ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش
۱۵۱۵۵۴
۱۹ آبان ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۶
۲۶۷۹۲ 
تا زمانی که پول زیادی وارد فوتبال نشده بود، روزنامه نگاران ورزشی در دهه های ۵۰ و ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ مشکل فوتبال ایران را برای رشد و بالندگی، ستاره های فوتبال می دانستند.
وب سایت نود: ستاره هایی که در زمین می درخشیدند اما خارج از زمین چندان ستاره نبودند.می گفتند مشکل فوتبال ایران ستاره هاست و آنها بودند که برای تیم های باشگاهی و ملی مشکل می آفریدند. جدا از درخشش در مستطیل سبز که چشمها را می ربودند، بسیاری از این ستاره ها از خیلی زود از فوتبال محو شدند و کفشها را آویختند. عمر فوتبالشان به روزگاری نرسید که بگویند مشکل فوتبال ایران مدیران هستند که درست هزینه نمی کنند.

اگر کنار یک فوتبالیست حرفه ای بنشینید، دغدغه اصلی اش فقط بودن در ترکیب اصلی تیم باشگاهی و تیم ملی نیست. شاید باورتان نشود دغدغه اصلی او مصدوم نشدن در تمرینات و بازی تیمش است. البته همه اینها ورای مبلغ قرارداد بالایی است که می بندد چون در هر حال همه فوتبالیستها در حال حاضر وضعیت خوبی از جهت بسته شدن قرارداد و مبالغ داخل آن دارند. اما همین ستاره ها چون ستاره های قبلی را دیده اند که چطور افول کرده اند به همین دلیل می ترسند که بلایی که سر آنها آمد، سر اینها هم بیاید. چرا که مثلا مصدومیت رباط صلیبی و یا حتی مصدومیت از ناحیه مچ پا می تواند فوتبال یک بازی را تا مرز نابودی بکشاند. این خطرات زمانی که با یک ستاره هم روبرو باشیم، اهمیت ویژه ای پیدا می کنند چرا که مثلا اگر یک ورزشکار یا یک ستاره در اوج موفقیت و درخشش با چنین مشکلاتی مواجه شود، آن وقت است که هم ستاره اش خاموش می شود و هم اینکه ستاره می سوزد و سقوط می کند. در فوتبال این ماجرا به توجه رسانه ای هم منجر شده و ستاره ها حسابی زیر ذره بین هستند. البته فقط مصدومیت نیست که ممکن است ستاره ها را دچار افول کند، جنگ، تحصیلات، مشکلات خانوادگی، مشکلات اقتصادی، جهت گیریهای کلی زندگی یک شخص و بسیاری مسایل هم می تواند باعث افول ستاره ها شود. شاید نزدیک ترین نمونه ها محسن خلیلی بازیکن سابق پرسپولیس باشد که مصدومیت رباط صلیبی اش، فوتبابش را نالود کرد یا بازیکن هم دوره اش یعنی امیدرضا رونخواه که او هم رباط صلیبی پاره کرد اما جراحی که او را عمل می کرد، اشتباه کرد و پای روانخواه دیگر آن پایی که باید می شد، نشد. این دو بازیکن هرگز نتوانستند به مستطیل سبز برگردند. البته بیشترین عاملی که باعث می شود ستاره ها افول کنند، مساله مصدومیت است. بازیکنان عاشق فوتبال هستند و به آن عشق می ورزند و وقتی یک باره با چنین مشکلاتی روبرو می شوند، ضربه وحی شدیدی می خورند. در اوج کنار گذاشتن فوتبال آنها را دلمرده و افسرده می کند.

معروف ترین مصدوم ها

اما مصدومیت ها درفوتبال شدت زیادی دارند همانطور که گفتیم برخی از آنها زیاد عمیق نیست اما زمانی که شکستگی یا پارگی پیش می آید، کار کمی فرق می کند. آن وقت است که دوران نقاهت هم طول می کشد و در نهایت مداوای ستاره ها طول می کشدو  همین روی اعصابشان می روند. امابرخی هم فقط به خاطر فوتبال مصدوم نشه اند. شاید بشود از نام هایی چون محمد دستجردي، حميدمطهري، جوادمنافي، اميرحسين اصلانيان و سبوشهبازيان یاد کرد که مصدوم شدند و دیگر به فوتبال برنگشتند.

دستجردی تصادف کرد

آنهایی که نوستالژی دارند و فوتبال گذشته را به یاد می آورند، به خوبی به یاد دارند که پرسپولیس مهاجمی به نام محمددستجردي داشت که در مسابقات آسيايي سال ۱۹۴۷ هم به تيم ملي دعوت شد، ولي در يك تصادف شديد اتومبیل استخوان رانش شکست و دیگر نتوانست به فوتبال برگردد و خداحافظی کرد.

منافی هم تصادف کرد

دوست نزدیک علی دایی، یعنی جوادمنافي در سال ۱۳۷۳ و در سن ۲۴سالگي بهترين فوتباليست ايران شد و چشمها را خیره کرد او هم به دلیل يك تصادف وحشتناك ، فوتبالش تمام شد او در زمین یک ستاره به تمام معنا بود و همان زمانها علی پروین می گفت فوتبال ایران با داشتن منافی تا سالها مشکلی نخواهد داشت.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

مطهری هم تصادفی بود

اما بازیکن دیگری که به دلیل تصادف ماشین فوتبالش به پایان رسید،حميد مطهري بود که به عقيده يورگن گده مربی که در دهه ۷۰ وارد فوتبال ایران شده بود، تنها بازیکن استاندارد و درجه اول ایران بود اما در یک تصادف نخاعش آسیب دید ولی همچنان توانست فوتبال بازی کند اما در سن ۲۵ سالگي با فوتبال خداحافظی کرد. خیلی ها معتقدند که حميد مطهري، واقعا «ستاره سوخته» فوتبال ایران است. نام مطهری حالا جزو فراموش شده هاست.ود. نکته عجيب در مورد مطهري اين است که اصرارهاي اين بازيکن به علي پروين در مورد مشکلات مربوط به تنگي کانال نخاعش و اين که مجبور است کمتر تمرين کند تا بتواند به بازي کردن ادامه بدهد، در نهايت بي ثمر باقي ماند و مطهری در ۲۵ سالگی از فوتبال خداحافظی کرد. حمید مطهري متولد ۱۳۵۳ بود.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

اصلانیان تصادف در جاده شمال

اما بازیکن دیگری هم به نام اميرحسين اصلانيان بود که عشق علی پروین بود. او هم اسير مصدوميت شد اما این مصدومیت به خاطر فوتبال نبود. تصادف در راه شمال باعث شد تا وی هم فوتبال را کنار بگذارد.همه گل به یادماندنی او را به ابراهیم میرزاپور زمانی که وی در پرسپولیس بازی می کرد، را به یاد دارند. میرزاپور آن زمان دروازه بان فولادخوزستان بود. از اصلانیان به عنوان پدیده نام می بردند اما امان از جاده های پرپیچ و خم شمال.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

غازاریان با مصدومیت رفت

ژورس غازاريان بازيكن ارمني فوتبال ایران هم در سن ۲۵ سالگي فوتبالش تمام شد وي در سال ۱۳۷۰ يكي از بازيكنان مطرح تيم ملی امید بود که در آرارات و استقلال خوش درخشید. منتها عمل جراحی خوبی روی پایش انجام نشد. او رباط پاره کرد و در اوج مجبور شد فوتبال را کنار بگذارد. غازاریان در سال ۷۱ مرد سال فوتبال ایران شده بود.

اکبرمحمدی هم یک تصادفی است

بازیکن تیم بانک ملی که همدوره بازیکنانی چون مهدی مهدوی کیا و فرهادمجیدی و داود فنایی ومهرداد میناوند بود و در نهایت درهمان سالهای اوایل دهه ۷۰ در تیم منتخب جوانان تهران چهره شد. او می توانست درجات موفقیت را طی کند اما مصدومیت به او اجازه نداد. این مصدومیت او هم تصادفی بود که مچ پای را شکست و در نهایت او هرگز نتوانست به فوتبال برگردد اما راه مربیگری را پیش گرفت و درنهایت سرمربی تیم های ملی نوجوانان و جوانان هم شد. درتصویر محمدی سمت راست تصویر پا به توپ در حال استارت یک کورس با بازیکن هماست.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

یک تصادف و چند مصدومیت

اما یک بازیکن ارمنی هم به نام سبوشهبازيان بود که هر چند در زمین هم مصدوم می شد اما بازیکن خوبی بود و آینده درخشانی داشت اما مصدومیتهای پی در پی به علاوه یک تصادف کارش را خراب کرد و او هم فوتبالش تمام شد. همین الان هم بسیاری  بازیهای درخشان او را در آرارات و پاس به یاد دارند.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

تصادف در تقدیر مرحوم استیلی

مثل اینکه جاده ها زیاد برای هيچ وقت براي فوتبال ما خوش يمن نبوده اند.جاده ها بسياري از مواقع با قرباني کردن ستاره هاي محبوب فوتبال ایران، زهرشان را به هواداران ريخته اند و همین اواخر هم مسعود استیلی، برادر حمید استیلی را از فوتبال ایران گرفتند. البته مسعود استیلی به خاطر یک تصادف فوتبالش تمام شد ولی با یک سانحه تصادف در سعادت آباد تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد.

لژیونر شدن آفت شد

اما بازیکنانی هم بودند که وقتی لژیونر شدند فوتبالشان تمام شد.بازیکنانی که در فوتبال داخلی موقعیت خوبی داشتند اما برای فوتبال بازی کردن در خارج از کشور وسوسه شدند و در نهایت فوتبالشان به نوعی تمام شد.یکی از لژیونرها محمد نادري بود که در پست هافبك در سال هاي ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳ برای تیم ملی بازی کرد و اتفاقا عملكرد بسيار خوبي داشت اما با پيوستن به ليگ اتريش كم كم از صحنه فوتبال محو شد تا جايي كه در ۲۵ سالگي ديگر کسی  از سراغی از محمد نادری نگرفت.

 بهنام طاهرزاده هم محو شد

بهنام طاهر زاده در پرسپولیس عملكرد بسيار خوبي داشت تا جايي كه كارشناسان همان زمان از او به عنوان پديده فوتبال كشور نام می بردند اما او هم در يك سفر به اسلوني و بازي براي تيم پابليكوم اسلوني فوتبالش تمام شد و کسی هم نفهمید چرا این اتفاق افتاد. طاهرزاده در فینال جام حذفی در سال ۷۶ که پرسپولیس سه بر صفر استقلال را شکست داد،یکی از سه گل پرسپولیس را به ثمر رساند.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

بی انگیزگی عامل خداحافظی

اما دلیل بعضی خداحافظی ها تنها تصادف یا رفتن به خارج از کشور نبود. مهدی حاج محمد ستاره سابق تیم تاج به دلیلاینکه با مصطفی مکری، رئیس وقت فدراسیون فوتبال دچار مشکل شد در سن ۲۲ سالگی فوتبالش را به پایان رساند. یک لج و لج بازی کودکانه که در نهایت منجر به این شد که حاج محمد فوتبال را کنار بگذارد.البته بازیکنان دیگری هم هستند که در همین سن و سال از فوتبال خداحافظی کردند. علیرضا حاج قاسم که در استقلال بازی می کرد در ۲۵ سالگی فوتبالش به پایان رسید. داود میرطوسی در پرسپولی هم در ۲۵ سالگی فوتبالش تمام شد. علیرضا اسدی هم که در دهه ۶۰ توانسته بود اعتماد پرویز دهداری را جلب کند و به تیم ملی دعوت شود به دلیل بی انگیزگی از فوتبال خداحافظی کرد. امير فرهاد يعقوبي هم كه مهمترين بازيكن تيم اميد سال ۱۹۹۲ كشور بود فوتبال خود را قبل از سن ۲۵ سالگي تمام شده دید و البته همه اینها به دلیل بی انگیزگی بود.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

خداحافظی نامعلوم

اما دو بازیکن هم بودند که به دلایل نامعلومی خداحافظی کردند. محمد برزگر بازیکن بسيار خوبي در كشور بود كه  سال ۷۷ توسط منصور پور حيدري براي انجام يك بازي دوستانه به تيم ملي دعوت شد و همین ماجرا باعث شد که وی برای پرسپولیس بازی کند اما وی با پيوستن به تيم پرسپوليس فوتبالش به پايان رسيد. برزگر در آن زمان  ۲۷ سال سن داشت. البته محسن رنجبران بازيكن تيم پرسپوليس و تيم ملي ایران كه عملكرد بسيار خوبی داشت از سال ۷۸ از صحنه فوتبال ایران محو شد.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

 آنهایی که افت کردند

 چند بازیکن هم می توانند در لیست کسانی قرار بگیرند که فوتبالشان خوب بود اما رفته رفته افت کردند و فوتبالشان تمام شد. جمشید امير خانلو در سال ۱۳۵۸ در پرسپوليس در جام شهيد اسپندي عملكرد بسيار خوبي داشت ولي رفته رفته با افت مواجه شد وي از پرسپوليس جدا شده و به شاهين و از آنجا به سعد آباد پيوست و در کمال تعجب فوتبالش به پایان رسید. یکی دیگر از بازیکنانی می شود به آن اشاره کرد حميد مجد تيموري بود كه در جام جهاني ۱۹۷۸ يكي از ستاره هاي تيم ملي فوتبال ایران بود امارفته رفته افت كرد و هنوز به  ۳۰ سال نرسیده از فوتبال کناره گیری کرد.

بلای خانمان سوز اعتیاد

شاید برخی بازیکنان فوتبال ایران باشند که پس از پایان دوران فوتبالشان به اعتیاد روی آوردند و البته چند تن از آنها در برنامه نود معرفی شدند و با این برنامه مصاحبه کردند. در هر حال همیشه مربیان فوتبال ایران از بازیکنی به نام ستارحیدرنژاد نام می برند که یکی از اعجوبه های دوران خودش بود. این بازیکن از تیم جوانان تهران به تيم ملی جوانان دعوت شد ولي گرفتاري به دام سوداگران مرگ، فوتبال وي را در سن ۲۲ سالگي به نقطه پايان رساند. راز اعتیاد این بازیکن هنوز فاش نشده است.

از صعود تا سقوط

مهرداد میناوند در زمان بازیگری اش یک ستاره به مام معنا بود و شاید می توانست تا ۳۵ سالگی در فوتبال ایران حضور داشته باشد. اما عمر درخشش او به ۳۰ سالگي نرسيد. مدافع- هافبک خوب پرسپوليس و تيم ملي در دهه ۷۰، متولد سال ۱۳۵۴ بود که توانست بيشتر از سال ۸۳ و ۲۹ سالگي اش به حضور در فوتبال ايران ادامه دهد. او بازی در اروپا و تیم اشتروم گراتس اتریش و شارلوای بلژیک را هم تجربه کرد. وی در سال هاي پاياني فوتبالش در تیم های سپاهان اصفهان و راه آهن هم بازی کرد و در سال ۸۴ از فوتبال خداحافظی کرد.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

افسوس برای مجاهد

اما مجاهد خذیراوی از بازیکنانی بود که واقعا در فوتبال ایران سوخت. شاید بشود گفت که وی مطرح ترین بازیکن فوتبال ایران بود که در فوتبال ایران تباه شد. او در ۲۲ سالگی آنچنان از فوتبال حذف شد که هیچ کس باور نمی کرد.محرومیت طولانی مدتی که برایش درنظر گرفته شد فوتبال او را نابود کرد. مشکلات شخصی و اتفاق عجیبی که برای او افتاد هنوز هم نقل محافل فوتبال ایران است. در هر حال خذیراوی سالها بعد قبول کرد که خودش مقصر اتفاقات تلخی بود که برایش افتاد. او می توانست در فوتبال ایران به دستمزدهای میلیاردی هم برسد و حتی مرد اول تيم ملي باشد. حاشیه های خوش زرق و برق تهران باعث شد تا او در ۲۲ سالگی استقلال و تیم ملی را تنها بگذارد. او متولد ۵۹ بود اما در سال ۸۱ از فوتبال کنار رفت. بعدها که برگشت هم نتوانست آن مجاهد همیشگی باشد. هنوز هم که هنوز است ماجرای او یک راز در فوتبال ایران تلقی می شود.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

رضا مالدینی هم در ۳۰ سالگی خداحافظی کرد

الان که او را می بینید آنقدر چاق شده که خودش هم باورش نمی شود.رضا شاهرودی عشق اول و آخر طرفداران پرسپولیس در دهه ۷۰ بود. قیافه فتوژنیک او باعث شده بود تا درکنار بازی بسیار خوبش محبوب القلوب فوتبال ایران باشد به رضا مالدینی شهرت پیدا کند. او در زمین هم ستاره بود. بازیکنی که متولد ۵۱ بود همین که لیگ حرفه ای شد در سال ۸۱ از فوتبال خداحافظی کرد. او هم به لیست بازیکنانی اضافه شد که در دهه چهارم زندگی شان، دیگر ستاره نماندند.همه می دانند که او می توانست حداقل تا ۵ سال دیگرهم فوتبال بازی کند اما او خیلی زود رفت وروی نیمکت مربیگری نشست و البته نتوانست در مربیگری هم ستاره بماند.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

مثل برادرش نشد

هادی مهدوی کیا، برادر مهدی مهدوی کیا، خیلی زودتر از مهدی راه پیشرفت را طی کرد و به پرسپولیس رسید. وقتی مهدی در آلمان لژیونر شد، همه فکر می کردند که هادی هم مثل مهدی می شود. برای طرفداران پرسپولیس هيچ چيز خوش تر از ظهور برادر کوچکتر او در همان پست نبود.اول کار همه چیز خوب بود و هادي مهدوي کيا کارش را در سطح قابل قبولي با پرسپوليس آغاز کرد و به سرعت توانست اعتماد سکوها را جلب کند، اما قهرماني معجزه آساي سرخپوشان در اولين ليگ حرفه اي فوتبال ايران، در عين حال آخرين فصل فوتبالي هادی مهدوی کیا شد تا این بازیکن متولد ۱۳۸۵ در ۱۳۸۱ و تنها با ۲۳ سال سن از دنياي فوتبال خداحافظي کند.برخی می گویند که اختلاف های پروین با مهدی باعث شد تا این اختلافات دامن هادی را بگیرد. در کل هادی مثل مهدی نشد. هادی حالا صفحات اجتماعی مهدی را به روز می کند. کاری که البته دوستش دارد.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

جباری زود محو شد

او حتی به استقلال هم گل زد. یک جباری دیگر که البته مثل مجتبی جباری در استقلال نشد. سرگذشت تلخ رضا جباري در بازنشستگي زودتر از موعد، گريبان دوست نزديکش حسن خان محمدي را هم گرفت. در هر حال رضا جباري پرسپوليس هم جزو آن دسته از بازيکناني است که عمر فوتبالي شان خيلي به درازا نکشيد و حتی نتوانستند پا به توپ از سي سالگي بگذرند . جباری با اینکه ریزش موی زیادی داشت اما حسابی فرصت طلب بود. هر چند علی پروین درباره گفته بود که جباری تنبل بود و به همین دلیل از فوتبال خداحاقظی کرد. جباری در سال ۵۶ به دنيا آمد و در حالي که همين حالا هم سن و سال هاي او دارند در ليگ برتر بازی می کنند.جباری در ۲۹ سالگي و پس از جدايي از پرسپولبيس دیگ خبری از او منتسر نشد تا بی سر و صدا خداحافظی کند.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

خان محمدی یا فرفره؟

او بازیکن محبوب علی پروین بود و خیلی زود هم بین طرفداران پرسپولیس جا باز کرد.خداحافظی وی از دنیای فوتبال تشابه زیادی به خداحافظی دوست نزدیکش رضا جباری اشت. هر چند تنبلی جباری به خان محمدی رسید. خداحافظی جباری شامل اين هافبک سريع ساب پرسپولیسی ها هم شد. همانطور که گفتیم خان محمدي را همه طرفداران پرسپولیس به یاد دارند. چرخش هاي دیدنی او در زمین به او لقب «فرفره» داده بود. خان محمدی در سال ۵۵ به دنیا آمد و در سال ۸۴ با یک آسیب دیدگی که جدی به نظر نمی امد از فوتبال خداحافظی کرد. درست مثل رضا جباری که کسی متوجه نشد چطور ازفوتبال خداحافظی کرد.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

 برومند هیگوئیتا کجاست؟

وقتی پای حرفهای پرویز برومند می نشیند به شما می گوید که در فوتبال ايران به حقش نرسيد. شاید هم حق دارد. دروازه بان چابک استقلال با کف دستهای بزرگ همه را به یاد بوکسور می انداخت و البته یک بار سر پایان رافت مدافع پرسپولیس بوکسور بودنش را نشان داد. در هر حال او هم اتفاقات تلخی برایش افتاد و دوستان نزدیکش می گویند که او خودش در اتقاقاتی که برایش افتاد مقصر بود. همه شاید آن روز را به یاد داشته باشند که فريادهاي «پرويز عابدزاده» ۷۰ هزار تماشاگر بازي ايران و مصر در جام ال. جي تهران گوش همه را کر کرده بود. با اين حال برومند که متولد ۱۳۵۳ است، خيلي زودتر از آنچه تصور مي شد رقابت را در سال ۱۳۸۲ به وحيد طالب لوي تازه از راه رسيده باخت و از فوتبال رفت. او که خودش را هیگوئیتای فوتبال ایران می نامید و می توانست سالها دروازه بان ایران باشد، فوتبال را رها کرد و اسیر حاشیه ها شد. پرویز حالا پشیمان است والبته در منطقه پونک تهران مدرسه فوتبال دارد.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

امان از رباط پاره

داود فنایی دروازه بان سابق پرسپولیس کسی بود که توانست احمدرضا عابدزاده را نيمکت نشين کند. البته خودش این را قبول ندارد و نمی خواهد در این باره اصلا با او صحبت کنید و زود عصبانی می شود. او می خواهد رسم کسوت را به جا بیاورد اما نیمکت نشین کردن عابدزاده افتخاری است که متعلق به آدم هاي زيادي نيست، اما داوود فنايي يکي از آن هاست؛ يکي از آن ها که توانستند عقاب آسيا را روی نیمکت بنشانند. اين دستاورد بزرگ و باشکوه، در حالي در واپسين سال هاي دهه ۷۰ از آن داوود فنايي شد که او نيز متولد سال ۱۳۵۴ است و برخی می گویند حتي تا امروز مي توانست سنگربان يکي از تيم هاي ايراني باشد. فنایی در ۲۷ سالگی با پارگی رباط صلیبی مواجه شد و با پای مصدوم هم برای استیل آذین بازی کرد. او البته خیلی زود دوره های مربیگری را گذراند و در تیم های ملی نوجوانان و جوانان مربی دروازه بانها شد و کارش را در سایپا و ذوب آهن ادامه داد.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

دوپینگ کرد یا نکرد؟

حامد کاویانپور را اگر حالا ببینید باورتان نمی شود. او حسابی چاق شده است. شايد بسياري بر اين باور باشند که عصر فوتبال حرفه اي حامد کاويانپور، پس از ماجراي اتهام وي به استفاده از مواد نيروزا که سه سال پیش اتفاق افتاد به پایان رسید. او در استیل آذین بازی می کرد و البته بازیکنی که همه او را خوش فکر می دانستند ی یک افت مواجه شد و در ۲۸ سالگي دچار مرگ زودرس حرفه اي در فوتبال ایران شد. هر چند برخی می گویند که او قبل از دوپینگ فوتبالش تمام شده بود.هر چند خودش همچنان می گوید که دوپینگ نکرده بود.برخی می گویند حامد در سال ۸۵ افت کرد تا در ۲۸ سالگي نتواند آن حامد همیشگی باشد.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

«نيکبخت»، نیکبخت نشد

نیکبخت واحدی فصل پیش برای استقلال بازی کرد و با کمک قلعه نویی دوباره به استقلال برگشت اما این بازیکن متولد ۵۹ فراز و نشیبهای زیادی در زندگی اش داشته است. نیکبخت مشهدی در استقلال به يک سوپر استار کامل تبديل شد و در اوج به پرسپولیس رفت و در آخرین قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر ۹ گل زد و ۱۱ پاس گل داد تا از ارکان قهرمانی قرمزها باشد. یک فصل بعد اما او دچار حاشیه شد و افت کرد و دیگر هیچ وقت «نيکبخت» نبود. نیکبخت واحی هم اسیر حاشیه ها شد. همانی که ستاره محبوب ميروسلاوبلاژوويچ  بود. نیکبخت منشوری هم شد و به خاطر شرکت در یک میهمانی با محرومیتی هم مواجه شد که افتش را کامل کرد. امان از این حاشیه ها که پدر فوتبال همه فوتبالیستها را درمی آورد.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

علی اکبریان سیاه بخت شد

علی اکبریان هم یک ستاره سوخته است. شاید سوخته ترین ستاره این لیست بلند بالا باشد. مهاجم خوش تيپ سابق استقلال که اين روزها مدام اسمش به خاطر مسائل ديگري بر سر زبان هاست. بازیکنی که سر از پرسپولیس علی پروین هم در آورد. او که متولد ۴۹ بود در سالهای آغاز دهه ۷۰ بهترين روزهايش را در استقلال گذراند و لقب روماریوی ایران را هم گرفت. بعد که به پرسپولیس رفت نتوانست آن ستاره استقلال باشد. پروین گفته بود او را احیا خواهد کرد اما نتوانست. با اين حال اکبريان قرمز، هيچ وقت اکبريان آبي نشد و در نهايت در سال ۷۸ و در ۲۹ سالگی از فوتبال رفت که ای کاش نمی رفت. ماجراهای اکبریان را حتما می دانید و احتیاجی به یادآوری ما نیست.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

فردی به نام «فرد»

استقلالی ها و اراراتی ها هنوز دوست دارند. فرد ملکيان براي همه نامی آشنا و دوست داشتنی است. او برای استقلال حجازی گلهای زیادی زد اما همه او را با گلی که روی سر عابدزاده وارد دروازه پرسپولیس کر می شناسند. فرد قدرت بنی پایینی داشت اما بازیکن خوبی بود اما به تیم ملی هم دعوت شد. ولی درخشش باشگاهی را نداشت  در نهایت خیلی زود از فوتبال خداحاقطی کرد. او متولد ۱۳۵۳ بود و در سال ۷۹ و در سن ۲۶ سالگی به دلایل نامعلوم فوتبال را ترک کرد.قلعه نویی در فصل ۸۳-۸۴ او را دوباره به خدمت گرفت اما او به نیمکت چسبید و چرا که ۴-۵ سال از فوتبال دور بود. فرد ملکیان دیگر آن مهاجم تند و تیز گذشته نبدو به همین خاطر در حابیکه بازیهای زیادی به وی نرسید، فوتبال را کنار گذاشت. او در دوران اوجش هم در آرارات چهره بود و هم در استقلال!

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

نوآموز کجاست؟

برخی آرش نوآموز را به خاطر پدرش تیمسار نوآموز رئیس فدراسیون فوتبال در دهه ۶۰ می شناسند.البته لقب آقا زاده فوتبال ایران را یدک می کشد. او طبق تقاضای پدرش به آمریکا رفت تا رئیس سابق و نایب رئیس فدراسیون فوتبال حسابی ناراحت شود. آرش نوآموز یکی از ستاره های تاریخ باشگاه پاس است که متولد ۵۴ است و اتفاقا تا سال ۷۲ در این تیم ماند اما در حالیکه ۲۷ سالگی از فوتبال حرفه ای خداحافظی کرد.نوآموز در امریکا هم بازی کرد اما دوران حرفه ای اش در فوتبال ایران به پایان رسیده بود وحالا سراغ مربیگری رفته است. برخی می گویند که او به توصیه پدرش راه آمریکا رفتن را انتخاب کرده است. آمریکایی ها به او گفته بودند که ای کاش زودتر وارد فوتبال آمریکا می شد.

مهدی هاشمی نسب هم سوخت

مهدی هاشمی نسب هم در ۲۸ سالگی ازفوتبال رفت. این یاغی دوست داشنی فوتبال ایران،رکوردی منحصر بفرد هم دارد. اگر کمی به ذهنمان فشار بیاوریم متوجه می شوید که تعداد بازيکناني که توانسته باشند با سه تيم مختلف قهرمان ايران شوند، وجود ندارد. هاشمی نسب با پرسپولیس و پاس و استقلال قهرمان لیگ برتر شده است. شاید بشود به امیرموسوی نیا اشاره کرد که او هم در سن ۲۸ ساگلی از فوتبال رفت. هاشمی نسب هنوز هم بدن سرحالی دارد و فوتبال و بدنسازی و استخر را رها نمی کند. هاشمی نسب که در یال ۴۵ به دنیا آمده، در سال ۸۳ فوتبال را کنار گذاشت. آن هم فوتبالی که با ان کلی افتحار کسب کرده بود.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش

نکیسا یک فوتبالیست خواننده

آخرین سوژه این گزارش کسی نیست جز نیما نکیسا که او هم عابدزاده را نیمکت نشین کرد. همانطور که خودش می گوید زود از فوتبال رفته و می توانست سالهای سال باشد. اختلافات بین او و عابدزاده هنوز حل نشده است. نکیسا دربازه مقلبل یوکسلاوی درجام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه داخل دروازه قرار داشت و البته بد هم کار نکرد اما ایران در نهایت باخت. نکیسا متولد ۱۳۵۴ بود و در سال ۸۴ از فوتبال خداحافظی کرد و دلیل این کار را ورود به جرگه مربیگری دانست. اما در مربیگری هم زیاد موفق نبود. در هر حال چهره و صدای خوب او از وی یک خواننده ساخت که چند آلبوم را هم منتشر کرده و اتفاقا محبوب تر از دوران بازیگری اش شده است. عمر حرفه ای نکبسا کوتاه بود اما علاقه وی به خوانندگي او را مشهورتراز روزهای فوتبال کرد. نکبسا می توانست سالهای سال دروازه بان ایران و یک باشگاه باشد، اما او هم خیلی زود خداحافظی کرد. او هم زمانی مثل پرویز برومند گفته بود که می تواند رکورد  پیتر شیلتون انگلیس.را بشکند اما هر دو نتوانستند.

ستاره های سوخته، فانوسکهای خاموش
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج