یک فیلم درباره ترامپ که سیاستمداران ایرانی دوستش دارند
دیشب اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، ویدئویی کوتاه از فیلم «کارآموز» (The Apprentice) ساخته علی عباسی را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد؛ همان کلیپی که در آن روی کوهن، وکیل مشهور و جنجالی آمریکایی، به ترامپ جوان میگوید: «مهم نیست چقدر کتک خوردهای، ادعای پیروزی کن و هرگز شکست را نپذیر.»
برترینها: دیشب اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، ویدئویی کوتاه از فیلم «کارآموز» (The Apprentice) ساخته علی عباسی را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد؛ همان کلیپی که در آن روی کوهن، وکیل مشهور و جنجالی آمریکایی، به ترامپ جوان میگوید: «مهم نیست چقدر کتک خوردهای، ادعای پیروزی کن و هرگز شکست را نپذیر.» بقایی نیز این ویدئو را با توضیحی کوتاه منتشر کرد؛ اقدامی که باعث شد بار دیگر نام این فیلم و مضمون سیاسی آن در فضای رسانهای مطرح شود. به نظر میرسد مرور دوباره این فیلم به بهانه پستی که بقایی در صفحه شخصیاش منتشر کرده، بیمناسبت نباشد.

علی عباسی؛ دورگه برانداز اما علیه ترامپ
علی عباسی را در ایران بیشتر با فیلم «عنکبوت مقدس» میشناسند؛ فیلمی جنجالی درباره قتلهای زنجیرهای زنان در مشهد. خود عباسی سالها پیش در گفتوگویی با بیبیسی فارسی گفته بود که اطرافیان دونالد ترامپ با او همان رفتاری را کردهاند که مسئولان جمهوری اسلامی پس از ساخت آثارش انجام داده بودند. این فیلمساز ایرانی-سوئدی که در دانمارک زندگی میکند، در «کارآموز» به سراغ سالهای ابتدایی ظهور ترامپ در دهه ۱۹۷۰ رفته و رابطه او با وکیل بانفوذ و جنجالیاش، روی کوهن، را محور روایت قرار داده است؛ روایتی که تلاش میکند برخی از ریشههای شخصیتی و شیوه عمل ترامپ را توضیح دهد.
البته باید توجه داشت که رویکرد فیلم، تا حد زیادی نزدیک به نگاه جریان دموکرات در آمریکاست و از زاویهای انتقادی به ترامپ و سیاستهای جمهوریخواهان نگاه میکند. فیلم آشکارا میکوشد چهرهای تهاجمی، قدرتطلب و بیرحم از ترامپ نشان دهد و بر جنبههای تاریک شخصیت او تمرکز کند. با این حال، «کارآموز» صرفاً یک حمله سیاسی نیست، بلکه تلاشی است برای نشان دادن اینکه چگونه فرهنگ قدرت، ثروت و موفقیت در آمریکا میتواند شخصیتهایی مانند ترامپ را تولید کند.

شخصیتپردازی ناقص در دل یک روایت جذاب
با وجود ایده جذاب فیلم و بازیهای قابل توجه سباستین استن در نقش ترامپ و جرمی استرانگ در نقش روی کوهن، یکی از مهمترین ضعفهای «کارآموز» به شخصیتپردازی آن بازمیگردد. فیلم هرچند فضای پرزرقوبرق و خشن تجارت نیویورک در دهه هفتاد را خوب بازسازی میکند، اما در پرداخت عمیق شخصیتها دچار شتابزدگی میشود. روند تغییر ترامپ از یک تاجر جوان و مردد به چهرهای بیرحم و جاهطلب، بیشتر در قالب مونتاژها و سکانسهای سریع روایت میشود و کمتر فرصت مییابد تا از نظر روانی و دراماتیک برای مخاطب باورپذیر شود.
فیلم اصرار دارد نشان دهد آموزههای روی کوهن، پدر سختگیر ترامپ و فضای رقابتی سرمایهداری آمریکا، در شکلگیری شخصیت او نقش داشتهاند؛ اما این عوامل در نهایت توضیح کاملی برای آنچه ترامپ بعدها شد ارائه نمیدهند. به همین دلیل، فیلم گاهی بیش از حد سادهانگارانه به نظر میرسد؛ انگار میخواهد پیچیدگی شخصیت ترامپ را فقط به چند تجربه و چند آموزه خلاصه کند.

وکیل ترامپ آیا تا این اندازه بد بوده؟
«کارآموز» در لایههای زیرین خود، نقدی به فرهنگ سرمایهداری آمریکاست؛ فرهنگی که موفقیت را بالاتر از اخلاق قرار میدهد و افراد را به رقابتی بیرحمانه سوق میدهد. فیلم نشان میدهد که در چنین فضایی، قدرت و ثروت نهتنها روابط انسانی را فرسوده میکنند، بلکه نوعی ذهنیت مبتنی بر انکار شکست و حمله دائمی را میسازند؛ همان سه قانونی که روی کوهن به ترامپ آموزش میدهد: حمله کن، هیچچیز را نپذیر و هرگز شکست را قبول نکن.
با این حال، فیلم در ارائه تصویری جامع از ترامپ و زمینههای سیاسی و اجتماعی ظهور او کاملاً موفق نیست. تمرکز بیش از حد بر رابطه ترامپ و کوهن، باعث شده بستر گستردهتر جامعه آمریکا کمتر دیده شود و روایت، گاه به یک درام شخصی تقلیل پیدا کند. با وجود این ضعفها، «کارآموز» همچنان اثری قابل تأمل است؛ فیلمی که میکوشد پیوند میان جاهطلبی، قدرت و نظام سرمایهداری را در قالب داستان ظهور یکی از بحثبرانگیزترین سیاستمداران معاصر آمریکا به تصویر بکشد.
نظر کاربران
میتی : «هیچی بابا، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد، علی فرصت، آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامون هم بود» قیصر : «کریم؟! کدوم کریم؟» میتی : «کریم آق منگل
«حالا ما به همه گفتیم زدیم، شمام بگین زده، آره، خوبیت نداره. واردین که!»
پولای نفت ما و از جیب ما خرج چیا که نمیشه