فرار مغزها یک پدیده جهانی، نه ایرانی! (2)
۳۰۵۲۲۸
۱۹ اسفند ۱۳۹۴ - ۰۹:۴۸
۴۵۷۰ 
چین، هند و مکزیک؛ اگر ساکن یکی از این کشورها باشید برای مهاجرت قطعا انتخاب اولتان خاک آمریکا خواهدبود.
ماهنامه جامعه پویا - نسرین رضایی:

آمریکا، مرکز آمال جوانان مهاجر

چین، هند و مکزیک؛ اگر ساکن یکی از این کشورها باشید برای مهاجرت قطعا انتخاب اولتان خاک آمریکا خواهدبود. تا مدت ها بحث سرازیرشدن مکزیکی ها به خاک ایالات متحده باعث شده بود همه فکر کنند این افراد بیشترین ورود را به خاک آمریکا دارند، اما تازه ترین گزارش روزنامه وال استریت ژورنال در دسامبر 2015 نشان داد جوانان هندی و چینی همچنان به دنبال زندگی بهتر راهی آمریکا می شوند و اگر همین روند ادامه داشته باشد، دانشگاه های آمریکا حد نصابش با دانشجویان هندی و چینی پر خواهدشد.

براساس آمار ملی آمریکا، مهاجران اخیر این کشور در سال های 2011 تا 2013 به نسبت سال های 2005 تا 2007 بیشتر در سنین دانشگاهی بودند. براساس آخرین سرشماری انجمن جمعیت شناسی آمریکا که پیش از پایان سال 2015 ارائه شد، بین سال های 2005 و 2007 افراد 15 تا 19 ساله و در میانه سال های 2011 تا 2013 افراد 20 تا 24 ساله بیشترین ورود را به خاک آمریکا داشتند.

مطابق تفسیر این آمار، این سنین مختص کسانی است که می خواهند وارد کالج شوند؛ از این بخش بزرگی از چینی های مهاجر در این سن وارد دایره تحصیلات دانشگاهی می شوند و در عین حال ممکن است برای کمک خرج تحصیل شان، مشاغل با دستمزدهای پایین را نیز امتحان کنند. این مسئله را نخستین بار مدیران کالج ها و دانشگاه های آمریکا گوشزد کردند. در این بازه زمانی دانشجویان خارجی فقط 50 درصد جمعیت دانشگاهی، را تشکیل می دادند، اما حالا این میزان به چیزی حدود 85 درصد در سال 2010 رسیده است.

مطلب مرتبط:

فرار مغزها یک پدیده جهانی، نه ایرانی! (1)

فرار مغزها یک پدیده جهانی، نه ایرانی! (2)

شرایط برای مهاجران هدی فرق می کند. مطالعه ساختار سنی مهاجران هندی نیز مانند چینی ها ساختار مشابهی دارد؛ یعنی عموم آنها بین 20 تا 34 سال دارند که اکثریت با افراد بین 25 تا 29 سال است، اما عموم این افراد را کارگران جوانی تشکیل می دهند که در آستان شروع زندگی حرفه ای شان هستند یا می خواهند در مدارج فوق لیسانس و بالاتر کارهای تحقیقاتی انجام دهند. بخش بزرگی از این مهاجران از طریق ویزای کارگران متخصص وارد خاک آمریکا می شوند. برخلاف چینی ها که عموما خواهان این هستند که همه چیز را از اول شروع کنند.

فقط چین و هند نیستند که استعدادها و مهارت هایشان را به ایالات متحده روانه می کنند. در سال 2013 عمده مهاجران آمریکا را مهاجران آسیایی تشکیل می دادند. در این زمینه می توان از کره جنوبی، فیلیپین و حتی ژاپن نیز نام برد. با این حال درنظر نگرفتن مهاجرت مکزیکی ها به آمریکا غیرممکن است در سال های متمادی، عموم مهاجران مکزیک به خاطر شرایط بد کشورشان ترجیح می دادند برای زندگی بهتر با ردکردن غیرقانونی مرز، یا بمیرند یا به عنوان کارگر ساده در آمریکا زندگی کنند.

مطالعه اخیر جمعیت شناسی آمریکا نشان داد الگوی مهاجرت مکزیکی ها به ایالت متحده نیز در این سال ها تغییرات بزرگی کرده است. در سال 2012 میزان مهاجران مکزیکی وارد شده به آمریکا پنج برابر بیشتر از چینی ها بود. اما این الگو در سال 2015 عوض شده است. یکی از دلایل آن کم شدن میزان مهاجران مکزیکی در اثر پیشرفت اقتصاد مکزیک و گم شدن میزان نرخ موالید در این کشور است.

تازه ترین پدیده مهاجرت به آمریکا به باعث واکنش دولتی نیز شده بحث مهاجرت پزشک های آموزش دیده کوبایی به آمریکاست. اول دسامبر 2015، دولت کوبان آمار دکترهایی را که برای ورود به خاک آمریکا درخواست ویزای خروج از کشور کرده اند، نگران کننده خواند. پس از بهبود روابط کوبا و آمریکا محدودیت های سفر میان دو کشور برداشته شد.

براساس همین امتیاز تازه به دست آمده، کوبایی های تحصیل کرده که در چرخه اقتصادی کشورشان جایی برای خود نمی بینند، به امید زندگی بهتر راهی آمریکا می شوند. به همین خاطر دولت کوبا اعلام کرد این متخصصان برای خروج از کوبا نیازمند اجازه رسمی از وزارت بهداشت کشورشان هستند.

وزارت بهداشت نیز موظف است شرایط را برای کار این افراد بسنجد، در صورتی که به وجود آنها نیازی نبود، آنها اجازه خروج پیدا خواهند کرد. این پزشکان کوبایی ادعا می کنند به خاطر دستمزد کم و شرایط کاری نامناسب، خواهان رفتن به آمریکا هستند. دولت کوبا هم تقصیر را گردن دولت آمریکا می اندازد؛ چرا که برای مهاجران کوبایی خصوصا پزشک ها، خیلی زود شرایط اقامت را فراهم می کند. آمریکا در مقابل ادعا می کند تغییر در نحوه دادن اقامت ایجاد نکرده و شرایط برای کوبایی های مهاجر، مانند قبل است؛ یعنی آنهایی که می توانند موفق به مهاجرت شوند، سریعا اقامت قانونی آمریکا را دریافت خواهند کرد.

فرار مغزها یک پدیده جهانی، نه ایرانی! (2)

«ویلیام فری»، یکی از محققان موسسه بروکینگز در تازه ترین کتاب خود با عنوان «انفجار تنوع» درباره ساختار قومی و نژادی آمریکا نوشته است: «این سرعت مهاجرت به خاک آمریکا موجب می شود سال 2044 پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای ایالات متحده پیش بینی ناپذیر شود. اسپانیایی تبارها در حال حاضر بیشترین اقلیت قومی و نژاد هستند، اما نکته این اقلیت بزرگ در این راست که بخش بزرگی از آنها در خاک آمریکا متولد شده اند و هرگز مهاجر نبوده اند. اما در میان مهاجران آسیایی 65 درصد آنها در خارج از آمریکا متولد شده اند».

برای ابرقدرت جهان در همیشه بر یک پاشنه نمی چرخد. حالا نسل دوم مهاجرانی که در آمریکا متولد شده و تحصیل کرده اند، با سودای کار بهتر آهنگ سفر به سرزمین های مادری می کنند؛ کشوری که ممکن است حتی زبان سخن گفتن با مردمانش را هم ندانند. برخی مهاجران سال ها پیش از این، از کشورهایی مانند برزیل و هند برای یافتن زندگی بهتر وارد خاک آمریکا شدند، اما با ورق خوردن تاریخ، شرایط برای این کشورها بهتر شد. حال هند و برزیل با تبدیل شدن به قدرت های نوظهور در زمینه اقتصاد، می توانند جوانانی که مهارت و تحصیلات لازم را دارند به خود جلب کنند.

«ادوراد جی.پارک» مدیر مطالعات آمریکا، آسیا و اقیانوسیه و در دانشگاه لویولای لس آنجلس در پژوهشی در این باره نوشته برای نسل های متمادی کشورهای توسعه نیافته از رفتن استعدادها و مغزهای جوان در عذاب بودند، اما حالا این جریان معکوس برای کشورهایی مانند چین، هند، برزیل و حتی روسیه آغاز شده است. این روند با تلاش دولت این کشورها برای جذب جوانان با برنامه هایی مانند ارائه مشاغل با حقوق بالا، تشویق برای سرمایه گذاری، معافیت های مالیاتی برای دریافت حقوق و ویزای تشویقی انجام می شود.

با وجود آنکه دولت آمریکا هرگز درباره چنین موضوعی اظهار نظر نکرده، اما کارشناسان امور مهاجرت همگی این هشدار را به صورت مستقیم و غیرمستقیم به دولت داده اند که این موضوع می تواند برای آینده آمریکا مشکل ساز شود. فقط در سال 2010 صدهزار نفر از جوانان نسل دوم هندی که در خاک آمریکا تحصیل کرده و مهارت آموخته بودند، برای پیدا کردن شغل وارد خاک بمبئی و دهلی نو شدند و این روند همچنان ادامه دارد.

آفریقا: بازگشت مغزها به قاره سیاه

سرزمین ناآرام آفریقا چندین دهه است شاهد خروج نیروهای متخصص و تحصیل کرده است. رهبران آفریقا برای سال های متمادی به دنبال یافتن راهی بودند تا مغزهای جوان را در کشورشان نگه دارند؛ جوان هایی که به دنبال زندگی بهتر روانه کشورهای غربی و آسیایی می شدند. مطالعات اخیر نشان می دهند موفقیت هایی نسبت به دست آمده و این روند در برخی کشورها تا حدودی معکوس شده است.

فرار مغزها یک پدیده جهانی، نه ایرانی! (2)

امروز شرایط برای کشورهای آفریقایی این گونه است که دانش آموختگان آفریقایی حالا پس از فارغ التحصیلی برای یافتن فرصتی بهتر به کشورهای خود باز می گردند. مطابق با گزارش صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، هفت کشور از 10 کشوری که سریع ترین رشد اقتصادی اخیر را تجربه کرده اند در قاره آفریقا قرار دارند.

آمار درخور توجهی که از سوی مجمع جهانی اقتصاد جمع آوری شده، نشان می دهد که بخش بزرگی از اقتصادهای رشدیافته در آفریقا به دنبال استخدام کردن کارگران تحصیل کرده هستند. در سال 2008 نیجریه در جذب کارگران ماهر و تحصیل کرده رتبه 112 جهان را داشت، اما حالا این رتبه به 48 ارتقا پیدا کرده است. آفریقای جنوبی از رتبه 72 به رتبه 48 رسیده است. کشور غنا نیز از این نظر، از رتبه 125 به رتبه 53 در رتبه بندی جهانی رسیده است.

موسسه تساوی حقوق «جاکانا» در ژوهانسبورگ در تازه ترین تحقیق خود به این نتیجه رسیده که 70 درصد دانشجویان آفریقایی به دنبال آن هستند تا در دانشگاه های اروپا و آمریکا در رشته مدیریت کسب و کار تحصیل کنند و بلافاصله پس از فارغ التحصیلی دوباره به کشور خود در آفریقا برگردند. با این حال شرایط برای آفریقا همچنان مانند قبل است و خطر آن چنان رفع نشده تا رهبران آفریقا احساس کنند وضعیت سفید برقرار شده است.

براساس گزارش رقابت پذیری جهانی در سال 2014- 2015 که مجمع جهانی اقتصاد آن را منتشر کرده است، «بروندی» تنها کشور آفریقایی است که کمترین قدرت برای نگهداری استعدادها و تخصص ها را دارد. به عبارت دیگر، از میان رتبه بندی یک تا هفت، این کشور بالاترین رتبه را در فرار مغزها دارد. در این رتبه بندی اگر کشوری عدد کمتری را کسب کند، مغزهای بیشتری از آن کشور برای پیدا کردن فرصت های بهتر فرار می کنند و هر قدر عدد به هفت نزدیک تر باشد این کشور برای جذب استعدادها و مغزها در بدنه همان کشور موفق تر عمل می کند. براساس این رتبه بندی بروندی رتبه 0.2 را به دست آورده و کشورهای الجزایر، موریتانی، چاد و گینه نو پنج کشور بعدی هستند که توانایی کمی برای جذب نیروهای خود در کشور دارند.

به طورکلی بروندی، بیشترین گستردگی فقر در جهان را دارد؛ به طوری که 5.93 درصد مردم این کشور با درآمد کمتر از دو دلار در روز زندگی می کنند. نیروی کار این کشور را دو میلیون و 990 هزار نفر تشکیل می دهد که بیش از 93 درصد آنها در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند و 68 درصد از مردم زیر خط فقر زندگی می کنند. به گواه تاریخ بروندی کشور ناآرامی هاست. تازه ترین ناآرامی مربوط به انتخابات ریاست جمهوری این کشور می شود. در ماه آوریل گذشته هنگامی که «پی یر انکورونزیزا»، رئیس جمهور بروندی از تمایل خود برای سومین دور ریاست جمهوری اش برخلاف قانون اساسی خبر دارد، برخوردهای خونین بروندی آغاز شد.

فرار مغزها یک پدیده جهانی، نه ایرانی! (2)

نکته درخور توجه در بحران سیاسی اخیر، صدای خاموش روشنفکران این کشور بود. مناظرات سیاسی در این کشور، عموما از طریق افراد وفادار به رژیم و ارتش حمایت می شود و صداهای بی طرف، به عنوان کسانی که می توانند در انتخابات نقش داشته باشند عموما جایی ندارند. براساس آمار فقط 10 درصد جمعیت کوچک 10 میلیونی بروندی، می توانند در این زمینه موثر واقع شوند، اما این مسئله هرگز اتفاق نمی افتد؛ چرا که نیروها واستعدادها ترجیح می دهند شرایط را برای زندگی خودشان در خارج از بروندی تغییر دهند.

در سوی دیگر، با کشورهایی در قاره سیاه رو به رو هستیم که توانسته اند شرایط را طوری تغییر دهند که استعدادها و مغزهای جوان آنها به کشورشان خدمت کنند. در این میان رواندا موفق تر از سایر آنها عمل کرده است. «کنیا» و «مراکش» نیز با فاصله کمی در رتبه های دوم و سوم قرار گرفته اند. پس از آنها ساحل عاجل و آفریقای جنوبی نیز به ترتیب در رتبه های چهارم و پنجم فهرست پنج کشور موفق آفریقایی در نگهداری از مغزها و استعدادها هستند.

مراکش، آفریقای جنوبی، آنگولا و نیجریه، از جمله کشورهایی هستند که توانسته اند در10 سال اخیر نیروهای متخصص مهاجر به دیگر کشورها را بار دیگر جذب کنند. براساس این گزارش دو کشور اخیر، یعنی آنگولا و نیجریه به دلیل پیشرفت در صنعت نفت و انرژی در این زمینه کارنامه درخشان تری از خود نشان داده اند. اما کشور «بروندی» بار دیگر در سرلیست کشورهایی قرار گرفته که بعد از لیبی و الجزایر به دلیل مسائل امنیتی، هیچ جذابیتی برای بازگشت نیروهای متخصص ندارد. سومین شاخص، بازار رقابتی و فرمت اقتصادی در کشورهای آفریقایی است که معیارهایی مانند پارتی بازی و گرفتن رشوه برای دادن پست های مهم سیاسی و اقتصادی در آن تاثیر بسزایی دارد. در این رتبه بندی، کشور موریتانی در زمینه تخصیص مشاغل کمترین اهمیت را به شایستگی و تخصص افراد می دهد.

فرار مغزها یک پدیده جهانی، نه ایرانی! (2)

در این فهرست چاد، آنگولا، الجزیره و لیبی نامشان پس از موریتانی ثبت شده است. وجه اشتراک اکثر این کشورها غنی بودن آنها در زمینه انرژی و به طور مشخص نفت است که در سیستم سیاسی و اقتصادی آنها منجر به بروز فساد شده است. همین موضوع زمینه را برای ناامیدی نیروهای جوان و مهاجرت برای پیدا کردن موقعیت زندگی بهتر در دیگر کشورها هموار کرده است.
برچسب ها:
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج