراد را بدید.»
خانههای لاکچری نظامآباد
عباس محبی وقتی از روستای ده میانه ملایر به تهران آمد، در همان محله نظامآباد ساکن شد؛ محلهای کارگرنشین، پرجمعیت و زنده. او از سبک و سیاق زندگی در آن روزگار محله نظامآباد میگوید: «همه ما در یک اتاق زندگی میکردیم. اغلب اهالی در اتاقهای ۹متری زندگی میکردند و خانوادهای که اتاق ۱۲متری داشتند، خیلی لاکچری بودند. من، ۴برادر، پدر و مادرم همه با هم در همین اتاق زندگی میکردیم. در همین اتاق هم یک صندوقخانه یا پستو داشتیم که ظرف و رختخواب را آنجا میگذاشتند. موقع مشق نوشتن هم همه دراز میکشیدیم و مینوشتیم. علاءالدین، هم اجاق گاز بود و هم وسایل گرمایشی برای اتاق. عشق ما رادیو بود. اولین رادیویی که بابای ما خرید «رادیوگرام فیلیپس آبی رنگ بود. رادیو فیلیپس کلاس خاصی داشت.»
امروز عباس محبی در نارمک زندگی میکند؛ محلهای که روزی آرزو داشت در آن زندگی کند اما نظامآباد هنوز برایش فقط یک نام نیست؛ جایی است کهصمیمیت، دوستی و همسایگی بین مردم تقسیم میشد.
تبلیغات متنی
-
نمایش موشکهای دوربُرد ایران در میدان آزادی
-
گردشگران ایرانی، ترکیه را بایکوت کردند!
-
واکنش اردنیها به باخت استقلال؛ ماموریت انجام شد!
-
«برتا؛ داستان یک اسلحه» چگونه مخاطب را با خود همراه میکند؟
-
تصویر جالب از حضور رهبر انقلاب در راهپیمایی ۲۲بهمن
-
الاتحاد با ۷ گل برای آسیا خط و نشان کشید
-
تصویر جدید دیوارنگاره میدان انقلاب تهران در روز ۲۲ بهمن
-
حراج لباسهای شمس پهلوی، خواهر شاه در کرج
-
دیدار شبانه نتانیاهو با ویتکاف و کوشنر درباره ایران
-
اسکورت سنگین نتانیاهو در بدو ورود به واشنگتن دی سی
-
عربستان همین الان یک بمب اتم دارد!
-
استقرار ۱۶ فروند سوخترسان در پایگاه العدید قطر
-
آیا لبنیات به دلیل خاصیت اسیدی، استخوانها را پوک میکند؟
-
لباس بامزه و سنتی مغولها برای المپیک زمستانی
-
آقای کارگردان شرط گرفتن سیمرغ در جشنواره فجر امسال را فاش کرد!
-
گردشگران ایرانی، ترکیه را بایکوت کردند!
-
دیدار شبانه نتانیاهو با ویتکاف و کوشنر درباره ایران
-
استقرار ۱۶ فروند سوخترسان در پایگاه العدید قطر
-
اتفاق خاصی که در میان اخبار جنگ ناپدید شد!
-
تلاش ۲۴ساعته چند بلاگر برای بازگشت شکست خورد
-
رقم دقیق عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی اعلام شد
-
ادعای جدید ترامپ درباره مفاد توافق احتمالی با ایران
-
فقط در یک هفته؛ قیمت ۱۴۰۰ قلم دارو بالا رفت!
-
یک رسانه هدف تازه ترامپ درباره ایران را فاش کرد
-
عراقچی: آمریکا به دنبال جلوگیری از جنگ است
-
ترامپ زمان دور دوم مذاکرات با ایران را مشخص کرد
-
نامزدهای سیمرغ جشنواره فیلم فجر اعلام نشدند
-
لاریجانی غیرمستقیم حرف نهایی ایران به ترامپ را گفت
-
ادعای تازه؛ ترامپ به ایران دو گزینه برای انتخاب داد
-
اقدام دولت برای آزادی چهرههای خبرساز اصلاحطلب
-
صابرین نیوز: سورپرایز جدید نظامی در راه است
-
امیرحسین فتحی: قسمتی از من برای همیشه مُرد
-
مقدمات مهاجرت دائمی کامران نجفزاده را فراهم کنید
-
گلزار، سینا مهراد و هادی حجازیفر ماموران صداوسیما شدند
-
اهدای ماکت جنگنده J-۲۰ به فرمانده ارشد ایرانی
-
گزارش شبکه الجزیرة از موشک خرمشهر-۴
-
پرویز پرستویی: پیکر برادرم را تکه تکه تحویل گرفتم
-
خانم بازیگر سریال گاندو در جشنواره فجر رخنمایی کرد
-
آمریکا به دو کشور همسایه ایران سلاح نظامی داد
-
خبر فوری معاون ترامپ درباره مذاکره با ایران
-
حضور بازیگر پدر سالار در جشنواره فجر به چشم آمد
-
سپاه از پیغام ترامپ درباره جنگ خبر داد
-
همزمان با سفر لاریجانی، یک هواپیمای آمریکایی در راه مسقط
-
تیپ و چهره غزاله اکرمی در تمرین تیم بولینگ هنرمندان
-
سروش رفیعی از ایران خارج شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
چه متن جالبی 👌🏻 عاشق لهجه ی آقای عباس محبی ( آقا جانعلی ) هستم خدا حفظشون کنه