روح هایی که سر از سینماها درآوردند
۳۱۳۳۲
۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۷
۹۰۲۸ 
حقه های کارگردانان برای احضار روح در فیلم
احضار ارواح در سینمای دنیا موضوع پرطرفداری است و فیلم های موفق زیادی در این باره ساخته شده اند. در سینمای ایران معروفترین فیلمی که در این باره ساخته شد «پرده آخر» است.

برترین مجله اینترنتی ایران

همشهری سرنخ: صحنه تاریک است. دور یک میز نشسته اند و منتظرند تا اتفاق دور از ذهنی را تجربه کنند. صداهای ترسناکی می آید. درها به هم کوبیده می شوند و باد پرده ها را به این طرف و آن طرف تکان می دهد. دست های همه روی میز چوبی است و از تکان های ریز این میز چوبی، لرزه عجیبی به تنشان افتاده است.

بعد از آن نوبت پیدا شدن سر و کله اتفاقات عجیب و غریب است. این پلان مشابهی است که در تمام فیلم هایی که «احضار روح» در آن محوریت دارند، به نمایش گذاشته می شود.

در سینمای ایران معروفترین فیلمی که در این باره ساخته شد «پرده آخر» است. جایی که گره کار به دست یک گروه احضارگر روح باز می شد. احضار ارواح در سینمای دنیا موضوع پرطرفداری است و فیلم های موفق زیادی در این باره ساخته شده اند.

شعبده باز The Illusionist

مهمترین فیلمی که درباره احضار روح ساخته شده است، فیلمی به اسم «شعبده باز» است که از روی یک رمان موفق ساخته شده است.

شعبده باز محصول سال 2006 و کار مشترکی از سینمای آمریکا و جمهوری چک است. دنیل برگر کارگردان این فیلم، زمانی که کتاب «آیزنهایم شعبده باز» نوشته استیون میلهاسر را خواند، تصمیم گرفت دومین تجربه کارگردانی خودش را با تبدیل این رمان به فیلم، رقم بزند. ادوارد نورتن بازیگر اصلی این فیلم سینمایی است. کسی که بار روایت داستان بر عهده اوست و در قالب کاراکتر یک شعبده باز دست به احضار روح می زند.

یکی از اصلی ترین حقه هایی که در این فیلم شاهد آن هستیم، رها کردن دود در صحنه است برای اینکه صحنه احضار روح مهیج تر و واقعی تر به نظر برسد. این فیلم پایان هیجان انگیز و غیرمنتظره ای دارد و مخاطب علاوه بر دیدن یک فیلم سینمایی، شاهد احضار روح و کلی شعبده بازی سرگرم کننده است که چشمانش را از تعجب گرد می کند.



این مرد قابلیت این را دارد که روح یک زن را در مقابل چشمان حیرت زده تماشاچیان ظاهر کند بدون اینکه کسی به اصل موضوع شک کند. ادوارد نورتن بازیگر قهاری است و تمام نقش هایی که تاکنون بر عهده اش گذاشته شده است را به خوبی ایفا کرده.

این بازیگر برای بازی در نقش آیزنهایم به مدت 7 ماه به صورت فشرده توسط چند جادوگر به اسم های جیمز، فریدمن و ریکی جی تحت آموزش تردستی، شعبده بازی و جادوگری قرار گرفت تا بتواند از عهده ایفای آن نقش برآید. آیزنهایم پسر نوجوان و فقیری است که عاشق سوفی که دختر خانواده ثروتمندی است، می شود. آن دو به دلیل اختلاف طبقاتی به یکدیگر نمی رسند و آیزنهایم بعد از سرخوردگی به شعبده بازی روی می آورد.

او 15 سال از وقتش را صرف یادگیری شعبده می کند و راهی کشور خودش می شود. سوفی آوازه آیزنهایم را می شنود و به دیدارش می آید. کار اصلی آیزنهایم نه تنها شعبده بازی است که او توانسته با تمرکز روی حواسش، قدرت های عجیبی را به دست آورد. لئوپلد، شاهزاده ای که در پی ازدواج با سوفی است، وقتی از علاقه آنها به یکدیگر مطرع می شود، دست به کشتن سوفی می زند.

با پیدا شدن جسد این دختر، آیزنهایم تصمیم می گیرد از تمام قدرتش استفاده کند تا با احضار روح سوفی در یک مراسم بزرگ، حقیقت مرگ او را فاش کند. آیزنهایم هر شب با احضار روح سوفی و پرسش از نحوه قتل او، فکر همه را به لئوپلد قاتل متمایل می کند و او دستگیر می شود. انتهای داستان آنقدر هیجان انگیز است که بیننده نمی تواند باورش کند.

همانطورکه بارها مطرح شده هیچ کس نمی تواند دست به احضار روح بزند و در این فیلم هم بالاخره متوجه می شویم حقه احضار روح آیزنهایم چیست و او به چه طریقی دست به این کار می زد. داستان ادصلی این فیلم برگرفته از زندگی شعبده بازی اتریشی – مجارستانی به نام آیزنهایم است که در قرن نوزدهم زندگی می کرده.

 اغلب سکانس های این فیلم در شهر پراگ و کاخ های سلطنتی آن تصویربرداری شد تا بتواند روایت قدیمی این ماجرا را حفظ کند. این فیلم با بودجه 16 میلیون دلاری ساخته شد و نزدیک به 85 میلیون دلار در سالن های سینمای کشورهای دنیا فروش کرد که این رقم خوبی برای یک فیلم به حساب می آید.



راشامون Rashamon

راشامون فیلمی است که سال ها قبل کوروساوا آن را ساخت. مجموعه اتفاقاتی که در این فیلم روایت می شود، برای هیچ کس و هیچ سلیقه ای نامتناسب نیست و به نوعی نمی توان برای آن تاریخ انقضایی قائل شد.

داستان جنایی این فیلم درباره قتل هولناکی است که از 4 زاویه دید متفاوت روایت می شود و هر کس از دید خودش آن را تعریف می کند. پلان آغازین فیلم 3 مرد را نشان می دهد که زیر دروازه شهر پناه گرفته اند تا باران سیل آسایی که شروع به باریدن کرده است، بند بیاید.

کشیش، مرد هیزم شکن و یک مرد دیگر زیر باران مشغول صحبت با هم هستند. هیزم شکن یاد روزی می افتد که در جنگل جسدی را می بیند که بوسیله شمشیر و به شکل دلخراشی به قتل رسیده است. او می گوید موضوع قتل را سریع به پلیس اطلاع داده تا آنها مساله را پیگیری کنند. راهزنی که زیر باران با آن دو مرد همراه است، داستان را از زبان خودش روایت می کند و می گوید که آن مرد را خودش به قتل رسانده و در جنگل رها کرده است.



راهزن هم داستان خودش را در این باره تعریف می کند و ادعا دارد که مرد مقتول را در جنگل دیده و بعد از اتفاقاتی که بینشان رخ داده است، او را در جنگل کشته و رها کرده است. این بار نوبت زنی است که به این گروه می پیوندد. او داستان خودش را دارد. می گوید کنار همسرم در جنگل راه می رفتیم که گروهی به ما حمله کردند. وقتی کنار همسرم نشستم متوجه شدم که او دائم در حال ملامت کردن من است، به خودم که آمدم دیدم با خنجر او را کشته ام.

در این میان هیچ کس نمی داند که کدامیک از اینها واقعا درست می گویند و حق با کیست. مرد دیگری که در این بین است، بعد از اعترافات این آدم ها در مقر پلیس تصمیم می گیرد با احضار ارواح داستان واقعی قتلی که رخ داده است را مشخص کند. این فیلم از روی دو داستان آکوتاگاوا نویسنده صاحب سبک ژاپنی اقتباس شده است.

همانطور که می دانید مساله هایی مثل روح، طلسم، جادو و ... در افسانه های ژاپنی قدمت دیرینه ای دارد و موضوع ارواح که با داستان اصلی این فیلم گره خورده، به همین دلیل است. راشامون جزو معدود فیلم هایی است که با یک دکور ساده، بازیگران کم تعداد و وجود کمترین سیاهی لشکر توانسته ماندگار وهمیشگی باشد. هیچ وقت تا پایان داستان نمی توانید حدس بزنید کدامیک از راویان داستان واقعا مرد را کشته اند و این برگ برنده آکیرا کوروساواست.



آخرت Hereafter

«ماری» خبرنگاری است که در سونامی، مرگ را تجربه می کند و تصاویر عجیبی از ارواح می بیند.

همین مساله باعث می شود کتابی درباره روح و زندگی پس از مرگ بنویسد. جورج برادر «ماری» با ترفندهایی ارواح نزدیکانش را احضار می کند، ماری هم تصمیم می گیرد برای برادرش تبلیغ کند و کلاس هایی برای احضار روح تشکیل دهد تا از این راه امرار معاش کند.



 در این بین ماجرای مرگی رخ می دهد که بسیار پیچیده است. جورج با حضور در نمایشگاه خواهرش فردی به اسم مارکوس را می بیند که تقاضا دارد روح جیسون که به تازگی به قتل رسیده است را احضار کند. ایستوود در این فیلم توانسته به شکلی خاص پازل های مختلف را دور هم بچیند و جلسات احضار روح را بدون کوچکترین شک و شبهه ای اجرا کند.



پرده آخر


واروژ کریم مسیحی که علاقه خاصی در به تصویر کشیدن مسائل ماورایی دارد، اولین بار سال 1369 فیلم پرده آخر را ساخت که در جشنواره فیلم فجر در چند رشته کاندیدا شد و در رشته های زیادی توانست سیمرغ بلورین را به دست بیاورد.

با مرگ حسام میرزا رفیع الملک تمام میراث او به تاج الملوک می رسد. این ماجرا باعث می شود تمام خاندانش کینه به دل بگیرند. در این بین خواهر و برادر حسام برای اینکه همسر او را به جنون بکشانند و از ارث محرومش کنند، گروه نمایشی را به خانه می آورند که دست به احضار روح (البه به طور نمایشی) می زنند.



بازرسی به اسم رکنی در جریان این مساله قرار می گیرد. او برای اینکه به این موضوع سر و سامانی بدهد کسی را دستگیر نمی کند بلکه به شیوه خودش ماجرای احضار روح را ادامه می دهد تا نقشه برعکس شود. در این بین ماجرای جنون به جای اینکه به تاج الملوک کشیده شود، آن خواهر و برادر را به دیوانگی می کشاند.

فرهاد فارسی که طراحی صحنه و لباس این فیلم را برعهده داشت و از معروف ترین طراحان سینما به حساب می آمد توانست برای طراحی لباس هنرمندان فیلم و صحنه تئاتری که در آن نمایش احضار روح اجرا می شد، سیمرغ بلورین دریافت کند.



تردید

سال 1387 فیلم تردید به اکران عمومی درآمد. فیلمی که همه آن را برداشتی از هملت، اثر بزرگ شکسپیر می دانستند که بارها توسط کارگردان های مختلف به تصویر کشیده شده است.

واروژ کریم مسیحی سازنده فیلم پرده آخر که همان موقع ثابت کرد علاقه زیادی به ساخت فیلم با موضوع احضار روح دارد، بعد از 17 سال دوری از سینما، تصمیم گرفت با برداشتی از درام هملت، فیلمی به اسم «تردید» را بسازد. این کارگردان با هوشمندی زیاد، داستان هملت را بومی کرده و به زمان حال برگردانده است اما در بعضی پلان ها می توان سردرگمی اثر بین زمان کلاسیک و مدرن را کاملا احساس کرد.



داستان فیلم با مروری بر شخصیت و زندگی سیاوش روایت می شود. عموی او برای ازدواج با مادرش دست به قتل پدر زده است. در این فیلم پدر سیاوش که به طرز مرموزی کشته شده، با احضار روح باید داستان کشته شدنش را بازگو کند. خلیفه اسم مردی است که از اقوام پدر سیاوش است. او با ترتیب دادن یک مراسم سنتی و بومی سعی می کند روح پدر سیاوش را احضار کند.

روح او در بدن خلیفه حلول کرده و از زبان او کشته شدنش را بیان می کند. احضار روح در این فیلم، در یکی از دهات های قدیمی ایران است، جایی که آدم های عجیب و غریب آنجا را پر کرده اند و تنها چیزی که سیاوش را به آنجا می کشاند، شنیدن روایت قتل پدر و خیانتی است که مادرش در حق او روا داشته است.
برچسب ها:
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:1
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
11:26 - 1391/11/19
خوب بودبدنبوداماچيزي كه من دنبالش بودم نبود
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج