ناگفته‌های زن سیاه‌بخت از زندگی با معتاد شیشه‌ای
۸۸۸۹۶۴
۰۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۷:۴۲
۱۳۹۶۹ 
روایتی دردناک از زنی را می‌خوانید که طی زندگی با یک معتاد شیشه ای،خود و فرزندانش روزهای وحشتناکی را پشت سر گذاشتند.

رکنا: روایتی دردناک از زنی را می‌خوانید که طی زندگی با یک معتاد شیشه ای،خود و فرزندانش روزهای وحشتناکی را پشت سر گذاشتند.

 ۱۵ بهار را پشت سر گذاشت که ازدواج اولش را تجربه کرد. شوهرش گفته بود تعمیرکار است، اما قاچاقچی از کار درآمد. بنا به دلایلی دو سال بعد از همسر اولش با دو فرزند جدا شد و با شوهر دومش که آشپز ماهری بود، آشنا شد.

گذشت زمان نشان می‌داد کردار و ظاهر شوهرش با واقعیت خیلی فاصله دارد، چون خیلی زود نقاب از چهره اش بر داشت. روزگارش بر مدار بی مهری می‌چرخید تا این که توهم‌های همسرش آغاز شد.

زن جوان ابتدا از اعتیاد همسرش خبر نداشت، اما رفته رفته اخلاق همسرش او را وادار به تفکر در این مورد کرد که چرا این رفتار‌ها را دارد؟ ابتدا دلیل اش را نمی‌دانست تا این که روزی پرویز او را به اسم مردانه که نام دوستش بود صدا و به او غرولند می‌کند و حرف‌های نامربوط می‌زند. زن رنج کشیده آهی می‌کشد و می‌گوید: روزی در خانه مشغول پخت و پز بودم که همسرم من را با یکی از دوستانش اشتباه گرفت و به اسم مردانه صدا زد.

ابتدا توجه نکردم، اما با غرولند گفت چرا جوابش را نمی‌دهم. دوباره با صدا کردن من به اسم یک مرد گفت چرا فلان کاری را که به تو گفتم و قول دادی انجام ندادی؟

مات و مبهوت به او نگاه کردم که چرا این حرف‌ها را می‌زند، او ناگهان عصبانی شد و به جانم افتاد و تا جایی که جا داشت کتک ام زد. بچه‌های زن که متعلق به شوهر اولش بودند از دست شوهر دومش در امان نبودند و او به محض خماری همچون ببری به جان دو طفل خردسال می‌افتاد و زخمی شان می‌کرد و با کمک مادر خانه دوباره اوضاع آرام می‌شد.

با پرخاشگری مرد، زن نگون بخت از برادرش کمک می‌گیرد تا واکاوی کند دلیل این رفتار‌ها چیست؟ برادرش خیلی صریح پاسخ خواهرش را می‌دهد که او به شیشه اعتیاد دارد، چون قبل از ازدواج شان او با دوستش مواد صنعتی مصرف می‌کردند.

راز رفتار‌های گیج کننده همسر فاش می‌شود و زن بی تاب کاسه چه کنم در دست می‌گیرد. چاره‌ای ندارد و باید بسازد و بسوزد و شاهد داغ شدن جگر گوشه هایش از سوی شوهر متوهم اش باشد.

شوهرش حتی او را به زور معتاد می‌کند تا مبادا دست از پا خطا کند و او را بابت سرقت هایش لو بدهد.

گریه امان زن جوان را می‌برد و دستی بر گونه هایش می‌کشد و تعریف می‌کند: «شوهرم بعد از گذشت چند ماه از زندگی مشترک مان شغل آشپزی را کنار گذاشت و به دزدی رو آورد و اسباب و وسایل دم دستی مردم را به یغما می‌برد و خرج مواد صنعتی اش می‌کرد». شوهرش هر بار نزدیک صبح و هوای گرگ و میش به خانه مردم دستبرد می‌زد و وسایل سرقتی را به خانه می‌برد و گوشه‌ای انبار می‌کرد تا کم کم آن‌ها را دود کند.

هر بار بعد از مصرف شیشه مرد سارق دچار توهم می‌شد و به جان همسرش می‌افتاد. او می‌گوید: «روزی حین مصرف شیشه وقتی توهم زد در یک اقدام خطرناک دیدم رویش بنزین ریخت تا خودش را آتش بزند، چون می‌گفت او یک سیرک باز ماهر است که باید از حلقه آتش عبور کند. شانس آوردم شوهرم کبریت پیدا نکرد وگرنه معلوم نبود چه بر سر من و خانه و خودش می‌آورد. حتی یک بار دست و پایم را بست تا من را داخل چاه آب وسط حیاط بیندازد، اما شانس آوردم که دوستش از راه رسید و من را نجات داد». زن تنها و بی یاور جرئت ترک خانه را نداشت، چون از سوی همسرش تهدید شده بود.

شوهر معتاد بعد از مدت‌ها سرقت روزی توسط دوربین مدار بسته شناسایی و راهی زندان می‌شود. زن بعد از این اتفاق نفس راحتی می‌کشد و می‌تواند حداقل چند صباحی دور از همسرش مثل یک فرد عادی زندگی کند. او در مدت زندانی شدن همسرش با کار در خانه‌های مردم چرخ زندگی خود و دو فرزندش را می‌چرخاند تا این که دوباره شوهرش برای مدت کوتاهی با قید وثیقه پدرش به مرخصی می‌آید.

خانواده مرد سارق فکر می‌کردند او عبرت گرفته و سرش به سنگ خورده است. اما این‌ها خیال بافی بود، چون شوهر سارق نه تنها توبه نمی‌کند بلکه برعکس حریص‌تر می‌شود و به جان اموال مردم می‌افتد. زن در تله افتاده با ترس و وحشتی که در چهره اش موقع بازگو کردن آزار شوهرش نمایان می‌شود، می‌گوید: «زمانی که شوهرم از زندان با قید وثیقه پدرش مرخصی گرفت دست از شرارت بر نداشت و در همان یک هفته به سرقت دست می‌زد. به خاطر انعطاف پذیری و لاغر بودنش حتی از سوراخ‌هایی که گربه به زور می‌توانست وارد شود به خانه‌های مردم می‌رفت و روز از نو روزی از نو.

در عرض چند ثانیه در خودرو‌ها را باز می‌کرد و پخش آن‌ها را به سرقت می‌برد و خانه را انبار لوازم سرقتی کرده بود. هر بار که اعتراض می‌کردم جوابم مشت و چماق بود». حتی مرد متوهم روزی پایش را فراتر می‌گذارد و برای زجر دادن همسرش با سیخ داغ به جان دو کودک خردسال او می‌افتد و آه و ناله آن‌ها به آسمان می‌رود.

بعد از این اتفاقات هنوز یک هفته از آزادی اش از زندان نمی‌گذرد که سارق شیشه‌ای این بار با لو دادن زن برادرش بابت سرقت دستگیر می‌شود و با مقدار زیادی اجناس سرقتی دوباره پشت میله‌ها بر می‌گردد و چند سال به مدت حبس قبلی اش اضافه می‌شود تا دیگر هوای بیرون را با کارهایش آلوده نکند.

زن غم دیده از این فرصت استفاده می‌کند و از شوهر متوهم اش جدا می‌شود و بچه هایش را به مادرش می‌سپارد و خودش راهی کمپ می‌شود تا بعد از رهایی از دود و دم، پاک نزد خانواده و فرزندانش برگردد.

برچسب ها:
انتشار یافته: 21
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
18:06 - 1398/05/02
چطورازمرمیادنمیتونیدبگیریدوچرافقط توایران اینقدرموادمخدرهست
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۲
کاش کبریت میدادی بهش خودشو اتیش بزنه لاقل یه ملتی از دستش راحت میکردی حتی خودش رو وخودت بچهاتو
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۲
تامعتاد پاهاش چفت نشه ترک نمیکنه
Iran, Islamic Republic of
18:07 - 1398/05/02
وای به حال مسپولان بی غیرت و دنیا طلب ایران
پاسخ ها
REZA
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۳
این چه ربطی به مسولان داره خوده یارو کاری کرده مواد زدنو دوس داره اونم شیشه که مغزو متلاشی میکنه اون فقط باید بهش حبس أبد بدن. . .
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۵ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۴
پسر و یا فرزند منهم اصلا نه اهل دود و نه چیزهای دیگه و وقتیکه رفت خدمت سربازی با دست پر برگشت و ایشان حالا به مواد مخدر صنعتی شیشه اعتیاد پیدا کرده و گاهی توهم گویی میکند اکنون ایشان در یکی ازکمپ های ترک اعتیاد بهزیستی در حال استراحت میباشدوتاکنون سه دوره در آنجا بستری شده و تا کنون از مشکل اعتیاد رهایی پیدا نکرده است'
Iran, Islamic Republic of
18:32 - 1398/05/02
زن بیچاره امیدوارم وقتی این بچها بزرگ شدن نسبت به ناپدریشون رحم نکنند.با پا از پنکه سقفی اویزونش کنن
Iran, Islamic Republic of
18:51 - 1398/05/02
خوب چه حمایتی از زن بدبخت وفرزندانش شده اصلا جایگاه زن کجاست نماینده های خانم چه کردند برای نجات زنان از بدبختی وزجر ونجاتشون از دست مردای معتاد ودزد وقاچاقچی این بچه ها چه آینده ای خواهند داشت
Belgium
18:55 - 1398/05/02
در این ظلمی که به این زن و دو فرزندش وارد شده است کسانی که با قید وثیقه اورا آزاد کردند و همچنین مسئولین قضایی شریک هستند وانشاءالله سزای خود را در دنیا و آخرت خواهند دید
United Arab Emirates
20:45 - 1398/05/02
.تو مملکتی که همه چی به پول ربط پیدا کنه تو اون مملکت دنبال ایمان و معرفت نباش ..ریشه خیلی از افراد معتاد مسائل مالی ه ولی کیه به درد دلشون گوش کنه کیه که درداشون ریشه یابی کنه اصلا کی به فکرشون هست .؟
قشر معتاد سینه سوخنه ترین قشر جامعه س بهشون بها بدید بزارید به آغوش جامعه برگردن اونا دنبال فرصتن به شرط اینکه درکشون کنید
Iran, Islamic Republic of
21:05 - 1398/05/02
چه ربطی به مسئولان داره تربیت خانواده چی میشه پس . وفتی مادر و پدری که اینقد شعور ندارن و میدونن که پسرشون معتاد چرا باید دامادش کنن. از همه بدتر وثیقه هم میزارن . اما ازین مادر و پدرا و خانواده ها با اینو بچه تربیت کردناشون و حمایتای بی جاشون
Iran, Islamic Republic of
21:24 - 1398/05/02
این فقط نمونه کوچکی بود توایران توهرخانواده ای یکی دونفر درگیر این مصیبت هستند خداوند یه سرطانی بزنه به جون خودش وخانوادیه باعث بانی که میتونه جلوی این مواد بگیره ولی کاری نمیکن تمامه بهترین جوانان این مملکت نابود شدن
Iran, Islamic Republic of
21:47 - 1398/05/02
قصه زندگی با شوهر دومش با دروغ همراهه
Iran, Islamic Republic of
22:54 - 1398/05/02
زنه میتونست تو خواب کارو یکسره کنه.
Iran, Islamic Republic of
01:55 - 1398/05/03
یعنی زن اینقدر نادان و بی عرضه !!!!!
ازدواج اولش اشتباه بود !
چرا برا ازدواج دومش فریب خورد؟!
کسیکه یه بار شکست میخوره چرا باید دفعه بعد چشم بسته وارد زندگی بعدی بشه؟!!!! هیچ دلیلی پذیرفته نیست
این زن قبل از اینکه توسط شوهرش معتاد بشه زودتر از اینا میتونست جدا بشه هم خودش و نجات میداد هم بچه هاشو.
همه این بدبختیا بخاطر جهالت آدماس وگرنه راه رهایی وجود داره .
Iran, Islamic Republic of
02:54 - 1398/05/03
سلام،بخدا دروغ محضه،توهم کیلویی چنده،توهم کجاست،اینا داستانها تخیلی که فقط با احساس وروان ما مردم بازی میکنن،داستان را ازنو مرورکنید وخودتون را جای خانمه یا جای افاهه قرار بدین،
غیر ممکنه.
اخه توهم چکار به ....
توهم چیه بخدا منشع پرشکی توهم یه چیز دیگس
توهم کیلوچنده
ممنون
Iran, Islamic Republic of
01:01 - 1398/05/04
روایت دردناک چراتحمل کردی گوسفند مغزفندقی!؟
همین شمایید که گند میزنید به بچه ها تون ، تا جامعه رولجن بیره.
Iran, Islamic Republic of
17:39 - 1398/05/04
عجیبه واسم همچین قضاوتایی واقعا!چه شیشه چه بقیه محرکا عوارضشون بستگی به این داره خود طرف چجور شخصیت و اخلاقی داشته باشه و با چه کسایی زندگی کرده باشه.معلومه کسی که تا بهش میگی بالا چشت ابروئه میخواد دعوا کنه وقتی شیشه میکشه میتونه آدمم بکشه!ولی یکی آروم و ساکته همچین کاری نمیکنه،اگه برادرتون پدرتون شوهرتون جونتونو به لبتون رسونده به جای آرزوی مرگ کردن برای تمام معتادین شیشه برین ببینین خودتون چه اشتباهی تو تربیت و برخورد و تعامل باهاشون داشتین!!
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج