انتقام زن از شوهری که سر و گوشش می‌جنبید
۹۰۵۴۶۸
۱۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۲:۳۳
۲۴۸۳۴ 
زن مشهدی: در یکی از روز‌هایی که همسرم را تعقیب می‌کردم ناگهان برای چندمین بار زن غریبه‌ای را دیدم که با همسرم ارتباط داشت در آن لحظه طوری صبر و تحملم را از دست دادم که با میله آهنی محکم به سر آن زن کوبیدم و این گونه روزگارم را به نابودی کشاندم تا جایی که ...

روزنامه خراسان: زن ۴۱ ساله‌ای که به اتهام ضرب و جرح عمدی و نپرداختن نفقه از همسرش شکایت کرده بود با بیان این که با دست خودم حاصل یک عمر تلاش و جوانی ام را به دست زنی مرموز سپردم درباره قصه زندگی اش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت: از سال‌ها قبل در حاشیه شهر مشهد ساکن شدیم من هم که در مقطع ابتدایی ترک تحصیل کرده بودم به امور خانه داری پرداختم تا این که ۲۱ سال قبل «ولی» به خواستگاری‌ام آمد.

او جوانی بیکار بود که خدمت سربازی اش را به پایان رسانده و از جیب پدرش روزگار خود را سپری می‌کرد. بعد از ازدواج همسرم مجبور شد برای تامین مخارج زندگی به کارگری روی آورد من هم با قناعت در زندگی همه تلاشم را به کار گرفتم تا زندگی مشترک مان سروسامان یابد. خلاصه در حالی که اولین دخترم به دنیا آمده بود همسرم گواهی نامه رانندگی گرفت و بعد از آن با قناعت‌های زیاد، گرفتن وام و فروش حلقه نامزدی ام یک خودروی پراید دست دوم خریدیم تا شوهرم بتواند با مسافرکشی رونقی به زندگی مان بدهد.

روزی که خروس مقابل چرخ‌های خودرو قربانی کردیم از خوشحالی در پوست خودم نمی‌گنجیدم به همین دلیل سعی می‌کردم ذره ذره مبالغی را از هزینه‌های زندگی پس انداز کنم تا هر بار لوازمی از ضروریات زندگی را بخرم و بدین ترتیب آشیانه‌ای ساختم تا به همراه سه دخترم در زیر چتر خانواده روزگار شیرینی را سپری کنیم.

اما بدبختی‌های من از روزی آغاز شد که زمزمه‌های دختر زا بودن من از گوشه و کنار به گوشم رسید این حرف‌ها و نیش و کنایه‌ها موجب شده بود تا همسرم نیز به من بی مهری کند در حالی که هر روز شاهد قدکشیدن و بزرگ شدن دخترانم بودم روزی از طریق یکی از دوستانم از موضوعی مطلع شدم که زندگی ام را تکان داد و مرا به روز سیاه نشاند آن روز دوستم از ارتباط «ولی» با یک زن غریبه خبر داد که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند باورم نمی‌شد، اما بی مهری‌های همسرم مرا به این ماجرا مشکوک کرده بود به طوری که به تعقیب او می‌پرداختم و مسافرانش را کنترل می‌کردم. بالاخره روزی دریافتم که این ماجرا حقیقت دارد.

خلاصه به هر بدبختی بود از، ولی شکایت کردم و با اسنادی که داشتم رابطه نامتعارف او با زن غریبه را به اثبات رساندم، اما هنوز جلسات رسیدگی به این پرونده ادامه داشت که دوباره وقتی همسرم را تعقیب می‌کردم باز با همان زن غریبه که «صفورا» نام دارد روبه رو شدم. این بار با دیدن آن زن کنترلم را از دست دادم و در حالی که به شدت عصبانی بودم یک میله آهنی را برداشتم و به فرق سر او کوبیدم.

سر آن زن شکست و دچار خون ریزی شد. همسرم بلافاصله او را به بیمارستان رساند، اما او بیهوش بود و با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد از ترس گرفتاری در چنگ قانون و به خاطر اشتباه بزرگی که مرتکب شدم شب‌ها را تا صبح از آن زن در بیمارستان مراقبت می‌کردم تا این که بالاخره به هوش آمد و من از این که قاتل نشده بودم نفس راحتی کشیدم با وجود این «صفورا» قصد شکایت از مرا داشت و من باید به هر طریق ممکن رضایت او را جلب می‌کردم از سوی دیگر نیز «ولی» به او قول داد در قبال شکایت نکردن از من با او ازدواج خواهد کرد من هم که فکر می‌کردم این یک عقد موقت است و صفورا مدتی بعد به دنبال سرنوشت خودش می‌رود سکوت کردم، اما این یک خیال باطل بود چرا که آن زن مرموز و همسرم از قبل این نقشه زیرکانه را طرح کرده بودند و همسرم او را به عقد دایم خودش درآورده بود. او ادعا می‌کرد من دخترزا هستم و صفورا برایش پسری به دنیا آورده است.

حالا هم در حالی ۹ سال از آن ماجرا می‌گذرد که نیش و کنایه‌های هوویم پایانی ندارد و همسرم نیز با نپرداختن مهریه و نفقه چنان زندگی را بر من تنگ کرده است که مجبور شوم از او طلاق بگیرم او حتی با کتک کاری‌های شدید روزگارم را سیاه کرده است به طوری که تصمیم گرفتم برای گرفتن حضانت دخترم و نپرداختن مخارج زندگی از او شکایت کنم تا ... شایان ذکر است به دستور سروان مسلم مختاری فر (جانشین کلانتری پنجتن) این پرونده در دایره مددکاری اجتماعی مورد رسیدگی قرار گرفت.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

برچسب ها:
انتشار یافته: 49
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
22:46 - 1398/06/17
باز هم مشهد؟؟؟؟؟ //؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
برترینهاول کن این مزخرفاته روزنامه خراسانو.به خاطر فروشش هرروزداستان مینویسه.یه عده هم که فکرمیکنن مشهدچه خبره.مشهدخیلی خوب و آرومه نسبت به شهر های بزرگ دیگه بخصوص تهران .
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
همش چرند چرند چرند چرند چرند
Iran, Islamic Republic of
22:47 - 1398/06/17
داستانش خیلی تخیلی بود.... این را از کجا در میارید
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
اونجاش که با میله آهنی زد تو سر هوویش و بیحوش شد تا خوب شدنش ازش مواظبت کرد دیگه اوج خیالات نویسنده بود
Iran, Islamic Republic of
22:47 - 1398/06/17
به کجا رسیدیم
چی داره سرمون میاد
خدایا خودت دست همه مون رو بگیر
Iran, Islamic Republic of
23:01 - 1398/06/17
ولي و صفورا بايد زجر کش بشن صفورا يه خونواده رو پاشوند و ولي هم لياقت داشتن يک همسر و خانواده خوب رو نداره با اينکه مرد هستم ولي بايد نسل همچين انساني منقرض بشه
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۰۲ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
کاربر گرامی و معزز دونالدترامپ بنظر میاد این مرد را باید شِپِش کُش کرد، یعنی مثل قدیما که تعریف میکنند شهریور بیست در تهران چنان قحطی و کمبود و شیوع شپش بود که مردم کنار خیابان و کوچه می نشستند و شپش ميگرفتند و میان دو ناخن انگشت شست پرس میکردند، توضیح کامل دادم که بدانید غرض و مقصود از شپش کش چیست
Iran, Islamic Republic of
23:01 - 1398/06/17
ولي و صفورا بايد زجر کش بشن صفورا يه خونواده رو پاشوند و ولي هم لياقت داشتن يک همسر و خانواده خوب رو نداره با اينکه مرد هستم ولي بايد نسل همچين انساني منقرض بشه
Iran, Islamic Republic of
23:02 - 1398/06/17
آره جون خودش حالا تنها دغدغه شوهربیشرفت دختر زا بودنت بوده ؟؟؟ حالا اونایی که پسر دارن خیانت میکنن مشکلشون چیه؟؟؟بهتره بگی شوهرم یه نر زنباره هست
پاسخ ها
مینو
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
دقیقا
بی انگیزه
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۲ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
ماده انقد نگو نر وبه همه توهین کن ای بابا
Iran, Islamic Republic of
23:04 - 1398/06/17
چرا آخر داستان رو نمیگید.نتیجه قصه هم مهمه ها.برای عبرت مردم به درد میخوره.
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
نتیجه اینه که خواهرم حجابت رو رعایت کن.
واقعا توقع داری چی بشه!!!
Iran, Islamic Republic of
23:04 - 1398/06/17
چرا آخر داستان رو نمیگید.نتیجه قصه هم مهمه ها.برای عبرت مردم به درد میخوره.
پاسخ ها
بدون نام
Australia
۰۳:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
اخر دداره . کاری برای اینها نمیشود .میگویند شرعی ازدواج کرده
Iran, Islamic Republic of
23:37 - 1398/06/17
چرا فقط مشهد؟ این مدل خبرهاتون همه از مشهد هستن... عجبا
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۳۹ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
نمیدونم چرا همه این خبر ها از مشهد مقدس بلند میشه ...
بدون نام
Germany
۱۷:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
وااای ینی انقد اک بند نگه ندارین این مغزو زده خراسان ینی اینا همه مال روزنامه خراسانه این برترینها بیاد از روزنامه های دیگ استفاده کنه ک اینا خودشونو پاره کردن
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۱
بی نام ۱۷.۳۷ متن رو بخون و مغز پوکتو واسه حرف مفت زدن به فشار ننداز.. تو متن نوشته که شکایت به کلانتری شماره فلان مشهد کرده و...
Iran, Islamic Republic of
00:30 - 1398/06/18
داستانش تخیلی نیست عزیزم فرهنگ بعضی قوم ها این هست که باید پسر داشته باشن دوما نگرفتن نفقه هم. کاملن درسته یعنی تا بخوهی نفقه درخواست کنی هفت کفن پوسوندی یه 5 سالی از پرونده ات گذشته
Iran, Islamic Republic of
01:00 - 1398/06/18
مشهدچه خبره یکی بگه؟؟؟
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
اَه برو بابا
Iran, Islamic Republic of
01:23 - 1398/06/18
اولین اشتباهت این بودبه کسی که بیکاربودبله گفتی ودومین اینکه بانخورم نخورم وپس انداز روبهش دادی
Iran, Islamic Republic of
01:28 - 1398/06/18
از داستان نویس متشکرم که به نظر قبلی من اعتنا کرد .چی بود فقط کلانتری شفا..همینه پنجتن .ضمنا سیدی و بلوار دوم و خین و اینارو هم به نوبت در داستانهاتون بیارین با تشکر از حسن توجه حضرتعالی .البته من مشهدی نیستم ها ناراحت نشین یه موقع
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
تازه ایندفعه اسمای عربیم گذاشته بود!خخخ
Iran, Islamic Republic of
01:29 - 1398/06/18
حالا انتقامش چی بود ؟؟این که دودستی شوهرش رو داد به اون زنیکه آشغال
پاسخ ها
سلام
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
به نظرمن مردی که میره دنبال این و اون باید رهاش کرد.
همه چیزو نمیشه شریک بود
وقتی زنی تونست مردی را ازخانوادش دور کند باید هم ان مرد را به غریبه سپرد.چون لیاقتش همونه.
نباید سر ان مرد باکسی مبارزه کرد.
مردی که میخاد بره کوله بارشو باید بست داد دستش.
خدای بزرگ عمر مردخاین را ببرد
Iran, Islamic Republic of
01:47 - 1398/06/18
آخرش مشخصه دیگه. زن اول انقد میره دادگاه و میاد تا بالاخره خسته میشه و با بخشیدن تمام حق و حقوقش سرشو میندازه میره پی زندگیش
Iran, Islamic Republic of
02:53 - 1398/06/18
موندم این خبرای این سبکیتون چرا فقط از مشهده!!یعنی شهرای دیگه ازین جور اتفاقا نداره!اصلا مشخص نیستش ک این کارتون از قصده اصلا
پاسخ ها
بدون نام
United States
۲۳:۵۹ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۸
اصل مطلب و ول کردی چسبیدی به اینکه چرا از مشهده؟‌چه فرقی از کجاس
Iran, Islamic Republic of
04:08 - 1398/06/18
مردا کی میخوان بفهمن همه زنا از گردن به پایین مث همن حتمآ خودشون باید ببینن.
Iran, Islamic Republic of
08:51 - 1398/06/18
کدام انتقام تا اینجا که از فلاکت وبدبختی اش گفته
Iran, Islamic Republic of
09:13 - 1398/06/18
یعنی هنوزم هستن کسایی که فکر میکنن مادر تعیین کننده جنسیت بچه اس؟!! پس چرا فامیل مرد رو بچه اس؟
Iran, Islamic Republic of
10:29 - 1398/06/18
چرا اینقدر ماده ها مزاحم زندگی مردا میشن؟؟؟
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۹
کدوم مرد؟ من دیگه مردی تو این مامعه نمی بینم
Iran, Islamic Republic of
11:23 - 1398/06/18
و باز هم مشهد؟؟؟؟؟؟؟
رتبه اول جنایت و ......... در سطح کشور
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۵ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۰
امان از جهل شما
Iran, Islamic Republic of
11:53 - 1398/06/18
اخه توکارنداری بیجا میکنی زن میگیری حالا ازسربیکاری سه تا بچه درست کردی که چی بشه ...
Iran, Islamic Republic of
13:53 - 1398/06/18
و باز هم مشهدالرضا
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۵ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۰
نادان
Iran, Islamic Republic of
15:04 - 1398/06/18
نامرد حداقل خرجی شو بده ؟غربتی با یه ماشین رفتی سراغ صفورا یاد رفت بیست سال پیش گشنه وبیکار بودی ...؟
Iran, Islamic Republic of
16:22 - 1398/06/18
چرا بعضیها فکر میکنند پسر ندانشتن مایه ننگ و شرمساری است
درصورتیکه فرزند خوب چه پسر چه دختر فرقی نداره
این چه تفکر غلطی هست که ذهنها را درگیر خودش میکنه
چه بسا که همین دختران از ده تا پسر هم بهتر باشند
Iran, Islamic Republic of
09:09 - 1398/06/19
بازم این نویسنده مواد زد
Iran, Islamic Republic of
20:20 - 1398/06/19
از خونه بیرونش کن یه همچی مرد بی وفا ایاقت زندگی کردن با تو را ندارد زیاد غصه نخور اون پسر بزرگ شه باایی شرش بیاره که به غلط کردن بیفته دوتا جاری تو فامیلهامون بود یکیش پنج پسر و یک دختر آورد ویکش چهار دختر ودو پسر خدا میداند که چه پسر زایی پیش راه انداخته بودند الان اون پنج شازده معتاد عملی وبدبخت ثروت بابا را هم به باد دادند اما بچه های جاریش همه خوب هستند وهمان چهار دختر مثل پروانه دور پدر ومادر میگردند غصه نخور با دخترهات زندگی کن وبه سلامتتون وخوشبختی دخترهات فکر کن جار وجنجال فایده ندارد بی محلی وآدم حسابش نکردند بهترین راه برخورد با آدمهای هوسبازه
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج