کد خبر: ۱۶۱۳۰
همه راه‌‌هايي كه مي‌توانيد بعد از يك جدايي سخت به آرامش برسيد
رابطه‌ نامزدي كه به قصد ازدواج شروع شده ممكن است به ازدواج ختم نشود، در اين ميان زمان فرد بايد رابطه‌اش را فراموش كند اين كار ساده‌اي نيست، راهكار ما به شما كمك مي‌كند كه از اين مقطع سخت بگذريد
برترین مجله اینترنتی ایران


هميشه جدايي و پايان يك رابطه مي‌تواند آسيب‌هاي فراواني داشته‌باشد به‌خصوص اگر فرد غافلگير شود و نداند در چنين موقعيتي بايد چگونه برخورد كرد، شايد براي خيلي ازخانم‌ها و آقايان جوان بعد از دوران آشنايي پيش از ازدواج و نامزدي جدايي و پايان رابطه بسيار مشكل باشد. آنقدر كه هرروز آن را به تعويق بيندازند و تا حد ممكن به‌دنبال راهي براي فرار از چنين موقعيتي باشند ولي قرار نيست بعد از هر خواستگاري ازدواج باشد. گاهي 2 فرد براي هم مناسب نيستند و بايد هرچه زودتر رابطه را تمام كنند، اين‌كه چگونه بايد به رابطه‌اي پايان داد و بعد از اين پايان و جدايي چگونه همه چيز را فراموش كرد و دوباره به زندگي عادي برگشت سوال خيلي از جوان‌هاست. مسلما كار راحتي نيست ولي مي‌توان با يك نگاه واقع‌بينانه و بدون آسيب رواني زياد زندگي جديدي را آغاز كرد.



همه چيز را نمي‌توان فراموش كرد

نبايد انتظار داشت كه بتوان همه چيز را فراموش كرد. بسيار پيش مي‌آيد كه نمي‌توانيم خيلي از چيزها را فراموش كنيم به‌خصوص اگر خاطرات خوبي با آن فرد داشته باشيد. به هر صورت بخشي از آن خاطرات هميشه همراه ما خواهد بود.براي رها شدن از گذشته بايد ياد بگيريد كه ذهن را مديريت كنيد و هرلحظه نسبت به‌خودتان آگاه باشيد و نگذاريد ذهن هرگاه كه خواست به گذشته سفر كند. اگر دقت كرده‌باشيد بيشتر اوقات ذهن يا در گذشته سير مي‌كند يا در آينده و كمتر پيش مي‌آيد كه ذهن به همان زمان حال فكر كند.

اما چگونه مي‌توان ذهن را به زمان حال آورد؟ بايد اول ياد بگيريد ذهن‌تان را ببينيد و حواس‌تان باشد الان ذهن‌تان در كجاست؟ ذهن مثل كودكي بازيگوش مرتب بين گذشته و آينده گردش مي‌كند، با آموختن روش‌هاي بدست گرفتن افسار ذهن مي‌توانيد مانع سفر آن به گذشته‌هاي نامطلوب شويد.





دستور ايست دهيد

اين روش را روش ايست ذهني مي‌نامم، يعني لازم است خيلي محكم و مقتدر به ذهن‌تان ايست بدهيد تا نتواند به هركجا خواست برود. شايد براي همه ما پيش آمده باشد كه هنگام تماشاي تلويزيون يا در تاكسي يا... يك دفعه ذهن به سمت موضوعي در گذشته منحرف مي‌شود و براي دقايقي يا ساعاتي يا حتي چند روز كنترل ذهن از دست مي‌رود. در حقيقت اگر آگاه نباشيد و نبينيد كه ذهن‌تان در حال سفر به گذشته است نمي‌توانيد جلوي آن را بگيريد اما اگر حواس‌تان باشد به محض اين‌كه ذهن بخواهد به گذشته سفر كند به آن يك ايست محكم مي‌دهيد و از پيشروي آن جلوگيري مي‌كنيد. مي‌توانيد به‌خود بگوييد: «ساكت،  ديگر نمي‌خواهم بيشتر فكر كنم! ياهيس» يا در ذهن‌مان روي اين فكرها ضربدر بزنيم و جلوي آن‌ها را بگيريم.



چطور ذهن‌تان را خالي كنيد

گاهي هم پيش مي‌آيد كه ذهن ما آنقدر ازوقايع گذشته‌ و اتفاقات پيش آمده پر است كه انگار ظرف ذهن پرشده و در حال لبريز شدن است و مرتب وقايع در ذهن مرور مي‌شود و نمي‌توان به موضوع ديگري فكر كرد. ذهن تا حد معيني گنجايش دارد و بايد به نوعي از افكار نامطلوب و دوست نداشتني خالي شود. بهترين كار در اين زمان نوشتن است، كافي است هرچه در ذهن داريد بدون هيچ‌گونه انتخابي روي كاغذ بياوريد و هيچ‌چيزي را جا نيندازيد، بايد كاملا بدون سانسور و صادقانه بنويسيد تا ذهن كاملا تخليه شود.  بعد وقتي ذهن كاملا خالي شد، آن كاغذها را دور بيندازيد يا حتي بسوزانيد.



ازاول به جدايي هم فكر كنيد

وقتي در مراحل آشنايي پيش از ازدواج يا دوران نامزدي هستيد بايد از ابتدا هر 2 باهم اين توافق را داشته‌باشيد كه ممكن است اين رابطه به دلايل مختلف از جمله تفاوت خانواده‌ها يا تفاهم نداشتن يا. . .  به سرانجام نرسد. در حقيقت بهتر است زوجين قبل از ازدواج با هم اين موضوع را روشن كنند كه قرار است مدتي را مثلا 6 ماه براي بدست آوردن شناخت باهم باشند تا تصميم بگيرند كه براي هم مناسب هستند يا نه! به همين دليل از ابتدا به هم وابسته نشويد. علاوه بر اين، براي پيشگيري از وابستگي از همان ابتدا هر روز و هر ساعت با هم صحبت نكنيد تا مبادا به فضاي احساسي وارد شويد. هرچقدر بيشتر به شناخت رسيديد كم‌كم رابطه را بيشتر كرده و احساسات را وارد رابطه كنيد.





اول شناخت، بعد احساسات

حواس‌تان باشد كه براي پيشگيري از آسيب‌ روحي در اين مدت آشنايي مثلا 6 ماه بايد شناخت‌تان جلوتر از احساس‌تان حركت كند، اگر احساسات زودتر از شناخت پيش برود ممكن است زود به هم وابسته شويد و ديگر دل‌كندن به اين آساني‌ها نباشد ونتوان نه گفت. در دوران نامزدي و آشنايي پيش از ازدواج هميشه اين خطر وجود دارد كه بين طرفين وابستگي به‌وجود بيايد. من هميشه به مراجعانم توصيه مي‌كنم، دريچه‌هاي احساس‌تان را زود به روي هم باز نكنيد و بعد از چند ماه كم‌كم از نظر احساس نزديك شويد.





صادق باشيد

اگر به هر دليلي در دوران آشنايي قبل از ازدواج و نامزدي به اين نتيجه رسيديد كه به طرف مقابل نه بگوييد، در اين مواقع توصيه مي‌كنيم حتما با طرف مقابل صادق باشيد. بهتر است شما با يك خاطره خوب از هم جدا شويد، بايد به اين بلوغ برسيد كه حتما لازم نيست جدايي‌با دعوا و دلخوري و حرف‌هاي آزاردهنده و... باشد، مي‌توان خيلي آرام و با آرامش از هم جدا شد به‌خصوص اگر همان اول به اين توافق رسيده باشيد و از ابتدا آگاه باشيد كه ممكن است از هم جدا شويد. در واقع هر كدام از شما حق داريد بدانيد چرا اين رابطه نبايد ادامه پيدا كند و همچنين شما بتوانيد با خود كنار بياييد.



توافق‌هاي بعد از جدايي

قبل از جدايي بهتر است با خاطره‌اي خوش با هم توافق‌هايي كنيد، مثلا اين‌كه ديگر با هم تماس نگيريد يا اگر وسايلي ردوبدل يا هديه شده به هم برگردانيد تا هم دوباره خاطرات را يادآوري نكند و هم ديگر بهانه‌اي براي تماس مجدد نداشته‌باشيد. يعني از همان ابتدا همه چيزها را آرام آرام از خود جدا كنيد.



با اقتدار «نه» بگوييد

اگر در دوران آشنايي يا نامزدي وابستگي به‌وجود آمده باشد، جدايي مشكل مي‌شود و حتي گاهي اتفاقات ناگواري مثل افسردگي و حتي خودكشي هم پيش مي‌آيد. هنگام جدايي نبايد تنها به فكر خود باشيم بلكه بايد حواس‌مان به حال و هواي طرف مقابل هم باشد چون وقتي وارد رابطه‌اي مي‌شويم ديگر تنها خودمان نيستيم بلكه مسئول طرف مقابل هم هستيم و نبايد كاري كنيم كه به او آسيبي برسد. اگر قطع يك دفعه‌اي رابطه ممكن است به او آسيب برساند، در اين جور مواقع پيشنهاد مي‌شود به‌تدريج رابطه كم شود. مثلا اگر 3 روز در هفته با هم صحبت مي‌كرديد حال آن را به يك روز در هفته تبديل كنيد تا آرام آرام طرف مقابل براي جدايي آماده شود. حواس‌تان باشد در اين مواقع از موضع قدرت وارد نشويد مبادا حرف‌هاي نابجا بزنيد و احساس طرف مقابل را زير سوال ببريد، مهم اين است كه شما هنگام جدايي رفتاري انساني داشته باشيد.

زمان و اقتدار به همراه هم كمك مي‌كنند تا بتوانيد وابستگي طرف مقابل را كم كنيد. اگر او ببيندمرتب و مداوم و با اقتدار شما به او «نه» مي‌گوييد و او هر راهي را امتحان مي‌كند ولي باز هم نه مي‌شنود، كم كم كنار مي‌آيد كه از شما دل‌ ببرد.



3ماه زمان نياز داريد

وقتي ماشيني با سرعت زياد در حال حركت است،  هنگام ايستادن يك خط ترمزي روي زمين به‌وجود مي‌آيد، رابطه نيز چنين است. بعد از پايان رابطه مدت زماني طول مي‌كشد كه شرايط دوباره عادي شود. اين زمان در درجه اول بستگي به ميزان پذيرش شما دارد و بعد باتوجه به راه‌هايي كه براي مديريت ذهن‌تان انتخاب كرده‌ايد مي‌تواند اين زمان طولاني‌تر يا كوتاه‌تر باشد. معمولا 2 تا 3 ماه زمان مي‌برد كه فرد بتواند خود را با شرايط جديد وفق دهد، اصولا مي‌گويند، تغييرات رواني بعد از 3 ماه خودش را نشان مي‌دهد، البته اين زمان در آدم‌هاي مختلف مي‌تواند كمتر يا بيشتر باشد.



فردا سخت‌تر از امروز است

اگر در دوران آشنايي به شناختي از طرف مقابل رسيده‌ايد و مي‌دانيد بايد رابطه را قطع كنيد ولي به‌دليل وابستگي اين كار براي‌تان راحت نيست با خود بينديشيد كه اگر امروز اين كار نكنيد ممكن است يك ماه ديگر يا يك سال يا حتي 5 سال ديگر با وضعيت بدتري جدا شويد، پس هرچه زودتر اين اتفاق بيفتد بهتر است. بايد اين بلوغ را در خود به‌وجود بياوريد كه خيلي اوقات اتفاقات زندگي مطابق خواسته شما پيش نخواهد رفت و زمان‌هايي نمي‌توانيد به خواسته‌هاي‌تان برسيد. اگر چنين تحملي را در خود به‌وجود بياوريد و از همان اول به‌خود بقبولانيد كه ممكن است در پايان آشنايي از هم جدا شويد ديگر از جدايي ضربه سنگيني نخواهيد خورد. بنابراين براي جدايي بايد اول در ذهن‌تان تصور كنيد كه اگر امروز جدا نشويد سال ديگر جدايي براي‌تان دشوارتر نخواهد بود؟ بعد بايد سعي كنيد جلوي خودتان را بگيرد و مشغول كارها و فعاليت‌هايي شويد كه كامل ذهن شما را به‌خود مشغول مي‌كند.



انرژي‌تان را تخليه كنيد

اگر در دوران جدايي فقط در خانه يا تنها باشيد و هيچ كاري هم براي انجام دادن نداشته باشيد مسلما اذيت خواهيد شد. تمام ذهن شما آدمي است كه او را ترك كرده‌ايد و مدام در وسوسه زنگ زدن و ارتباط با او هستيد، پس بايد خودتان را مشغول كرده و دورتان را شلوغ كنيد، خود را در روابط اجتماعي و در بين دوستان‌تان قرار دهيد، به كارها و فعاليت‌هاي موردعلاقه‌تان مشغول شويد تا انرژي شما را به سمت ديگر ببرد چون عشق و دوست داشتن نوعي انرژي است كه به سمت شخص مورد علاقه شما معطوف است پس شما بايد اين انرژي را به سمت ديگري چون ورزش كردن، علاقه‌هاي شخصي، سفر و. . .  منحرف كنيد، گرچه ممكن است صددر صد فراموش نكنيد اما مسلما احساس بهتري پيدا خواهيد كرد.



از يك رابطه وارد رابطه نامزدي جديد نشويد

گاهي پيش مي‌آيد بعد از جدايي از نامزدي قبلي بلافاصله موقعيت ازدواج ديگري پيش مي‌آيد. آيا در چنين مواقعي ازدواج مي‌تواند به فراموشي نامزد قبلي كمك كند؟ مثلا فرض كنيد در رابطه قبلي نامزدتان احترام چنداني براي شما قائل نبود، حالا در رابطه جديد شما به محض ديدن كوچك‌ترين احترامي‌ جذب مي‌شويد و به فاكتورهاي ديگر توجه‌اي نمي‌كنيد و تنها نداشته‌هاي رابطه قبلي را در رابطه جديد جست‌وجو مي‌كنيد. حواس‌تان باشد شما نبايد از رابطه قبلي فرار كنيد و تنها منتظر باشيد بدون فكر به فرد ديگري وابسته شويد. به همين دليل پيشنهاد مي‌كنيم بعد از قطع رابطه‌ نامزدي تا چند ماهي  نامزدي جديدي را آغاز نكنيد، بهتر است كمي صبر كنيد تا خودتان را پيدا كنيد و بعد در يك رابطه جديد قرار بگيريد چون در اينجا احتمال اشتباهاتي به‌وجود مي‌آيد كه مي‌تواند براي‌تان سنگين تمام شود.



با كسي حرف بزنيد

گاهي بعد از جدايي آنقدر فرد تحت فشار قرار مي‌گيرد كه بد نيست با يك مشاور صحبت كند چون شايد مشاور بتواند به او كمك كند تا از فضاي وابستگي بيرون بيايد چون گاهي مشاور به تحليل‌هايي از دوران كودكي و شخصيت فرد مي‌رسد كه مي‌تواند بسيار كمك‌كننده باشد، از طرف ديگر فضاي حمايتي جلسات مشاوره مي‌تواند كمك بيشتري هم بكند اما اگر هم فرد چندان تمايل ندارد از يك مشاور كمك بگيرد مي‌تواند احساساتش را با يك دوست صميمي يا يكي از اعضاي خانواده يا. . .  در ميان بگذارد همين بيان احساسات و گفت‌وگو مي‌تواند بسيار كمك‌كننده باشد و همچنين خود حرف زدن مي‌تواند بسياري از استرس‌ها و فشارها را از بين ببرد. البته خودتان درذهن‌تان بايد به اين پذيرش رسيده‌باشيد كه قطع اين رابطه به نفع‌تان بوده‌است، در اين حالت ديگران نيز با حمايت‌شان به شما كمك بيشتري مي‌كنند.





به‌دنبال تغيير باشيد

بعد از جدايي هرگونه تغيير محيطي مي‌تواند به شما كمك كند، مثلا سفر يا خريد وسيله‌اي ‌تازه يا... مثلا اگر از مدت‌ها پيش مي‌خواستيد ميز تازه‌اي براي خود بخريد، ‌حالا همان خريد مي‌تواند كمك‌كننده باشد. به سراغ كارهايي برويد كه مدت‌هاست انجام نداده‌ايد و انجام آن‌ها مي‌تواند حس‌هاي جديدي را در شما ايجاد كند، مثلا مي‌توانيد به سراغ كلاس‌هاي موسيقي يا‌سازي‌ كه مدت‌هاست آن را دوست داريد برويد يا آموختن يك زبان تازه يا... برويد تا حسابي مشغول شويد. در واقع به‌دنبال فعاليت جديدي باشيد كه تا به حال به آن نپرداخته‌ايد و مي‌تواند بسياري از انرژي‌هاي‌تان را تخليه كند و ديگر فرصت نكنيد به چيزي فكر كنيد.



نگران حرف مردم نباشيد

متاسفانه آدم‌ها متوجه نيستند كه وقتي به حرف ديگران اهميت زيادي مي‌دهند در واقع خود را تبديل به عروسكي مي‌كنند كه نخ‌هايش در دست ديگران است،  چون بايد خود را شبيه حرف ديگران كنند. ما يك‌بار بيشتر به دنيا نمي‌آييم و فرصت كمي هم در اختيار داريم، در اين فرصت كوتاه قرار نيست طبق گفته ديگران زندگي كنيم چون در اين صورت مسلما زندگي خود را باخته‌ايم. آدم‌هايي كه از كمبود خودباوري و اعتماد به نفس رنج مي‌برند و تاييد دروني ندارند معمولا در بيرون و در حرف‌هاي ديگران به‌دنبال تاييد هستند و منتظرند تا ببينند ديگران چه چيزي مي‌گويند تا عمل كنند. اگر بتوانيد خودتان تاييد را به‌خود بدهيد ديگر نيازي به حرف ديگران نداريد. فرض كنيد در دوران نامزدي به دليل حرف مردم از طرف‌تان جدا نشديد ولي بعد از 10 سال دچار مشكلات زيادي شديد اما در اين موقعيت شما تنهاي تنها هستيد و هيچ كدام از آن‌هايي كه قبلا شما به دليل حرف‌هاي‌شان جدا نشديد حالا حمايت‌تان نمي‌كنند و شما در اوج مسائل و مشكلات‌تان تنها مانده‌ايد. بايد بدانيد مردم حرف‌هاي زياد مي‌زنند و شما بايد فقط به حرف‌هاي خودتان گوش كنيد، شما بايد جايي در زندگي‌تان تصميم بگيريد كه فقط خودتان باشيد؛ بدون نقاب، بدون فيلم بازي كردن و... .

اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir

مجله اینترنتی برترین ها


بانک اطلاعات تجاری برترین ها
انتشار یافته: 2305
در انتظار بررسی:3
Iran, Islamic Republic of
10:37 - 1391/01/29
لطف كنيد بفرستيد به ايميل
Iran, Islamic Republic of
12:19 - 1391/03/09
بسیار خوب بود من دچار وسواس فکری شدیدی هستم وچند روز پیش از کسی که نمیتونم بدون ان زندگی کنم جداشدم کمکم کنید
Iran, Islamic Republic of
14:46 - 1391/03/10
خیلی عالی بود .به تازگی ما جواب رد به خواستگار دخترم دادیم که هر دو رنج زیادی رو متحمل می شوند .خوشحال می شویم اگر بیشتر راهنمایی فرمایید.
Iran, Islamic Republic of
11:31 - 1391/06/17
مر30 واقعا عالي بود مطالبتون باعث شد ساسانو دگرگون كنه.
Iran, Islamic Republic of
01:27 - 1391/06/28
سلام غالی بود.دختری که الان باهاش دوستی وهمه چی بنظر خوبه ازدواج کنن به سرانجامی برسه چطور میشه یه زندگی مستحکمی بشه یه راحل میخوام
Iran, Islamic Republic of
14:58 - 1391/07/12
خوب بود. اما فکر نکنم راه حلی برام پیدا بشه... موفق باشی
Germany
19:51 - 1391/07/17
خیلی ازتون متشکرم، راهنمایی شما به بهبود زخم عاطفی من خیلی کمک می کنه، خوشبختانه من و طرف مقابلم خیلی خوب، منطقی و با احترام از هم جدا شدیم و اون خیلی مواظبم بود که صدمه عاطفی نبینم و در رابطه وابستگی عاطفیم واسم مشکل آفرین نشه، اون انسان فوق العاده خوبی بود و من رو هم خیلی هوب و لایق بهترین ها می دونست. اما متاسفانه با هم تفاوت هایی داشتیم که ریسک ازدواج رو بالا می برد. برای من از ته دل آرزوی خوشبختی داره و من هم برای او. به عنوان یک هم نوع ازش متشکرم و دوستش می دارم. امیدوارم خیلی زود فراموشش کنم.
Iran, Islamic Republic of
00:03 - 1391/08/07
عشق سه سالم بود.دوریش واسم مرگ اوره ولی باادامه تحصیلم به سختی دارم فراموشش میکنم .باحرفای خیلی بدی که بهم زدجداشدیم.حقم این نبود.اون ازاول بفکرازدواج نبود.ولی من احمق...
MHA
Iran, Islamic Republic of
15:57 - 1391/08/12
سلام.به نظر من آدم باید به قسمت هم اعتقاد داشته باشه.
Iran, Islamic Republic of
23:06 - 1391/08/12
خوب بود.
ولی برام سخته
Iran, Islamic Republic of
10:38 - 1391/08/13
اینا همش حرفه....اصلا از ذهن آدم نمیره...
United States
16:57 - 1391/08/18
من همه این راه هارو رفتم ولی فراموش کردنش غیر ممکنه تو دنیا فقط پول میتونه آدمو به هدفش برسونه.من چون از موقعیت اجتماعیه خوبی برخوردار نبودم ................
Iran, Islamic Republic of
13:13 - 1391/08/23
مطالبتون خوب بود ولی الان 4ماهه یه غم بزرگی رو دلمه التیامی واسش نیست وقتی نزدیک3سال عاشق باشی چطورفراموشش میتونی کنی تواین 4ماه یه روز نیست که گریه نکنم خیلی افسرده شدم دیگه نمیتونم هیچ پسری رو جای عشقم بیارم فقط چشای اونه که تو خواب و بیداری جلومه.برام دعا کنین.
Iran, Islamic Republic of
21:04 - 1391/08/23
من وقتی خوابشو میبینم تمام اون روزم با افسردگی سپری میشه نمیتونم جاهایی که اونو یادم میندازه نرم اخه همه جه واسم خاطرست خونه.خوابگاه.دانشگاه.شهرم.یاشهراون. اسمش.اگه یه راه حل قوی واسه فراموش کردنش بهم بگین ممنون میشم.
Iran, Islamic Republic of
00:11 - 1391/08/24
مطلبتون خوب بود -خیلی خودش و خانوادش ابراز علاقه نشون می دادند اما 1هفته خواستم فکر کنم و جواب بدم که دیگه از اونها هیچ خبری نشد و دلیل کارشون برام نا معلوم الان 4 هفته است من را در انتظار گذاشته اند و تصمیم گرفتم فراموشش کنم عشق باید 2 طرفه باشد نمیشد من در انتظار و ناراحتی باشم و او در ارامش...-
Iran, Islamic Republic of
19:42 - 1391/09/04
من دیروز شکست خوردم دارم دییییییییییووونه میشم فکرم خیلی درگیره سه ماه دیگه که کنکور دارم اگه تا سه ماه دیگه وضعیت خوب شه که من بیچاره میشم...!دستتون ندرده امیدوارم راه حلتون کمکم کنه
Iran, Islamic Republic of
23:15 - 1391/09/10
خیلی عالی بوداماهیچ وقت ازیادآدم نمیره
Iran, Islamic Republic of
00:23 - 1391/09/11
hargez bedon deghat kasi ro entekhab nakonid donbale eshghi pak v halal bashid va ta akhar vafadar va be jaye sokot ya dava gofte gho konid shayad hargez shekast nakhorid ya hadeaghal asib rohi nabinid
Iran, Islamic Republic of
01:52 - 1391/09/11
KHUB BUD VEBLAGHETUN VALI KAMI HAM AZ RABETEYE ESHGE NO JAVANAN VA JAVANAN SOHBAT KONIN
France
16:43 - 1391/09/21
ishalah haem betoonan too faramosh kardane esshgheshoon k b khatere faghat pool rafteo khianat karde.moafaggh bashan.ya aaali.khoda omide hich kasa na omid nakone.merci
Iran, Islamic Republic of
14:34 - 1391/09/22
اومدخواستگاری البته شبیه مهمونی بودباباش ناراضی بود حسابی کوبوندش..رفتن..گفت بگونه..گریه کردم التماسش کردم که نمیگم نه گفت یه چیزی بگو که راه برگشت داشته باشم....الان حتی نمیدونم کجاست..باکیه..توتنهاییاش چیکارمیکنه..فقط میدونم رفت..دیگه ندارمش..جازد..منوتوبدترین شرایط گذاشت..تنهای تنها..من سرزنشش نمیکنم..اما3ماهه که گذشته..براش مینویسم..اشک میریزم..نمیتونم نبودشوباورکنم..بوسیدن صندلی ای که اون نشسته بود روش هنوزبهم آرامش میده باوجود اینکه تواون لحظه هزاربارمیمیرم..نمیشه عشق مقدس وپاک روهرگزفراموش کردومطمعنم که زندگیشو اینجاگذاشت ورفت..اما ایمان دارم که یه روزی برمیگرده..چون باورش دارم..ازعشق نباید به بدی یادکرد..فراموش نکنید..
Iran, Islamic Republic of
16:01 - 1391/09/24
سلام. من حدود یک سالو نیم پیش با یکی تلفنی. دوست شدم. بعد از چند وقت از دوستی مون اون خیلی اصرار کرد که همو ببینیم اما من مخالفت کردم. حتی ازم خواستگاری ام کرد اما من مخالفت کردم. رابطه ی ما تا مدتها وارد مسایل عافی نشد.
Iran, Islamic Republic of
14:10 - 1391/09/26
عاشق كسي شدم كه 6سال از من بزرگتره، موانع زيادي سر راهمون قرار داره كه نمي ذاره ما با هم ازدواج كنيم. ناچارم فراموشش كنم، كي ميدونه چطوري؟
Iran, Islamic Republic of
12:02 - 1391/10/02
وای اصلا باورم نمیشه تو این سایتا دارم کامنت نیذارم اخه همیشه خندم میگرفت به این کامنتاو الان خیلی داغونم عشقم بی دلیل میگه دوستت ندارم چند ماه بعد میخواستیم ازدواج کنیمو همش اشک تو چشامه انقد گریه کردم چشام باز نمیشهو شاید لازم باشه برم تیمارستان خیلی بد حالم
Iran, Islamic Republic of
22:37 - 1391/10/03
هیچ وقت نمیتونم عشقمو فراموش کنم.همین داغونم کرده.کمکم کنین
Iran, Islamic Republic of
18:37 - 1391/10/06
ابجی های گلم یه بار پیاما رو بخونید فرق هایی که بین پیامای پسرا با دختراهس رو ببینید.واقعا برا جامعه دخترا متاسفم که اینقدر احساسی با مسائل برخورد میکنن. اگه از اول منطقی برخورد کنین و منطق و غرور اشرف مخلوقات بودن رو کنار عشق داشته باشین راحتتر با جدایی کنار میاید. منم عاشق شدم و جدایی رو تجربه کردم لااقل تو ظاهر خیلی محکم موندم. اونقد که هیچ کس شکستنم رو ندید.نذارید بهتون ترحم کنن. این غرور و اعتماد به نفس و .... همه چیتونو خورد میکنه. خودتونو دوس داشته باشید و خداتونو. چون ادم نمیتونه کسی رو بیشتر از خداش دوس داشته باشه پس خودتون و خداتونو ناراحت نکنین
Iran, Islamic Republic of
01:09 - 1391/10/08
میدونین سخت ترین شکست اینه که طرفت بهت گه که به خاطر مشکلایی که داره نمیتونه جلو بیاد و باید هم رو فراموش کنین ولی تو هم باور کنی و با سختی ازش جدا بشی و سنگ صبورت صمیمی ترین دوستت باشه که آرومت کنه ولی بعد چند وقت متوجه بشی که اون فقط بهانه آورده و چند ماه بعدش از دوستت که سنگ صتورت بوده خواستگاری کرده این ماجرا واسه من پیش اومده میخوام نظرتونو بدونم
Iran, Islamic Republic of
03:45 - 1391/10/12
با جون و دل عاشق هم بودیم.سه سال خون دل خوردم و زجر کشیدم.مادرم راضی نمیشد باهام بیاد خواستگاری.میگفت یا دخترخالت یا هیچکس.گفتم حداقل یکی دو بار ببینش اگه ایرادی داشت حرف تو قبول..همیشه با احترام سعی کردم مجابش کنم.هر کاری کردم و به هر راهی زدم راضی نشد.گفت عاقم میکنه..خواست بره جلوی خونه شون آبرو ریزی راه بندازه..قسم خورد خودکشی میکنه اگه جلوی خواهرش کوچیکش کنم..
وای..مجبور شدم از عشقم جدا بشم.نمیخواستم بیشتر از این به پای من بسوزه و خدای نکرده عمر و آبروشو بخاطر من هدر بده..چند ماه ندیدمش تا اینکه فهمیدم عقد کرده..شکستم،خرد شدم.
هیجوقت جز خدا کسی رو نداشتم باهاش درد دل کنم.
هرگز نمیتونم فراموشش کنم.وقتی فکر می کنم پیش کسی دیگست آتیش میگیرم.خاطراتش مدام توی ذهنمه.لحظه لحظه هامو دارم عذاب میکشم.از ته دل آرزو میکنم هیچکس مثل من نشه.خیلی خیلی سخته بچه ها.واسم دعا کنید منم به زندگی عادیم برگردم.
میگن پدر و مادر صلاح بچه هاشونو میخوان .اما آیا این دلیل موجهی واسه قلب پاره پاره من میشه؟؟
خدا میدونه...
Canada
09:56 - 1391/10/20
واقعا باورم نمی‌شد یه روزی منم جزوِ کسایی‌ باشم که از این مطالب بخونم ، ولی‌ لا اقل یه کم آروم شدم ، انگار فقط من تنها نیستم که با این مشکل مواجه شده، بعد از دو سال و نیم کسی‌ رو که این همه واسعش از این سرِ دنیا صبر کردم و چند بارم بخاطرش رفتم ایران خیلی‌ راحت و فقط به خاطره یه مشت حرفِ مسخره منو گذشت کنار، عشق هرگز فراموش نمی‌شه این درست ولی‌ دو تا چیز هست که هرگز منجر به ازدواجِ موفق نمیشن ، یکیش اختلافِ فرهنگی‌ِ یکیشم اختلافِ مذهبی‌،
Iran, Islamic Republic of
22:45 - 1391/10/20
فراموش كردن سخته درده
درد داره فراموش كردن كسي كه باپوست و استخونت با تمام وجردت عاشقشي
گفتنش راحته ولي شدنش سخته
ولي اينو واسه همه ي كسايي مي گم كه اين حرفاي تكراري عاقلانه حساسون كرده
به خودتون برگردين
اگه فكر كني كه بر مي گرده به خدا برمي گرده
و اگه فكر كني كه نشدنيه به خدا ، نميشه
پس از كائنات بخواه تا بهت بده
اگه نداد يعني شك داشتي كه مي خوايش يا نه
پس شك رو از خودت دور كن
كيس هاي ديگه رو امتحان كن
ولي باور داشته باش كه اون سهم توست
نه كس ديگه
سهم تو مال تو ِ اينو تو مخ ِ كائنات فرو كن
Iran, Islamic Republic of
00:26 - 1391/10/21
دوستای عزیز من عشق را هیچ وقت نمیتوان فراموش کرد زورنزنید من که شکست عشقی خوردم فک کنم باید تا آخر عمر افسردگی بگیرم
درسرزمینی که نتوان مردانه زیست
مردانه مردن زندگیست کوروش بزرگ
Iran, Islamic Republic of
16:49 - 1391/10/29
منم سه سال ازبهترین سالای عمرمو پای یه نامردگذاشتم.همش میگفت مشکل مالیم حل شه میام بزودی زود!ولی همش دروغ بود.ولی جالب اینجاس بلاخره ترسو کنارگذاشتم و بامادرش حرف زدم.آخه همش میگف اون مخالفه .مادره درجریادیدم ن نیس! ومخالفه!چندشب پیشش اس داده بود مامانم میخاد بزنگه خونتون!باز میخاس تو هوا نگهم داره.واقعا نمیتونم باور کنم کسی اینقد کثیف باشه.
Iran, Islamic Republic of
02:00 - 1391/11/13
سلام؛کامنت همه رو خوندم ؛ولی هیچکدومتون به اندازه من بدبخت نشدید ۲۸سالم بود که عاشقش شدم تا امروز که ۳۵سالمه ؛بخاطرش ازخونوادم جدا شدم درس خوندم کارمو ترک کردم خودمو اواره کردم والان توی غربت به تنهایی زندگی میکنم؛میخوام ازش جدا بشم اخه اون لیاقت این همه فداکاری رو نداره؛
Iran, Islamic Republic of
16:27 - 1391/11/16
سلام. منم همه کامنتها رو خوندم. منم شکست عشقی داشتم اما نذاشتم زندگی روزمره مو ازم بگیره.نذاشتم موفقیتها رو ازم دور کنه.
19 ساله بودم که ازدواج کردم.تو عالم بچگیم شد همه زندگیم. اما فهمیدم معتاده دنیام رو سرم خراب شد. خیلی سعی کردم که ترک کنه اما نشد. مجبور شدم جدا شم. روزهای خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم. همه حرفهایی که زده بودید رو درک میکنم. چون دوسش دارم ولی مجبور بودم ازش جداشم....
منم هر شب تو تنهاییم اشک ریختم. هرروز دعا میکردم که یه روز بیاد بگه ترک کرده و برگردم سرخونه زندگیم اما هیچوقت نیومد....
فکر نمیکردم اینقد بیمعرفت باشه.انگار منتظر رفتن من بود....
اما زندگی برای من تموم نشد. من تو اون برهه زمانی کم نیوردم. همه تلاشمو برای دراومدن از اون چاه سرد یاس و ناامیدی کردم و موفق شدم.
الان 5 سال از اون موقع میگذره و من شرایط خوبی تو زندگیم دارم. واز موقعیتم راضی هستم. فوق لیسانسمو گرفتم و مشغول به تدریس هستم.
درسته خاطرات شکستم همیشه باهام هست اما دیگه من افسرده نیستم دیگه گوشه گیر و منزوی نیستم. مثل همه میگم میخندم زندگی میکنم
فقط کافیه خودتون بخواهید باقیش دیگه حله. نذارید احساس به جای عقل براتون تصمیم بگیره.
برای همه آرزوی موفقیت دارم. امیدوارم بهترینها در انتظارتون باشه
Iran, Islamic Republic of
12:12 - 1391/11/20
مطلبتون عالی بود منم عذاب کشیدم خیلی هفته پیش ازش جدا شدم زنگ زدم وکلی گریه کردم از پشت تلفن .بهش گفتم نمیتونم این رابطه رو کات کنم آخه اون قصد ازدواج نداشت از اون روزی که زنگ زدم واشک ریختم تا امروز که یه هفته میگذره حتی یه اس ام اس نداد بگه اون همه اشک ریختی مردی یا زنده ای. نمیدونم چی بگم. درسته بهش گفتم کمک کنه این رابطه کات شه. ولی این دیگه خیلی بی انصافیه که حتی یه اس نداد. چشمم کور شد اونقدر گوشیمو چک کردم تا ببینم پیامی داده یانه . من براش کم نذاشتم. نمیدونم چی مردا رو پاگیر میکنه. رفتم پیش مشاور باید میرفتم از 25 دقیقه 15 دقیقه رو اشک میریختم مشاور گفت میخوای خودتو روانی کنی قبول کن اشتباه از خودت بود اون از اول گفت قصد ازدواج نداره چرا دل بستی حالا با آرام بخش شبا میخوابم یه قرصم داده که روزا بخورم ویه خورده بی تفاوت شم نسبت به مسائل دورو برم قرا بود اون باعث آرامشم شه حالا قرص آرام بخش برام یه آرامش کاذب میاره
United States
18:41 - 1391/11/22
من سحرم 32 ساله تو عقدم بعد 2 سال تو عقد بودن و 8 ماه آشنایی دارم جدا میشم . بهم خیانت کرد.مردی که 10 سال از من بزرگتر بود . نمی دونم چرا اصلا ازدواج کرد. تو که می خواستی به این کارات ادامه بدی.الان که فکر می کنم تمام این 2 سال رو هم مشغول بوده ولی من احمق عاشقش شده بودم . دارم دیوونه می شم از فکرش اصلا نمی یام بیرون . زود توجیح کرد . عذر خواهی هم نکرد گفت من دلایل شخصی خودم رو دارم . اخه وقاحت تا چه حد . داشتم جهاز می خریدم تابستون سال دیگه می خواستیم بریم خونه خودمون ولی همه چی رو خراب کرد . هنوز باورم نمی شه . به من بگین جکار کنم ؟؟
Iran, Islamic Republic of
19:02 - 1391/11/22
من 4 سال پیش تلفنی با کسی اشنا شدم پسر واقعا پاکی بود رابطمون در حد اسمس و تلفن بود بهش خیلی وابسته شدم پارسال تصمیم گرفتم اسفند عکسو براش بفرستم تا روز تولدش غافلگیرش کنم ولی درست 2ماه قبلش گفت میخواد با دختر همکارش ازدواج کنه خودمو نشکستم و براش ارزوی خوشبختی کردم ولی یک ماه فقط گریه کردم یک سال گذشته و من هنوز فراموشش نکردم به کس دیگه ای هم نمیتونم دل ببندم هر لحظه بیادشم
Iran, Islamic Republic of
17:16 - 1391/11/25
salam ,khaste naba6id,matlabetun khub bud ama nemi6e b tore kamel anjame6 dad,y juraei fantezie
United States
23:11 - 1391/12/02
واقعا باورم نمیشه که انقد ساده ولم کردی، دو سال تمام به پات وایسادم، کمکت کردم،و با تمام وجود همراهت بودم، پا به پا بردمت، ارشدتو به کمک من قبول شدی،یادت نیست؟ نذاشتم یه لحظه احساس نا امنی بکنی،یادت نیست اون همه راهو تا دم خونتون میومدم تا تنها نری خونه توی اون جاده ی نا امن، حتی یک شب هم نشد تنها بری خونه،حتی شغلی هم که الان داری رو من برات پیدا کردم، مثل یه کوه کنارت بودم، آخه کدوم مردی می تونه مثل من باشه برات؟ خونه خریدم برات، که زیر یه سقف باشیم و بچه هامونو اونجا بزرگ کنیم، مادرم چقد دوست داشت، چقد گریه کردم که برگرد، حتی جوابم رو هم ندادی، آخه با زندگی بعدیت می خوای چیکار کنی؟ خدا به دادت برسه.
Iran, Islamic Republic of
09:05 - 1391/12/03
باسلام میخواستم بگم منم یه بار شکست خوردم منم اوایلش خییییلی گریه میکردم هرجا میرفتم جلو چشمام بود تاحد مرگ دوسش داشتم فکرمیکردم هیچ نمیتونم فراموشش کنم ولی بعد از چند وقت یواش یواش فراموشش کردم الانم فقط قکر درسمم نگران نباشید درست میشه
Iran, Islamic Republic of
15:37 - 1391/12/04
منم دلم گرفته.كسي كه تا ديروز مي گفت بي تو مي ميرم.الان رفته.جالب اينكه خواستگارم بود.خيلي عجله مي كرد.اما من گفته بودم تا امتحانم باهم صحبت كنيم.اونم دستش درد نكنه 2هفته مونده به كنكورم گذاشت و رفت.دارم ديوونه مي شم
Iran, Islamic Republic of
18:00 - 1391/12/05
سلام به خوانندگان
من 6 ماه پیش عاشق ی دختر از فامیل شدم ولی بخاطر پول و ثروت رفت با یکی دیگه ازدواج کرد دانشگاه و تمام زندگیمو از دست دام الان خونه نشین شدم
بنظر من عشق فراموش شدنی نیست لامصب
Iran, Islamic Republic of
18:04 - 1391/12/05
سلام به خوانندگان
من 6 ماه پیش عاشق ی دختر از فامیل شدم ولی بخاطر پول و ثروت رفت با یکی دیگه ازدواج کرد دانشگاه و تمام زندگیمو از دست دام الان خونه نشین شدم
بنظر من عشق فراموش شدنی نیست لامصب
Iran, Islamic Republic of
12:34 - 1391/12/07
چرااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
05:51 - 1391/12/12
4sal pish jolo cheshm omad azash khoshm omad.bade 1 hafte dobare didam.....baham shoro kardim bade 3 mah b ham gole ezdvaj dadim hame chimon ashegone pish miraft tori ke 1rob 1rob harf mizadim bedon ham mimordim........gozasht 3sal.....ta in k bade mehr mah in sal didam akhlagesh tagir karde ta in k bem khianat kard.mano kobond zamin raft.har shab ta sob goshi nega mikrdam bezange.bade 1 mah jodayi ba koli eltemas bargardonamesh vali bazam bem khiant kard.bakhshidamesh bade 1 hafte bazam khiant kard.goft deg hichvagt khianat nemikonam.vali alan k in kamneto mizaram ba gerye daram migam.emshab deg boridam az hame chiiiiiiiiiiiii.daram mimiram khodaaaaaaaaaa.akhe man chi kam gozashtam na mard.daram deg mikonam.on hame sal b pash sokhtammmmmmm.
Iran, Islamic Republic of
13:37 - 1391/12/13
به نظر من از پسرها بی احساس تر فقط خودشون........ واقعأ تک هستند.
Iran, Islamic Republic of
11:56 - 1391/12/14
من دو سال تو عقد بودم الان ميخوام ازش جدا شم بهش هم وابسته شدم ولي متاسفانه ادامه زندگي ممكن نيست. مطلب جالبي بود از تمامي دوستان ميخوام برام دعا كنن.
گرچه من تو خودم اين توانايي را مي بينم كه بر احساساتم غلبه كنم و با عقل تصميم بگيرم ولي بازم به گذشته ميرم يه كوچولو.
Iran, Islamic Republic of
23:03 - 1391/12/17
خواستن، توانستن است
پس ما می توانیم
Iran, Islamic Republic of
21:05 - 1391/12/18
آقا پویا پیشنهادات عالی بودن ولی من هرکاری بکنم با اینکه بدجور بهم خیانت کرده اما نمیتونم فراموشش کنم ترو خدا شما میگید من چی کار کنم؟
انواع راه حل ها رو امتحان کردم ولی نمیشه که نمیشه
Iran, Islamic Republic of
12:44 - 1391/12/20
من دوستی دارم که قصد ازدواج با منو داره
خیلی هم دوستم داره
ولی خیلی منو کنترل میکنه
انگار اگه کنترلم نکنه کاری انجام میدم
خیلی دوسش دارم ولی این رفتارش منو اذیت میکنه
چیکار کنم دارم دیوانه میشم؟
Iran, Islamic Republic of
01:42 - 1391/12/22
اکرم خوبم کجایی از وقتی ندارمت حتی با اشیای اتاقمم درد دل میکنم از بس گریه کردم چشمام خشک شده به قران.حتی بیخیال پایان نامه ی ارشدم شدم دوماهه از اتاقم بیرون نرفتم.
منو فکررفتن تو میکشه لحظه هام تباهه بی تو زندگیم تباهه بی تو نمیتونم نمیتونم
لعنت به اون داییت که مارو ازهم جدا کرد و هر دومونو در به در کرد.
تو در سرای غمت خفته ای به شهر غریب
منم به خانه ی خود در حصار تنهایی
نه در کویر خیالم امید دیدن تو
نه در خزان تنم قدرت شکیبایی
Iran, Islamic Republic of
16:09 - 1391/12/23
خیلی ممنون از مطالب بسیار خوبتون شخصا به من خیلی کمک کرد.
به نظرم تو مطالبتون جای توکل به خدا و کمک از اون خالی بود
Iran, Islamic Republic of
16:36 - 1391/12/23
سه سال صبر و صبر و صبر...
اخرشم هیچ...
خانواده ها که به اصطلاح تحصیلکرده و با فرهنگ بودن ، سر جهیزیه و سکه و ... به جون هم افتادن..
داغون شدیم...
داغونم...
گریه آرومم نمی کنه..
حتی نشد یه بار دست همو بگیریم...

خدایا یعنی فراموشم می شه؟؟
داره چی کار می کنه؟؟

می خوایم انتقام بگیریم از هم...
انگار دیواری از دیوار خودمون دو تا کوتاه تر پیدا نمی کنیم....همو نفرین می کنیم... بعدش پشیمون می شیم..
همه می گن صلاحت بوده..
همه می گن خدا رو شکر کن ازدواج نکردین ..که مطلقه بشین..
اما دل پاره پاره من..
اون...

شایدم عاشق نبود..
مرد نبود..
پای حرفش وای نستاد..
حالا منم و این سایتا و مطالب روانشناسی و ...
خدایا کمکمون کن.
Iran, Islamic Republic of
15:02 - 1391/12/25
نگران نباش
خیلی سخته
منم توحال توام
دارم میترکم
فقط میتونم برات دعا کنم که مشکلت حل شه عزیزم
تو هم دعا کن
دارم دیوانه میشم
Iran, Islamic Republic of
05:38 - 1391/12/26
از هر چي دختره متنفرم.....

عشق دروغييييييييييييييييي
Iran, Islamic Republic of
18:36 - 1391/12/27
کی فکرشو می کرد، داشتم یه زندگی آرمانی رو درست می کردم، حتی واسه ی ده سال اول زندگیمون برنامه ریزی کرده بودم، حساب شده پیش می رفتیم، مثل گاری افتاده بود به گردنم، ولی به خاطر حماقتی عاشقانه هیچ چیزی نمی گفتم و شیهه کشان پیش میرفتم. تا این که شاهزاده خانم قصمون رفت. کابوسم همیشه این بود که یه روز بره. منو با ترسناک ترین اتفاق ذهنم رو برو کرد، به خودم می گفت امکان نداره که بره.ما برای هم آفریده شدیم. ولی رفت،میدونین چرا؟ چون مادرش از من بدش میومد، میگفت این پسره نه خونه داره نه ماشین، میگفت به درک که رتبه ی یک رقمی ارشد شده، پول که نداره نمیتونه دخترمو خوشبخت کنه، از دانشگاه مرخصی گرفتم و یه عالمه کار کردم، تو یک سال انقد پول جمع کردم که یه خونه خریدم. مادرش گفت خونه قسطی خریدی نمیشه که دخترم بیاد با قسط زندگی کنه. گفتم اشکال نداره بیشتر کار میکنم. دریغ از یک ذره انسانیت. انقدر تو ذهنش خوندن که این پسره بدبختت می کنه که آخرش تسلیم شد و رفت.
Iran, Islamic Republic of
10:43 - 1391/12/28
من 24سالمه تو21سالگی عاشق یه دختردبیرستانی شدم که15سالش بود اون دوسته خواهره رفیقم بودخلاصه باهم اشناشدیم اوایل شیطون بودولی کم کم عاشق هم شدیم من پسرپاک وخوش تیپی هستم ودانشجوقضاوت وخیلی ریسکابخاطرش کردم ماشین سنگین گرفتم دادمش راننده واسه درامدباهاش کارکنه دامداری گذاشتم وخیلی کاراولی اون خانوده پرجمعیتی داشت که مناسب مانبودتضادفرهنگی و گذشته بدو............ولی من گذاشتم بخاطرسن کم وباهاشون کناراومدم چون دوسش داشتم وحتی عوضشم کردم الان واسه خودش یه خانمه الان18 سالشه ولی تابستون91بادخترهمسایشون دوست شدکه بی دلیل باهمه مردانگی که هیچ مردی قادر به انجامش نیست به پاش موندم ولی اون جداشدمنم بازفرصت دادم بهش ولی رفت وبعدازمدتی که نمیدونم چی شده بودبرگشت وفهمیدکه کسی مث من واسه ازدواج نمیخوادش نمیدونم چکارکنم ولی همودوست داریم شدید تواین مدت هرجفت حال خراب بودیم فقط میخوام بدونم این حقه یه پسرپاک که بادست خالی این همه کار واسه یه دخترکردکه هم هیکلیم بدنسازم دانشوقضاوت خوش اخلاق که خیلیلحتی بهم پیشنهادازدواج دادن که دنیاش فقط این دختر بودحقم این بود........من غیرممکن هاروممکن کردم ولی اون نکرد...............یرام دعاکنید
Iran, Islamic Republic of
00:54 - 1391/12/29
اخ که چقدسخته ادم با این واقعیت روبه رو شه که مطمئن بشه دیگه برای همیشه عشقشو از دست داده عشقی که طی یک زمان طولانی مدت اونقد تو ذهنش چرخیده که به صورت یه الگو برای سلول های مغزش تعریف شده و پاک شدنی نیست.
اکرم خوبم چه کنم با ذهنمو چشممو همه ی حواسم که هرلحظه فقط تو درک میکنن و همه ی افکارم به تو ختم میشود؟
چه کنم با نداشتنت.........؟
به موجود بدبختی در کنج اتاق کوچکم تبدیل شدم که ماه هاست خودمو در اون حبس کردم و تنها رختخواب همیشه پهن شده ام را میبینم که مرا برای لحظه جدا شدن ازین دنیا و اهلش به خواب اجباری دعوت میکند........
خدایا کو مرگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
09:52 - 1392/01/01
اقاپویاوبقیه دوستان....هیچ کس لیاقت اشکای شمارونداره...وکسی که چنین ارزشی داردباعث اشک ریختنت نمیشود...
Iran, Islamic Republic of
18:48 - 1392/01/02
ادما در دو صورت همدیگه رو ترک میکنن یکی بدونن نفرمقابلشون خیلی دوستشون داره -یکی هم اینکه بدونن طرفشون دوستشون نداره
Iran, Islamic Republic of
19:00 - 1392/01/03
من فقط وقتی آروم میگیرم که به خودم میگم مگه دنیا همیشگهه؟یا فقط قلبم با خدا باشه؛
Iran, Islamic Republic of
16:21 - 1392/01/05
من واقعا هنوز درک نکردم که چرا آدما با هم حرف نمیزنن،چرا بدون حضور همدیگه،همو محکوم میکنن.چرا از هم فرار می کنن،بخدا ما ها انسانیم، قوه ی تفکر و تکلم داریم، چرا اینهمه از هم فرار می کنیم؟ چرا این همه رنج برای هم میسازیم؟ چرا این دنیا ی به این زیبایی رو برای هم تبدیل به جهنم کردیم؟
Iran, Islamic Republic of
16:21 - 1392/01/06
اخرین حرف دلم: عشق هرگز نمی میرد مگر اینکه عشاق بیوفا باشند.
Iran, Islamic Republic of
11:16 - 1392/01/10
ممنون از راهنماییاتون
اما مشکل من اینه جاهایی که باهم رفتیم تقریبا خیلی زیاده و من هرروز از کنار اونجاها رد میشم واقعا برام سخته مخصوصا اگه پاتوق همونجا باشه
دلم تالاپی میریزه یاده همه چی زنده میشه
تنها کسیم بود که بهش حسی داشتم وگرنه من راحت دل باخته نمیشم واقعا دوسش داشتم
فقط زمان میتونه کمک کنه
البته هنوز قطع رابطه انچنانی رخ نداده اما از کاراش خسته شدم
Iran, Islamic Republic of
11:26 - 1392/01/10
بچه ها یه سوال9سال اختلاف سنی زیاده؟
Iran, Islamic Republic of
11:30 - 1392/01/10
بچه ها همیشه به بدیایه یارو فکر کنیدو به خوبیایه خودتون فقط به لحظه های بدی که باهاش داشتین و ...
Iran, Islamic Republic of
12:14 - 1392/01/10
بچه ها همیشه به بدیایه یارو فکر کنیدو به خوبیایه خودتون فقط به لحظه های بدی که باهاش داشتین و ...
Iran, Islamic Republic of
13:34 - 1392/01/10
وقتی ماشینشوتوکوچه هرباربیرون رفتنی ببینی چطومیتونی فراموشش کنی
Iran, Islamic Republic of
13:55 - 1392/01/10
پویا مسخره نکن جدی میگم:((
Iran, Islamic Republic of
17:35 - 1392/01/10
دستتون مرسی.بایه دختر به مدت 7ماه به قصد ازدواج دوست بودیم دختره فهمیده ای بود نمیخواستم از دستش بدم اما خودش نخواست به خاطر عقایدش(که پسر نباید با دوست دخترش ازدواج کنه اما من از اول به قصد اشنایی وازدواج پا جلو گذاشتم چون از این رابطه ها بدم میاد) حالا من موندم کلی غصه وناراحتی وتنهایی مطلق نمیدونم چکار کنم حوصله هیچ کاری حتی درس خوندن هم ندارم .دوستان اگه میشه راهنمایی ام بکنید فراموشش کنم.یا دعام کنیددیگه زنده نباشم
Iran, Islamic Republic of
23:26 - 1392/01/10
سلام من دارم روزای سختی رو میگذرونم هنوز تو شوکم که چجوری تموم شد!فکر میکردم همونقدر که من عاشقشم اونم عاشقمه ولی... امیدوارم این مطلب کمکم کنه ممنون.
United States
00:06 - 1392/01/11
برادران و خواهران من، احساس ام دیگر نه چون شماست.این ابری که من به زیر پای می بینم،این سیاهی و سنگینی که بدان خنده می زنم،این همان ابر غران شماست.
شما آنگاه که آرزومند اوج گرفتن اید،روی به بالا دارید،و من روی به پایین،زیرا که اوج گرفته ام.
چه کسی در میان شما هم خندیدن تواند و هم اوج گرفتن؟
Iran, Islamic Republic of
12:14 - 1392/01/11
آدمیان جاودان می‌شدند... اگر در می‌یافتند که از یک آغازند؛ و به یک پایان خواهند رفت... که در عبور از این یگانه راه... یکدگر را ببینند و ویران نکنند! که به هم عشق هدیه دهند! آن‌گاه زمین سپید می‌گشت... از رنگ صلح... و آبی آسمان درخششی بس عظیم می‌یافت... آه! آدمیان جاوید می‌شدند، اگر در می‌یافتند...
Iran, Islamic Republic of
14:48 - 1392/01/11
باسلام به همه ی سوختگان در راه عشق .وبا تشکر از هرا وپریسا که راهنمایی نمودن.من تا حدودی به خودم تسلط پیدا کردم اما زود گذراست همدیگرو خوب شناخته بودیم چند بارهمدیگرو امتحان کرده بودیم هی.. فقط دوبار دیدمش بیشتر اس میدادیم 10روز یه بار ه تلفنی حرف میزدم حتی پشت تلفن به همدیگه نمیگفتیم دوست درامو از این حرفا فقط بخاطر اینکه دل همدیگرو زیاد نبریم فردا اول زندگی دیگه حرفی نداشته باشیم برای هم همه چی حساب شده بود قلبا دوسش داشتم الانم دارم وهیچ وقت هم نمیتونم فراموشش کنم وارزوم اینه براش زندگی موفقی داشته باشه وحتما حکمتی در کار بوده و نمیشه از هیچکی شکوه کرد فقط خدا به همه صبر بده به منم صبر بده تا بتونم کنار بیام. با تشکر از وبلاگتون
Iran, Islamic Republic of
17:43 - 1392/01/11
دوستان من،مرا با شما دیگر کاری نیست،این مکان هم جایی است که باید آن را بگذارم و بگذرم
Iran, Islamic Republic of
19:44 - 1392/01/11
علی جان اینقدر مسایل مختلف تو زندگی هر آدمی پیش میادکه بعضی وقتها آدم آرزو میکنه ای کاش فقط همین چیزا تمام غم و غصه آدم بود
علی جان مطمین باش تو هنوز اونو نشناختی با این چیزایی که میگی نمیشه افراد رو شناخت
گیرم اون دختر خیلی خوبی باشه ولی اگه دوست داشتن 1طرفه باشه هیچ فایده ای نداره
اینطوری همش عشقو باید ازش گدایی کنی
همش مضطرب باشی که نکنه بره
هرچی زمان بگذره مطمین باش فقط فقط وابسته میشی اون هم به کسی که علاقه ای بهت نداره
علی برام دعا کن ،شدیدا درگیر مشکلم
صدها برابر تو آرزوی مرگ میکنم
این 13 روز تعطیلات کوفتم شد
دعا کن
Iran, Islamic Republic of
16:26 - 1392/01/12
چرا پیام منو نمیذارین دارم دیونه میشم به یکی احتیاج دارم باهام هم فکری کنه
Iran, Islamic Republic of
20:36 - 1392/01/12
اقا پویا میتونم باهاتون مشورت کنم
Iran, Islamic Republic of
00:03 - 1392/01/13
سلام تازه به جمعتون ميام.
داستان منو بشنوين ميشينين گريه ميكنين.
من كارمندم،26 سالمه،فوق ليسانسم
داشتم زندگيمو ميكردم كه تو مسير زندگيم اوم(همكارم بود).
يه سال و اندي رو هوا نگرم داشت.همش امروز فردا كرد،بين همه جار انداخت كه با فلاني ام.
به قول خودش باورش نميشد من بهش رو بدم.
ولي فكرش شيطاني بود.
من اهل نماز و خدام.ازم چيزايي ميخواست كه از گفتنش شرمم ميشه.
خلاصه وقتي ازم رو نديد فحشم داد هر فحشي كه تصورشو كنين.
ولي من نشكستم،فقط به خدا توكل كردم.
تنها چيزي كه گاهي آزارم ميده التماسايي هستش كه برا نرفتنش ريختم و ازش خواستم آدم شه.
الآن كه فكر ميكنم ميبينم خودم به يه آدم كم ارزش بها دادم.
ولي خدا جوابشو ميده،مطمئنم.
خدا تو قرآن ميگه:از حق الله ميگذرم ولي از حق الناس نه.
موفق باشين.
Iran, Islamic Republic of
13:29 - 1392/01/14
يادمان باشد از امروز خطايي نكنيم
گر چه در خود شكستيم صدايي نكنيم
پر پروانه شكستن هنر انسان نيست
گرشكستيم ز غفلت من ومايي نكنيم
يادمان باشد اگر شاخ گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش ساز ونوايي نكنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم...
هر كدوممون يه جورايي شكستيم،ولي هنوز زنده ايم،خوبه كه دنيا رو با زشتي هاشم تجربه كنيم.
Iran, Islamic Republic of
13:34 - 1392/01/14
بگذار آنچه رفتنيست از دست رود...
من آنچه را ميخواهم كه به رنگ التماس آلوده نباشد...
Iran, Islamic Republic of
13:40 - 1392/01/14
قرار نيست كه من هميشه خوش باشم...
پارسال من خوش بودم از اينكه در كنارت هستم.
امسال ديگري خوشحال است براي با تو بودن...
و سال بعد يكي ديگر...
از تلاش دست نكش كه چشم ملتي به تو است...
Iran, Islamic Republic of
14:08 - 1392/01/14
خدا به داد دختر و پسری برسه که وارد زندگی کسی شدن که قبلا خیانت دیده......برادرای گلم خواهرای خوبم انتقام را باید از کسی گرفت که رفته نه اونی که بی خبر از همه جا میاد.........کشیدم که میگم
Iran, Islamic Republic of
17:22 - 1392/01/15
زندگی به من یاد داد انهایی که ترکم کردند همه چیز همیشه ماندنی نیست وانانی که بامن میماند این امید را به من میدهند که هنوز کسانی هستند که مرا دوست دارند.
Iran, Islamic Republic of
21:26 - 1392/01/15
علی جان نگران هیچ چیز نباش
هروقت دوست داشتی بیا اگه کمکی از دستم بر بیاد انجام میدم
من هر روز میام تو این سایت
خوب من توی زندگی تو نبودم و نمیدونم چی بوده ولی اینو بدون به زور نمیشه کسی رو نگه داشت
اونم که تو رو فقط به عنوان 1 دوست میخواد پس بهتره اگه باهش به جایی نمیرسی زودتر تموم کنی چون تو دوسش داری و بیشتر تو آسیب میبینی
Iran, Islamic Republic of
21:33 - 1392/01/15
دروغه اصلا باور نکنین..
Iran, Islamic Republic of
14:25 - 1392/01/16
واسه اولین بار دارم از دردو دلم مینویسم. دیروز بعد از دوسال رابطمونو بهم زدیم بخاطر اینکه میخواست با دختر عمش ازدواج کنه. وقتی اینو گفت انگار دنیا روی سرم خراب شد.. نمیدونم چطور کنار بیام من احمق عاشقش بودم ولی اون منو به بازی گرفت
Iran, Islamic Republic of
01:47 - 1392/01/17
خدا راه خود کشی هم گذاشته تا اگه کم اوردی مثل من خودتو راحت کنی
خدایا منو ببخش اگه .......بمیرم راحت شم بخدا دیگه تحمل ندارم
ایکاش مسئله دوست داشتن بود
به اون خدا همه چی قابل حله
غیر از آبرو
خدایا منو بکش راحتم کن
واقعا کم اورم خدایا
Iran, Islamic Republic of
14:37 - 1392/01/17
صنما با غم عشق تو، چه تدبير کنم
تا به کی در غم تو، ناله شبگير کنم

دل ديوانه از آن شد که نصيحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجير کنم

آنچه در مدت هجر تو کشيدم، هيهات
در يکی نامه، محال است که تحرير کنم

با سر زلف تو، مجموع پريشانی خود
کو مجالی که سراسر، همه تقرير کنم

آن زمان کآرزوی ديدن جانم باشد
در نظر، نقش رخ خوب تو تصوير کنم

گر بدانم که وصال تو بدين دست دهد
دين و دل را همه دربازم و توفير کنم

دور شو از برم ای واعظ و بيهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزوير کنم

نيست اميد صلاحی ز فساد ای حافظ
چون که تقدير چنين است، چه تدبير کنم
Iran, Islamic Republic of
16:30 - 1392/01/17
حال من از همتون بدتره اینقدی که بل کل حرفم با هیچ کس نمیاد فقط ارام بخش لا لا...تا کیشو نمیدونم.راست میگن مخاطب امروزیو هرچی خاص تر کنی بی خاصیت تر میشن اینم حکایت من...برا همتون ارامش ارزو میکنم
Iran, Islamic Republic of
18:02 - 1392/01/17
اینجا به دلایلی نمیتونم بگم چی به من گذشته شاید بیاد این دور برا ببینه که دوس ندارم.تا حالا هم تصمیم نگرفتم اگه بتونی باهام هم فکری بکنی خیلی ممنون میشم
Iran, Islamic Republic of
18:30 - 1392/01/17
باسلام دوستان عزیز امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه.منم یه کمک می خواستم من از یه دختری خوشم مییاد عاشقش بودم چندساله به پاش نشستم.یه مدتم باهاش تماس تلفنی برقرارکردم.وفهمیدم که اونم منودوس داره.ولی بخاطر پدر بزرگش نمی تونه بگه توخونه دوسم داره.چندبارم رفتیم خواستگاری جواب رد دادن اونم چندبار به خودم بااس ام اس گفته دوسم داره.وبخاطر موقیتش نمی تونه بهم زیاد اس بده وازم می خاددیگه بهم اس ندیم.الان دو دل شدم نمی دونم چیکارکنم.لطفا کمکم کنید.بگین که امید برای توه این جواب ممنون.
Iran, Islamic Republic of
20:23 - 1392/01/17
چرا اينهمه آيه يأس ميخونين؟
اگه از خودتون مطمئنين پس ناراحتي برا چيه؟
اونا بايد ناراحت باشن كه ما رو از دست دادن.
اگه منطقي باشيم اينهمه مشكلات پيش نمياد.
خلايق هر چه لايق...
Iran, Islamic Republic of
01:47 - 1392/01/18
همه ی قول و قرارات یاد من هست

همه ی خاطره هات همراه من هست

هنوزم عکسی که یادگاری دادی

موقع تنهایی همزبون من هست

یه روزی تو سایه های غم منو تنها گذاشتی

ولی باز باور نداشتی که دوستت دارم

یادته بهت می گفتم که فقط من تو رو دارم

ولی باز باور نداشتی که دوستت دارم

همه ی قول و قرارات یاد من هست

همه ی خاطره هات همراه من هست

هنوزم عکسی که یادگاری دادی

موقع تنهایی همزبون من هست

عزیزم خدانگدار تو برو سفر سلامت

سرنوشت من همینه این واسه من شده عادت

تو برو ولی نگاهت هنوزم توی نگامه

که همش بهم می گفتی: عشقت آخرین پناهه

همه ی قول و قرارات یاد من هست

همه ی خاطره هات همراه من هست

هنوزم عکسی که یادگاری دادی

موقع تنهایی هم زبون من هست
United States
16:58 - 1392/01/18
ﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ؛
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻣﯽ ﺟﻨﮕﻪ !
ﺍﻣﺎ....
ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺯﺕ
ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﻪ....
Iran, Islamic Republic of
00:36 - 1392/01/19
اونی که دوسش داشتم و اونم میگفت دوستت دارم و برات میمیرم
الان متوجه شدم همزمان با من با یکی دیگه دوست شده
چیکار کنم تو رو خدا کمکم کنید 1.5 سال باهاش بودم چون گفته بود باهت ازدواج میکنم ولی الان با یکی که 17 سال از خودش کوچیکتره دوست شده و تو اس ام اسش دیدم که به اون دختره پیشنهاد رابطه هم داده
وای خدای من مگه میشه اون که منو خیلی دوست داشت
چی شد خدای من
چیکار کنم تنهای تنهام
الانم منو نمیخواد لعنت به تو
نفرین خدا به تو
الهی روزگارت سیاه شه چیکار کنم
به من میگفت دوستت دارم کنترلم میکرد مواظبم بود گوشیمو چک میکرد فکر میکردم دوسم داره منو هرجا میخواستم میرسوند ولی این اواخر با من سرد شده بود زورش میومد با من حرف بزنه یا بریم بیرون آقا خودش شکاک بود من احمق فکر میکردم غیرتیه نگو خوش غیر متعهد بود چون همیشه یه تعهدم شک میکرد
من خیلی احمقم خدای من کمکم کن
دعا میکنم همه کسایی که باهاش دوست میشن بهش خیانت کنن
دوستان شما جای من بودید چی میکردید
Iran, Islamic Republic of
00:46 - 1392/01/19
هر روز کارم شده گریه
اول میگفتم شکاک بودنش جهنم -کنترل کردنش جهنم- لا اقل دوستم داره لااقل متعهده- ولی الان میبینم آقا 4 ماهه با یکی دیگه دوسته ازش رابطه هم میخواد
پس چی شد اون همه تعهدی که میگفتی
نفرین خدا بر تو باد
خاک بر سر من ببین چی به روزم اومد
دعا کنین بمیره فلج بشه سکته کنه خیانت بد چیزیه من واگذارش کردم به خدا نمیبخشمش
الهی بی آبرو شه
آخه آبروی منو برد
منم بمیرم حوصله ندارم
Iran, Islamic Republic of
01:03 - 1392/01/19
من اینقدر از لحاظ روحی داغونم
مدتیه قرص اعصاب می خورم
اینقدربرای درد و دل کردن به دوستام زنگ زدم بخدا دیگه روم نمیشه زنگ بزنم
به هر جایی که بگید رفتم مشاوره - امامزاده
ولی 1 چی رو دلم مونده اونم اینکه اونی که به من خیانت کردد الهی از عزیزترین کسش خیانت ببینه
بخدا سخته باورش
جالبه بعد از اینکه فهمیدم کسی رو داره 1 کشیده محکم زد توگوشم که چرا فضولیشو کردم
لعنت خدا بر تو باد
نفرین من بر تو باد
الهی روز خوش نبینی و به آرامش نرسی
Iran, Islamic Republic of
10:21 - 1392/01/19
الان چند روزه همین جوری حیرون موندم.چه جورمیشه احساسی که الان سه سال بهش دارم بزارم کنار.
Iran, Islamic Republic of
23:16 - 1392/01/19
باسلام به همه خوبان.جمله ای که می نویسم.همیشه به یاد داشته باش.
زندگی قانون باورهاست.
همیشه باور داشته باش.لایق بهترینها هستی.
Iran, Islamic Republic of
23:24 - 1392/01/19
از خدا میخوام اونی که بهم خیانت کرد و تنهام گذاشت 1 روز خوش تو زندگیش نبینه
تمام شرکتش نابود شه
آبروش توی 2 عالم از بین بره
به حق حضرت ابوالفضل الهی رو سیاه شه
ذره ذره نابود شه
Iran, Islamic Republic of
01:18 - 1392/01/20
الان سه ماهه هنوز نتونستم فراموشش کنم کسیکه یکسال تموم منو بازی داد، منو چه به عشق عاشقی، منی که داشتم دکتری میخوندم و همه زندگیم درسم بود و این چیزها را هیچوقت باور نمیکردم حتی به اوناییکه که از عشق صحبت میکردن میخندیدم، حالا خودم بدجوری به دام افتادم. با کسی که یکبار سابقه ازدواج نا موفق داشت و وقتی اینو گفت که بهش علاقه مند شده بودم. الان سه ماهه بدون هیچ دلیلی کات کرده ومن شبانه روز به فکرشم هرچقدر هم با درس وکار وورزش خودمو مشغول میکنم از ذهنم بیرون نمیره، اون نا مرد که دم از مرام و مردونگی میزد بدجوری یکدفعه پشتمو خالی کرد شاید هم انتقام زندگی قبلیشو از من گرفت که اینطور منو وابسته خودش کرد ورفت بعضی وقتها فکر میکنم آیا میتونم به کس دیگه این احساسو داشته باشم یا اصلا با این قلب شکسته ویه دنیا غم آیا میتونم دیگه کسیو دوست داشته باشم و ازدواج کنم.......
Iran, Islamic Republic of
09:43 - 1392/01/20
راهنمایی هایتون خوب بود ولی واقعا خیلی سخته.
Iran, Islamic Republic of
21:20 - 1392/01/20
هیچ وقت کارشو نمیبخشم.نفرینش میکنم تا اخر عمر با زندگیم بازی کردوای خدااااااااااااا
Iran, Islamic Republic of
21:32 - 1392/01/20
ممنون سعیده جان
مرسی که کمکم میکنی
آخه نمیدونی چی میکشم
1 زمانی برام گریه میکرد که از پیشش نرم
چه بازیگر خوبی بود
منم باور کردم
بگذریم فقط واگذارش کردم به خدا
Iran, Islamic Republic of
21:55 - 1392/01/20
علی جان آخه چی بگم
همون آدم بی لیاقت با دل وآبروی چندین دختر بازی کرده
پس این فرد " آدم نما " کی میخوره زمین!!!!!!
ولی به دلم افتاده که نابود میشه
آخه قلبمو شکست
.
این رابطه اگه چیزی برام نداشت لااقل یاد گرفتم باید قسم دروغ بخورم
دروغ بگم
خیانت کنم
بازیگر خوبی باشم تا کارم پیش بره
Iran, Islamic Republic of
23:28 - 1392/01/20
منم راهنمایی کنید.ممنون میشم.
Iran, Islamic Republic of
03:05 - 1392/01/21
ببینید دوستان اونایی که تو رابطشون صادقن نارو میخورن دخترو پسرم نمیشناسه توی اکثر موارد اینجوریه.
Iran, Islamic Republic of
17:20 - 1392/01/21
امید برادرم
مشکلت چیه من الان علامه شدم اینقدر با مسائل جنگیدم
بخدا خودمم خندم میگیره
1 مدت بگذره تمام مشکلات برای آدم عادی میشه
که دیگه انگار مشکل نیست
Iran, Islamic Republic of
17:27 - 1392/01/21
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم...
.
الان من شدیدا طالب عشق ز هر بی سر و پاییم
چون خیلی تنهام
Iran, Islamic Republic of
18:01 - 1392/01/21
دوسم داشت عاشقم بودامامن بهش بي اعتنايي ميكردم چون بيسوادوكارگربودباديدنش حالم بهم ميخوردامااون دوستم داشت ومن يكي ديگه رودوست داشتم كه اونم منونميخواست بهش گفتم نميتونم عشقتوقبول كنم گفتم بهت حس ندارم دوستت ندارم گفت زمان بهم بده عاشقت ميكنم جوري كه نتوني دل بكني زمان دادم والان سه ساله عاشقشم وباهاش زندگي كردم اماچندوقته فهميدم ازعشقيكه من بش ابرازكردم مغرورشده وپاي ديگري درميانه ومنوديگه نميخوادآتيش گرفتم هميشه نفرينم پشتشه ومطمئنم بدبخت ميشه
مهدي بدبختيت خوشبختي منه
Iran, Islamic Republic of
19:44 - 1392/01/21
براي تك تكتون آرامش آرزو ميكنم.
خدانگهدار...
Iran, Islamic Republic of
20:56 - 1392/01/21
کسی میتونه جای اونو برام پر کنه
خیلی دلم براش تنگ شده با اینکه به من خیانت کرد و دوسم نداشت
ولی سنگ میذارم رو دلم
بمیره این دل
Iran, Islamic Republic of
21:50 - 1392/01/21
من14سالمه4روز با يكي دوس بودم بعد مامانم فهميد تموم كرديم پسره از يادم نميرهههههههه
Iran, Islamic Republic of
08:30 - 1392/01/22
همه این تنهایی ها و دردای که میکشیم بخاطر توجه زیادمون به طرف مقابله -منم اگه هر روز بهش زنگ نمیزدم و اس نمیدادم اینجوری یهو ترکم نمیکرد و تنهام نمیزاشت ......اه
Iran, Islamic Republic of
16:11 - 1392/01/22
مرسی سعیده جان و علی جان
شما خیلی کمکم میکنید با اینکه نمیشناسمتون ولی بهترین دوستانم هستید
فقط به این امید میام تواین سایت که 1 کامنتی از شما ببینم
اینطوری آرامش میگیرم
بخدا راست میگم
Iran, Islamic Republic of
20:55 - 1392/01/22
پريسا جان
تا زماني كه خودت به خودت ظلم كني و خودتو با خاطراتش آزار بدي نميتوني فراموشش كني.
بهترين مشاورا هم نميتونن كمكت كنن،دوست و آشنا هم تا يه حدي تحملت ميكنن.
خودت به خودت بايد كمك كني.
من هر چي ازش داشتم رو ريختم دور حتي بهش فكر هم نميكنم.
هرچي بود گذشت،اسمشو بذار تجربه،دلت رو بزرگ كن،شايد خدا داره امتحانت ميكنه.
Iran, Islamic Republic of
23:30 - 1392/01/22
با شمایم نشنیدید؟ جوابم بدهید

تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید

تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد

دست کم آب ندادید سرابم بدهید

سالها هست که این شهر به خود مست ندید


عقل ارزانییتان باد شرابم بدهید

درد عشق است که جز مرگ ندارد مرهم

چوبه ی دار محیاست طنابم بدهید

خواب تا مرگ، کسی گفت فقط یک نفس است

قسمتم مرگ نشد فرصت خوابم بدهید

گفته بودید که هر جرم عذابی دارد

عاشقی جرم بزرگیست عذابم بدهید
Iran, Islamic Republic of
23:35 - 1392/01/22
سلام باسپاس از وبلاگتون .من چند روزی هست کامنت میزارم اما ثبت نمیشه فک کنم سیستم مشکل پیدا کرده لطفا چک کنید
Iran, Islamic Republic of
23:47 - 1392/01/22
آنکه رخسار تورا رنگ گل و نسرین داد صبروآرام تواند به من مسکین داد

وانکه گیسوی تو را رسم تطاول آموخت هم تواند کرمش داد من غمگین داد
Iran, Islamic Republic of
16:55 - 1392/01/23
من يكي از اونايي هستم كه در گير عشق شدم و شكست عشقي خوردم . اشنايي من برميگرده به سه سال قبل رابطه اس وتلفن بود وبعد از مدت كم به هم وابسته شديم واز اينده وزندگي مشترك باهم حرف زديم من در همان موقع دوستي صادقانه كارم وداروندارم رو گفتم باكمال رقبت حرفامو قبول كرد گفت پول برام مهم نيست تورودارم اينگار تمام دنيارو دارم بعضي موقع ها يكم سربسرش ميذاشتم وكمي هم باغرور يكم تحويل نيگرفتم چون ميخواستم ببينم منو واقعا دوست داره نيت دروني دوست داشتنش برام روشن بشه .اين رابطه ها تا آخر سال 91 ادامه داشت تا اينكه دوسه روز مونده به عيد بهم گفت ميرم بازار خودش هم ميدونست من باتنها رفتنش به بيرون مخالفم گفت مامان كار داره اعصابش نميكشه بامن بره دوامون ميشه گفتم بامادربزرگت برو گفت بهم پاهاش ناراحته نميتونه راه بره من هم دم عيد كارم زياد بود نميتونستم باهاش برم بهش گفتم نرو بعدا ميريم ناراحت شد و باحرص گوشي رو قطع كرديم من هم تصميم گرفتم فعلا بهش زنگ نزنم وجوابشو ندم تا كمي تنبه بشه بااين وجود خيلي هم دلم ميخواست باهاش حرف بزنم چون واقعا دوستش داشتم وامكان نداشت به اين حرفا كلا باهاش قطع كنم نظرم فقط تنبيه بود زنگ زد برنداشتم روز دوم عيد مهمون بوديم نهار زنگ زد رد تماس دادم باخودم گفتم اينجا كه نميشه حرف زد ميرم خونه باهاش حرف ميزنم از دلش هم در ميارم عصر بهش زنگ زدم گوشيش خاموش بود مداوم زنگ زدم برنداشت چند روز بعد به مادربزرگش زنگ زدم بهم الكي گفت مسافرته بهد سيزده ديگه دلم طاقت نياورد زنگ زدم به گوشي مامانش باباش برداشت گفت دخترم ازدواج كرده باپسر عموش ديگه زنگ نزن تواون لحظه اينگار يه كاسه اب جوش رو دلم ريختن باورم نشد باخودم گفتم اون منو دوست داشت باكسي نميخواست ازدواج كنه امكان نداره گفتم بايد باخودش حرف بزنم مادرش گفت تونميتوني آرزوهاي دخترمو براورده كني اين دوره زمانه همه چيز پوله گفتم عشق پس چيست گفت اونا همش كشكه بعدش گفتم بايد باخودش حرف بزنم اگه خودش گفت هرچي شما ميگيد اون توخيال خودم گفتم شايد مجبورش كردن اگه اينجوري باشه بهم بگه ابروم رو ميزارم زيرپا باهم فرار ميكنيم اما باهاش كه حرف زدم ديدم همان دختر روياهاي من نيست لحن وصحبت كردنش فرق كرده وبه جاي اسم من فاميليمو بكار ميبره ومنو عشق سه ساله ماكه منتهي ميشده به ازدواج آخرسربه پول فروخت و گفت به هيچ كس ربط نداره من باكي ازدواج ميكنم من ازدواج كردم وديگه زنگ نزن به من در ان لحظه فقط خشك شدم باورم نميشد كه اونه اين حرفارو زد به من در آخر كلام گفتم توقلبم منو دلمو شكستي نمي بخشمت ودر هنگاهم قطع كردن گوشي گفتم تورو ميسپارم به خدا... ولي با اين وجود از يادم نميره بيرون خيلي سخته
Iran, Islamic Republic of
08:47 - 1392/01/24
پریسا خانوم هرموقع دلت گرفت به خدا توکل کن.ممنون از راهنمایی ات.
Iran, Islamic Republic of
14:02 - 1392/01/24
من حدود 6ماه بایک پسر دوست بودم خیلی دوستش دارم و دارم و هنوزم آرزومه که برگرده اما اون با توجه با تجربه قبلیش و عشقی که تجربه کرده بود و بخاطر خانوادش مجبور شد ازش بگذره و چون نمیخواست به منم وابسته بشه ولم کرد و رفت تو این 4ماه گاهی همدیگرو میدیدیم...هربار که میدیدمش از اینکه پیشم بود و نداشتمش غم تمام عالم میریخت روی سرم....4ماه بدترین روزای عمرمو گذروندم به هر چیزی متوسل شدم که باز برگرده اما نشد...حالا نمیدونم چیکار کنم با این درد چه جور کنار بیام اصلا چیکار کنم برگرده!!!!!
Iran, Islamic Republic of
23:02 - 1392/01/24
امید جان
توکلم بخداست امیدوارم مشکل تو هم حل شه
United States
10:00 - 1392/01/25
مامردماني هستيم كه به راحتي به هم دروغ ميگيم ولي بزرگترين معيارمون براي شروع دوستي صداقته !!!
Iran, Islamic Republic of
12:18 - 1392/01/25
سلام من 1سال رابطه عشقیم بهم خورده میدونید چرا؟چون بعداز10 ماه فهمیدم من فقط یه بازیچه بودم برا زمانی که با عشقش کات کرده بوده با اومدن اون از من جدا شد و من موندم و خاطره ها وداغون شدن چون مغرور بودم خیلی التماس کرد گریه میکرد عشقشو باور کردم الان هنوز داغونم کمکم کنید
Iran, Islamic Republic of
13:38 - 1392/01/25
حضورت در کنار من معجزه نبود ، نبودنت هم فاجعه نیست !
فردا روزِ دیگری برای من خواهد بود ، بیشتر از این برایت اشک نخواهم ریخت !
.
United States
13:51 - 1392/01/25
رابطه‌ انسانی عمر مفیدی دارد.
متاسفانه داستان‌های عاشقانه با ریاکاری و احساسات‌ گرایی چنین باوری ایجاد کرده‌اند که عشق هرگز نمی‌میرد. نه !
عشق هم می‌ میرد. یک باره احساس می‌کنی دلت تنگ نمی‌شود.
همیشه هم اسمش هرزگی نیست. گاهی اوقات واقعا همه چیز تمام می‌شود.
Iran, Islamic Republic of
11:47 - 1392/01/26
سلام پرسا حالت چطوره خوب شدی؟
Iran, Islamic Republic of
13:18 - 1392/01/26
سلام علی
چی بگم از حالم،
منتظر گذر زمانم
Iran, Islamic Republic of
12:14 - 1392/01/27
علی جان ممنون ازکمکت.من واقعا درکت میک نم منم مثل تو شدم.ولی اون بخاطر پدربزرگش نمی تونه توخونه حرف بزنه چون باباش ازدنیا رفته.ازبچه گی پیش اونابوده.بااینکه پدربزرگش لج کرده جواب منفی می ده ولی بازدختره می گه بهم من درسمو می خونم.باکسی ام ازدواج نمی کنم.البته چند مدت بود بهم اس می دادیم.
Iran, Islamic Republic of
18:56 - 1392/01/27
5 سال دوست بودم به قصد ازدواج از 3 ماهه پيش خانوادش رفتن تو مخش كه مخالفيم. حالا من موندم با سرزنش و طهنه هايي كه ميشنوم. اي خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا حقم نبود
Iran, Islamic Republic of
23:55 - 1392/01/27
علی و امید اینقدر ناامید نباشید-حال و روز هیچ کدوممون خوب نیست
چقدر سخته ترک عادت-چقدر سخته تنهایی
لعنت به وابستگی که یه جور مرگه
خدایا قدرت اینو به ما بده که بتونیم فراموش کنیم-دق نکنیم-بغض5 کیلویی تو گلومون گیر نکنه-خدایا کمکمون کن اونقدر بدبخت نشیم که عشقو از طرفمون گدایی کنیم

خدایا کمک کن
Iran, Islamic Republic of
19:54 - 1392/01/28
پريسا جان زندگي ميگذره مطمئن باش اون تاوانشو ميده .ديدم كه ميگم. منم مثه تو دارم زجر ميكشم ولي دستم از همه جا كوتاست . خدا به ما صبر بده
Iran, Islamic Republic of
20:35 - 1392/01/28
الهام جون دیگه کار از کار گذشته
اون یک ذره آرامشی هم که گاهی وقتا دارم بخاطر ارتباطیه که با خدا برقرار کردم
واقعا شرمندم که تو این مدت هیچ وقت خدا رو حس نکردم
تو هم با خدا باش ، آروم میشی مطمئن باش
Iran, Islamic Republic of
20:45 - 1392/01/28
محبت به نامرد ، کردم بسی
محبت نشاید به هر نا کسی
تهی دستی و بی کسی درد نیست
که دردی چو دیدار نامرد نیست

.
Iran, Islamic Republic of
11:27 - 1392/01/29
سلام
پريسا خانمي بهتري،همش يرات دعا ميكنم.
ايشاالله همه چي بهتر ميشه.
Iran, Islamic Republic of
17:05 - 1392/01/29
پريسا جان بعد بهم خوردن رابطمون واسه داداشش رفتن خواستگاري نامزد كردن . بعد سه ماه اون دختره نامزديو بهم زد معلوم شد كه يكي ديگه رو ميخواسته . كلن آبروشون رفت
و حالو روز خوبي ندارن . منم داغونم پريسا
Iran, Islamic Republic of
19:52 - 1392/01/29
من 5ساله نامزادم میشناختم ازلحاظ هم چیز تفاهم داشتیم متاسفانه یه دوست بین ما جدایی انداخت حالا چطور فراموش کنم یا چطور سعی کنم بدست اش بیاورم اگه جوابم به ایملم بفرستی ممنون میشوم
Iran, Islamic Republic of
11:07 - 1392/01/30
دیروز رفتم سرکارش
یواشکی مراقبش بودم
دیدم از شرکت با ماشین اومد بیرون
منشیش هم سوار ماشینش بود همون صندلی که من مینشستم نشسته بود
کلی سوختم -کلی ناراحت شدم
مگه میشه کسیکه برام گریه میکرد اینکارو کنه
الهی بختش سیاه شه
United States
16:25 - 1392/01/30
BARANجان همیشه تو رابطه هات صادق باش باهرکس و هرجا تو تمام مراحل زندگیت هیچ چیز بهتر از صداقت نیست .موفق باشی
United States
16:30 - 1392/01/30
پریسا جان قوی باش منم خیلی داغون شدم طرفم یهو گذاشتو رفت با اینکه من خیلی دوستش داشتم ولی به بدترین شکل گذاشتو رفت حتی خداحافظی هم نکرد بعضیا لیاقت عشقو ندارن - استوار باش مثل کوه
United Kingdom
15:32 - 1392/01/31
الان یکسال و نیم تمام کردیم ولی هنوز داغونم ما 4 سال فابریک بودیم تو این یکسال هیشکیو نتونستم جایگزین کنم ولی اون..................
United States
17:20 - 1392/01/31
Iهمیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری بگو عاشقم نبودی تو که داری میری -بخدا همش دروغه که منو دوست داری که رو قلبم اینجوری پا میزاری
Iran, Islamic Republic of
18:10 - 1392/01/31
آقا رضا
از دل برود هر آنكه از ديده برفت
Iran, Islamic Republic of
22:47 - 1392/01/31
یه هفتس تموم کردیم اصلا فکرشو نمی کردم ما با هم خیلی خوب بودیم وهیچ مشکلی نداشتیم ولی فقط به خاطر اینکه برای ازدواجمون عجله داشت و خونوادم راه نمیومدن نتونست صبر کنه و مخالفت خونوادشو بهونه کرد همیشه میگفت یه عشق واقعی نسبت به من داره ولی مگه آدم اینقدر راحت عشقشو میذاره کنار؟؟؟روز آخرم باز کلی ابراز علاقه کرد و گریه کرد و گفت هیچ کس نمیتونه جای منو براش پر کنه شک ندارم میخواد بره خواستگاری کس دیگه نمیدونم سعی کنم فراموشش کنم یا اینکه منتظرش بمونم آخه روز آخرم گفت که منو خیلی دوست داره اصلا نمیتونم بهش فکر نکنم چون ما هیچ خاطره بدی از هم نداریم خدایا کمکم کن.
Iran, Islamic Republic of
12:34 - 1392/02/01
سلام سه سال قبل عاشق یکی از فامیلامون شدم و بعد یک مدتی که دوستی کردیم به من خیانت کرد و با کسی دیگه دوست شد تا اینکه من دانشگاه امیر کبیر مهندسی الکترونیک قبول شدم و به صورت اتفاقی شمارشو بیدا کردم و بهش زنگ زدم انگار یک عمر بود که منتظر زنگم بود و دوباره گول خوردم و دوست شدم باهاش این بار دوستیمون خیلی فرق داشت بار اول بهم میگفت دوستت ندارم ولی این بار خیلی تهویلم میگرفت انگار به غیر من هیچ کسی رو نداره منم بد جور درگیرش شدم انقدر که درسامو نخوندم و الان بار دوم که مشروت شدم این دوستی دوم ما تا دیشب یعنی92/1/30 فهمیدم با یکی دیگه دوسته و باهاش تموم کردم و الان دارم گریه میکنم و تایب میکنم و هر کسی که این نوشته منو میخونه ازش خواهش دارم هفت بار برای بیچارگی کسی که دلش هرزه صلوات بفرسته و خواهش میکنم کمی کمکم کنید
Iran, Islamic Republic of
15:59 - 1392/02/01
نمیگم بهت خداحافظ ازم رد شی به آسونی
به چی دل خوش کنم من بعد تو که پیشم نمیمونی
نمیگم بهت خداحافظ که برگردی ز تصمیمت
غمو دادی به آغوشم خوشی ها باشه تقدیمت
نزار با حس دلتنگی فراموشت کنم دیگه
کنار هم نشد باشیم باید رد شیم ز همدیگه
نگاهت روبروت باشه نبینه اشک چشمام
نمیگم بهت خداحافظ نمیزاره خدا تنهام
خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من
حرومن خاطرات تو حلالت خاطرات من
برو این بهترین راهه خدا پشت و پناه تو
همش تقصیر تقدیره نبود چیزی گناه تو
فقط تو لحظه ی رفتن نگاهت روبروت باشه
نگو چیزی نزن حرفی همه حرفت سکوت باشه
نزار با حس دلتنگی فراموشت کنم دیگه
کنار هم نشد باشیم باید رد شیم ز همدیگه
نگاهت روبروت باشه نبینه اشک چشمام
نمیگم بهت خداحافظ نمیزاره خدا تنهام
خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من
حرومن خاطرات تو حلالت خاطرات من
Iran, Islamic Republic of
16:05 - 1392/02/01
سلام
به همه کسایی که اینجا کامنت گذاشتن بگم اگه کسی بهتون نامردی کرد شک نکنید خدا جوابشو میده اینو مطمئن باشید نمیتونه از عدالت خدا قصر در بره کسی که میاد با احساس و اعتماد یه نفر بازی میکنه با قلب یه نفر که میتونه عاشق بمونه بازی میکنه شک نکنید که خدا جوابشو میده میگن چوب خدا صدا نداره . این جور ادما هیچ وقت نمیتونن از عذاب خدا فرار کنند اگه این دنیا خدا عذابشون نکنه این دلیل نمیشه که کارشون درست بوده نه. این اداما اینقدر پستن که حتی شکست نمیخورن تا فرصت پیدا کنن خودشونو اصلاح کنند وپشیمون بشن اما خدا انقدر بهشون فرصت میده تا هرکاری دوست دارن بکنن اما اون دنیا حسابی به حسابشون میرسه نشنیدی که میگن خدا بعضی ادما رو به حال خودشون رها کرده
خوب دوستان فکر نکنید من شکست نخوردم چرا بدجوری شکست خوردم غم خیلی بزرگی تو دلمه اما باید توکل کرد به خدا
طرفم اومد خواستگاری با خانوده اش اما به دلایلی که نمیدونم چی بود تموم کرد شاید تا حالا ازدواج کرده باشه!
نمیدونم اما بازم براش ارزوی خوشبختی میکنم
ادامای که با قلب ادم بازی میکنن لیاقت نفرین شدن و یا حتی لیاقت سقط شدن هم ندارن
دوستان توکل به خدا کنید
United States
16:35 - 1392/02/01
پریسا اینجورادما ارزش فکر کردنم ندارن اینو بدون
Iran, Islamic Republic of
23:22 - 1392/02/01
تو زندگی به بعضیا باید بگی
من چشم میذارم
تو
فقط برو گمشو
Iran, Islamic Republic of
23:35 - 1392/02/01
حالا که رفتی
به درک......
فقط...
این منی که عاشقت بود را پس بده....!!!
Iran, Islamic Republic of
23:37 - 1392/02/01
به سلامتی اونایی که خیلی تنهان
نه که نمیتونن با کسی باشن
فقط دلشون نمیخواد با هرکسی باشن!!!!
Iran, Islamic Republic of
10:07 - 1392/02/02
باسلام
خواهر خوبم پریسا خانم
باعرض معذرت
خانمی رابطه ات با خدا چطوره
بببین از ته دل از خدا بخواه این عشق واین احساسو ازت بگیره باور کن خدا کمکت میکنه بعدش نماز استغاثه به حضرت زهرا رو خوندی من خوندم ارامش عجیبی بهم داد با اینکه هنوز دلم غمگینه و ذهنم پر از سواله اما امید به خدا دارم
خدا حلال همه مشکلات هستش
راستی من وقتی شکست خوردم خیلی دلم میخواست برم امام رضا بعد چند روز دوستم بهم گفت تو تعطیلات رفته بودش مشهد گفت اونجا خیلی به یادت بودم
خانمی میتونی از طریق نت انلاین امامو زیارت کنی
مطمئن باش مشکلت حل میشه و یه نفر میاد تو زندگیت که از ته دل دوستش داری ودوستت داره
بعدشم خدا خریدار قلب شکسته هستش
قلب های شکسته جاشون پیش خدا خیلی عزیزه ودعای دل شکسته رو خدا اجابت میکنه

یا علی
Iran, Islamic Republic of
12:01 - 1392/02/02
چرا کسی به داد دل من نمیرسه جرا نمیفهمین دارم خفه میشم از اینکه کسی که زندگیمو غرورمو به بازی گرفت با عقش الان حتی نگام نمیکنه چرا به بازی گرفت دل ساده منو دیگه کم اوردم خسته شدم از هر ثانیه فکر کردن بهش ولی اون همه چیز یادش رفته چرا شما پسرا اینطوری هستین مگه گناه من چی بود چراااااااااااااااااااااااا
Iran, Islamic Republic of
19:40 - 1392/02/02
تنهایی یعنی!!
یه پر از تو بالشتت دربیاری، ولی هیشکی نباشه بکنی تو دماغش!!
بخندید گور بابای دنیا ....
Iran, Islamic Republic of
23:26 - 1392/02/02
باران خانم سلام
خانمی درکت میکنم الان بگم دقیقا چطوری هستی احساس خفگی احساس پوچی احساس له شدگی احساس گم شدن احساس خالی شدن احساس دلتنگی احساس شکست احساس ناامیدی . خیلی احساس های دیگه
و
احساس عشق و نفرت و خشم
همین اینا رو من تجربه کردم بعد از این همه احساس تازه میرسی به غم غم خیلی بزرگ میاد تو دلت
اما تنها راهت پناه بردن به خداست فقط خدا برو سرتو بزار رو سجده ببین چطوریه ارامش پیدا میکنی ادم با این شکست ها میتونه یا به خدا نزدیک بشه یا به شیطان
خانمی تنها حلال مشکلت فقط خدا هستش با اهل بیتش
خانمی عشق مثل اعتیاد میمونه برای اینکه کامل از روح وفکر ادم خارج بشه باید زجر زیادی متحمل بشیم
بیچاره ها معتاد ها حق دارن نمیتونن ترک کنن
اما اراده لازم است با توکل به خدا
خانمی ادم این موقعا فقط دوست داره یکی باشه به حرف دلش گوش بده
یه راحل یه دفترچه بگیر توش فقط بنویس خودتو خالی کن نزار حرف تو دلت بمونه
من تمام این شرایطو تجربه کردم ودارم میکنم من نماز استغاثه به بانو حضرت زهرا خیلی بهم کمک کرد
باعث شد دیگه احساس پوچی و تهی بودن نکنم
گاهی دلم میخواد وقتی بغض میکنم ، خدا از آسمون بیاد زمین ...
اشکامو پاک کنه ، دستامو بگیره ، بگه ...
اینجا آدما اذیتت میکنن ، بیا بریم ...
یا علی
Iran, Islamic Republic of
09:38 - 1392/02/03
خدایا قلبم را پیش خودت نگه دار ،
پیش من باشد بهانه ی ترا می گیرد.
Iran, Islamic Republic of
16:51 - 1392/02/03
دیگه پشت دستمو داغ میکنم که تا زندم عاشق هیچکی نشم...........
Iran, Islamic Republic of
17:07 - 1392/02/03
يكي بياد غمو از دلم در آره
Iran, Islamic Republic of
19:50 - 1392/02/03
سلام علی اقا
واقعا تعجب میکنم یه پسر این حرفو بزنه و یعنی پسرا هم نمیتونن عشقشونو فراموش کنن اخه میگن پسرا خیلی زود همه چی رو فراموش میکنن شما شاید سنتون کم باشه اخه باورم نمیشه!
Iran, Islamic Republic of
21:18 - 1392/02/03
عاشق شدن قشنگه اما جدا شدن ازش عذاب اور بعضی ها لیاقت ندارن
Iran, Islamic Republic of
13:01 - 1392/02/04
سلام مرسی عاشق خدا حرفات قشنگه من همه این کارارو کردم بهتر شدم ولی شکست غرورم چی؟چطوری از طریق نت امامو زیارت کنم؟
Iran, Islamic Republic of
13:39 - 1392/02/04
خوشبحاله همتون که با طرف مقابل فقط یکبار شکستین وتموم شد.
United States
15:49 - 1392/02/04
سنمم کم نیست 26 سالمه -واسه من عشق مرد و تموم شد بخاطر یک دختر بی لیاقت
Iran, Islamic Republic of
16:16 - 1392/02/04
قول باشه خانم بارون
منم بگم در شرایط شما هستم اشتباه نگفتم لامصب عشق نیرویش خیلی قویه اما ما قویتریم
خدا عاشقا قویتره
خودتو مشغول کن با درس تفریح کلاس با هرچیزی ومهمتر از اینا با ذکر خدا
انشااله مشکل همه ماها حل بشه و قلبمون اروم بگیره
خانمی روی مرورگرت بنویس زیارت انلاین امام رضا یا امام حسین یا بقیه ائمه سایت های مختلفی بالا میاد میتونی وارد یکی بشی امام رضا رو برات میزارم امام امام حسین باید از طریق اینترنت اکسپلورر بری تا باز شه
پیشاپیش زیارتت قبول
http://www.shiayan.ir/haram3.php
Iran, Islamic Republic of
16:44 - 1392/02/04
خانم باران سلام
خانمی انگاری شما یه سال تموم کردین درسته؟ یعنی توی یه سال هنوز بهش فکر میکنین به ادمی که لیاقت نداره داری وقت وانرژیتو میزاری اخه واسه چی برای چی داری جونیتو میزاری پای یه نامرد !خانمی این اقا شوهر خوبی برای اون خانم هم نمیشه میدونی چرا چون هنوز به بلوغ عقلی عاطفی و...نرسیده هنوز معنی عشق و هوس درک نکرده هنوز معنی دوست داشتنو نفهمیده وگرنه اینطوری با احساس یه دختر بیگناه بازی نمیکرد ایشون کمبود محبت دارن خلا عاطفی دارن وجدان ندارن
فکر میکنی میتونه خوشبخت بشه

خانمی به این فکر کن اگه ازدواج میکردین و سروکله اون خانم پیدا میشد اون وقت باید میگفتی غرورم شکست . خانمی خدا خیلی دوستت داشت نذاشت زندگیت پای یه نامرد حروم بشه خواهر خوبم ادمیزاد وقتی محبت ببینه جذب میشه مثل من وشما وخیلی های دیگه اما طرف تو زرد از اب دریباد دلیل نمیشه ما غرورمون بشکنه خانمی اگه همدیگه رو میبینین انقدر خونسرد وقوی باش که اون فکر نکنه تونسته تورو به زانو در بیاره قوی باش پیشرفت کن تا به قول دکتر شیری تا خودش پشیمون بشه چه کسی رو از دست داده
مطمئنم با این غرور و حیا و پاکی که داری ودلت هم باخداست خدا حتما کمکت میکنه انشاالله یه عشق واقعی میاد توزندگیت بعد به این روزا میخندی فقط باید قوی باشیم ضعف نشون ندیم
بعد اینای که به اداما بد میکنن فقط واگذارشون کنیم به خدا و اعتماد کنیم به خدا . خدا حتما جوابشونو میده
خدا تو رو قران میفرمایند بدی را با خوبی دفع کنید وهمچنین سفارش به صبر میکنن
چیزی که ما متاسفانه نداریم اما باید داشته باشیم
وسراخر بگم دعا یادمون نره دعا به درگاه خدا ونامید نشدن از درگاه خدا
میگن یکی از راههای که شیطان نفوذ میکنه همین تاخیر در استجابت دعاست میگه ببین بیخودی داری دعا میکنی دعات مستجاب نمیشه و....
میگن خدا به فرشتگانش میگه دعا این بنده منو زود اجابت نکنین چون میخوام صداشو بیشتر بشنوم اما بعضی ها هستن که خدا به فرشتگانش میگه زود دعاشو اجابت کنین که صداش داره اذیتم میکنه
Iran, Islamic Republic of
16:47 - 1392/02/04
از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم برويد، جو، زجو!
Iran, Islamic Republic of
16:59 - 1392/02/04
باسلام
انگاری دارم زیاد حرف میزنم
فقط به چیزی واقعا به درستی این حرف رسیدم اونم میگن عشق قبل از ازدواج خوب نیست
واقعا به این حرف یقین پیدا کردم
عشقی که شروع میشه یا یه طرف است یا دوطرفه
اما دوطرفه اش هم ممکنه به دلایلی مثل مخالفت خانوده یا .... چیزای دیگه بهم نرسن در پایان فقط یه قلب شکسته میمونه با یه روح خسته
بازم از قران بگم خدا میفرمایند که ما به کسی ستم نمیکنیم خودشون به خودشون ستم میکنن
واقعا ما با این عشق به خودمون ستم کردیم
کاش هیچ نامردی تو دنیا نبود
هرانچه را که برای خود نمیپسندی برای دیگران هم مپسند

ترجیح میدهم حقیقتی مرا آزار دهد تا اینکه دروغی آرامم کند...
Iran, Islamic Republic of
17:12 - 1392/02/04
نميشه ساده از همه چي بگذري ، نميشه بگي وقتت رفت عمرت تلف شد، يه جايي از خودت متنفر ميشي كه چرا زرنگ نبودي مثه منكه الان از خودمم حالم به هم ميخوره .اميدوارم اين حسو يه روزي تو اونم باشه
Iran, Islamic Republic of
17:49 - 1392/02/04
شما یا انگاری هنوز دوستش دارین یا دارین با خودتون میجگنین .
چرا عشق واست مرد سنی نداری خودت میگی بی لیاقت ادم به خاطر یه بی لیاقت بهترین نعمت رو که خدا بهش داده نایده میگیره این قلب برای دوست داشتن است نه نفرت
بردار خوبم به خودت فرصت بده خودتو پیدا کن شما مردی شما نتیجه نامردی هم جنس خودت رو چشیدی متوجه شدی هم جنست چه بلایی از روی هوس سر دخترا میارن
پس تو رو به علی انتقام این شکست عشقی رو از هیچ کسی نگیر از چه دختری نگیر
میدونم شما انقدر مردین که حتی فکر این کار هم به ذهنت خطور نمیکنه چون اگه خدای ناکرده این کاره بودی الان اینجا نبودی و غمگین نبودی
پس مرد باش ویا علی بگو و زندگیتو دوباره شروع کن فکر کن تازه متولد شدی ممکنه اولش چند بار زمین بخوری مثل بچه ای که داره تازه راه رفتنو یاد میگیره اما بالاخره راه میافته
به این فکر کن حتما حکمتی بوده حتما هم با این شکستت به خدا نزدیک تر شدی
شما مردین و حق انتخاب دارین پس به خودت بیا و زندگیتو اغاز کن اما این بار با عشق خدایی و درکنارش عشق زمینی
البته از راه درستش فقط به خودت فرصت بده برای زنده ماندن دوخورشید لازم است یکی در اسمان یکی در قلب
پس یا علی بگو شروع کن
Iran, Islamic Republic of
18:34 - 1392/02/04
وقتی به یکی لطف ومحبت میکنی فکر میکنه عزیز مصره خوشی میزنه زیر دلش اره لیاقت هم واسش حیفه
فقط تو میمونی کلی غم وغصه که مثل شمع میسوزیو دم نمیزنی وباید تاوانشو تا اخر پس بدی
حیف تو وجودم نمیبینم انتقام این همه غم وغصه غرور احساستو یکجا ازش پس بگیرم تا بفهمه که اره عشق الکی نیست...
چه حکمتی داره خدا اینجور ادمها رو جلوی راه ما قرار میدی؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
18:38 - 1392/02/04
وقتی به یکی لطف ومحبت میکنی فکر میکنه عزیز مصره خوشی میزنه زیر دلش اره لیاقت هم واسش حیفه
فقط تو میمونی کلی غم وغصه که مثل شمع میسوزیو دم نمیزنی وباید تاوانشو تا اخر پس بدی
حیف تو وجودم نمیبینم انتقام این همه غم وغصه غرور احساستو یکجا ازش پس بگیرم تا بفهمه که اره عشق الکی نیست...
چه حکمتی داره خدا اینجور ادمها رو جلوی راه ما قرار میدی؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
20:04 - 1392/02/04
یه حکمتش که خیلی ها گفتن منم میگن شاید با این کارش خواسته ما رو به خودش نزدیک کنه
خودت بشین ببین موقعی که با اون بودی به خدا نزدیک تربودی یا وقتی اون رفت
شاید ما از اول راه رو اشتباه رفتیم و....... با این تلنگر خدا ما رو به سمت خودش کشوند
برادر خوبم تو فیلم که الانا میدن خانمه یه حرف خوبی به پسرش زد
تو گل خوردن عیب نیست تو گل موندن عیبه
پس بیایم ادامای که لیاقت ندارن باعث نشن تا اخر تو گل بمونیم
نمیدونم چه مدته که کات شده قضیه شما
اما به خودت زمان بده
اگه یادگاری ازش داری کلا از بین ببرش جرات میخواد اینکار اما به خودت رحم کن واین جرات رو به خودت بده و هر وقت فکرش اومد تو ذهنت یا بگو اعوذباالله من شیطان الرجیم
یا خودمونی بگو تو لیاقت نداری حتی تو فکرم بیای
به خودت بگو لیاقتم رو نداشتی لیاقتم خیلی بیشتر از تو هستش
اقدر خوبهاتو بشمار تا ملکه ذهنت بشه
....
الان دارن اذان میگن من هم برای شما وهم همه کسانی که اینجا نظر گذاشتن ودلشون شکسته وهم برای خودم دعا میکنم به این وقت عزیز این قلب ما التیام پیدا کنه
وبتونیم عشق واقعیمونو پیدا کنیم
بعد بگیم ای کاش انقدر غصه نمیخوردم
انقدر عمرمو و وقتمو سر یه بی لیاقت نمیزاشتم
خدایا دریاب همه مارو
Iran, Islamic Republic of
20:11 - 1392/02/04
یه چیزی به خودم وبه همه کسایی که اینجا هستن بگم
میدونید چرا خوب نمیشیم چون هنوز قبلا دوستشون داریم هنوز امید داریم برگردنن اگه نامردی کردن دوست داریم سرشون به سنگ بخوره برگردنن اما اینا امید واهی هستش مخصوصا اگه طرف بهمون خیانت کرده باشه این امیدهای واهی روند پیشرفت بهبودیمون رو کند میکنه شاید متوقف میکنه
پس اگه واقعا متوجه شدیم بهمون خیانت شده در واقع از اول براش یه بازیچه بودیم
یه لطفی در حق خودمون بکنیم و بیخودی به خودمون امید ندیدم
و به این فکر کنیم طرف داره فعلا عشق وحالشو میکنه اما باید غصه بخوریم
گفتم فعلا چون اگه نامردی وخیانت کرده باشن الان ممکنه خوش خوشانش باشن اما خدایی هم هست
United States
22:11 - 1392/02/04
با سلام خدمت دوستان خوبم
والا منو عشقم ک از این مشکلا نداشتیم تالا و الان خیلی وقته عاشقانه دوست داریم. امیدوارم مشکلاتتون هرچه زودتر حل بشه
United States
00:03 - 1392/02/05
مونا همه چیز تموم شده به هیچ چیز و هیچکس نیاز ندارم و هیچوقتم عاشق نمیشم
Netherlands
04:11 - 1392/02/05
manam delam shekaste emshab khili gerea kardam..6 roze azash joda shodam vali aslan barash mohem nest..man hech vaght halalesh nemekonam
Iran, Islamic Republic of
11:16 - 1392/02/05
عاشق خدا مرسی عزیزم که راهنمایی میکنی
میدونی چیه ؟میخوام کار خدا رو سبکتر کنم یعنی خودم برم ازش انتقام بگیرم
با ماشین زیرش کنم
یک عمر فلج بشه-بیفته گوشه خونه تا هوس خیانت به سرش نزنه
بدجور دلم ازش پره
دوست دارم زنده زنده با ناخن گیر تمام گوشتای بدنشو بکنم
دوست دارم آبروش بره
دوست دارم خیانت ببینه ......................دوست دارم......................................................................
حالم بده-میخوام بهش فکر نکنم- ولی نمیتونم خونه باشم و اون بره حال کنه- دلم نمیاد آزاد باشه
انشاالله یه بچه ناقص الخلقه از یه زن خیانتکار نصیبش شه
خودش بمونه و با تمام بدبختیاش
دلم روشنه که دعاهام مستجاب میشه
آمین با رب العالمین
Iran, Islamic Republic of
11:34 - 1392/02/05
اين مطلب ها به حال من هيچ كمكي نميكنه،من حدودچهارماه بايكي دوست بودم،خيلي بهش وابسته شده بودم اما اون خيلي راحت سريه مسئله مسخره گذاشت ورفت،خيلي باهم اختلاف داشتيم اما من دوسش داشتم وهنوزم دوسش دارم هرحرفي هر لحظه اي منوياد با اون بودن ميندازه،بعضي وقتادلم ميگيره بهش اس ميدم اما به بدترين شكل توذوقم ميزنه،واقعا چرا پسرا هيچي از احساس نميفهمن،لطفا يه راه حل خوب جلوپام بذاريدتا بتونم فراموشش كنم
Iran, Islamic Republic of
12:52 - 1392/02/05
مرسی عشق خدا میخام برا خودم زندگی کنم مگه من چلاغم که اون رفته الان نتونم خوشی ها و لبخندامو داشته باشم من خدارو دارم چی از این بالاتر بجای اینکه بمونم و غمبرک رفتنشو بگیرم ناز خدامو میخرم که صدتا از اون بهترو بهم بده روحم زخمی شده میبرم پیش زبیب اصلیش تا مرهم بزاره روش از قلبم مراقبت میکنم تا خوب بشه مگه من کوه نورد نیستم پس دلمم باید مث کوه باشه دنیای جوانیم چقده که اون بخنده من بشینم نگاش کنم منم میخندم شادتر از اون دل شکستمم پشت خنده ترمیم میکنم تا بفهمه کیو از دست داده و.....
Iran, Islamic Republic of
15:07 - 1392/02/05
امروز همون دختری که بی خداحافظی گذاشت و رفت رو تو بعداز یک ماه و نیم خیابون دیدم اینقدر بی معرفت بود که وقتی منو دید سرشو انداخت پایین و از کنارم رد شدبیمعرفت ..
Iran, Islamic Republic of
15:59 - 1392/02/05
علي ممنون ازحرفات امافراموش كردنش خيلي سخته ماچهارماه باهم بوديم اما هرروزحرف ميزديم وتموم24ساعتو اس ميداديم نميدونم اصلا چطورعاشقش شدم ماحتي يه بارم همونديديم شهرامون خيلي ازهم دوربود اما به حدي عاشقش شدم كه خودمم نميفهمم،واقعا خوب تونست خرم بكنه باورش كرده بودم كه دوسم داره،امااينطورنبودوگرنه ولم نميكرد بره،حالامن موندم ويه عالمه درد وگريه
Iran, Islamic Republic of
16:56 - 1392/02/05
پریسا جان ممنون که کنارمی خدا رو شکر میکنم که دوست خوبی مثل شما دارم ولی امروز خیلی داغونم از لحظه ای که دوباره دیدمش تو خیابون همه خاطرهام تو ذهنم داره مرور میشه میدونی بیشتر از همه اینا چی اتیشم میزنه اینه که خط تلفنشو یهو خاموش کرد وعوض کرد که من شمارشم نداشته باشم اخه چقدر یه ادم باید بیمعرفت باشه و دارم اتیش میگرم اخه چقدر بی احساس بعضیا اونم بعد از3سال باهم بودن. داغونم بدجور
Iran, Islamic Republic of
17:03 - 1392/02/05
با سلام به همه
میگم الان ساعت 17.53 دقیقه هستش خواب بودم بیدار شدم حالم خیلی بد شد نمیدونم چرا گفتم برم بیرون یه کم بهتر شم نمیدونم چرا اینطوری میشم باز توکل به خدا خوب میشم
ابجی خوبم پرسیا خانم میگما چه نفرینای میکنی ها میگم چطوره بیایم باهم جمع شیم بریم پدر اون نامردا رو در بیاریم نیست ونابودشون کنیم چطوره؟
شوخی کردم باید بسپاریمشون دست خدا
خانم بارون خوشحالم از این تصمیمت
خدایا هر بدبختی بده به بنده ات اما قلبش نشکنه به خدا ادم نابود میشه
دوستام دلم براش تنگ شده نمیدونم چم شده یعنی اون دلش تنگ نشده خدایا به فریادمون برس
خدایا غروبات مخصوصا پنج شنبه وجمعه ات چقدر دلگیره خدایا ظهور امام عصرتو برسون
خدایا مرهم دل همه ما باش
یا علی دوستان
Iran, Islamic Republic of
17:19 - 1392/02/05
اگه تنها بمونم بهتره توی تنهایی بسوزم بهتره لااقل تنهای بهتره میدونم از دلم نمیگذره.............................
Iran, Islamic Republic of
17:29 - 1392/02/05
چقدر دلم زیارت امام حسین رو میخواد ای خدا چقدر دلم زیارت امام غریب رو میخواد
ای امام رضای خوبم حکمتت رو شکر ای امام تو که پیش خدایی شما که میدونستی عاقبتمون چی میشه پس چرا اونو وارد زندگیم کردی
خدایا حکمتت رو شکر
دوستان نمیدونم چرا اینطوری شدم
خدایا به ماها صبر عنایت کن ومارو از این امتحان سربلند بیرون بیار
الهی امین
Iran, Islamic Republic of
18:11 - 1392/02/05
سلام داداش هاي گلم يه سوال ازتون دارم كه اگه جواب بديد ممنونتون ميشم
شمابخاطريه موضوع ساده مثلا طرفتون ازتون شارژ قايم كنه شماهم مطمئن باشيد كه باكسي ديگه نيست كه بخواد با اون مصرف كنه اونم شارژ هزاري،حاضرميشيدازعشقتون واسه يه همچين چيزساده اي بگذريد؟
Iran, Islamic Republic of
18:13 - 1392/02/05
زندگی میکنم ... حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!! چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را .

- ارنستو چگوارا
Iran, Islamic Republic of
18:16 - 1392/02/05
دیگران می توانند در مورد شما هر فکری کنند یا هرچیزی بگویند ، اما شما حق ندارید آن چیزی بشوید که آنها فکر میکنند یا می گویند.

درعین فروتنی باور کنید که بهترینید و لایق،

با توکل به خدا ، در مسیر درست گام بردارید ...




لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ...
Iran, Islamic Republic of
18:19 - 1392/02/05
دوستان من وقتی این جمله رو دیدم اشکم دراومد دلم لرزید
خدایا منو ببخش

آموخته ام که وقتی ناامید میشوم ، خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم . . . !
Iran, Islamic Republic of
18:20 - 1392/02/05
اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن آن نمی دیدی ...
Iran, Islamic Republic of
18:22 - 1392/02/05
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

"سهراب سپهری"
Iran, Islamic Republic of
18:27 - 1392/02/05
دوستان انگار زیاد حرف زدم
قول میدم این اخریش باشه
این متن های که فرستادم خودم ازشون انرژی گرفتم گفتم برای شماها هم بفرستم تا بی نصیب نشین
خوب یه جمله دیگه وتمام
خودم خندم گرفت وقتی خوندم براتون گذاشتم
دیگه اخریشه هااااااااااااا دیگه حرفی نمیزنم فقط منو نزنین

دوستی میگفت : اینقدر نا امید نباش...

حتی اگه گاو هم باشی ، در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری ،

کسانی پیدا می شوند که تو را بپرستند!!

گفتم دستت درد نکنه ! کلا امیدوارم کردی !
Iran, Islamic Republic of
20:08 - 1392/02/05
سلام داداش هاي گلم،يه سوال ازتون داشتم ميخوام نظرتونوبدونم شما اگه يه دختربهتون دروغ بگه كه شارژنداره درحاليكه شارژ هزاري داشته اما به دلايلي نتونسته ازش استفاده كنه وشماعاشق اون دخترباشيد بااين اشتباه كوچيك ساده ازش ميگذريد؟
Iran, Islamic Republic of
20:56 - 1392/02/05
سلام آبجی پریسا منم بانظرت موافقم اصلا بزن گوشه گیرش کنم یا چه میدونم بلایی سرش بیار که نتونه سر راست کنه
ولی آخرش چی؟؟ خدای نکرده مگه به خدای خودت اعتقاد نداری که میخوای خودت انتقام بگیری اصلا هم گرفتی دلت خنک میشه والا نمیشه
اون بی شرف الان خوش میگذرونه تو الان داری اتش کینه تو گر میدی؟ من جای تو بودم میبخشیدمش انگار که نه انگار بوده هم روح ات اروم میگیره هم قلبت پر از سیاهی وکینه نمیشه بخدا عمر یه چش گذاشتن تمومه نکن باخودت
میدونی ما از کی تو این سایت ولیم؟فقط بخاطر اینکه نمیخوایم فراموشش کنیم دلتو بده به خدای خودت همه چی حل میشه
از حرفام ناراحت نشی میدونم با دهن همه چی حل میشه ولی اراده کنی هیچی نیست که جلو راحتو بگیره
بزرگ بیاندیش که خدا هم باتوه وکمکت میکنه
Iran, Islamic Republic of
23:25 - 1392/02/05
دلمو بدجور شکست ایشالا خدا دلشو بشکونه
United States
09:41 - 1392/02/06
پیدا کردن یک دختر "وفادار " از پیداکردن یک مارمولک پرنده سخنگوی یهودی سرخابی نجار شاخدار 55 ساله در اقیانوس ارام
سخت تره!
Iran, Islamic Republic of
14:16 - 1392/02/06
زنان پلید برای مردان پلیدند
و مردان پلید برای زنان پلیدند
و زنان پاک برای مردان پاک اند
و مردان پاک برای زنان پاک اند.
سوره نور آیه 26
Iran, Islamic Republic of
14:44 - 1392/02/06
آمدي چه زيبا / گفتم دوستت دارم چه صادقانه
پذيرفتي چه فريبنده/نيازمندت شدم چه حقيرانه
بخاطريك اشتباه مراترك كردي چه ناجوانمردانه
واژه غريب خداحافظ به ميان امد چه بي رحمانه
و من سوختم چه عاشقانه



فكرنكنم تو دنيا چيزي دردناك تر از عشق باشه همش دروغه كه ميگن عشق شيرينه.....
Iran, Islamic Republic of
20:54 - 1392/02/06
منو اون هرروزه هروز همو میدیدیم خیلیم همو دوس داشتیم بعده چندین ماه بهم زدیم
من واقعا دوسش داشتم باورکنید بهترین موقعیت ها برام بود و هست اما هنوز فقط اونو دوس دارم من خیلی احساساتیم واقعا وابستش شده بودم
دیگه بیخیال
Iran, Islamic Republic of
11:03 - 1392/02/07
آدمهایی که بارها و بارها شما را می آزارند مانند کاغذ سمباده هستند

آنها شما را می خراشند و آزار می دهند

اما در نهایت شما صیقلی و براق خواهید شد و آنها مستهلک و فرسوده . . .

.
Iran, Islamic Republic of
11:04 - 1392/02/07
چه دوستم داشته باشی و چه از من متنفر باشی

در هر صورت بهم لطف میکنی

چون اگه دوستم داشته باشی تو قلبت هستم

و اگه ازم متنفر باشی تو ذهنتم

(شکسپیر)
Iran, Islamic Republic of
11:06 - 1392/02/07
عاشقی یعنی بعد از دو ساعت اس ام اس بازی با عشقت

شب که دلتنگش میشی دوباره میشینی

همون اس ام اسای تکراری رو میخونی

این جمله رو خوندم یاد خودم افتادم هی یادش بخیر
Iran, Islamic Republic of
11:08 - 1392/02/07
خدایا من به کدامین دلتنگی خندیدم که این چنین دلتنگم . . .
Iran, Islamic Republic of
11:10 - 1392/02/07
از استادى پرسیدند: آیا قلبى که شکسته بازهم میتواند عاشق شود ؟

استادگفت :بله

پرسیدند : آیا شما تا کنون از لیوان شکسته اب خورده اید؟

استادپاسخ داد :آیا شما به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن

دست کشیده اید!؟

.
Iran, Islamic Republic of
11:19 - 1392/02/07
از روزگار پرسیدم با آنهایی که با زندگی و احساساتم بازی کردن چه کنم؟

گفت آنها را به من واگذار کن که چرخ روزگاربالا و پایین دارد . . .

.
Iran, Islamic Republic of
13:45 - 1392/02/07
سلام .خیلی عذر میخوام "عاشق خدا" فک نمیکنی اینجارو با جای دیگه اشتباه گرفتی؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
13:58 - 1392/02/07
امروزهم باز مثل خر بهش اس دادم گفتم كه عاشقشم نميتونم فراموشش كنم اما اون نامرد بهم ميگفت عشقت به درد عمت ميخوره...
خيلي دلم شكست ميخوام از ته دل نفرينش كنم اما حيف نميتونم باتمام وجودم ميخوام فراموشش كنم اما اين دل لعنتي از همه قوي تره،كاش هيچوقت خودمو درگير اين مسائل نميكردم وبه همون زندگي آروم خودم ادامه ميدادم ونميذاشتم كسي با احساسم بازي كنه
كاش.........
Iran, Islamic Republic of
16:32 - 1392/02/07
با سلام
متنها متناسب با روحیه دل شکسته ها هستش
اما باشه نمیخوام کسی اذیت بشه
و دیگه هم نظر نمیزارم
برای همه شماها دعا میکنم شما هم اگه خواستید برام دعا کنید
خوش باشین
برای همیشه بدرود
Iran, Islamic Republic of
17:55 - 1392/02/07
سلام
میدونم ولی من قصد جسارت نداشتم که بخوای ناراحت بشی یا از اینجا خداحافظی کنی
من میرم شما بمونید اگه بری دیگه خودمو نمیبخشم...
حالم بد بود ظهری
ببخش
Iran, Islamic Republic of
10:25 - 1392/02/08
سلام
خواهش میکنم برادر خوبم
من ناراحت نشدم خودم میدونم زیاده روی کردم در نوشتن
اما احساس دلتنگی شدیدی بهم دست داده بوده
انشاالله مشکل همه ما حل بشه

خدایـــــــا ...

از تو معجـــــزه میخواهم

معجـــــزه ای بزرگ در حد خـــــدا بودنت

تو خـــود بهتر میدانــــی

معجـــــزه ای که اشک شوقــــم را جاری کند

ناامیـــــــد نیستم

فقط دلتنگــــــــم ...!
Iran, Islamic Republic of
14:02 - 1392/02/08
خيلي دلم گرفته هرچي سعي ميكنم باكتاب خوندن ازفكركردن بهش دست بكشم اما نميتونم خيلي داغونم كاش حداقل جرات اينو داشتم كه خودموبكشم هم ازين زندگي راحت شم هم شايداونم عذاب وجدان بگيره وبفهمه باهام چكاركرده وچقدر از زندگي بيزارم كرده
Iran, Islamic Republic of
14:39 - 1392/02/08
باشه تو بردی اینا برات افتخارن تو ختم عالمیو منم عند خامم فکرنکنی اهل جبران یا انتقامم خودم باید دقت میکردم تو انتخابم.......
Iran, Islamic Republic of
15:09 - 1392/02/08
سلام پریسا جان کجای هالت خوبه
Iran, Islamic Republic of
19:17 - 1392/02/08
قبول دارم تقصيرخودم بود دعوامون،گفت كه از دروغ بدش مياد امامن خر سه بار بهش دروغ گفتم اگرچه دروغ هام خيلي كوچيك بود ونه خيانت رو ميرسوند نه هيچي ديگه اماآره قبول دارم ازم ناراحت باشه،دروغ گفتم امااون هرگز نفهميدكه من دخترم واون پسر خيلي وقتا روحيم طوري بود كه فكرميكردم دروغ بهترين راهه يا مشكلاتي سر راهم بود امااون هرگز پي نبردكه اون به عنوان يه پسرخيلي ازادي بيشتري نسبت به من داره توخيلي موارد،الانم ازكارم پشيمونم صدبار التماسش كردم درحدي كه الان مثل يه اشغال حيوون باهام رفتارميكنه،بنظرشمااين عشقه؟
توهر رابطه اي مشكل پيش مياد مشكل ماهم انقدركوچيك بود كه به راحتي ميتونست ازكنارش بگذره،من خيلي كامنت ها خوندم خيلي ازشماها حتي خيانت رو قبول كردين چون بدون عشقتون نتونستين دووم بيارين اما اون فقط واسه يه مسئله كه ربطي به خيانت اينانداره ولم كردورفت.
بخدا انقدرالتماسش كردم سنگ هم بود اب ميشد اما اون از سنگ هم سنگ تره.
خيلي وقتااون هم منوناراحت ميكرد امامن يكم بعدش ميبخشيدمش،اون ميگه اشتباه من بااشتباه اون قابل مقايسه نيست،اون ازخيلي چيزاواسه من گذشت منم ازخيلي چيزاگذشتم حتي حاضرم بخاطرش از خونوادمم بگذرم از دنياهم ميگذرم،اونه دنيا من،من اين دنيا رو با اون ميخوام نه بدون اون
سه هفتس كه صداشونشنيدم بخدا دلم واسش يه ذره شده،اين سه هفته بجزكلاس اينا پا مو بيرون نذاشتم اما اون خيلي راحت بي خيال بادوستاش بافاميلاش بود،باوجود اينكه مثل يه اشغال باهام رفتاركرد اما هنوزم دوسش دارم هنوزتنها ارزوم اينه كه برگرده من تااخرش واسش ميجنگم چون اون تنها كسيه كه توهمه لحظه هازندگيم چه خوب چه بد باهام بوده من بدون اون خيلي تنهام
اميدوارم قبل اينكه ديربشه دوباره عشقمون يادش بياد وبرگرده البته اگرعشقي نسبت بهم داشت...
Iran, Islamic Republic of
13:24 - 1392/02/09
باران جان
این چند روز احساس میکنم به خدا نزدیکتر شدم
آخه کسیو نداشتم غیر از خدا که بهم کمک کنه
فکر میکنم کمکم کرده آخه تحمل خیانتش و نداشنش برام راحت تر شده
تو هم به خدا توکل کن من قبل از این موضوع نقش خدا تو زندگیم خیلی کمرنگ بود البته الان چند روزی میشه یه نمه رنگ گرفته!
امیدوارم حسابی پررنگ شه
برای تو هم همینطور
Iran, Islamic Republic of
18:50 - 1392/02/09
پريساجون خيلي ممنون ازحرفات،راست ميگي من تلاش خودموكردم ديگه برگرده هم من نميخوامش تموم اين مدت فكرميكردم اونم دوسم داشته تقصيرمن بوده رابطمون تموم شد اماديشب فهميدم من براش يه بازيچه بودم اون خودش يه عشق جديد پيداكرده واسه همينم اين بازي ها رو راه انداخت كه هم ازدست من خلاص شه مزاحمشون نشم هم عذاب وجدان نداشته باشه وتقصيرا رو بذاره تقصير من،ازهمون ديشب تموم عشقي كه بهش داشتم فراموش كردم با وابستگيمم كنارميام اميدوارم اونم باعشقش خوشخت بشه،وهمينطور من هم با ادمي روبرو بشم كه دوسم داشته باشه وكنارش خوشبخت بشم
Iran, Islamic Republic of
19:20 - 1392/02/09
سلام باران خانوم . آخه خواهر من درسته عشق مقدسه واز این حرفا.. اما تو داری عشقو گدایی میکنی
فرض بر مثال که اون هم برگشت تو تو این چهار ماه چه شناختی ازون پیدا کردی که میخای خدای نکرده دستی دستی خودتو بدبخت کنی؟
من الان میدونم داری احساسی فکر میکنی نظره هیچکی واست مهم نیست حتی ضمیر ناخوداگاه خودت
میدونی انسانها تو عشق وعاشقی بیشتر از 80درصد فقط دارن تظاهر میکنن که مثلا تو اون چیزو دوس داری منم دوس دارم که مثلا تفاهم ایجاد کنند تازه که به هم رسیدن بعد یه مدت از دسته هم خسته میشن واخر راه طلاقه در صورتی که اول زندگی واسه هم میمردن. نمیخوام سخنرانی کنم فقط میخواهم ذهنت باز بشه خوبتر فک کنی
اصلا مهم نیست چرا روابطتون بهم خورده ولی تازه دیگه تموم شده اگه برگشتی هم باشه بدون وبدون که فقط در اینده تو لطمه شو میخوری شک نکن
دلم گرفت گفتی حتی از پدر ومادرم هم میگذرم تا به اون برسم به چه قیمتی؟ حتی اگه پدر ومادر بد باشه بچه چنین حقی نداره که حرف بد بزنه اگه اونارو نداشته باشی زندگی هیچه.
بخدا خیرتو میخوام اینارو میگم الانم اگه گوش کنی ارتباطو قطع کنی به نفع اته وگرنه خود دانی وظیفه ام بود گفتم.منم دعات میکنم توکل کن به خودش
Iran, Islamic Republic of
21:13 - 1392/02/09
خواهش میکنم کامنت منم بذارین دارم دیونه میشم
Iran, Islamic Republic of
21:34 - 1392/02/10
هیچ وقت بیش از حد عاشق نباش
بیش از حد اعتماد نکن
بیش از حد محبت نکن
چون همین بیش از حد
به تو بیش از حد آسیب میرساند
Iran, Islamic Republic of
21:39 - 1392/02/10
علی جان بهتر شدی؟ اوضات چطوره؟
Iran, Islamic Republic of
11:40 - 1392/02/11
سلام من 24 سالمه و دانشجوی ارشد هستم.یک سال و 4 ماه با پسری که همسایه ی خودمون بود ارتباط داشتم.قبل از اون با هیچ پسری رابطه نداشتم و واقعا عاشقش بودم و هستم.اما خونواده ش با ازدواجش مخالفن و حدود 4 ماهه با این پسر حرف نمی زنن.الان دیگه پسره به دلیل فشار بیش از حد قاطی کرده و 3 روز پیش گفت که جدا بشیم.واقعا دنیا رو سرم خراب شده.درنهایت نظر خونواده ها این بود که یه مدت تماس نداشته باشیم.به نظر شما باهام تماس می گیره؟در ضمن ما هیج عدم تفاهمی نداشتیم و در این مدت حتی 1بار هم دعوا نکردیموواقعا نمی دونم چی کار کنم؟
Iran, Islamic Republic of
18:56 - 1392/02/11
سلام من 2سال با هم کلاسیم بودم خانواده ها کاملا در جریان بودن تنها مشکلمون بی کاری بود.تئ این 2سال حتی 1بار دعوامون نشد
Iran, Islamic Republic of
21:35 - 1392/02/11
راستش مادرش میگه چون کار دایمی نداره با ازدواجش مخالفم.البته باید اضافه کنم مادر به شدت لجباز و سنگدلی داره و تو خونشون مادرسالاری حاکمه.حتی خانواده ی من قبول کردن از هر نظر کمکمون کنن اما مادرش میگه حرف حرف منه.واقعا نمی دونم با عشقم و آبروم چی کار کنم.خیلی ها ما رو با هم دیدن
Iran, Islamic Republic of
23:50 - 1392/02/11
دوستای خوبم تو رو خدا کمکم کنید.بگید چطوری دووم آوردید.من الان از خدا فقط مرگ می خوام.احساس می کنم خیلی ضعیفم
Iran, Islamic Republic of
16:43 - 1392/02/12
سلام به همه ی دخترو پسرای گلی که مثل همیمو غصه ی یه عشق سوخته دلمونو سوزونده.
ماجرای زندگی منم مثل همه ی شماها بدجوری اشکمو درآورد.
روزی که اون وارد زندگی من شد من تازه دانشگاه قبول شده بودم.یه دانشگاه خوب.یه رشته ی خوب.اون اولین مرد زندگی من بود.قبل اون جز درسا کتابام هیچ دغدغه ای نداشتم.
اهل دوستی نبودم از اولشم به نیت ازدواج امد جلو.خانوادم میدونستن.منی که تو یه محیط بسته بزرگ شده بود وجود اون تو زندگیم مایه ی عذاب وجدان بود!اما یکم که گذشت بدجوری عاشقش شدم.وقتی وارد زندگیم شد تازه فوق لیسانس قبول شده بود دانشگاه آزاد.من اونو همینجوری قبول کردم.بدون هیچی.بعد 1سالو نیم اومد خواستگاری و بدون عقد 3 ماه نامزد کردیم.تو این مدت وقتی وکالت قبول شد خودشو گم کرد.وقتی به مشکلی برخورد فهمید اشتباه کرده اومده جلو.همون آدمی که از دوری من اشک میریخت پشت تلفن تبدیل به آدمی شد که به کلی با من غریبه بود.اونقد غرورمو شکوندو بهم توهین کرد که من تبدیل به یک آدم مریض روانی شده بودم.
نهایتا با وساطت پدرو مادرم از هم جدا شدیم.
از اون روز تا الان که اینا رو براتون مینویسم 1 سال گذشته و اون یه شهر دیگه استو منم یه شهر دیگه ام.من به اون آدم با رفتنم فرصت دوباره زندگی کردن دادم.چنان برای جدایی مشتاق بود و رفت و پشتشم نگاه کرد که یه آدمو زیر پاهاش خورد کرده.
اون آدم بینهایت در حق من بدی کرد. اما من بخشیدمش.بخشیدم تا خودم ارامش بگیرم...
از اون موقع خیلی تنهام.حق وارد شدن هیچ مردی رو به حریم قلبم ندادم.
تنها دعام از خداهمینه که آدمی بیاد تو زندگیم که بدون اون نتونم نفس بکشم و اونقدر برام جای ( زخمی )قلبمو پر کنه که دیگه به اون نامرد فکر نکنم.
ضربه ای که من تو زندگیم ازین آدم خوردم شاید هیچکدوم از شماها نخوردید.اما بلند شدم. به خودم ثابت کردم کیم و باید کی باشم.اوننقدر اون اوایل اشک ریختمو اذیت شدم که شاید براتون قابل درک نبود.داستان منو اون یه داستان عذاب آور بود.فهمیدم که با غصه خودن من اون هیچیو نمیفهمه و مثلااگرم میفهمید اونقدر دلسنگ شده بود که دیگه براش مهم نبود.
اون فقط خودشو میخواست...
من به یگانگی و عدل خدا اعتقا دارم نفرینش نکردم اما از خدا خواستم تو زندگیش روزی بیاد که حسرت یه ذره محبت بکشه اما هیچکس نباشه که بهش محبت کنه.آخه من نهایت عشقمو بهش دادم...
عزیزانم دل هممون شکستس. میگن خدا تو دلای شکستس. واسه هم دعا کنیم که بهترینا لایقمون باشه.
دوستون دارم
خدانگهدار
Iran, Islamic Republic of
17:39 - 1392/02/12
سلام ونوس جون
عزيزم ميدونم حالتو،من خودمم مثل تو بودم تازه خيلي بدتر اما اين يه حس زودگذره الان چون تازه اين اتفاق افتاده و جداشديد يكم سخته امابهت قول ميدم بعد دو سه هفته خيلي راحت فراموشش ميكني شايدم به قول بچه ها دوباره بهم برسيدفقط تو خودتو ناراحت نكن امادگي هراتفاقي رو داشته باش والبته زيادبه فكربرگشتن دوبارش نباش چون اگه برنگرده ضربه ميبيني،خيلي وقتا اين خودمونيم كه باعث ميشيم ذهنمون به فكراونابيفته سعي كن فكرتوبه چيزاي ديگه بدي ميدونم الان سخته امازمان همه چيزو درست ميكنه،برات دعاميكنم عزيزم
Iran, Islamic Republic of
20:51 - 1392/02/12
خدایا به داده و نداده و گرفته ات شكر : كه داده ات نعمت است و نداده ات حكمت و گرفته ات امتحان
Iran, Islamic Republic of
23:17 - 1392/02/12
عاشق خدا خیلی ازت ممنونم.بهم آرامش دادی.فقط میخوام بدونم چقد زمان میخواد تا فراموشش کنم؟همه جای شهر خاطراتش رو برام زنده می کنه.راستی نظرتون درمورد استخاره ی قرآن در این مورد چیه؟
Iran, Islamic Republic of
01:38 - 1392/02/13
کاش هیچوقت عاشق نمیشدم که اینجوری زجرنمیکشیدم
Iran, Islamic Republic of
11:49 - 1392/02/13
چرا بعضی پسرا خیانت میکنن؟ چه مرگشونه؟ چرا اونی که میگفت دیوانه وار دوستت دارم و اشک میریخت خیانت کرد؟
همش برام سواله؟چرا گفت دوستت دارم؟چرا خیانت کرد؟ یعنی بازیم داد؟اون هم 1.5 سال
شاید تقصیر من بود رفت با یکی دیگه؟
نمیدونم چی بگم!!!دیگه تموم شد!!دیگه هیچچی مثل اول نیست-نه رابطمون نه احساسمون-نه برخوردش-خیلی سرد شده-همش دعوا راه میندازه-همش مدعیه-حقو با خودش میدونه-......دیگه برام مهم نیست-میرم دنبال زندگیم ...........همش 1 خواب بود -خودمم نفهمیدم چی شد که این شد-از خدا میخوام اونی که بازیم داد الهی یکی بازیش بده
تو 1 ماهی که گذشت دلم سنگ تر شده-میدونم که میتونم فراموشش کنم
دوستان برام دعا کنید
دعا کنید کسیکه خیانت میکنه-کسیکه سو استفاده میکنه کسیکه تنوع طلبه کسیکه دروغگو هست کسیکه دختر آفتاب مهتاب ندیده میخواد
انشالله 1 دختر......خیانتکار....و خیلی معایب دیگه نصیبش کنه
Iran, Islamic Republic of
17:17 - 1392/02/13
سلام
خواهش میکنم ونوس عزیزم
من خیلی از زمان جدایم نگذشته نزدیک به دوماه هستش اما اون حالت بدگذشته رو ندارم اوایل خیلی خیلی ... حالم بد بود صبح که بیدار میشدم فکر میکردم تو جنهمم وقتی میخوابیدم اصلا دوست نداشتم بیدار شم همش ترس داشتم فردا صبح بیدار بشم باز همون حالت بیاد سراغم اوایل همش دعا دعا میکردم کارمون درست شه اما بعد دیدم روز به روز داره حالم بدتر میشه به جایی رسیدم که از خدا عاجزانه التماس میکردم که فقط بهم ارامش بده گفتم خداجونم هیچی نمیخوام فقط ارامش از ته دل از خدا خوستم اگه قسمت هم نیستیم این عشقو ازم بگیره به خدا قسم میخورم فردا صبحش که بیدار شدم احساس سبکی خیلی خوبی بهم دست داد یادمه نماز استغاثه به بانو حضرت زهرا خوندم بهم ارامش عجیبی دست داد
هر چند دلم هنوز غمیگنه و وصبحها که بیدار میشم یه خرده دلشوره دارم اما فکر میکنم دلشوره الان من به خاطر عدم برنامه ریزی خودمه
احساس میکنم هنوز کامل خودمو پیدا نکردم میدونی از نظر قلبی خیلی اروم شدم گذر زمان خیلی به ادم کمک میکنه اما هنوز که هنوزه تو فکرم هست هنوز از فکرم خارج نشده نمیدونم حکمت کار خدا چیه
اما خداروشکر اون مرحله سخت رو گذروندم با اتکا به خداوند
خانمی شما هم به خودت فرصت بده حالت خوب میشه من همش فکر میکردم که هیچ وقت خوب نمیشم اون استرس ودلشوره وحالت گیجی و مرگی رهایم نمیکنه اما خداروشکر نجات پیدا کردم

خانمی من متوجه نشدم یعنی میخوای استخاره کنی که برای همیشه فراموشش کنی ؟ اگه منظورت اینه نمیدونم واقعیتش من زیاد به استخاره ای که تو عرف مرسومه اعتقادی ندارم
بهترین راحل اینه به قلبت رجوع کنی ببینی قلبت چی میگه
خانمی بهت قول میدم اگه از خدا کمک بخوای از ته دل خیلی زود حالت خوب میشه
یه چیزی بگم ناراحت نشو از دستم به نظرم این دلیل مادرش فقط یه بهانه هستش اگه مادرش فردا یه دختره رو ببینه و بپسنده راضیه پسرش با همین شرایط الانش ازدواج کنه
میدونی انگار بعضی مادرا دوست دارن فقط فقط خودشون عروسشونو انتخاب کنن اگه پسرشون انتخاب کنه انگاری حق انتخاب اونا رو ضایع کرده اینم ارزوی بعضی مادرا هستش ارزوم میکنم هر مادری به عروس دلخواهش برسه اما من واقعا برای طرفم و مادرش ارزو میکنم به ارزوهاشون برسن
اما اگه ظلمی کردن باشن باید بدونیم خدایی هم هست حتی اگر ما ببخشیمیشون
خانمی یادمه یه غروبی همین که صدای الله اکبر اذان بلند شد برای چند ثانیه اول داشتم برای خودم دعا میکردم که یه دفعه ناخوداگاه شما اومدین به ذهنم از ته دلم برات دعا کردم

انشاالله که کارتون درست بشه اگر خیرت توش هست اگه هم درست نشد بدون خدا برات بهترین ها رو کنار گذاشته

راستی در مورد استخاره گفتی من یه کاری که خودم میکنم بهت میگم بعد از نماز سه بار سوره توحید وسه تا صلوات بفرست بعد نیت کن به خدا بگو بهت جواب بده
من که هرباری باز کردم مطابق نیتم اومد انگار احساس کردم که خدا داره مستقیم باهام حرف میزنه

مواظب خودت باش و بزار زمان بگذره
انشاالله بهترین ها برات رقم میخوره
الهی امین
Iran, Islamic Republic of
17:40 - 1392/02/13
با سلام
ستاره خانم واقعا ماجرایی که براتون پیش اومد درد ناک بودش اما بدون هر کسی ظلمی بکنه نتیجه شو میبینه اونا از دست ما در امان باشن از دست خدا که نمیتونن به ما کلک بزنن ایا به خدا هم میتونن کلک بزنن نه عزیزم اگه واقعا ظلم کرده باشن خدا براشون داره خوبش هم داره یه چیزی بگم شاید باورتون نشه به والله قسم میخورم وقتی به این قسمت کلک رسیدم نگاهم افتاد به قران قرانو باز کردم ایه 29تا 34 سوره رعد اومد ایه 33 دقیقا در مورد مکر گفته پس مطمئن باشیم خدا جواب مکرشونو میده
یه چیزی بگم من همه اینا رو مدیون عشقم هستم من باهاش بودم خیلی به خدا نزدیک شدم با رفتنش بیشتر از قبل نزدیک شدم چیز های خوبی بهم داد و با رفتنش هم مسبب خیر شد وقتی این چیزا رو یادم میافته براش ارزوی خوشبختی میکنم اما چه کنیم که قلبم بدجوری شکست با رفتنش

میگما ابجی پریسا این سوالات تو ذهن منم هست امروز داشتم فکر میکردم چرا اداما با احساس دیگران بازی میکنن میخوان واقعا کجا برن
پسرا که همه شون ارزوشونه دختر افتاب مهتاب ندیده بگیرن اما اینا خیال واهی هستش زهی خیال باطل خدا تو سوره نور تکلیف معیین کردند خودتون هم تو قالب شعر گفتین پس همون نصیبشون میشه اینا میخوان نعوذباالله سر خدا کلاه بزارن
ای.........

دوستان انگار داره متاسفانه روز به روز به جمعیتون اضافه میشه
Iran, Islamic Republic of
17:55 - 1392/02/13
باسلام
شرمنده دوستان
یه چیزی به فریده خانم بگم تمام
خانمی شما قرص خوردین که عشقتونو ثابت کنید؟ یا کارتون درست بشه ؟ اما به چه قیمتی اگه خدا بهتون رحم نمیکرد میدونید چه سرنوشتی در انتظارتون بود؟ پس خدا خیلی دوستتون داشت که نذاشت جهنمی بشین
بعدش خانمی با اینکارا هیچ وقت کارا درست نمیشه بلکه بدتر میشه چون پسره وخانوده پسره میگن ما چطوری بهش اعتماد کنیم از کجا معلوم فردا تو زندگیش یه مشکلی پیش بیاد نره سراغ خودکشی
شرمنده گلم انقدر رک حرف زدم
خانمی یعنی توی این همه مدت نتونست یه کاری پیدا کنه؟ حتی غیر مرتبط با رشته خودش شاید همتش کمه
یا حتما حکمتی تو کار خدا هستش به خدا اعتماد کنیم خانمی بهترین کمکی که میتونیم به خودمون بکنیم اینه بریم پیش صاحبمون پیش خدای خودمون همین
وقتی سرتو میزاری رو مهر دل کندن خیلی سخت میشه
مواظب خودت باشی خانمی روح خدا در تو دمیده شده پس بیایم حرمتش رو حفظ کنیم
Iran, Islamic Republic of
21:28 - 1392/02/13
به قول شاعر که میگه!
نیازو تو خودم کشتم که هرگز خم نشه پشتم
میخوام از زندگی لذت ببرم اگه خدا کمک کنه
دیگه هم نه عشق واسم مهمه نه عاشق شدن هرچن سوختم ولی میخوام تابهاره جوونه بزنم
Iran, Islamic Republic of
22:38 - 1392/02/13
نمیدونم واقعا چی بگم.بعد 6 ماه دوستی و هر روز چند دفعه در روز زنگ زدنو طولانی مدت عاطفی صحبت کردن ودم به دقیقه اس دادن.بدونه اینکه نگران شارش باشه .عادت دادن .منو تو اوج رویا هام بالا بردن.
دختر خوبو چادری هم بودومیگفت که میخاد عروس مامانم بشه.ولی یهو چشمش یکی دیگرو گرفت.کامل کامل گذاشتتم کنار.التماسشم کردم فایده نداشت.همش گوشیمو نگا میکنم شاید خبری باشه.دارم دیوونه میشم
Iran, Islamic Republic of
23:45 - 1392/02/13
واقعا درک نمیکنم چرا وقتی کسی رو اینقدر دوست داری اون ارزششو نمیبینه. مگه تو این دنیا چی قشنگ تر از دوست داشتن هست. منم یکیو دوست داشتم ولی بعد 1.5 سال وقتی خونوادش مخالفت کردن گذاشت و رفت. اون همه زندگی من بود. همیشه میگفت من تو رو بیشتر از تو دوست دارم ولی وقتیم که رفت دیگه حتی یه اس ام اس هم بهم نزد. باورم نمیشه. کاش آدما قدر دوست داشتن رو میدونستن
Iran, Islamic Republic of
11:31 - 1392/02/14
سلام پریسا جان
عزیزم میدونم خیانت خیلی وحشتناکه.من تجربه ش نکردم اما واقعا درکت می کنم ولی سعی کن نفرین نکنی.منم مدام مادر عشقمو نفرین می کنم.اما مطمنم چوب خدا صدا نداره.واگذارش کن به خدا.....
Iran, Islamic Republic of
12:50 - 1392/02/14
سلام فریده خانم
میدونی من هر چی زمان میگذره دارم به چیزی به یقین میرسم اونم اینکه اگه پسری واقعا عاشق باشه هیچ وقت به خاطر هیچ چیزی عشقشو از دست نمیده
میگن پسرا غیرتین خوب اگه واقعا یه دختری رو دوست داشته باشن پس چطوری رهاش میکنن که بره با یکی دیگه ازدواج کنه این اصلا جور درنمیاد
به نظرم تمام دلایل پسرا برای ترک یه رابطه فقط و فقط یه بهانه هستش دوربر خودمون کم نداریم کسایی که با هزار تا مشکل جنگیدن اما تسلیم نشدن خدا به ادم عقل داده یعنی هیچ راحلی وجود نداره برای مشکلشون به جزء جا خالی دادن
خالی خالی دادن کار ادمای ضعیفه و بس
چه بهتر رفتن اما ما چرا بشینیم غصه بخوریم و خودمونو داغون کنیم ما چیزی رو از دست ندادیم اونان که از دست دادن هر جای دنیا برن بهتر از ما نصیبشون نمیشه یعنی خدا نمیزاره

از هر دست بدهي از همان دست ميگيري حتي اگر ناخواسته باشد
دست بالاي دست بسيار است.
United States
14:29 - 1392/02/14
دخترا چرا خیانت میکنن چرا؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
14:47 - 1392/02/14
سلام هیچ ربطی نداره که مونث باشه یا مذکر که خیانت کنه
من خودم بخاطر عشقی که بهش داشتم حاضر بودم هر موانعی که سر راهمه بردارم تا بهش برسم اما یهو دلشو زدم یا خوبه بگم لگد به بخته خودش زد!!!
اما میزارم پای قسمت وحکمت خداوند که جز این نیست.براش ارزو میکنم با کسی ازدواج کنه که لایقش باشه وخوشبختش کنه
Iran, Islamic Republic of
16:24 - 1392/02/14
ایکاش الان 1 سال از این موقع گذشته بود-----اگه پسری کسی رو بخواد خودشو به آب و آتیش میزنه تا به مرادش برسه البته اگه دختر هم پسرو بخواد
پس علی جان طرفمون بعد از بازی دادن ، ما رو نخواسته چون اگه میخواست نمیرفت -سرد نمیشد - چقدر آدم میتونه وقیح باشه - تو که نمیخواستی لااقل بازی نمیدادی!!!!!
Iran, Islamic Republic of
16:51 - 1392/02/14
فریده جان
اگه اون تو رو بخواد حتی اگه شده میره دنبال کارگری تا وقتیکه 1 کار مناسب براش مهیا شه
حتی شده با همون اندک پولی که در میاره تو رو نگه میداره تا مبادااز دستت بده
اگه اون تورو بخواد کنارت میمونه -اون میدونه که تو دوستش داری پس بخاطر دوست داشتن هم که شده میدونه که تو با کم و زیادش میسازی
اون تو رو میشناسه 2 ساله که میشناسدت
پس عزیزم اون با علم بر این میخواد رهات کنه
بنظرم بیکاریش هم 1 بهانه هست
وگرنه میتونست با تو بمونه تلفناشو با تو داشته باشه تا شرایط بهتر پیش بیاد
در کل یا میخواد دکت کنه یا اینکه خیلی پر توقعه و باید شرایطش برای ازدواج عالی باشه
بنظرم مورد اول یعنی دک کردن محتمل تره یعنی نمیخوادت
خواهر گلم داداشم کسیو میخواست رفت خاستگاریش که بار اول چون وضع مالی داداشم از نظر اونا خوب نبود جواب رد شنید 1 سال تلاش کرد کار کرد کاری که مرتبط با رشتش نبود دوباره رفت خاستگاریش بله رو گرفت الانم خدا شکر 1 بچه دارن
بهش فکر نکن - امیدت به خدا باشه
اگه اون تورو بخواد میاد ولی بدون زندگی بدون اون هم میشه
Iran, Islamic Republic of
16:52 - 1392/02/14
آنقدر از تنهایی نترس
تو تنهایی وارد این دنیا شدی
Iran, Islamic Republic of
17:23 - 1392/02/14
تو دنیا فقط 3 نفر هستند كه بدون هیچ چشم داشت و منتی و فقط و فقط به خاطر خودت دوستت دارن و خواسته هات رو برطرف میكنند:
پدر و مادرت که ذره ای تو محبتشون نسبت به خودت شک نکن و هیچ وقت دلشون رو نشکن. و نفر سومی كه خودت پیداش میكنی، مواظب باش كه از دستش ندی و بدون كه تو هم برای او نفر سوم خواهی بود...
Iran, Islamic Republic of
19:31 - 1392/02/14
کاش قلب وسعت میگرفت شمع با پروانه الفت میگرفت کاش توی جادهای زندگی خنده هم از گریه سبقت میگرفت
Iran, Islamic Republic of
01:13 - 1392/02/15
سلام
خيلى وقته شبها دارم حرفهاى دل شمارو ميخونم، آروم گريه ميكنم، هيچ وقت فكر نميكردم از فرط غصه راهم بيفته به يك محيط مجازى، و بخوام درد و دل كنم.
من از كسى نامردى ديدم كه از روز اول گفت: من مرد هستم، نر نيستم. حالا پنج ماه از نامردى اى كه به من كرده ميگذره... و من هنوز ميگم، خدايا يعنى او بود كه با من بد كرد...
هميشه فكر ميكردم آدمهايى كه مهر خدا توى دلشون هست هرگز كارى نميكنن كه بنده خدا رو آزار بدن، اما همه باورهاى من از بين رفت.
اين آدم پدر نداشت و از ٣تا خواهر و مادرش نگهدارى ميكرد، حتى از برادر كوچكترش كه ازدواج كرده بود، فكر ميكردم مگه همچين آدمى ميشه نامرد باشه، كسى همش از مردونگى حرف ميزنه، كمبود وقتش رو تحمل ميكردم، گاهى ميشد ٢هفته، ٣هفته، گاهى ١ماه همديگرو نميديديم اما تحمل ميكردم، آخه تمام هفته كار داشت، آخر هفته هم يا مامانش مهمون داشت يا ميرفتن مهمونى، وقتى گله ميكردم ميگفت صبر كن، همه چى درست ميشه، تا من هستم نگران هيچى نباش، يه چهره مظلوم از خودش نشون ميداد، از همون اول حرفهايى مبنى بر ازدواج ميزد، وقتى من حرف ازدواج ميزدم، ميگفت بايد همديگرو بشناسيم، اما وقت نداشت، من بازم صبر ميكردم، فكر ميكردم تو اين دنياى بد يه مرد خوب پيدا كردم كه خوب گرفتار هست بايد دركش كنم، ميگفت انقدر دوست دارم كه جاى هيچ كس ديگه اى تو قلبم نيست، چند بار ازش دروغ شنيدم اما به روش نياوردم گفتم خجالت ميكشه، ميرفت مسافرت وقتى برميگشت چند روز ديرتر به من ميگفت، ميفهميدم اما ميگفتم حتماً بايد كنار مادر و خواهراش باشه نميخواد من ناراحت بشم، حتى روزايى كه با هم بيرون ميرفتيم، خيلى با عجله ميرفت كه به مهموني برسه مبادا چيزى بگن.
اطرافيانم خيلى بهم هشدار دادن كه همچين مردى هيچى براى تو نيست، باور نكردم، گفتن اين مردا مثل زهر خطرناك هستن باور نكردم، آخه بهش علاقمند شده بودم، به خاطر مردونگيش واسه خوانوادش، ميگفتم وقتى انقدر مسئوليت پذير هست هرگز با من بد نميكنه، به خاطر مهرى كه احساس ميكردم به خدا داره، به خاطر نماز و روزه اى كه ميگرفت، به خاطر شباى قدرى كه تا صبح احيا ميگرفت، به خاطر عذاداريش براى حسين، محال ميدونستم روزى در حقم نامردى كنه، اما كرد...
يه شبى كه طبق معمول وقت نداشت، ٢هفته بود نديده بودمش،بازم وقت نداشت، ديگه خسته شده بودم به خدا، گفتم بايد حرف بزنيم، طبق معمول گفت حالا بعداً، اما من ادامه دادم، جروبحث كرديم، يه جرو بحث ساده، چند روز تلفنم رو جواب نداد، بعد از ٤روز اس ام اس داد انگار هيچ اتفاقى نيوفتاده، جواب دادم منتظر بودم به خاطر كار زشتى كه كرده زنگ بزنه، نزد، بعد از چند روز اس ام اس دادن، يه روز براش نوشتم مگه تو براى من وقت هم دارى، ديگه جواب نداد، زنگ زدم بر نداشت... براش نوشتم حداقل بگو چرا، نوشت، من خواهرش هستم، خودش رفته مسافرت، دروغ ميگفت.
داشتم ميمردم، باورم نميشد، درست نزديك امتحانام بود، من دانشجوى دكترى هستم، از اون روز كه اوائل دى ماه بود تا عيد، فهميدم، پرپر زدن يعنى چى، صبحها با احساس خفگى از خواب بيدار شدن يعنى چى. توى اون ٢ ماه اول، كمتر شبى ميشد كه بخوابم، تا خود صبح گريه ميكردم و قدم ميزدم و ميگفتم خدايا يعنى اون با من اينكارو كرد، كسى كه انقدر صادق و وفادار و صبور بودم در قبالش، يه بار اس ام اس دادم بعد از يك ماه گفتم حالم خوب نيست، نوشت: من خواهرشم خودش مسافرت هست.
شب و روزم يكى شده بود، سياه شده بود، داشتم ميمردم، باورم نميشد كه كسى ادعاى مردى و خدا بكنه بعد يه دخترى رو كه ميدونه به وجودش وابسته شده، بهش علاقمند شده رو رها كنه، امتحاناتم رو با بدبختى و عذاب دادم، قرص خواب كه تو عمرم سراغش نرفته بودم ميخوردم اما باز با وحشت ساعت ٤ يا ٥ صبح از خواب ميپريدم...
وسط عيد براش نوشتم هرگز ازش نميگذرم، اما جوابى نيومد، نزديكاى آخر فروردين بود، يه روز مشغول درس خوندن بودم كه در كمال ناباورى ديدم زنگ زد، در كمال خونسردى حرف ميزد انگار كه هيچ اتفاقى نيوفتاده، وقتى بهش ميگفتم چه حال و روزى داشتم، ميگفت: آخه چرا، من كه گفتم مسافرت بودم، در ضمن تو هم مقصر بودى، حتى يه جمله مبنى بر دلجويى نگفت، فقط گفت: حالا ميبينمت ميگم چى شده بود، اما نزد، دوباره حالم بد شد، خوشحال شدم كه زنگ زده بود اما نميدونستم چرا ديگه زنگ نزد، چند روز گذشت مادرم ديد كه حالم خوب نيست، گفت من بايد با اين آقا صحبت كنم...
صحبت كرد، همه وجودم رو دوخته بودم به حرفاى مادرم، بلكه يه جمله از توش پيدا بشه كه بفهمم دوستم داشته... فقط حرفاى تلخ شنيدم، گفته بود خواهراش و مادرش همه زندگيشن، من مشكلى با اونا نداشتم نميدونم چرا بايد ميگفت، گفته بود من كارى نكردم، خيالم راحته، گفته بود انقدر دعاى خواهرام پشت سرم هست كه هيچ نفرينى به من اثر نميكنه...
اين حرفارو مردى زده بود كه تا آخرش ميگفت انقدر دوست دارم كه جاى هيچكس تو قلبم نيست، مردى كه فكر ميكردم خيلى مرد، خدارو ميشناسه، هيچ وقت دخترى رو كه به وجودش وابسته شده رها نميكنه... ديگه زنگ نزد، همه چى تموم شد،...
درونم رو تراشيد، خاليه خاليم، احساس ميكنم هيچى برام نمونده، من جز صداقت و محبت هيچى ندادم... روزى نيست كه گريه نكنم، ديگه تو اين دنيا پس به چه آدمى ميشه اعتماد كرد. انگار هزار تيكه شدم، فرو ريختم.
از هر نظر از من پايين تر بود، يادمه روزاى اول ميگفتم يعنى ميشه يه روز دوستش داشته باشم، اما با خودم ميگفتم: مرد هست، اين به همه چى مي ارزه...
Iran, Islamic Republic of
14:48 - 1392/02/15
گاهی که میرسم به تَهِ تَه ِخط گرفتاریهام

همونجا که حرفی نمی مونه جز شکایت کردن

چشمامـو میبندم و به بعضی آدمـهـای دیگر فکــر میکنم ...
به آدماے گرفـــتار تر، مـــریض تر، تنـــهاتر ...

خدایا شکــــرت ...
Iran, Islamic Republic of
21:10 - 1392/02/15
ممنون از توجهتون به درد و دل طولانيه من عاشق خدا
ديگه ياد گرفتم كه آدما براى هم نقاب دارن، كه گاهى آدماى حقيرى كه فكر ميكنن خدارو ميشناسن و از خدا فقط نماز و روزه و شب قدرش رو ميفهمن ميتونن خيلى بد و خطرناك باشن...
واگذارش كردم به خدا، يه روزى به خاطر كارى كه با قلب و روح و جسم من كرد خدارو اونطور كه بايد خواهد شناخت، هرگز نميبخشمش
مرسى از دعاى خوب شما، اميدوارم شما هم غم نبينيد...
Iran, Islamic Republic of
22:47 - 1392/02/15
کاش زمان به عقب برمیگشت میشدم همان کودک آرام و بی غصه میشدم کودکی که بزرگترین غصش نوشتن مشق هاش بود...
خدایا جدایی از کسی که فکر میکردی تمام زندگیشی سخته آدمو داغون میکنه خواهش میکنم به هممون صبر بده
United States
00:04 - 1392/02/16
وقتی هرشب خوابشو میبینم چجوری خوب باشم ولی اون براحتی گذاشت و رفت خط تلفنشم خاموش کرده هی خدا......
Iran, Islamic Republic of
16:00 - 1392/02/16
سلام
کامت هاتونو خوندم...واقعا متاثر شدم
بیشتر پسرا دل دخترا رو شکوندن
ولی خودمونیم دخترا خیلی با وفاتر و دلسوز تر از پسرا هستن..
Iran, Islamic Republic of
16:54 - 1392/02/16
باسلام
از خانم فریده و خانم ویدا خواهش میکنم وممنونم
نمیدونم دقت کردین یا نه اگه سرگذشت همه رو خونده باشین حداقلی از ماجرای خودشونو تعریف کردن اما من نه فقط یه جمله گفتم که اومد خواستگاری و نمیدونم سر چی تموم کرد
شاید یه روز داستانمو براتون تعریف کنم شاید خیلی ها باور نکنید
اما الان نمیتونم شاید یه روز تونستم نمیتونم چون خودم الان بین حقیقت ودروغ دست وپاه میزنم بر اساس یه چیزای به حقیقت میرسم اما براساس یه چیزای دیگه به دروغ
داستانم فقط احساس وقلب وروحم رو درگیر نکرد داستانم اعتقادم رو نشونه گرفت خیلی وقت بود گریه ام نگرفته بود دیشب سر نماز از خدا خواستم بزار این بغضم بترکه واشکم جاری بشه بعدش مثل ابر بهار اشک ریختم حتی تا موقع خوابیدنم بالشت زیر سرم خیس شد
همه دلایل رو میزاشتم کنار هم که به حقیقت برسم اما بازم نمیشد شاید خودم نمیخوام باور کنم اگه چیزای که تو ذهنمه حقیقت داشته باشه کمر راست کردنم خیلی سخت میشه از خدا خواستم الان جواب سوالاتم رو نده چون میدونم بدجور ضربه میخورم
مطمئنم اگه یه روز بیاد این طرفا از نوشته هام میفهمه منم
فقط یه چیزی میخوام بهش بگم اگه با احساسم وقلبم بازی کردی میبخشمت اما با اعتقادم نه شاید هیچ وقت نبخشمت
خدا در قران میفرمایند
قسمهايتان را ميان خودتان دستاويز فريب مكنيد كه قدمى از پس استوار شدنش بلغزد و شما را به سزاى بازماندنتان از راه خدا بدى رسد و عذابى بزرگ داشته باشيد

انشاالله همه اینا یه توهمه
اما من تا رسیدن به حقیقت میجنگم همیشه دعا میکنم حقیقت خودشو بهم نشون بده واز این تردید خلاص بشم

خانم فریده منم مشکلم مخالفت خانواده ها بودش
منم طبق گفته ویدا یاد مهربونی و نمازاش ومحبت های که درحقم کرد میافتم میگم حتما دلایلی داشته اما به دلیلش نمیرسم کاش انقدر جرات ومردونگی داشتن که میخوان تموم کنن همه چی رو بگن ادم با کلی سوالات بیجواب رها نکنن
اونی که میگفت از دست دادنت برام بزرگترین غم دنیاست چه راحت چند ماه با بزرگترین غم دنیاش کنار اومد
دوستان باید فقط امیدمون به خداباشه امیدمون رو سپردیم به دست بنده خدا حقمونه اینجوری ناامید بشیم
ابجی فریده چرا میخوای وسایلی که با پول زحمت کشیده پدرت خریدی اتیش بزنی هیچ وقت این کارو نکن
ممنونم از دعات منم برات دعا میکنم کسی که بتونه به معنی واقعی خوشبختت کنه بیاد توزندگیت وهمچنین برای همه دوستان
خبری از خانم ونوس نیست انشاالله اون به سرنوشت تلخ من دچار نشه ومادر پسره هرچی زودتر موافقت کنه
الهی امین

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،

امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛

پس

هیچ وقت نا امید نشو ،

بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
Iran, Islamic Republic of
01:02 - 1392/02/17
قرار نيست كه من هميشه خوش باشم...
پارسال من خوش بودم از اينكه در كنارت هستم.
امسال ديگري خوشحال است براي با تو بودن...
و سال بعد يكي ديگر...
از تلاش دست نكش كه چشم ملتي به تو است.......!!!!!!!!!!
این جمله رو یکی از یهترین دوستام سعیده خانوم که تو این سایت کمکم کرد گفته اینقدر زبیاست دویاره گذاشنم
سعیده خانوم اگه پیاممو میخونی بیا اینورا
خوشحال میشم
Iran, Islamic Republic of
02:25 - 1392/02/17
از خواهراى خوبم فريده، زهرا، پريسا و عاشق خدا ممنونم
از محبتتو ممنونم، چقدر خوبه كه بدون ديدن كسى دل آدم به خاطر غصه كسى بتپه، و چقدر بد كسانى كه ميبينند و ميدانند كه وجودت به وجودشون بسته هست ولى خودشون رو از تو دريغ ميكنن...
متوجه شدم كه جدايى هاى شما هم تلخ بوده، انگار دنيا پر از نامرد شده.
همه سرزنشم كردن كه چرا هنوز از اين نامرد حرف ميزنى بايد با از دلت بندازيش بيرون، بسه ديگه غصه نخور، و.... در مقابل همه لال شدم، حتى نميتونم بگم باور كنيد به اين دليل يا اون دليل دوستم داشته، اما نداشته
اگر كسى رو دوست داشته باشى نميتونى ازش دست بكشى
عاشق خدا، گاهى وقتها ميگم براى خدا كارى نداشت يه آدم خوب يه عشق واقعى سر راهم قرار ميداد، اما باز شكرش ميكنم...
زهرا جان دوست دارم پروردگارم اون روز رو نشرنم بده كه او جواب ظلمى رو كه به من كرد گرفته، شنيدم تا وقتى دل كسى رو كه شكستى به دست نيارى اثر وضعى گناهت پاك نميشه و همچنان مجازات ميشى
پريسا جان اگر بدونى چقدر سخته، كه بعد از همه اين نامردى ها فكر كنى خدايا يعنى ميشه زنگ بزنه، پشيمون بشه، خوابمو ببينه... اما در عين حال كار درست همونه كه تو گفتى كه كار عقله، اما دل...
فريده جان، تازه الان ميفهمم كه چرا ميگن جدا كردن دو نفر كه همديگرو دوست دارن گناه بزرگيه، چون انگار يه دفعه ميميرى، معتقدم هركس مسبب اين قضيه باشه حتى كم جواب ميگيره... نگران نباش
خصوصاً كه به قول مادرم سجاده نشين هم باشه...
خيلى خوبه كه همگى هستين... خيلى
Iran, Islamic Republic of
10:10 - 1392/02/17
سلام
حال دوستای گلم چطوره؟
متاسفانه مادر پسر راضی نشد.اما من تو این چن روز انقد رفتارهای بد ازش دیدم که خوشحالم عروسش نشدم.واقعا خدا بهم رحم کرده.تو این 24 سال پیش نیومده بود یه آدمی به بی رحمی و فریب کاری اون ببینم.من به خدا واگذارش می کنم و چون یه دختر پاک و صادق بودم مطمنم خدا حقمو ازش می گیره.فقط الان دچار یه نوع استرس شدم.فک کنم ترس از تنهایی باشه.آیا این طبیعیه؟
Iran, Islamic Republic of
11:56 - 1392/02/17
سلام دوستان،

من حدود 1 ماه و نیم میشه با یه دختری آشنا شدم، خیلی نقاط مشترک خوبی داریم، اما اون از همون روزهای اول بهم گفت که در گذشته تجربه تلخی داشته، و دیگه نمیخواد کسی رو دوست داشته باشه و کسی هم اونو دوست داشته باشه با این حال من جا نزدم و خواستم بهش کمک کنیم، با اینکه اونطور باید با من صمیمی میشد نشد چون دلش اجازه نمیداد به کسی دل ببنده، من هر کاری که از دستم بر می اومد کردم تا گذشته هاشو فراموش کنه و به آینده امیدوار شه، اما هیچ فایده ای نداشت، و روز به روز حالش بدتر میشد، با اینکه 6-7 ماهی از جداییش میگذشت.
میگفت از اینکه نمیتونم جواب محبت هاتو بدم دارم عذاب میکشم، و دیروز که دیگه اوجش بود و حالش بد شد و بردنش درمانگاه، بعدش که اومد خونه اومدیم تو نت که باهم گپ بزنیم، گفت که دیگه نمیتونه ادامه بده و باید تمومش کنیم، من هر چی میتونستم که منصرفش کنم گفتم ولی هیچ فایده ای نداشت، حتی گفتم حاظرم با خانوادم آشنات کنم، و بهت ثابت کنم که میخوام تا ابد کنارت بمونم، ولی دیدم اون هنوز داره به عشق گذشتش فکر میکنه، و گفت با خاطراتش میخوام تنهایی زندگی کنم!
من خیلی دوسش دارم دوستان، ولی موندم دیگه چیکار کنم، چه راهی رو امتحان کنم، همش فکر میکنه یه روزی عشق اولش برمیگرده!

از دوستان عزیزم هر کس نظری یا چیزی به ذهنش میرسه ممنون میشم که راهنماییم کنین، چون واقعا دیگه هیچی به ذهنم نمیرسه و دیگه دارم دیوونه میشم، و به این سادگی هم نمیتونم بیخیالش بشم!

دوستای عزیزم من چیکار کنم؟
Iran, Islamic Republic of
14:27 - 1392/02/17
آموختم که خدا عشق است وعشق تنها خداست.........
آموختم وقتی ناامید میشوم ، خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظارم را میکشد تا دوباره به رحمتش امیدوار شوم.........
آموختم اگر تاکنون به آنچه میخواستم نرسیدم ، خدا برایم بهترینش را در نظر گرفته.......
آموختم که زندگی سخت است ولی من از او سخت ترم.
Iran, Islamic Republic of
19:19 - 1392/02/17
سلام به همه دوستانم
به احتمال زیاد این اخرین کامنت منه پس طولانی میشه
دیگه خسته شدم از خودم همش فکرم شد اون شد شکست شکست شکست خیانت و.........
چرا دروغ بگم هنوز هنوزه ته ته دلم دوستش دارم هرچی دلایل رو میزارم کنارهم تا به این نتیجه برسم که اینا همش دروغ بود بازم نمیشه
با خودم میگم وقتی کسی با خانوده اش اومد خواستگاری کسی که عکس همه خانوده شو داد بهم کسی که منو به خدا نزدیک کرد کسی که باعث شد منی که نمازم رو یه خط در میون میخوندم شدم اول وقت کسی که حب اهل بیت خدارو تو دلم انداخت کسی که پاک بود کسی که عاشق بی بی فاطمه زهرا بود امکان نداره نامردی کنه
من میخواهم خوش بین باشم کسی که این همه بهم خوبی کرد حالا قسمت من نشد پس شد بد ، شد نامرد
نه این انصاف نیست حداقل به خاطر چیزای خوبی که بهم داد باید مدیونش باشم ومدیونش هستم
گاهی با خودم میگم پس چرا بدون دلیل محکمی رفت وقتی به این فکر میکنم افکار منفی میاد سراغم
میدونید اگه اوایل این کامنت ها رو خونده باشید یه برادری کامنت گذاشت که به خاطر مخالفت مادرش مجبور شد از عشقش جدا بشه
پس نباید همیشه یه طرفه به قاضی رفت
این کامنت من ممکنه باعث تحییر شما بشه اما من دیگه نمیخوام افکار منفی تو سرم پرورش بدم که باعث ازار واسترسم بشه خودمو ازار بدم در ازاش چیزی رو بدست نمیارم غیر اینکه جسم وروحم رو داغون کنم ودلم را پر از کینه کنم
میخوام همش به خوبیهای که درحقم کرد فکر کنم
نمیدونم چرا فکر میکنم یه روز میاد اینجا نظرمو میخونه یادمه یه روز بهم گفت عاشق تا جایی که میتونه تلاش میکنه اما وقتی ببینه نمیتونه کاری بکنه خودشو کنار میکشه تا زندگی معشوقش نابود نشه
دوستانی که الان هستن وممکنه بعدها بیان بگم که شکست عشقی خیلی تلخه قلب وقتی بشکنه صدا نداره اما درد زیادی داره ممکنه تا اخر عمر کامل التیام پیدا نکنه
اما باید خودمون هم همت کنیم تا بتونیم سرپاه بیاستیم با یه اتفاق تلخ اگه درجا بزنیم زندیگمونو باختیم
میگن وقتی پسری دختری رو بخواهد دست دست نمیکنه تو اولین فرصت خانوده شو در جریان میزاره میاد خواستگاری عشقم این کارو کرد با خانوده اش اومد درسته مخالفتی از طرف خانوده ها شد که باعث شد بهم نرسیم اما همین کافی بود برای اثبات عشقش
من خوشحالم تو زندگیم عشق رو تجربه کردم تجربه عشق چیزی کمی نیست عشقی که پاک باشه و اخرش تبدیل بشه به عشق خدایی
خوشحالم چون خیلی ها ممکنه تا اخر عمر عشق رو تجربه نکنن اما ما باید خوشحال باشیم که تجربه اش کردیم میگن عشق واقعی موقعی که بهم نرسین
میگن وصال مدفن عشقه
پس ما نباید ناراحت باشیم
درسته هنوز قلبا دوستش دارم ونمیتونم غیر از اون به کسی دیگه ای فکر کنم و قلبم شکسته اما میدونم خدا یه روزی یه جایی مرهمی برای قلبم میزاره
اگه یه روزی اومد نظرمو خوند بهش میگم که بخشیدمت به خاطر تمام خوبی های که درحقم روا داشتی به خاطر عشق پاکت به خاطر حرمتی که برای بی بی فاطمه زهرا قائل بودی
دوستان این کامنت من برای خداحافظی دیگه نمیخوام از شکست حرفی بزنم از این به بعد میخوام از پیروزی بگم به زندگی سلام کنم و خودمو پیدا کنم
دوستان خوبم موقعی که اومدم اینجا تو بدترین حالت روحی بودم حرف زدنم توی این سایت باعث شدحالم بهتر بشه چون واقعا کسی رو نداشتم باهاش درد ودل کنم جزء خدا (از مسئولین سایت کمال تشکر رو دارم)
فریده جانم شاید من اون روز تند رفتم اگه طرف اومد خواستگاری مطمئن باش قصدش خیر بوده
و به خاطر خوبی های که بهت کرد و عشق پاکش چیزای منفی رو از خودت دور کن وبزار پای حکمت خدا
وخودتو بیشتر از این ناراحت نکن بزار زمان بگذره بهتر میشی
پریسای خوبم میدونی گاهی مردا تنوع طلبیشون کار دستشون میده اگه مردی تنوع طلب باش هیچ تضمینی نداره فردا بعد از ازدواج نره سراغ یکی دیگه اینا نمیتونن با یکی باشن حتی اگه طرفشونو دوست داشته باشن اما تو خوشحال باش که قبل ازدواج خودشو لو داد این برات بهترین هدیه خداست
مدتیه از خانم باران خبری نیست امیدوارم اون برگشته باشه به زندگیش
واما ویدا خانم واقعا کار این پسره تعجب اوره چطوری این کارو کرد مطمئن باش ظلمی که بهت کرده با دعای خیر خواهراش پاک نمیشه گفتی اما شما هم به خوبی هاش فکر کن وبه خودت فرصت بده
گفتی که اطرافیان سرزنشت میکنن که چرا ... باید بگم کسی که با وجود ادم درامیخته میشه کسی که باهاش دوست داشتنو تجربه کردی ممکنه به این راحتی ها فراموش نشه ادم تا نچشه درک نمیکنه
گفتی برای خدا کاری نداشت درسته برای خدا کاری نداره از کجا معلوم تو اینده خدا عشق واقعی تو مسیر راهمون قرار نده
همین که با این به اصطلاح شکست پناه بردیم به دامن خدا چیز کمی نیست
انشاالله هممون به کسی که قسمتون هستش میرسیم
اما ونوس عزیزم هم درد من خانمی ازت یه خواهشی دارم نفرین نکن اونم مادره برای خودش دلیلی داره هرچند ممکنه دلیلش غلط باشه
من هیچ وقت مادر عشقمو فراموش نمیکنم با اینکه به دلیلی که ظاهرا مربوط به من نمیشد مخالفت کرد اما من قلبا دوستش دارم ارزوی دارم یه بار دیگه ببینمش بهش بگم دوستش دارم واقعا از ته دلم میگم بهش بگم که دوست داشتم به اندازه مادرم دوستشون داشته باشم
و اما شما این رفتارای که از مادرش دیدی باعث میشه بتونی راحتر کنار بیای اما درمورد سوالت بگم اره منم تا مدتی از خواب بیدار میشدم استرس ودلشوره میگرفتم وقتی صبحها چشممو باز میکردم اولین چیزی که یادم میاومد اینه دیگه عشقم رو از دست دادم استرس بدی میگرفتم شاید به خاطر اینه ممکنه هیچ وقت کسی رو اندازه اون دوست نداشته باشیم شاید ممکنه کسی نتونه مثل اون تو دلمون بشینه اینا همش طبیعیه
خودم میگم شاید هیچ وقت عشقی که با ایشون داشتم رو تجربه نکنم
اما دنیا بزرگه و خدا بزرگتر
چقدر حرف زدم انگار موقع خداحافظی ادم حرافاش تمومی نداره
دوستان از خدا بخواین اگه قسمتون اینه کارتون رو خودش درست کنه اما اگه قسمت نیست این عشقو واحساس رو ازتون بگیره و کسی رو که قسمتون هست نصیبتون کنه
دلم براتون تنگ میشه اما باید برم میخوام با فکر کردن به تمام خوبیهاش به خودم فرصت بدم تا دوباره زندگیمو از نو بسازم دیگه حرفی از شکست نمیزنم این عشق برام پیروزی بود پیروزی نزدیک شدن به خدا
انقدر چیزای خوبی بهم داد که اگه هزاران بار خدا رو شکر کنم بازم کمه
اگه یه روزی اومد متنمو خوند بهش میگم من هنوز قلبا دوستتت دارم گرچه شاید طوری حرف زدم که ازت متنفرم اما نیستم میخوام با این تصمیمم به خودم فرصت دوباره زندگی کردن بدم حتی اگه هیچ وقت بهم نرسیم و تنهایی این عشق رو تو قلبم به اخر برسونم من واون عشقمون رو سپرده بودیم دست خدا مطمئنم خدا بهترین تصمیم رو برامون میگیره
دوستان همه شماها رو به خدای بزرگ وعاشق میسپارم اگه حرفی زدم ناراحت شدین منو به بزرگیتون ببخشید و حلالم کنید
و همچین از دوستان جدید زهرا خانم و خانم پریا وبقیه دوستان وبرادرای خوبم خداحافظی میکنم و همه شماها رو به خدای عاشق میپسارم

خدانگهدار
خواستم ارسال رو بزنم که دیدم کامنت گذاشتن انگار من رفتنی نیستم(شوخی کردم) اما یه چیزی به برادر خوبم بگم وتمام بردار خوبم کارت خیلی سخت شده باید همت کنی باید انقدر مردونه بهش محبت کنی که جای خالی اون عشق قبلی رو پر کنی بردارم خانمها عاشق رفتار مردونه هستن پس تو محبتت کردن مثل کوه محکم باش گاهی وقتا یه اخم به موقع چنان زنی رو عاشق میکنه که با صد تا نرم حرف زدن نمیشه پس با خلق وخوی مردونه بهش عشق بورز یادمه تونت خوندم یه نفر پرسیده بود که چطوری میتونیم کسی که سابقه شکست عشقی داشته رو عاشق کنیم تو همین مضمون بودش تو نت جستجو کن
اون خانم عذاب وجدانش هم به خاطر شماست هم به خاطر عشق گذشته اش فکر میکنه باهات حرف میزنه داره به عشقش خیانت میکنه اما شما اگه واقعا طالبش هستش اگه اون عشق قبلیشو میشناسی برو ازش خبر بگیر اینجوری که معلومه دختره به امید واهی نشسته پس میتونین بهش کمک کنین که از این امید خارج بشه همیشه احترامشو در بدترین شرایط نگه دار وحامیش باش دختری نیست در مقابل عشق پاک وصادق پسری بی تفاوت بمونه وسراخر هم خدا رو هیچ وقت از یاد نبر از خدا کمک بخواه

به درود وصد به درود به همه عاشقا
خدانگهدار
Iran, Islamic Republic of
00:29 - 1392/02/18
با یک دل عمگین به جهان شادی نیست تا یک ده ویران بود ابادی نیست............
Iran, Islamic Republic of
01:29 - 1392/02/18
hamin alan az kasi joda shodam kee 2sal bud ham chizam bud hame kasam delkhoshim arezum kheliiiiiiiiiiiiiiiiii dusesh da shtm harkari kardam barash , ras migan mohabate bish az had...... alan daram azab mikesham, hame matlabaro xundam vali hanuz daram misuzam, engar ye ozv az badanam bud
Iran, Islamic Republic of
01:16 - 1392/02/19
سلام علی s
سعی میکنم حالم خوب باشه
دوستای جدید پیدا میکنم تا احساس تنهایی نکنم
علی جان شما بهتر شدی؟
Iran, Islamic Republic of
20:46 - 1392/02/19
صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر ولي از اين دو دردناک تر اين است که نداني بايد صبر کني يا فراموش
United States
00:32 - 1392/02/20
تو این زمونه دو نفر همیشه تنهان دختری که آرایش بلد نیست و پسری که دروغ گفتن بلد نیست !
United States
19:09 - 1392/02/20
همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم
" روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد "
می‌ نوشتم
" روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم،
که هنوز دوستم داشته باشی‌ "
می‌ نوشتم
در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام
جز ایمانِ به بازگشتِ تو

امروز می‌‌نویسم
یقینا آمده است
ولی‌ روزی که من از هراسِ دیوار ها
خانه را که نه
خودم را ترک کرده بودم
Iran, Islamic Republic of
19:42 - 1392/02/20
سلام یاسر جان
اول اینکه امیدت به خدا باشه
دوما اون الان به هیچ چیز نمیتونه فکر کنه معلومه شدیدا درگیره عشق اولشه
بنظرم شما بیشتر مواظب خودت باش که حال و روزت از اینی که هست بدتر نشه اینطور که معلومه شما هم دارید به این خانم وابسته میشید و مورد بی توجهی این خانوم قرار میگیری که این تورو اذیت میکنه-پسر خوب میدونم دوسش داری ولی اون فعلا علاقه ای نسبت به شما درونش ایجاد نشده این علاقه وقتی تو اون خانوم ایجاد میشه که کاملا از عشق اولش ناامید شه و تشنه محبت شما بشه اگه میتونی روند ناامید شدن از عشقشو بیشتر کن مثلا از کارایی که عشق اولش در حقش نامردی کرده یا اینکه اون الان یکی رو داره و........حرف بزن -شما رابطتو در سطح معمول نگهدار نه اینکه خودت اذیت شی - ولی خیلی بهش نزدیک نشو چون فعلا اون همه رو پس میزنه -اینقدر عشق و احساسش شدیده که شاید تا 2-3 ماه دیگه هم همینطور باشه ولی در کل زمان میبره-شما هم تا 1 حدی میتونی بهش کمک کنی نه بیشتر
Iran, Islamic Republic of
21:20 - 1392/02/20
سلام.من پسری میشناسم که دروغ نمیگه!!!!!1
United States
14:50 - 1392/02/21
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی !!!
یـــک لبخنـــــد...
یـــک نگــــــــاه...
یـک عـطـر آشـنـا ...
یــک صــــــــدا...
یــک لــبـاس آشـنـا...
یــک خــیـابـون...
یــک خـاطـره ...
از درون داغونـــت می کــــند و یـــادش مــیـوفـتـی
Iran, Islamic Republic of
23:39 - 1392/02/21
سلام دوستای عزیزم.واقعا نمی دونم اگه شماها نبودین چی کار باید می کردم
من روز به روز داره حالم بدتر میشه.استرس وحشتناکی دارم.قلبم به شدت درد می کنه و تند تند می زنه.همه ش یاد حرفهای مادر سنگدل و خواهر خودخواهش می افتم
همه ش تو این فکرم مگه میشه آدم انقد بی رحم باشه.عشقم آخرین بار گریه کرد و گفت بریدم.آخه یه مادر چطور میتونه به خاطر خودخواهیش بچه شو نادیده بگیره...
خودش چطور تونست منو تنها بذاره.هیچ وقت از گل نازکتر بهم نگفت منم خیلی دوسش داشتم.به خدا کار مادرش یه گناه نابخشودنیه
چی کار کنم.من 10 روز دیگه امتحان دارم.واقعا موندم.تو رو خدا کمکم کنید
فرهاد