گفتوگوي اختصاصي با ماركو اسمولا
قهرمان اسنوبورد آلمان:درايران سورپرايز شدم
ماركو اسمولا، آدم عجيبي است. اين را هم ميتوان از برخورد با او متوجه شد، هم از اطلاعاتي كه در سايتش چاپ شده است.

برترین ها: ماركو اسمولا، آدم عجيبي است. اين را هم ميتوان از برخورد با او متوجه شد، هم از اطلاعاتي كه در سايتش چاپ شده است. آدمي كه ماكاروني را با خورشت بادنجان و زيتونپرورده بخورد، از نظر ما ايرانيها قطعا آدم عجيبي است البته اين اسكيباز مشهور و متخصص اسنوبورد ۲۲ ساله -كه مدتي قبل براي يك وركشاپ ۳ روزه با ۲۰ اسنوبورد برتر ايران به تهران آمده بود- در سايت خودش هم به علائق عجيبش اشاره كرده: «غذاي مورد علاقهاش باگت تازه با نوتلا و ماهي سالمون است. از برنامههاي تلويزيوني هم كارتون «وينيپو» را بيش از همه دوست دارد. فيلم مورد علاقهاش هم «پرتغالكوكي» اثر استنلي كوبريك است. فهرست چيزهايي كه از آنها بدش ميآيد هم كم نيستند. ماركو دركل به هيچگونه پنيري علاقه ندارد، غذايش را هيچوقت در ظرف پلاستيكي نميخورد، درسي كه در دبيرستان از آن تنفر داشته زيستشناسي است». ماركو كه برخلاف تصور عمومي از آلمانيها آدم خونگرمي بهنظر ميرسيد، يكروز قبل از بازگشتش به آلمان در مورد مسائل مختلف صحبت كرد كه گزيدهاي از آن را ميخوانيد:
براي نخستين بار از ۱۰سالگي با اسنوبورد آشنا شدم و از همان نگاه اول جذب اين ورزش شدم، خب. اينكه به بالاي كوه بروي و خودت مسيرت پايين آمدنت را انتخاب كني، براي من زيبايي زيادي داشته و چرخيدن در برف احساس بينظيري دارد. خيليها به من گفتهاند كه با اين همه علاقه به كوهستان چرا سراغ صخرهنوردي نرفتم اما حس حركت با اسنوبورد روي برف حس متفاوتي نسبت به صخرهنوردي است و آزادانه ميتواني حركت كني. در صخرهنوردي هم خودت هم ميتواني مسيرت را انتخاب كني اما سرعت و لذتي كه در اسنوبورد است در صخرهنوردي نيست.
وقتي قرار شد به ايران بيايم احساس عجيبي داشتم. پيش از اين قرار بود يك فيلمساز آلماني با گروهش به ايران بيايد اما نتوانستند ويزا بگيرند. بالاخره رسانههاي غربي زياد به اين مسائل ميپردازند. سعي كردم در مورد ايران تا حد امكان اطلاعات كسب كنم. به چند آژانس مختلف مسافرتي سر زدم. خيليهايشان اول فكر كردند من ميخواهم به افغانستان بروم و بههميندليل، كلي هشدار دادند كه اين كار را نكنم اما وقتي فهميدند ميخواهم به ايران بروم خيالشان راحت شد چون ميدانستند اينجا امن است. البته سفر به ايران قطعا پيچيدهتر از سفر به كشورهاي اروپايي است. ميدانستم كه سفر جالبي در انتظارم است. وقتي به ايران رسيدم حسابي سورپرايز شدم زيرا همه چيز برايم خيلي راحتتر از چيزي بود كه تصورش را داشتم.
در مورد مكانهاي تاريخي ايران چيزهاي زيادي شنيدم. خيلي دوست داشتم به اصفهان يا شيراز بروم اما با اين وقت كمي كه داشتم موفق به اين كار نشدم. چون دوست نداشتم خيلي سرسري اين آثار را ببينم.
كباب ايرانيها بينظير است اما هاتداگ شما چندان شبيه به آن چيزي كه در آلمان به آن هاتداگ ميگويند نيست و راستش را بخواهيد ترجيح ميدهم در كشور خودم اين ساندويچ را بخورم اما غذاهاي سنتي ايراني واقعا خوشمزه است.
قطعا من براي خانوادهام از ايران سوغاتي خواهم برد. عسل و انجير چيزهايي است كه تا الان در چمدانم جا دادهام. يكسري پرچم و نشانه هم هست كه گويا مربوط به مراسم عزاداري و مراسم آئيني شماست را با خودم ميبرم.
وقتي تابستان است و خبري از برف نيست سعي ميكنم بيشتر اوقاتم را در خانه يا با دوستانم سپري كنم. اگر تمرين نداشته باشم، بهترين تفريح برايم مطالعه است
در دانشگاه فيزيك خواندم البته اين كار را به خاطر اسنوبورد انجام ندادم چون ارتباطي بين اين ۲ نيست و هيچ نفعي براي من ندارد. البته همه از من ميپرسند كه شايد براي محاسبات ورزشيام نياز به فيزيك داشته باشم اما من فقط به دليل علاقهاي كه به فيزيك داشتم سراغ اين رشته رفتم. البته اين را هم بگويم كه هنوز اينشتين نشدم و خب بعيد هم هست كه به چنين جايي برسم.
مردمي كه من در ايران ديدم چندان تفاوتي با آلمانيها نداشتند چون شنيدهام كه در گذشته ايرانيها و آلمانيها از يك نسل بودهاند. ايرانيها خيلي مهماننواز هستند و برخورد گرمي دارند. اين را هم بگويم كه ما روبات نيستيم اما من از آنجايي ميآيم كه افراد زياد اهل تعارف نيستند و مثلا يكساعت وقتشان را صرف احوالپرسي نميكنند بلكه سعي ميكنند، خود واقعيشان را نشان دهند آن هم خيلي زود.
چيزهاي زيادي در ايران مرا تحتتاثير قرار داد اما ترافيك اينجا خيلي وحشتناك است البته در روزهاي تعطيل اوضاع خيلي بهتر است. در كل تهران شهر بزرگي است، هرچند كه من بالاخره متوجه نشدم جمعيت پايتخت ايران چقدر است.
شهرت؟ از جايگاهي كه در آن هستم راضيام چون زياد معروف نيستم و ميتوانم بدون دردسر كارهايم را انجام دهم و حريم خودم را داشته باشم وگرنه مجبورم هرچند دقيقه به طرفدارانم پاسخ دهم.
تا الان نميدانستم كه شما هم سريال هشدار براي كبري۱۱ را در ايران ميبينيد. آن هم با دوبله فارسي چون من از ۱۱سالگي اين سريال را دنبال ميكردم. حالا واقعا شما اين سريال را با دوبله فارسي ميبينيد يا زير نويس؟ چون بهنظرم دوبلهكردن آن ساده نيست.
يكي از ابعاد شخصيت من علاقه زياد به انتخابكردن است اما اگر روزي بخواهم از بين اسنوبورد و خانوادهام يكي را انتخاب كنم، قطعا سراغ خانوادهام ميروم. آنها مهمترين چيز در زندگي من هستند اما اسنوبورد تنها يك ورزش و سرگرمي ساده است. خوشحالم كه تا امروز مجبور به انتخاب بين اين 2مورد نشدهام.
هيچ الگويي در ورزش اسنوبورد ندارم، دوست دارم از هركسي بهترين تكنيكهايش را ياد بگيرم، همين.




ارسال نظر