طنز؛ آقای خاص به مثابه یک دوره تاریخی!
ساعت از دوازده شب گذشته بود. روی تختم دراز کشیده بودم و بدنم را با لذت خاصی کش میدادم. کش دادن بدن جزو معدود موارد لذتبخشی است که خوشبختانه از چشمان تیزبین مسئولین پنهان مانده و انجام آن هنوز بلامانع است.
آیدین سیارسریع در روزنامه قانون نوشت:
ساعت از دوازده شب گذشته بود. روی تختم دراز کشیده بودم و بدنم را با لذت خاصی کش میدادم. کش دادن بدن جزو معدود موارد لذتبخشی است که خوشبختانه از چشمان تیزبین مسئولین پنهان مانده و انجام آن هنوز بلامانع است. جفت جورابم را گلوله کردم و پرتش کردم به سمت کلید برق و چراغ با موفقیت خاموش شد. لحاف را تا سرم بالا کشیدم و همین که چشمانم را بستم ناگهان در اتاق با شدت تمام باز شد و در آن تاریکی مطلق قامت مردی پیدا شد که همزمان با صدای مهیب رعد و برق میخندید و صدای یوهاهاها از خودش در میآورد. چهرهاش معلوم نبود. وحشت زده از جایم پریدم و گفتم: تو کی هستی؟
گفت: من آقای خاص هستم.
گفتم: اومدی عقد کنی؟
گفت: نه
ترسیدم و به پاش افتادم و گفتم: جون عزیزت رحم کن! من هنوز جوونم. میخوام به فعالیت مطبوعاتی ادامه بدم.
گفت: دستتو بکش آقا. من به تو چیکار دارم؟
رهایش کردم. کتش را مرتب کرد و کلید برق را زد و فضا روشن شد. سرش را بالا گرفت و با غرور گفت: من آقای خاصم. خوزه مورینیو.
گفتم: آهان از اون لحاظ ... ولی سرمربی چلسی ... این موقع شب ... تو اتاق من ...؟
گفت: مشکلی هست؟
گفتم: نه. ولی ترجیح میدادم با توجه به موقعیت زمانی و مکانیای که در حال حاضر توش قرار داریم نمایندهای از آرسنال تو اتاق حاضر بشه.
گفت: انتظاراتت رو بیار پایین. میگم دیدیه دروگبا بیادا!
گفتم: نه غلط کردم ... الان تو با من چیکار داری؟
با دست صورتش را نشان داد و گفت: ببین ... تصویر من گاهی محو میشه و دوباره بر میگرده. ایناهاش! راست میگفت. دقت که کردم دیدم صورتش گاهی شطرنجی میشود و دوباره به حالت عادی بر میگردد.
گفتم: فکر کنم به خاطر فیلترینگ هوشمند باشه.
گفت: فیلترینگ هوشمند چیه؟
گفتم: سیستم پیشرفتهای است که بهصورت هوشمند ممنوع التصویر میکنه.
طفلی همینطور هاج و واج مانده بود که اینها یعنی چه. گفت: خب به چه هدفی؟
گفتم: برای این که هموطنان ما در امنیت باشند.
گفت: چرا صورت من به این شکل دراومده؟
لحاف را دوباره کشیدم روی سرم و گفتم: برو بیرون. من دیگه نمیتونم باهات حرف بزنم.
نزدیکتر آمد، جیغ کشیدم. دوباره رفت عقب.
گفتم: یه قدم دیگه نزدیکتر بیای زنگ میزنم مدیرمسئولمون بیاد.
بعد از آن کمی فکر کردم و دیدم جمله آخرمم بیشتر از این که تهدید باشد، یک راهکار مناسب است. زنگ زدم به مدیرمسئول و گفتم زودتر خودش را برساند. مدیر مسئول آمد و پرسید این کیه؟ گفتم آقای خاص. رنگش پرید، خواست فرار کند ولی خورد به در بسته و افتاد روی زمین. گفتم آقا نترس! مربیه. گفتم خودت بیای ببینیش، فردا مطلب منو به لیدی گاگا ندی. گفت: پس چرا صورتش شطرنجیه؟ ماجرا را برایش توضیح دادم و گفت: خوزه جان! احتمالا بچههای فیلترینگ کلمه آقای خاص را دادهاند به سیستم و شما هم ناخواسته مشمول فیلترینگ شدی. چیزی نیست. صحبت میکنیم درست میشه.
آقای مدیرمسئول مورینیو را به گوشهای برد و آرام گفت: من یه کاری میکنم ممنوع التصویری و تصویر شطرنجیات برداشته شه، ولی در عوض یه چیزی ازت میخوام.
مورینیو گفت: چه چیزی؟
مدیرمسئول: این که کپی رایت اسمت رو در اختیار ما قرار بدی.
مورینیو: برای چی؟
مدیرمسئول: ما در حال حاضر یه سری محدودیت در نام بردن از دورههای تاریخی داریم. شما اگه اجازه بدی ما از اسمت بهعنوان یک دوره تاریخی استفاده کنیم.
مورینیو: مثلا چه جوری؟
مدیرمسئول: اینجوری: دوران دولت موقت، جنگ، سازندگی، مورینیو، مهرورزی، اعتدال
مورینیو: من که نمیفهمم چی میگی، فقط یه کاری کن این صورت من درست شه.
مدیرمسئول چشمکی به من زد و با مورینیو از اتاق خارج شد. من هم خوابیدم. ولی چه خوابی؟ همهاش کابوس بود و وحشت. طنزنویسان همه فقیر و بیچاره شده بودند. با لباسهای پاره و دمپایی کهنه در خیابانها لخ لخ میکردند و گل و سی دی و پوستر دیوید بکام میفروختند. مدتی بود که اعلام کرده بودند شوخی کردن با مرد بهاری ممنوع است!
ساعت از دوازده شب گذشته بود. روی تختم دراز کشیده بودم و بدنم را با لذت خاصی کش میدادم. کش دادن بدن جزو معدود موارد لذتبخشی است که خوشبختانه از چشمان تیزبین مسئولین پنهان مانده و انجام آن هنوز بلامانع است. جفت جورابم را گلوله کردم و پرتش کردم به سمت کلید برق و چراغ با موفقیت خاموش شد. لحاف را تا سرم بالا کشیدم و همین که چشمانم را بستم ناگهان در اتاق با شدت تمام باز شد و در آن تاریکی مطلق قامت مردی پیدا شد که همزمان با صدای مهیب رعد و برق میخندید و صدای یوهاهاها از خودش در میآورد. چهرهاش معلوم نبود. وحشت زده از جایم پریدم و گفتم: تو کی هستی؟
گفت: من آقای خاص هستم.
گفتم: اومدی عقد کنی؟
گفت: نه
ترسیدم و به پاش افتادم و گفتم: جون عزیزت رحم کن! من هنوز جوونم. میخوام به فعالیت مطبوعاتی ادامه بدم.
گفت: دستتو بکش آقا. من به تو چیکار دارم؟
رهایش کردم. کتش را مرتب کرد و کلید برق را زد و فضا روشن شد. سرش را بالا گرفت و با غرور گفت: من آقای خاصم. خوزه مورینیو.
گفتم: آهان از اون لحاظ ... ولی سرمربی چلسی ... این موقع شب ... تو اتاق من ...؟
گفت: مشکلی هست؟
گفتم: نه. ولی ترجیح میدادم با توجه به موقعیت زمانی و مکانیای که در حال حاضر توش قرار داریم نمایندهای از آرسنال تو اتاق حاضر بشه.
گفت: انتظاراتت رو بیار پایین. میگم دیدیه دروگبا بیادا!
گفتم: نه غلط کردم ... الان تو با من چیکار داری؟
با دست صورتش را نشان داد و گفت: ببین ... تصویر من گاهی محو میشه و دوباره بر میگرده. ایناهاش! راست میگفت. دقت که کردم دیدم صورتش گاهی شطرنجی میشود و دوباره به حالت عادی بر میگردد.
گفتم: فکر کنم به خاطر فیلترینگ هوشمند باشه.
گفت: فیلترینگ هوشمند چیه؟
گفتم: سیستم پیشرفتهای است که بهصورت هوشمند ممنوع التصویر میکنه.
طفلی همینطور هاج و واج مانده بود که اینها یعنی چه. گفت: خب به چه هدفی؟
گفتم: برای این که هموطنان ما در امنیت باشند.
گفت: چرا صورت من به این شکل دراومده؟
لحاف را دوباره کشیدم روی سرم و گفتم: برو بیرون. من دیگه نمیتونم باهات حرف بزنم.
نزدیکتر آمد، جیغ کشیدم. دوباره رفت عقب.
گفتم: یه قدم دیگه نزدیکتر بیای زنگ میزنم مدیرمسئولمون بیاد.
بعد از آن کمی فکر کردم و دیدم جمله آخرمم بیشتر از این که تهدید باشد، یک راهکار مناسب است. زنگ زدم به مدیرمسئول و گفتم زودتر خودش را برساند. مدیر مسئول آمد و پرسید این کیه؟ گفتم آقای خاص. رنگش پرید، خواست فرار کند ولی خورد به در بسته و افتاد روی زمین. گفتم آقا نترس! مربیه. گفتم خودت بیای ببینیش، فردا مطلب منو به لیدی گاگا ندی. گفت: پس چرا صورتش شطرنجیه؟ ماجرا را برایش توضیح دادم و گفت: خوزه جان! احتمالا بچههای فیلترینگ کلمه آقای خاص را دادهاند به سیستم و شما هم ناخواسته مشمول فیلترینگ شدی. چیزی نیست. صحبت میکنیم درست میشه.
آقای مدیرمسئول مورینیو را به گوشهای برد و آرام گفت: من یه کاری میکنم ممنوع التصویری و تصویر شطرنجیات برداشته شه، ولی در عوض یه چیزی ازت میخوام.
مورینیو گفت: چه چیزی؟
مدیرمسئول: این که کپی رایت اسمت رو در اختیار ما قرار بدی.
مورینیو: برای چی؟
مدیرمسئول: ما در حال حاضر یه سری محدودیت در نام بردن از دورههای تاریخی داریم. شما اگه اجازه بدی ما از اسمت بهعنوان یک دوره تاریخی استفاده کنیم.
مورینیو: مثلا چه جوری؟
مدیرمسئول: اینجوری: دوران دولت موقت، جنگ، سازندگی، مورینیو، مهرورزی، اعتدال
مورینیو: من که نمیفهمم چی میگی، فقط یه کاری کن این صورت من درست شه.
مدیرمسئول چشمکی به من زد و با مورینیو از اتاق خارج شد. من هم خوابیدم. ولی چه خوابی؟ همهاش کابوس بود و وحشت. طنزنویسان همه فقیر و بیچاره شده بودند. با لباسهای پاره و دمپایی کهنه در خیابانها لخ لخ میکردند و گل و سی دی و پوستر دیوید بکام میفروختند. مدتی بود که اعلام کرده بودند شوخی کردن با مرد بهاری ممنوع است!
تبلیغات متنی
-
امکان خرید «خانه سانتیمتری» فراهم شد!
-
عکس ناو جرالد فورد به شکل تابوت در وبسایت رهبری
-
بهرهبرداری از سایت ارتباطی روستایی ایرانسل در آذربایجان غربی
-
تاجیک: نمیتوانیم سربازان آمریکایی را در قبرستان مسلمانان نگه داریم
-
زمان برگزاری نمایشگاههای بهاره تهران اعلام شد
-
کنایه سنگین رئیس یک فدراسیون به دبیر و کشتی
-
پیشنهاد تازه روسیه در توافق احتمالی ایران و آمریکا
-
شاهکار معماری در زمینی که جا نداشت!
-
پیشنهاد سامان جلیلی برای سرمربیگری استقلال
-
شهاب حسینی: آنکه کینه کاشت، نفرت درو کرد
-
اظهارنظر اردوغان درباره حمله احتمالی آمریکا به ایران
-
اسکوچیچ از طریق مدیر برنامههایش به استقلال «بله» گفت
-
قیمت دلار دوباره خیز برداشت
-
توضیح جبلی درباره قطع سخنان پزشکیان در صداوسیما
-
قیمت ایمپلنت فک بالا
-
عکس ناو جرالد فورد به شکل تابوت در وبسایت رهبری
-
اظهارنظر اردوغان درباره حمله احتمالی آمریکا به ایران
-
اسکوچیچ از طریق مدیر برنامههایش به استقلال «بله» گفت
-
قیمت دلار دوباره خیز برداشت
-
توضیح جبلی درباره قطع سخنان پزشکیان در صداوسیما
-
شایعهسازی عجیب درباره مجوز رزیدنت اویل در ایران
-
اعلامیه مراسم چهلم آیدا حیدری در دانشگاه تهران
-
شش فروند آواکس به مقصد خاورمیانه به پرواز درآمدند
-
به نرخ فلافل، ۷ سال اخیر ۷۰۰ سال گذشته!
-
لیندزی گراهامِ سیاست ایران پیدا شد!
-
کپی عصر جدید و نسخه فیک ماه عسل از فردا در صداوسیما
-
قیمت شیرینیهای محبوب ماه رمضان بالا رفت!
-
تندر ۹۰ دوباره به خط تولید بازگشت
-
وضعیت تازه پرونده ساعدینیا اعلام شد
-
آیا تجربه فردای قطعنامه ۵۹۸ در دلار تکرار میشود؟
-
پخش آهنگ شهرام صولتی در حضور عراقچی!
-
شبکه سه تلویزیون از احتمال آغاز جنگ جهانی خبر داد
-
بنیفاطمه، از پاکتهای دریافتی مداحان میگوید
-
«قربان، طلا، سوسن و زیبا» در پشتصحنه سریال «سوجان»
-
پایان مذاکرات امروز ایران و آمریکا در ژنو
-
مزارهای بدون سنگ؛ روایتی از چهلم نگین و مجید
-
چهره «سوسن» در اتاق گریم سریال «سوجان»
-
اقدام معنادار ایران در تنگه هرمز همزمان با مذاکرات
-
زیپ شلوار عراقچی مساله برخی رسانهها شد
-
دوبلور کاراکتر معروف «من میدونم» پیدا شد
-
پرسپولیس پاسخ استعفای اوسمار را داد
-
ساعت آغاز دور دوم مذاکرات اعلام شد
-
اولین خبر رسمی از نتیجه مذاکرات امروز
-
عراقچی از ایران برای ویتکاف سوغاتی برد!
-
ژیلا صادقی در ساعات اخیر گرد و خاک کرده است
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
لیدی گاگا !!!
مورینیو !!!!
آقای بهاری ؟!!
خوب بود :D