ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)
۲۲۴۴۹۴
۲۴ تير ۱۳۹۴ - ۱۸:۰۳
۵۴۴۶۵ 

مجله اینترنتی برترین ها





ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما


به بچه هات به اندازه ای پول بده که بتونن یه کاری انجام بدن نه اونقدر زیاد که هیچ کاری نکنن.

The  Descendants  | 2011

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


کول : من آدم واقع بینی هستم ، اما به امثال من میگن " بدبین "

True  Detective | 2014

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


ما سعی کردیم جامعه ای خلق کنیم تا چیزی برای حسادت به همسایه ات وجود نداشته باشه، ولی همیشه  یه چیزی برای حسادت هست، یک لبخند، یک دوستی، چیزی که نداری و میخوای داشته باشی.

دشمن پشت دروازه ها |  2001 | Enemy at the Gates

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


دختر: ببین من یه سیستمی دارم تو زندگی‌ام به اسم راهپیمایی‌های طولانی مدت، من همین‌جوری شروع می‌کنم راه می‌رم، راه می‌رم، اصلا حرکتم‌رو قطع نمی‌کنم، ماشینا بوق می‌زنن، مردم بهم متلک می‌گن، ماشین میاد از روم رد می‌شه، برف میاد، بارون میاد ولی من همچنان به راه رفتن ادامه می‌دم. الانم اگه سوار شدم به خاطر این بود که خیلی خیس شده بودم یعنی حوصله راه رفتن دیگه نداشتم، خسته شده بودم. بعد به‌خاطر اینم هیچی نمی‌شنوم برای اینکه تو گوشم موسیقیه. یعنی تمام مدت دارم به موسیقی گوش می‌دم. تو چی؟ تو به موسیقی گوش می‌دی؟ اون‌وقت چی گوش می‌دی اگه گوش بدی؟ چون می‌دونی، من آدما رو از موزیکی که گوش می‌دن طبقه‌بندی می‌کنم. یعنی اینکه واسم مهمه که بدونم کسی بلوز گوش بده یا جاز گوش بده یا موسیقی آلترنتیو گوش بده یا مثل من فکرش باز باشه اول باخ گوش بده بعد موسیقی آلترنتیو گوش بده. بعد همه رو پشت سر هم گوش بده و دچار هیچ مشکلی هم نشه. حالا چی گوش می‌دی؟
پسر: من داریوش گوش می‌دم.

 نفس عمیق | ‌پرویز شهبازی 

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


تو را به جاي همه کساني که نشناخته‌ام دوست مي‌دارم، تو را به خاطر عطر نان گرم، براي برفي که آب مي‌شود، تو را براي دوست داشتن دوست مي‌دارم، تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته‌ام دوست مي‌دارم، تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي‌دارم!
براي اشکي که خشک شد و هيچ‌وقت نريخت، لبخندي که محو شد و هيچگاه نشکفت، تو را به خاطر خاطره‌ها دوست مي‌دارم، براي پشت کردن به آرزوهاي محال، به خاطر نابودي توهم و خيال، تو را براي دوست داشتن دوست مي‌دارم، تو را به خاطر بوي لاله‌هاي وحشي، به خاطر گونه‌ زرين آفتابگردان، براي بنفشیِ بنفشه‌ها دوست مي‌دارم، تورا براي لبخند تلخ لحظه‌ها، پرواز شيرين خاطره‌ها، تو را به اندازه‌ي همه‌ کساني که نخواهم ديد دوست مي‌دارم. اندازه قطرات باران، اندازه‌ ستاره‌هاي آسمان، تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست مي‌دارم، تو را به جاي همه‌ روزگاراني که نمي‌زيسته‌ام... دوست مي‌دارم... 

مدار صفر درجه | حسن فتحی

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


بخند و بین که دنیا با تو می خندد، گریه کن و می بینی که تنها خواهی گریست.

Old  Boy | 2003

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


لئونارد : یه کار بدی کردم
شلدون : رو منم تاثیر داره؟
لئونارد : نه
شلدون : پس در سکوت رنج ببر..

The  Big  Bang Theory  | 2007

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


دن ایونز : من هیچوقت یک قهرمان نبودم وید. 
تنها جنگی که دیدم، ما توی اون در حال عقب نشینی بودیم.
پای من توسط یه یار خودی تیر خورد.
حالا سعی کن این داستان رو برای پسرت تعریف کنی،  اونوقت میبینی که چه جوری نگاهت میکنه.

 to Yuma | 2007

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


نمیشه تا آخر عمر یه پات اینور جوب باشه یه  پات اونور جوب !
بالاخره یه جا جوب گشاد میشه !

گذشته | اصغر فرهادی | 2013

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


توماس وین: ما چرا سقوط می کنیم بروس ؟
بروس:  تا یاد بگیریم که چطور دوباره سرپا بایستیم .

آغاز بتمن | Batman Begins | 2005

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


لیلا ( فقیهه سلطانی ) : سلام خیلی خانومی که هوای شهرام رو داشتی آبرو ریزی نکردی.
سحر (میترا حجار ): تو خیلی خانمی که نزاییده مادر شدی !

صورتی | فریدون جیرانی 

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یک جایی وارد زندگیم بشه، ولی اون هیچوقت نیومد ؛ البته سرزنشش نمی کنم ، اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم !

جایی برای پیرمردا نیست | No Country  for old men |  2007 

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


همیشه فکر می کردم که بدترین چیز توی زندگی اینه که تنها بمونی ، اما اینطور نیست ، حالا فهمیدم که بدترین چیز توی زندگی بودن با آدمهاییه که باعث میشن احساس تنهایی کنی .

بهترین بابای دنیا | World’s Greatest Dad | 2009 

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


اولی: سیگاری هستی؟
دومی: نه... فقط وقتی قهوه می‌خورم می‌کشم.
اولی: اون‎وقت کِی میری؟
دومی: از آمریکا؟
اولی: نه! از اینجا... از کافه!
دومی: راستش باید زود برم... یه قرار دندون‌پزشکی دارم... اما نمی‌خوام برم... از دندون‌پزشکی خوشم نمیاد... تو چی؟ جایی نمیری؟
اولی: من نه. من وقتم کامل آزاده!
دومی: می‌خوای جای من تو بری دندون‌پزشکی؟
اولی: جداً؟ آره. آره. معلومه که دوست دارم. عالیه... متشکرم!
دومی: بیا این آدرس اونجاست. می‌شناسی؟
اولی:  آره. می‌شناسم. ممنونم ازت.
دومی: خواهش می‌کنم!

قهوه و سیگار | كارگردان:جیم جارموش

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)


_ دکتر گفت 48 ساعت طول می کشه تا دارو از بدنتون خارج شه.
+ چقدر طول می کشه تا خاطره یه آدم از وجودت بره بیرون؟

The Apartment |1960 |Billy Wilder

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (54)
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 4
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
18:50 - 1394/04/24
تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یک جایی وارد زندگیم بشه، ولی اون هیچوقت نیومد ؛ البته سرزنشش نمی کنم ، اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم !
پاسخ ها
حسین
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۲ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۵
کدوم فیلم ؟
Iran, Islamic Republic of
20:55 - 1394/04/25
نمیشه تا آخر عمر یه پات اینور جوب باشه یه پات اونور جوب !
بالاخره یه جا جوب گشاد میشه !

گذشته | اصغر فرهادی | 2013
Iran, Islamic Republic of
22:35 - 1394/04/25
اولی: کی رفت؟
دومی: هیچوقت نرفت!
اولی: پس چرا میگی گمش کردی؟
دومی: چون وقتی هست دیگه حسش نمی کنم!

بایدها و نبایدها | 1986
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج