خاطره علی نصیریان از «شعبون بی‌مُخ»
۹۲۶۸۲۹
۱۸ آبان ۱۳۹۸ - ۱۱:۳۳
۴۶۹۶ 
ماهنامه اندیشه پویا در شماره ۶۱ خود با علی نصیریان گفتگو کرد. بخشی از این گفتگو به سال‌های دور و دهه سی و چهل خورشیدی خاطراتی را از آن روز‌ها برمی‌گردد.

ایسنا: ماهنامه اندیشه پویا در شماره ۶۱ خود با علی نصیریان گفت‌وگو کرد. بخشی از این گفت‌وگو به سال‌های دور و دهه سی و چهل خورشیدی خاطراتی را از آن روزها برمی‌گردد.

خاطره علی نصیریان از «شعبون بی‌مُخ»

نصیریان درباره دیدار و برخوردش با «شعبان جعفری» مشهور به «شعبون بی‌مُخ» گفت: «شعبان جعفری را من از جوانی می‌شناختم. سر سه‌راه بوذرجمهری یک کله‌پزی بود که شعبان هر روز صبح آنجا صبحانه می‌خورد و من می‌دیدمش. یک سری از بچه‌لات‌های طرف‌های شهر نو و گمرک و مولوی هم توی مدرسه پیرنیا بودند و یادم هست که شعبان می‌آمد و مدرسه و برای نوچه‌هایش نمره می‌گرفت.

این‌ قدر این مدرسه اوضاعش خراب بود که به آن می‌گفتند دانشکده. بعدها شعبان خیلی عوض شد. زورخانه‌ای تاسیس کرد و با سران رفت‌وآمد کرد و سر و لباسش را درست کرد و انگار که انتلکتوئل شده بود. سنگلج در جنوب خیابان پارکشهر بود و زورخانه شعبان در شمالش و این بود که او یک شب من و انتظامی و خیلی از هنرمندان دیگر را دعوت کرد برویم زورخانه و برنامه‌شان را ببینیم. بعدش یک شب همه‌شان آمدند سنگلج برای دیدن تئاتر پهلوان‌اکبر می‌میرد. راستش ما دیگر بعد از بیست‌وهشتم مرداد کار سیاسی را کنار گذاشته بودیم و سیاسی نبودیم.»

انتشار یافته: 4
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
12:12 - 1398/08/18
خیلی خاطره جالبی نبود، بعید میدونم ایشون این داستان رو تعریف کرده باشن
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۸
عادت کردید به آدماهایی که با خالی بندی و بزرگ نمایی خودشون ، خاطره تعریف و نجات دهنده بقیه معرفی می کنند !
United Kingdom
13:02 - 1398/08/18
جناب آقای نصیریان، استاد و پیشکسوت بزرگ سینما و تاتر ایران انشاءالله همیشه سلامت، شاد و خندان باشی.
Iran, Islamic Republic of
14:19 - 1398/08/18
داستان تام وجری ازاین خاطره جذابتره
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج