دیدنیها کم نیست، من و تو کم دیدیم
فرهاد مهراد؛ «مرد تنها»ی ترانه ها
امروز - ۲۹ دی ماه - مصادف است با هفتاد و دومین سالگرد تولد فرهاد مهراد؛ مردی که در تمام درازای عمر خود، همان «مرد تنها»یی باقی ماند که توصیفش کرده بود. تک ترانههای او و صدایش اما همچنان در ذهنها مانده است.
برترین ها: امروز - ۲۹ دی ماه - مصادف است با هفتاد و دومین سالگرد تولد فرهاد مهراد؛ مردی که در تمام درازای عمر خود، همان «مرد تنها»یی باقی ماند که توصیفش کرده بود. تک ترانههای او و صدایش اما همچنان در ذهنها مانده است.
همزمان با سالهای شکوفایی فرهنگی دهه چهل، فرهاد هم با نخستین ترانهاش، «مرد تنها» که به زبان فارسی خواند، به اوج شهرت رسید. صدایی متفاوت و از جنسی دیگر. پیش از آن که به ترانههای فارسی روی بیاورد، ری چارلز ایران مینامیدندش. همانقدر در تفسیر ترانههای فارسی مهارت داشت، که در خواندن ترانههای انگلیسی، به ویژه آن چه سیاه پوستان خوانده بودند.
پیش از انقلاب، هر چه خواند، از ترانه سرایان پاپ نوع جدید، شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز بود. متنهایی در تلفیق با آهنگهای اسفندیار منفردزاده، که به همین گروه مدرن موسیقی تعلق داشت، موسیقی و ترانهی از نوع دیگر را در ایران باب کرد.
جمعه، شبانه، هفته خاکستری، سقف، از ترانههای به یاد ماندنی او در سالهای پیش از مرگ ترانه در ایران است. پس از انقلاب آلبوم برف، با تنوع شعری بسیار از شاعران مدرن و سنتی، نیما و ابوسعید ابوالخیر از او به یادگار مانده است. مقلدین زیاد بودند. اما جانشینی برای او پیدا نشد.
بازخوانی ترانهی بیتلها
اوج شهرت الویس پریسلی و بیتلها در آمریکا و اروپا همزمان بود با گسترش موسیقی پاپ در ایران. هنوز اما موسیقی پاپ نتوانسته بود هواخواهان چندانی را به خود جلب کند. برخی آن را مبتذل میخواندند و همچنان به سنت و موسیقی سنتی پایبند بودند، و جوانانی هم که طرفدار این نوع موسیقی بودند، بیشتر از ریتم و حرکتی که با انرژی جوانانهی آنان سازگارتر بود، خوششان میآمد. هنوز سه تفنگدار ترانهسرایی نوین در ایران پا به میدان نگذاشته بودند تا شکل و قامت و محتوای دیگری به ترانهها ببخشند. سخن از عشق و دلدادگی بود و موی یار و دو چشمون سیاه.
فرهاد مهراد نیز در آن زمان تنها ترانههای بیتلها را بازخوانی میکرد. تازه همان بازخوانیها هم اتفاقی بود. آنگونه که فرهاد خود گفته است: در سال ۱۳۴۲ در یک گروه چهار نفری در هتلی در اهواز گیتار مینواخته، در حالی که به خطا در قرارداد او آمده بود که آواز نیز میخواند. همین خطای در تشخیص، او را بر آن داشته، با سرعت چند آهنگ را تمرین کند.
ترانههایی به انگلیسی و از نوع موسیقی پاپی که در آن زمان در ایران متداول بود. احتمالا ترانهی yesterday گروه بیتلها از همان زمان به یادگار مانده است. دوستداران صدای فرهاد، دیروز او را امروز هم بیشتر از بیتلها میپسندند.
فرهاد مدتی نیز با یک گروه موسیقی به نام «سل» که وابسته به یک موسسه خیریه آمریکایی بود، همکاری میکند. همکاری با این گروه او را با موسیقی سیاه پوستان آشنا میسازد و از همان جا شیفته صدای « ری چالز» میشود. ادامه کار در رستوران کوچینی در گروه «بلک کتز»، شهرت ری چارلزِ ایران را نیز برای او به همراه داشت.
«مرد تنها» ترانهای با مضمون اجتماعی
هنوز اما از ترانه به زبان فارسی خبری نبود و فرهاد هم رغبتی به خواندن این ترانهها نشان نمیداد. حالا دیگر سال ۴۸ شده بود و سال بنیاد استودیوی طنین. بنیانگذاران این استودیو، تورج نگهبان، ترانه سرا و پرویز اتابکی آهنگساز بودند که جوانان علاقمند را برای ساختن کارهای متفاوت به سوی خود جلب کرده بودند: اسفندیار منفردزاده بود و شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز. اما آن که در آغاز به رنگ صدای متفاوت فرهاد پی برد، اسفندیار منفردزاده بود.
از آن پس، دیگر ترانهسرایان نوین ایران نیز به او روی آوردند. زیرا صدای فرهاد علاوه بر حس و حال، نوعی حالت تفسیری به ترانهها میداد، که با خواست ترانه سرایان هم سازگار بود. ترانههایی که حالا دیگر رنگ و بوی اجتماعی/ سیاسی داشت، و با صداهایی از انواع پیشین جور در نمیآمد. جنتی عطایی، سقف را برای فرهاد ساخت و اردلان سرفراز آیینهها را. آهنگسازانی چون محمد اوشال و واروژان با خسته و اسیر شب و هفته خاکستری به او روی آوردند.
«جمعه» اما دومین ترانهای بود که با همکاری شهیار و اسفندیار، به صدای فرهاد سپرده شد. ترانهای که بلافاصله پس از انتشار در زمرهی ترانههای معترض جای گرفت.
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
نفسم در نمییاد
جمعهها سر نمییاد
شهیار قنبری اما میگوید که این ترانه حس واقعی من از جمعه بوده. فرهاد در جایی گفته است که پس از خواندن این ترانه، خانم مسنی از اقوام او که اصلا اهل اینگونه موسیقی نبوده، به او میگوید: من سالها بود میخواستم همین چیِزها را بگویم و نمیتوانستم.
فرهاد هم معتقد بود که متن «جمعه» به گونهای بود که گوئی هزاران نفر همینها را با هم فریاد میکنند. اما معترض بودن ترانه جمعه را فرهاد به گردن آهنگساز میاندازد و میگوید: شاید آهنگساز آن را به جمعه واقعه سیاهکل ارتباط داده باشد. به هر حال برای اغلب ما، همچنان جمعه روز بدی است. روز بی حوصلگی.
او در «اسیر شب» میگوید:
جغد بارون خوردهای تو كوچه فریاد میزنه
زیر دیوار بلندی یه نفر جون میكنه
من اسیر سایههای شب شدم
شب اسیر تور سرد آسمان
پا به پای سایهها باید برم
شب به شب تا مرز تاریك جنون
دلم از تاریكیها خسته شده
همهی درها بروم بسته شده
خوب است بدانید، نخستین آلبوم راک اند رول ایران را فرهاد منتشر کرد.
پدر او، رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد تا ۸ سالگی که به همراه خانواده به تهران بازگشت در عراق زندگی میکرد. برادر بزرگ فرهاد ویولن مینواخت. یکی از دوستان برادرش متوجه علاقهٔ فرهاد به موسیقی میشود و از خانواده فرهاد میخواهد که سازی برای او تهیه کنند. با اصرار برادرش یک ویولنسل برای او تهیه میکنند و تمرینات فرهاد آغاز میشود؛ ولی عمر تمرینات ویولنسل از ۳ جلسه فراتر نرفت.
بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم با یک گروه نوازندهٔ ارمنی آشنا میشود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را میآموزد و مدتی بعد به عنوان نوازندهٔ گیتار در همان گروه شروع به فعالیت میکند. فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سالهای انگلستان آشنا شد.
در اواخر دهه ۱۳۵۰ فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد.
تا سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران کنسرتهای فراوانی داد. در بهمن ۱۳۵۷ همزمان با انقلاب ترانهٔ معروفش «وحدت» (آهنگ از منفردزاده، شعر از سیاوش کسرایی) را ضبط کرد.
پس از انقلاب مدتها از کار منع شد تا بالاخره در ۱۳۶۹ آلبوم خواب در بیداری را منتشر کرد که چند ترانهٔ فارسی و چند ترانهٔ انگلیسی داشت. در این نوار فرهاد پیانو هم مینواخت و بعضی از آهنگها را هم خود ساخته بود. در ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در کلن اجرا کرد.
در ۱۳۷۶ آلبوم وحدت او نیز منتشر شد که شامل ترانههای دههٔ ۱۳۵۰ او بود. در ۱۳۷۷ توانست در هتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم برف را نیز منتشر کرد.
پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهیه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانههایی از کشورها و زبانهای مختلف را در بر میگرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه (قطعه ۱۱۰، ردیف ۷، سنگ ۲۳) در پاریس دفن شد.
همزمان با سالهای شکوفایی فرهنگی دهه چهل، فرهاد هم با نخستین ترانهاش، «مرد تنها» که به زبان فارسی خواند، به اوج شهرت رسید. صدایی متفاوت و از جنسی دیگر. پیش از آن که به ترانههای فارسی روی بیاورد، ری چارلز ایران مینامیدندش. همانقدر در تفسیر ترانههای فارسی مهارت داشت، که در خواندن ترانههای انگلیسی، به ویژه آن چه سیاه پوستان خوانده بودند.
پیش از انقلاب، هر چه خواند، از ترانه سرایان پاپ نوع جدید، شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز بود. متنهایی در تلفیق با آهنگهای اسفندیار منفردزاده، که به همین گروه مدرن موسیقی تعلق داشت، موسیقی و ترانهی از نوع دیگر را در ایران باب کرد.
جمعه، شبانه، هفته خاکستری، سقف، از ترانههای به یاد ماندنی او در سالهای پیش از مرگ ترانه در ایران است. پس از انقلاب آلبوم برف، با تنوع شعری بسیار از شاعران مدرن و سنتی، نیما و ابوسعید ابوالخیر از او به یادگار مانده است. مقلدین زیاد بودند. اما جانشینی برای او پیدا نشد.
بازخوانی ترانهی بیتلها
اوج شهرت الویس پریسلی و بیتلها در آمریکا و اروپا همزمان بود با گسترش موسیقی پاپ در ایران. هنوز اما موسیقی پاپ نتوانسته بود هواخواهان چندانی را به خود جلب کند. برخی آن را مبتذل میخواندند و همچنان به سنت و موسیقی سنتی پایبند بودند، و جوانانی هم که طرفدار این نوع موسیقی بودند، بیشتر از ریتم و حرکتی که با انرژی جوانانهی آنان سازگارتر بود، خوششان میآمد. هنوز سه تفنگدار ترانهسرایی نوین در ایران پا به میدان نگذاشته بودند تا شکل و قامت و محتوای دیگری به ترانهها ببخشند. سخن از عشق و دلدادگی بود و موی یار و دو چشمون سیاه.
فرهاد مهراد نیز در آن زمان تنها ترانههای بیتلها را بازخوانی میکرد. تازه همان بازخوانیها هم اتفاقی بود. آنگونه که فرهاد خود گفته است: در سال ۱۳۴۲ در یک گروه چهار نفری در هتلی در اهواز گیتار مینواخته، در حالی که به خطا در قرارداد او آمده بود که آواز نیز میخواند. همین خطای در تشخیص، او را بر آن داشته، با سرعت چند آهنگ را تمرین کند.
ترانههایی به انگلیسی و از نوع موسیقی پاپی که در آن زمان در ایران متداول بود. احتمالا ترانهی yesterday گروه بیتلها از همان زمان به یادگار مانده است. دوستداران صدای فرهاد، دیروز او را امروز هم بیشتر از بیتلها میپسندند.
فرهاد مدتی نیز با یک گروه موسیقی به نام «سل» که وابسته به یک موسسه خیریه آمریکایی بود، همکاری میکند. همکاری با این گروه او را با موسیقی سیاه پوستان آشنا میسازد و از همان جا شیفته صدای « ری چالز» میشود. ادامه کار در رستوران کوچینی در گروه «بلک کتز»، شهرت ری چارلزِ ایران را نیز برای او به همراه داشت.
«مرد تنها» ترانهای با مضمون اجتماعی
هنوز اما از ترانه به زبان فارسی خبری نبود و فرهاد هم رغبتی به خواندن این ترانهها نشان نمیداد. حالا دیگر سال ۴۸ شده بود و سال بنیاد استودیوی طنین. بنیانگذاران این استودیو، تورج نگهبان، ترانه سرا و پرویز اتابکی آهنگساز بودند که جوانان علاقمند را برای ساختن کارهای متفاوت به سوی خود جلب کرده بودند: اسفندیار منفردزاده بود و شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز. اما آن که در آغاز به رنگ صدای متفاوت فرهاد پی برد، اسفندیار منفردزاده بود.
از آن پس، دیگر ترانهسرایان نوین ایران نیز به او روی آوردند. زیرا صدای فرهاد علاوه بر حس و حال، نوعی حالت تفسیری به ترانهها میداد، که با خواست ترانه سرایان هم سازگار بود. ترانههایی که حالا دیگر رنگ و بوی اجتماعی/ سیاسی داشت، و با صداهایی از انواع پیشین جور در نمیآمد. جنتی عطایی، سقف را برای فرهاد ساخت و اردلان سرفراز آیینهها را. آهنگسازانی چون محمد اوشال و واروژان با خسته و اسیر شب و هفته خاکستری به او روی آوردند.
«جمعه» اما دومین ترانهای بود که با همکاری شهیار و اسفندیار، به صدای فرهاد سپرده شد. ترانهای که بلافاصله پس از انتشار در زمرهی ترانههای معترض جای گرفت.
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
نفسم در نمییاد
جمعهها سر نمییاد
شهیار قنبری اما میگوید که این ترانه حس واقعی من از جمعه بوده. فرهاد در جایی گفته است که پس از خواندن این ترانه، خانم مسنی از اقوام او که اصلا اهل اینگونه موسیقی نبوده، به او میگوید: من سالها بود میخواستم همین چیِزها را بگویم و نمیتوانستم.
فرهاد هم معتقد بود که متن «جمعه» به گونهای بود که گوئی هزاران نفر همینها را با هم فریاد میکنند. اما معترض بودن ترانه جمعه را فرهاد به گردن آهنگساز میاندازد و میگوید: شاید آهنگساز آن را به جمعه واقعه سیاهکل ارتباط داده باشد. به هر حال برای اغلب ما، همچنان جمعه روز بدی است. روز بی حوصلگی.
او در «اسیر شب» میگوید:
جغد بارون خوردهای تو كوچه فریاد میزنه
زیر دیوار بلندی یه نفر جون میكنه
من اسیر سایههای شب شدم
شب اسیر تور سرد آسمان
پا به پای سایهها باید برم
شب به شب تا مرز تاریك جنون
دلم از تاریكیها خسته شده
همهی درها بروم بسته شده
خوب است بدانید، نخستین آلبوم راک اند رول ایران را فرهاد منتشر کرد.
پدر او، رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد تا ۸ سالگی که به همراه خانواده به تهران بازگشت در عراق زندگی میکرد. برادر بزرگ فرهاد ویولن مینواخت. یکی از دوستان برادرش متوجه علاقهٔ فرهاد به موسیقی میشود و از خانواده فرهاد میخواهد که سازی برای او تهیه کنند. با اصرار برادرش یک ویولنسل برای او تهیه میکنند و تمرینات فرهاد آغاز میشود؛ ولی عمر تمرینات ویولنسل از ۳ جلسه فراتر نرفت.
بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم با یک گروه نوازندهٔ ارمنی آشنا میشود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را میآموزد و مدتی بعد به عنوان نوازندهٔ گیتار در همان گروه شروع به فعالیت میکند. فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سالهای انگلستان آشنا شد.
در اواخر دهه ۱۳۵۰ فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد.
تا سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران کنسرتهای فراوانی داد. در بهمن ۱۳۵۷ همزمان با انقلاب ترانهٔ معروفش «وحدت» (آهنگ از منفردزاده، شعر از سیاوش کسرایی) را ضبط کرد.
پس از انقلاب مدتها از کار منع شد تا بالاخره در ۱۳۶۹ آلبوم خواب در بیداری را منتشر کرد که چند ترانهٔ فارسی و چند ترانهٔ انگلیسی داشت. در این نوار فرهاد پیانو هم مینواخت و بعضی از آهنگها را هم خود ساخته بود. در ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در کلن اجرا کرد.
در ۱۳۷۶ آلبوم وحدت او نیز منتشر شد که شامل ترانههای دههٔ ۱۳۵۰ او بود. در ۱۳۷۷ توانست در هتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم برف را نیز منتشر کرد.
پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهیه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانههایی از کشورها و زبانهای مختلف را در بر میگرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه (قطعه ۱۱۰، ردیف ۷، سنگ ۲۳) در پاریس دفن شد.
تبلیغات متنی
-
سپاهان در مسیر جذب بمب مدنظر پرسپولیس سنگ انداخت
-
مردم در این جاده مهم کشور گرفتار برف شدند
-
اولین تصویر از بازیگر سینما در بیمارستان بعد از تصادف شدید
-
عراقچی به تهدید ایران توسط ترامپ پاسخ داد
-
مقصد احتمالی بازیکن مازاد پرسپولیس مشخص شد
-
دادستان لرستان درباره ناآرامیها بیانیه صادر کرد
-
کلاسهای درس این دانشگاهها مجازی شد
-
ماجرای نمایان شدن دود در غرب تهران
-
رئیس کل دادگستری اصفهان درباره اتفاقات اخیر پیغام داد
-
بازگشت غیرمنتظره ستاره استقلال با یک پیام تصویری
-
ماجرای دستگیری یک نفر در جریان ناآرامیهای دیشب اصفهان
-
تردید خبرگزاری فارس درباره هویت امیرحسام خدایاری
-
اسطوره رئال مادرید پست بازیکن استقلال را لایک کرد
-
پیغام مداح معروف بعد از تهدید نظامی ترامپ
-
پوشش مجری برنامه ورزشی صداوسیمای یزد سوژه شد
-
سپاهان در مسیر جذب بمب مدنظر پرسپولیس سنگ انداخت
-
عراقچی به تهدید ایران توسط ترامپ پاسخ داد
-
کلاسهای درس این دانشگاهها مجازی شد
-
بازگشت غیرمنتظره ستاره استقلال با یک پیام تصویری
-
تردید خبرگزاری فارس درباره هویت امیرحسام خدایاری
-
آمار رسمی از تجمعات و اعتراضات چند روز اخیر
-
سه چهره از جمع پرسپولیسیها کنار رفتند
-
علم الهدی، اعتراض را نشانه هوشیاری مردم اعلام کرد
-
بیرانوند احتمالا جام جهانی را از دست میدهد!
-
تهرانیها آماده باشند؛ باران و برف در راه است
-
چرا خودروهای داخلی سالهاست همان شکلیاند؟
-
استقبال مردم از بنزین ۹۰ هزار تومانی؛ تقریبا هیچ
-
افت ناگهانی فروش سینما زیر سایه اعتراضات
-
۴ نکته از بازی دیشب استقلال که خیلیها را امیدوار کرد
-
پاسخ تند سخنگوی وزارت خارجه به تهدید ترامپ
-
مجسمه شهید رئیسی سقوط کرد
-
لحظات شهادت امیرحسام خدایاری در کوهدشت
-
تعداد جانباختگان حوادث امروز لردگان اعلام شد
-
شلیک رگباری موشک «آخرالزمان» که رهگیری آن تقریباً ناممکن است
-
کشته شدن چند نفر در تجمعات امروز تایید شد
-
حرفهای عجیب ترامپ در ساعات اخیر درباره ایران!
-
بنرهای سیاسی که در سطح شهر تهران نصب شد
-
۳ کشته و ۱۷ زخمی در حوادث امشبِ ازنا
-
دفتر امام جمعه جونقان به آتش کشیده شد
-
جدول تغییرات حقوق کارمندان در سال ۱۴۰۵
-
جمله پزشکیان درباره دلار به شدت خبرساز شد
-
چهره پزشکیان در این تصویر مورد توجه قرار گرفت
-
ترامپ: به زودی برای ایران تصمیم میگیرم
-
تصویری از بسیجی به شهادت رسیده در کوهدشت
-
اشک ابراهیم تاتلیسس پس از دیدن عشق سابقش در آمد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل






نظر کاربران
روحش شاد
خدا رحمتش کنه.چه غریبانه فوت شد و چه غریبانه دفن .
تا همین دیروز نمیدونستم آهنگی به اسم محمد داره.