فرار از زندگی هردم«بیل»!
۱۳۶۸۶۵
۲۹ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۹
۲۷۲۱۶ 
برای من حتی یک شب تا صبح سر کردن در چادر یا حتی خانه های محلی بدون تسهیلات رفاهی معمول قابل تحمل نیست. حالا تصور کنید عده ای هستند (آن هم عده قابل توجهی) که داوطلبانه از سیم برق و تلفن و لوله کشی آب و ... دل می کنند.

مجله اینترنتی برترین ها





هفته نا
مه چلچراغ: برای من حتی یک شب تا صبح سر کردن در چادر یا حتی خانه های محلی بدون تسهیلات رفاهی معمول قابل تحمل نیست. آیا شما هم مانند من وقتی برای چند ساعت آب یا برق قطع می شود، انگار دنیایتان به پایان رسیده است؟ اگر به خاطر سهل انگاری در پرداخت به موقع شارژ برای یک شب به اینترنت دسترسی نداشته باشید، مثل من استخوان درد می گیرید؟

حالا تصور کنید عده ای هستند (آن هم عده قابل توجهی) که داوطلبانه از سیم برق و تلفن و لوله کشی آب و ... دل می کنند. به این نوع زندگی Living Off the Grid یا Off the Grid می گویند. شاید معادل فارسی آن چیزی بشود در مایه های زندگی خارج از شبکه یا زندگی بدون تاسیسات شهری (؟)

فرض کنید امکان فرار از شلوغی شهر را داشته باشید. فرض کنید تاب دل کندن از خانه مدرن و راحت تان را داشته باشید، حالا یا برای کمک به حفظ محیط زیست یا برای خلاصی از شر هزینه ها و قبوض روزافزون. در اینصورت می توانید به جنبش رو به رشد «زندگی بدون تاسیسات شهری» بپیوندید. برای رهایی از سگ دو زدن، این بهترین راه حل است.

احوالات مردمی که دوست ندارند در مدار شهری باشند

یک آمریکایی که زندگی اش در کار و اقساط ناتمام خانه و ماشین و برق و ... تعریف می شود، بهتر می تواند توضیح بدهد که Rat Race یعنی چه و برای فرار از دست «بیل»ها یا قبض هایی که هر دم سر از صندوق پستی شان در می آورند، چرا بهترین راه حل Off the Grid شدن است. Grid یا شبکه مخففی است برای شبکه برق که جریان الکتریسیته را از نیروگاه به خانه ها منتقل می کند. یک خانه عادی به جریان برق، گاز، آب و فاضلاب و خطوط تلفن شهری متصل است. زندگی خارج از شبکه یا بریدن از شبکه ها به معنای روگرداندن از این تاسیسات خودساخته.

بعضی خانوارها تصمیم می گیرند تنها برقشان را از شبکه نگیرند ولی همچنان از سیستم آب و فاضلاب شهری استفاده کنند. گروهی اما به طور کامل وابستگی را قطع می کنند و تاسیسات خودشان را ایجاد می کنند. حتی بعضی خانواده ها خانه بزرگشان در شهر را ترک می کنند و به منطقه ای می روند که آب و هوای مناسب تری برای زندگی خارج از شبکه دارد؛ جایی که ده ها خانواده دیگر یک اجتماع کوچک خارج از شبکه را درست کرده اند.

اولین قدم استقلال تولید انرژی برق است. معمول ترین شیوه، استفاده از انرژی خورشیدی یا بادی است. روی بام بسیاری از خانه های خارج از شبکه می توان صفحات خورشیدی را پیدا کرد. بعد از آن وقت خلاص شدن از قبض آب است. اگر در کشوری پر آب زندگی کنید، نگرانی از این بابت نخواهید داشت. آب را در همه جا می توانید بیابید؛ زیر پایتان به شکل آب های زیرزمینی و بالای سرتان به شکل باران.

در آمریکا بیش از 15 درصد خانه ها آبشان را خودشان تامین می کنند، بنابراین نباید کار سختی باشد. خیلی ساده است، چاهی باید کند و با پمپ آب را بیرون کشید. برای این کار از مته های استاندارد و مخصوص استفاده می شود تا آلاینده ها در درازمدت وارد چاه نشوند، اما خود این لوازم ممکن است بین سه هزار تا 15 هزار دلار خرج بردارد اما یک فایده چاه خصوصی این است که در زمان خشکسالی کسی آب منزلتان را جیره بندی نمی کند. اگر این شیوه به نظر پرخرج می آید، استفاده از تانکر آب یا آب انبار چاره دیگری است به شرط آنکه در زیستگاهتان چیزی از آسمان ببارد.

در قدم بعدی باید فکری به حال فاضلاب کرد. این مشکل نیز با گندانبار یا انبار فاضلاب خانگی از بین می رود. گندانبار مخزن فلزی بزرگی است که فاضلاب را جمع آوری و دفع می کند. باکتری های موجود در این مخزن همه چیز را تجزیه می کنند. مخزن باید سالی یک بار سرویس شود. به همه آنچه ذکر شد، یک تغییر کلی در شیوه زندگی را نیز اضافه کنید.

حالا اگر کسی مشکلش تنها قبض آب و برق نباشد و کلا از شلوغی شهر ملول شده و نقطه دنجی در روستا یا کوهستان بخواهد چطور؟ اگر بخواهد به کل از مدار شهری و رادار آن خارج شود؟  آنتونی بروی، عکاس فرانسوی که سه سال شب و روز با اینجور آدم ها زندگی کرده و از روزگار متفاوتشان عکس گرفته است، بهتر می تواند این وضعیت را شرح دهد.

احوالات مردمی که دوست ندارند در مدار شهری باشند

وقتی سر آدم از صداهای گوش خراش شهری پر می شود و روزمرگی شغلی که از صبح تا غروب تان را در چنگال خودش گرفته دیگر قابل تحمل نیست، سکوت روستایی دور افتاده شاید برای بعضی ها تبدیل به آرزو شود. آنتونی بروی این آرزو را به واقعیت تبدیل کرده. او از سال 2010 تا 2013 بدون داشتن مقصد خاصی در مناطق کوهستانی دورافتاده پرسه زده است و در این مسیر با آدم های زیادی روبرو شده است که مشتاقانه زندگی پرهیاهوی شهری را به نفع آرامش در طبیعت دنج و وحشی ترک کرده اند. آنها با قربانی کردن رفاه مدرنیته به خوداستواری و آزادی دست یافته اند و الهام بخش عکاس کنجکاو شده اند.

در عکس های بروی، خانه، زندگی و چهره مردمی را می بینیم که او برحسب تصادف ملاقات کرده؛ مردمی که از تمدن دور شده اند. آنتونی روزها و گاه هفته ها با آنها زندگی کرده و همراهشان زراعت و دام پروری و از همه مهمتر طریقه خودکفایی را تجربه کرده است. این مردم زمانی دانش آموز، معلم یا مهندس بوده اند ولی حالا برای گذراندن اموراتشان از خانه های موقتی، وسایل بازیافت شده و کشاورزی استفاده می کنند.

در مجموعه عکس های تاثیرگذار آنتونی با نام «خارزار» زیبایی زندگی دهاتی و ساده افرادی را مجسم می کنند که زندگی جنگلی نهفته در طبیعت بکر و وحشی را انتخاب کرده اند. «اشخاص و مکان ها در عکس های من احوالات متنوعی را به تصویر می کشند که به نظرم نباید خیلی جدی و سیاسی با آن برخورد کرد. این احوالات به گونه ای واکنشی خودجوش به اجتماعی است که این مردم ترکش کرده اند. این پروژه مستند تلاشی است برای ساخت داستانی معاصر که اندکی جادو به تمدن امروزی ما بخشیده است.»
برچسب ها:
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج