کار کردن یک اجبار است یا یک تفریح؟
کار کردن یک اجبار است یا یک تفریح؟ این سؤالی است که شاید برای اغلب ما یک پاسخ مشخص داشته باشد: کار، کار است و با تفریح میانهای ندارد!
همشهری آنلاین: کار کردن یک اجبار است یا یک تفریح؟ این سؤالی است که شاید برای اغلب ما یک پاسخ مشخص داشته باشد: کار، کار است و با تفریح میانهای ندارد!
براي بسياري از ما اصولا لذت بردن از شغلمان اتفاق غريبي است و ديدن آدمهاي شاد و راضي از شغلشان هم عجيبتر! شايد تقصيري هم نداشته باشيم: فشارها و استرسها و شرايط بد كاري گاهي آنقدر زياد ميشودكه رمقي براي شاد ماندن و لذت بردن از كار براي انسان نميماند. واقعيت زندگي شغلي گاهي بههمان تلخي است كه همهمان ميدانيم: حجم كارمان وحشتناك زياد است، بعضي از ما مجبوريم كاري را انجام دهيم كه دوستش نداريم، گاهي مجبوريم آدمهايي را تحمل كنيم كه از آنها خوشمان نميآيد، كارمان خشك و مكانيكي است و... و خب مگر آدم چقدر ظرفيت تحمل دارد؟
بالاخره روزي ميرسد كه طاقتش طاق ميشود و تصميم ميگيرد همهچيز را ول كند و برود دنبال زندگي خودش! اما مشكل اينجاست كه ناگهان ياد اين ميافتد كه به درآمد كارش نياز دارد و اين چرخه نامطلوب ادامه مييابد.
۱- ميتوانيم بهكار نگاهي فلسفي هم داشته باشيم
بهنظر آلن دوباتن، فيلسوف سوئيسي، ما در زمانهاي بيمانند و عجيب نسبت به تمام تاريخ كار بشر بهسر ميبريم: عصري كه در آن تشويق ميشويم منتظر بهدست آوردن شادي از طريق كارمان باشيم. دوباتن معتقد است اگر چه كار در همه جوامع موضوعي بسيار بااهميت است اما در عين حال امروزه كار چنان با هويت ما رابطه نزديكي پيدا كرده كه نخستين سؤالي كه از ديگران (مثلا دوستان و آشنايان) ميپرسيم اين است كه چكار ميكني نه اينكه از كجا ميآيي!
ديدگاههاي افراطيتري هم نسبت به ماهيت كار وجود دارد؛ بهعنوان مثال استود تركل كه يك داستاننويس است كار را يك جور مردن تدريجي از شنبه تا پنجشنبه ميداند!
اما آيا داستان زندگي شغلي تا اين حد كسالتآور و خالي از معناست؟ نه. راههايي هم براي فرار از روزمرگي وجود دارد كه آنقدرها هم عجيب و غريب و پيچيده نيستند. در واقع با انجام كارهاي سادهاي ميتوانيم روزمرگيها را كنار بزنيم تا چهره جديد و جذابي از شغلمان را ببينيم.
۲- كار، كار است اگرچه كار بود!
من موارد متعددي را در ميان دوستان و اطرافيانم ديدهام كه بهدليل انتظار بيحد از شغلشان، پس از مدتي دچار چنان نااميدي و افسردگي وحشتناكي شدهاند كه چاره را تنها در تغيير محل كار و حتي شغلشان ديدهاند. البته زمانهايي وجود دارد كه تنها انتخاب موجود تغيير است اما واقعيت تلخ براي آنها اين بوده كه حتي با ايجاد تغيير هم نتوانستهاند حال بهتري در كار كردن پيدا كنند. متأسفانه در اغلب موارد عادتها و ديدگاههاي آنها نسبت بهكار مشكل اصلي را ايجاد كرده بوده است. مشكل در نگاه ما به ماهيت كار است؛ نه خود كار!
متخصصين روانشناسي كار معتقدند از آنجا كه ما بهصورت متوسط ۲۵درصد از زندگيمان را بهكار كردن ميگذرانيم، پس بايد به بهترين شكل ممكن از آن استفاده كنيم. بنابراين همين نكته ساده كه سعي كنيد كارتان را با تمام سختيها و ناملايماتش بپذيريد و سعي كنيد از زمان كارتان به بهترين شكل ممكن بهرهبرداري كنيد، مهمترين نكته در رهايي از روزمرگي شغلي است. قرار نيست در كار اتفاق عجيب و غريبي براي ما بيفتد يا از آن لذت عجيب و غريبي بهدست بياوريم: كار درهرحال كار است!
۳- آن كار كه در جستن آني، آني!
اما ماجرا همينقدر ساده و غمناك به پايان نميرسد. در واقع يكي از دلايل علاقه شخصي من به موضوع شكستن تار و پود قفس روزمرگي شغلي اين است كه بارها آن را تجربه كردهام. آخرين و مهمترين تجربه من همين سال پيش بود كه ناراحتي جدياي نسبت به كارم پيدا كردم. بعد از سالها فعاليت بهعنوان يك مشاور مديريت و روزنامهنگار، ناگهان حس كردم به آخر خط رسيدهام. كارهاي بسيار زيادي روي هم انباشته شده بود و بدقوليهايم روزبهروز بيشتر ميشد اما هيچ كاري نميكردم. از صبح تا شب مينشستم و خودم را سرگرم كارهاي بيهودهاي ميكردم كه خودم هم ميدانستم حتي گذاشتن نام روزمرگي بر آنها، كلاه گذاشتن بر سر واژههاست. من بايد چيزي را تغيير ميدادم يا شايد هم چيزي خودش تغيير ميكرد؛ اما چه چيزي؟
۴- گاهي تغيير را بپذير
وقتي شروع به بررسي علت نارضايتي خودم از زندگي شغليام كردم، متوجه شدم كه در واقع تركيب چند عامل باعث ايجاد حس نااميدي و نارضايتي من شدهاند: من نميدانستم در كجاي مسير شغليام قرار دارم، نميفهميدم چرا حجم كاري زياد من به نتيجه مشخصي نميانجامد. نقش سازمانيام را دوست نداشتم. ميديدم كه فرصت و امكاني براي بهروز كردن مهارتهايم ندارم و مهمتر از همه نياز به استراحت و برقراري ارتباط با ديگران داشتم. مشكل اينجا بود كه شغل من هيچ تناسبي با اين نيازها نداشت!
همانطور كه گفتم ناراحتي من در كجخلقيام با همكاران و بيانگيزگي در شغلام نمود پيدا كرد اما من قبل از انجام هر حركتي بر ادامه دادن به كارم سماجت ورزيدم. گوش دادن به نداي درونيام كه به من ميگفت بايد يك شغل بسيار موفق را ترك كنم، كار بسيار مشكلي بود اما با تكرار شدن الگوهاي منفي كاري و فرو رفتن هر چه بيشتر در گرداب روزمرگي، بالاخره تصميم گرفتم كه ريسك ايجاد تغيير را بپذيرم و كار را شروع كردم: من ميدانستم كه ديگر نميخواهم كارمند باشم و براي كسي كار كنم. اين روزها كسب و كار شخصيام در حال رسيدن به نتيجه است.
با نگاه به گذشته، متوجه شدهام كه ۳توصيه زير من را طي آن دوران سخت ياري دادند:
- افراد پشتيبان خودتان را مشخص كنيد (خانواده، دوستان، مربي يا...)؛
- آمادگي دور ريختن دوستداشتنيترين عادتها، نقشهها و برنامههاي قبليتان را داشته باشيد؛
- حداقل ۲ سال به آن نقشهها و برنامهها بچسبيد!
-بديهي است كه در طول مسير سخت و طولاني
- مجبور بودم نقشهام را اصلاح كنم و با تغييرات همراه شوم اما مهمترين چيز اين بود كه من حتي در سختترين لحظات (كه كم نبودند!) هم هدفم را كنار نگذاشتم!
۵- روزمرگي را مرور نكن؛ زندگي قشنگتر است!
لئونارد شلزينگر كه يك روانشناس كار است براي رهايي از روزمرگي كاري پيشنهادي ساده و عجيب دارد: همين امروز كه از سر كارتان به منزل برگشتيد، شروع كنيد به انجام يك كار جديد. اين كار جديد هر چيزي ميتواند باشد: از راهانداختن كسب و كار خودتان گرفته تا نوشتن يك كتاب يا انجام كاري براي بهتر كردن جامعه محل زندگيتان (مثلا توسعه ايدهاي براي آموزش بهتر كودكان).
لزومي ندارد اين كار جديد براي شما منفعت مالي بههمراه داشته باشد. شرط لازم و كافي براي انتخاب اين كار دوست داشتن و لذت بردن از آن است. البته لازم نيست در زمان شروع كردن آن كار عاشقش باشيد؛ فقط دست به كاري بزنيد كه فكر ميكنيد آن را لازم داريد يا دوستش خواهيد داشت. عشق و علاقه خودش بعدا خدمتتان خواهند رسيد!
اما وقتي شروع كرديد يادتان باشد كه گام به گام پيش برويد. اين كار باعث ميشود تا هزينه مالي و غيرمالي (مثلا زماني) زيادي هم بهخودتان تحميل نكنيد.
خب حالا ربط اين به رهايي از روزمرگي كاري چيست؟ خيلي ساده: شما بخشي از شور و اشتياقي را كه براي كار كردن لازم داريد از اين كار جديد بهدست ميآوريد. اين شور و اشتياق، تنها بهخود آن كار محدود نميشود و به تمام جنبههاي زندگي شما گسترش خواهد يافت. اين شور و اشتياق با پيشرفت كردن در آن كار جانبي بالاتر هم خواهد رفت. حالا صبحها كه از خواب بيدار ميشويد انگيزهاي داريد كه براي آن از تختتان بيرون بياييد!
۶- حس غريب واژهها
يكي از دلايلي كه ما دوست نداريم كاري را انجام بدهيم يا نميتوانيم آن كار را درست انجام بدهيم عنوان آن فعاليت، وظيفه و كار است. نبايد قدرت واژهها را دستكم بگيريد: در ذهن هر كس واژهها اهميت و وضوح متفاوتي دارند. بنابراين خيلي وقتها مشكل از بلد نبودن يا مهارت نداشتن در انجام كار نيست؛ مشكل درك نكردن واقعيت آن كار توسط ذهن است!
بنابراين وقتي ميخواهيد كاري در محيط كارتان انجام دهيد- چه خودتان تصميم گرفته باشيد چه به شما ارجاع شده باشد- عنوان آن را طوري براي خودتان بيان كنيد و بنويسيد كه با واژههاي ملموس براي شما نوشته شوند؛ مثلا روزهايي كه از بيكاري مجبوريد مگس بپرانيد، ميتوانيد مگس پراندن را به بازي شكار مگس تغيير دهيد و به اين ترتيب كار جذابي را براي سرگرمي و شادي خود خلق كنيد.
براي بسياري از ما اصولا لذت بردن از شغلمان اتفاق غريبي است و ديدن آدمهاي شاد و راضي از شغلشان هم عجيبتر! شايد تقصيري هم نداشته باشيم: فشارها و استرسها و شرايط بد كاري گاهي آنقدر زياد ميشودكه رمقي براي شاد ماندن و لذت بردن از كار براي انسان نميماند. واقعيت زندگي شغلي گاهي بههمان تلخي است كه همهمان ميدانيم: حجم كارمان وحشتناك زياد است، بعضي از ما مجبوريم كاري را انجام دهيم كه دوستش نداريم، گاهي مجبوريم آدمهايي را تحمل كنيم كه از آنها خوشمان نميآيد، كارمان خشك و مكانيكي است و... و خب مگر آدم چقدر ظرفيت تحمل دارد؟
بالاخره روزي ميرسد كه طاقتش طاق ميشود و تصميم ميگيرد همهچيز را ول كند و برود دنبال زندگي خودش! اما مشكل اينجاست كه ناگهان ياد اين ميافتد كه به درآمد كارش نياز دارد و اين چرخه نامطلوب ادامه مييابد.
۱- ميتوانيم بهكار نگاهي فلسفي هم داشته باشيم
بهنظر آلن دوباتن، فيلسوف سوئيسي، ما در زمانهاي بيمانند و عجيب نسبت به تمام تاريخ كار بشر بهسر ميبريم: عصري كه در آن تشويق ميشويم منتظر بهدست آوردن شادي از طريق كارمان باشيم. دوباتن معتقد است اگر چه كار در همه جوامع موضوعي بسيار بااهميت است اما در عين حال امروزه كار چنان با هويت ما رابطه نزديكي پيدا كرده كه نخستين سؤالي كه از ديگران (مثلا دوستان و آشنايان) ميپرسيم اين است كه چكار ميكني نه اينكه از كجا ميآيي!
ديدگاههاي افراطيتري هم نسبت به ماهيت كار وجود دارد؛ بهعنوان مثال استود تركل كه يك داستاننويس است كار را يك جور مردن تدريجي از شنبه تا پنجشنبه ميداند!
اما آيا داستان زندگي شغلي تا اين حد كسالتآور و خالي از معناست؟ نه. راههايي هم براي فرار از روزمرگي وجود دارد كه آنقدرها هم عجيب و غريب و پيچيده نيستند. در واقع با انجام كارهاي سادهاي ميتوانيم روزمرگيها را كنار بزنيم تا چهره جديد و جذابي از شغلمان را ببينيم.
۲- كار، كار است اگرچه كار بود!
من موارد متعددي را در ميان دوستان و اطرافيانم ديدهام كه بهدليل انتظار بيحد از شغلشان، پس از مدتي دچار چنان نااميدي و افسردگي وحشتناكي شدهاند كه چاره را تنها در تغيير محل كار و حتي شغلشان ديدهاند. البته زمانهايي وجود دارد كه تنها انتخاب موجود تغيير است اما واقعيت تلخ براي آنها اين بوده كه حتي با ايجاد تغيير هم نتوانستهاند حال بهتري در كار كردن پيدا كنند. متأسفانه در اغلب موارد عادتها و ديدگاههاي آنها نسبت بهكار مشكل اصلي را ايجاد كرده بوده است. مشكل در نگاه ما به ماهيت كار است؛ نه خود كار!
متخصصين روانشناسي كار معتقدند از آنجا كه ما بهصورت متوسط ۲۵درصد از زندگيمان را بهكار كردن ميگذرانيم، پس بايد به بهترين شكل ممكن از آن استفاده كنيم. بنابراين همين نكته ساده كه سعي كنيد كارتان را با تمام سختيها و ناملايماتش بپذيريد و سعي كنيد از زمان كارتان به بهترين شكل ممكن بهرهبرداري كنيد، مهمترين نكته در رهايي از روزمرگي شغلي است. قرار نيست در كار اتفاق عجيب و غريبي براي ما بيفتد يا از آن لذت عجيب و غريبي بهدست بياوريم: كار درهرحال كار است!
۳- آن كار كه در جستن آني، آني!
اما ماجرا همينقدر ساده و غمناك به پايان نميرسد. در واقع يكي از دلايل علاقه شخصي من به موضوع شكستن تار و پود قفس روزمرگي شغلي اين است كه بارها آن را تجربه كردهام. آخرين و مهمترين تجربه من همين سال پيش بود كه ناراحتي جدياي نسبت به كارم پيدا كردم. بعد از سالها فعاليت بهعنوان يك مشاور مديريت و روزنامهنگار، ناگهان حس كردم به آخر خط رسيدهام. كارهاي بسيار زيادي روي هم انباشته شده بود و بدقوليهايم روزبهروز بيشتر ميشد اما هيچ كاري نميكردم. از صبح تا شب مينشستم و خودم را سرگرم كارهاي بيهودهاي ميكردم كه خودم هم ميدانستم حتي گذاشتن نام روزمرگي بر آنها، كلاه گذاشتن بر سر واژههاست. من بايد چيزي را تغيير ميدادم يا شايد هم چيزي خودش تغيير ميكرد؛ اما چه چيزي؟
۴- گاهي تغيير را بپذير
وقتي شروع به بررسي علت نارضايتي خودم از زندگي شغليام كردم، متوجه شدم كه در واقع تركيب چند عامل باعث ايجاد حس نااميدي و نارضايتي من شدهاند: من نميدانستم در كجاي مسير شغليام قرار دارم، نميفهميدم چرا حجم كاري زياد من به نتيجه مشخصي نميانجامد. نقش سازمانيام را دوست نداشتم. ميديدم كه فرصت و امكاني براي بهروز كردن مهارتهايم ندارم و مهمتر از همه نياز به استراحت و برقراري ارتباط با ديگران داشتم. مشكل اينجا بود كه شغل من هيچ تناسبي با اين نيازها نداشت!
همانطور كه گفتم ناراحتي من در كجخلقيام با همكاران و بيانگيزگي در شغلام نمود پيدا كرد اما من قبل از انجام هر حركتي بر ادامه دادن به كارم سماجت ورزيدم. گوش دادن به نداي درونيام كه به من ميگفت بايد يك شغل بسيار موفق را ترك كنم، كار بسيار مشكلي بود اما با تكرار شدن الگوهاي منفي كاري و فرو رفتن هر چه بيشتر در گرداب روزمرگي، بالاخره تصميم گرفتم كه ريسك ايجاد تغيير را بپذيرم و كار را شروع كردم: من ميدانستم كه ديگر نميخواهم كارمند باشم و براي كسي كار كنم. اين روزها كسب و كار شخصيام در حال رسيدن به نتيجه است.
با نگاه به گذشته، متوجه شدهام كه ۳توصيه زير من را طي آن دوران سخت ياري دادند:
- افراد پشتيبان خودتان را مشخص كنيد (خانواده، دوستان، مربي يا...)؛
- آمادگي دور ريختن دوستداشتنيترين عادتها، نقشهها و برنامههاي قبليتان را داشته باشيد؛
- حداقل ۲ سال به آن نقشهها و برنامهها بچسبيد!
-بديهي است كه در طول مسير سخت و طولاني
- مجبور بودم نقشهام را اصلاح كنم و با تغييرات همراه شوم اما مهمترين چيز اين بود كه من حتي در سختترين لحظات (كه كم نبودند!) هم هدفم را كنار نگذاشتم!
۵- روزمرگي را مرور نكن؛ زندگي قشنگتر است!
لئونارد شلزينگر كه يك روانشناس كار است براي رهايي از روزمرگي كاري پيشنهادي ساده و عجيب دارد: همين امروز كه از سر كارتان به منزل برگشتيد، شروع كنيد به انجام يك كار جديد. اين كار جديد هر چيزي ميتواند باشد: از راهانداختن كسب و كار خودتان گرفته تا نوشتن يك كتاب يا انجام كاري براي بهتر كردن جامعه محل زندگيتان (مثلا توسعه ايدهاي براي آموزش بهتر كودكان).
لزومي ندارد اين كار جديد براي شما منفعت مالي بههمراه داشته باشد. شرط لازم و كافي براي انتخاب اين كار دوست داشتن و لذت بردن از آن است. البته لازم نيست در زمان شروع كردن آن كار عاشقش باشيد؛ فقط دست به كاري بزنيد كه فكر ميكنيد آن را لازم داريد يا دوستش خواهيد داشت. عشق و علاقه خودش بعدا خدمتتان خواهند رسيد!
اما وقتي شروع كرديد يادتان باشد كه گام به گام پيش برويد. اين كار باعث ميشود تا هزينه مالي و غيرمالي (مثلا زماني) زيادي هم بهخودتان تحميل نكنيد.
خب حالا ربط اين به رهايي از روزمرگي كاري چيست؟ خيلي ساده: شما بخشي از شور و اشتياقي را كه براي كار كردن لازم داريد از اين كار جديد بهدست ميآوريد. اين شور و اشتياق، تنها بهخود آن كار محدود نميشود و به تمام جنبههاي زندگي شما گسترش خواهد يافت. اين شور و اشتياق با پيشرفت كردن در آن كار جانبي بالاتر هم خواهد رفت. حالا صبحها كه از خواب بيدار ميشويد انگيزهاي داريد كه براي آن از تختتان بيرون بياييد!
۶- حس غريب واژهها
يكي از دلايلي كه ما دوست نداريم كاري را انجام بدهيم يا نميتوانيم آن كار را درست انجام بدهيم عنوان آن فعاليت، وظيفه و كار است. نبايد قدرت واژهها را دستكم بگيريد: در ذهن هر كس واژهها اهميت و وضوح متفاوتي دارند. بنابراين خيلي وقتها مشكل از بلد نبودن يا مهارت نداشتن در انجام كار نيست؛ مشكل درك نكردن واقعيت آن كار توسط ذهن است!
بنابراين وقتي ميخواهيد كاري در محيط كارتان انجام دهيد- چه خودتان تصميم گرفته باشيد چه به شما ارجاع شده باشد- عنوان آن را طوري براي خودتان بيان كنيد و بنويسيد كه با واژههاي ملموس براي شما نوشته شوند؛ مثلا روزهايي كه از بيكاري مجبوريد مگس بپرانيد، ميتوانيد مگس پراندن را به بازي شكار مگس تغيير دهيد و به اين ترتيب كار جذابي را براي سرگرمي و شادي خود خلق كنيد.
تبلیغات متنی
-
استقلال قدر چیپ آسانی را ندانست
-
مجلس: با آمریکا سر غنیسازی توافق میکنیم
-
تنش غیرمنتظره میان ایتالیا با ایران بالا گرفت
-
تابلو نصب شده روی سر در یک آشفروشی در بازار خبرساز شد
-
پیغام تازه پزشکیان به آمریکا؛ آماده هستیم!
-
بهتاش پایتخت در غمگینترین وضعیتی که تا حالا ندیدید
-
تصاویری از دیدار لیدرهای باشگاه تراکتور با رهبر انقلاب
-
راهنمای کامل لیفت میدفیس بدون جراحی + بررسی مزایا و معایب
-
برای مداح معروف یزد قرار بازداشت صادر شد
-
قابهای متفاوت از جلسه امروز نمایندگان در مجلس
-
جانشین اسکوچیچ پنچری تراکتور را در لیگ نخبگان گرفت
-
عراقچی از ایران برای ویتکاف سوغاتی برد!
-
استوری تازه و معنادار عمو پورنگ جلبتوجه کرد
-
گردش خبرساز یک زوج با کالابرگ دو میلیونی در فروشگاه
-
ادعای وال استریت؛ توافق ایران و آمریکا ممکن است
-
تنش غیرمنتظره میان ایتالیا با ایران بالا گرفت
-
برای مداح معروف یزد قرار بازداشت صادر شد
-
قابهای متفاوت از جلسه امروز نمایندگان در مجلس
-
جانشین اسکوچیچ پنچری تراکتور را در لیگ نخبگان گرفت
-
عراقچی از ایران برای ویتکاف سوغاتی برد!
-
ادعای وال استریت؛ توافق ایران و آمریکا ممکن است
-
سه قابی از ایران که در سال ۲۰۲۶ جهانی شد
-
عزاداری تلخ محمد خاکپور در چهلم جانباختگان دی ماه
-
گزارش اسرائیل از اقدام خبرساز سپاه همزمان با مذاکرات
-
تصاویر برگزاری مراسم چهلم جانباختگان دی ماه توسط دولت
-
اولین واکنش آمریکا به نتیجه مذاکرات امروز با ایران
-
عکس هادی چوپان از باشگاههای ورزشی حذف شد
-
ممیزی عجیب صداوسیما ناگهان لغو شد!
-
هزینه سفره افطار در رمضان ۱۴۰۴ هم باورنکردنی شد
-
تصویر متفاوت از عراقچی در جریان مذاکره امروز
-
آمریکا دو شرط را پذیرفت، ایران پای میز مذاکره رفت
-
پخش آهنگ شهرام صولتی در حضور عراقچی!
-
شبکه سه تلویزیون از احتمال آغاز جنگ جهانی خبر داد
-
مداح معروف مالیاتش را به دولتهای خارجی تقدیم کرد
-
توضیح قالیباف درباره بنزین ۶۰هزار تومانی در سال ۱۴۰۵
-
ادعای همکاری دستگاههای امنیتی ایران و جداییطلبان باسک
-
قالیباف در پاسخ به رسایی: من پیک جنابعالی هستم
-
احمدینژاد بعد از حواشی اخیر اطلاعیه صادر کرد
-
بنیفاطمه، از پاکتهای دریافتی مداحان میگوید
-
«قربان، طلا، سوسن و زیبا» در پشتصحنه سریال «سوجان»
-
پایان مذاکرات امروز ایران و آمریکا در ژنو
-
چهره «سوسن» در اتاق گریم سریال «سوجان»
-
مزارهای بدون سنگ؛ روایتی از چهلم نگین و مجید
-
زیپ شلوار عراقچی مساله برخی رسانهها شد
-
اقدام معنادار ایران در تنگه هرمز همزمان با مذاکرات
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

ارسال نظر