طنز؛ پیر دانا و جوانِ اوشکول!
سعید هوشیار در روزنامه قانون نوشت:
روزی جوانی جویای نام و اوشکول، خدمت پیر دانای ما رسید و گفت: «سرنوشت این دولت بعد از اتمام دورانش چه خواهد شد، بسی نگرانم!» پیر که کال آف دیوتی بازی میکرد و در حال کشتن به سیستم رگباری بود، اندکی پاوز کرد و گفت: «گذشته را ببین! این دولت نیز مانند پیشینیان همان خواهد شد.» جوان که از سنگینی کلام پیر دل پیچه گرفته بود، سعی کرد خود را به اندرونی برساند و مشکلش را حل کند که با مقاومت یاران پیر مواجه شد، سپس سعی کرد به بهانه نعره زدن و اشک ریختن راه بیابان پیش گیرد و آنجا با کلوخی بیاساید که بازهم یاران پیر ماجرا را فهمیدند و نگذاشتند، در نتیجه موضوع خودش به یک شکلی حل شد.
بعد از حل مشکل روبه پیر گفت: «ای پیر! ای مردم آزار! نفهمیدم چه گفتی؟ من حال این دولت را در چند سال دیگر پرسیدم، چرا گذشته را در حلق من فرو کردی؟ داستان چیست؟» پیر نگاهی عاقل اندر بز به جوان کرد و گفت: «از بس فست فود می خوری مغزت قد شتر هم فسفر ندارد، کمی بیندیش که گذشته الگوی آینده است.» جوان که از این کلام پیر نزدیک بود که تگری بزند، بلند شد و ۴به۲ معکوس کشید و با یک دریبل کشویی یاران پیر را جا گذاشت و راه بیابان گرفت و تا ۳ ماه روی بلندیها زوزه گرگ میکشید، سپس با حالی درب و داغان نزد پیر برگشت و گفت: «ای پیر باور میکنی که باز هم نفهمیدم که چه گفتی؟» پیر که مشغول دیدن سریال گیم آف ترونز بود، سریالش را متوقف کرد و گفت: «دولت قبل به چه معروف بود؟» جوان گوشیاش را برداشت و در گوگل سرچی کوتاه کرد و گفت: «همی مشخص است که دولت قبل، دولت پاکدستان بود.» پیر گفت: «خب! رحیمی که که تکلیفش معلومه ، زنجانی که مفلس شد، مرتضوی که هنوز هیچی نشد، بقایی که متهم شد، مشایی که انحرافی بود و ...» جوان که حالش بیش از پیش متحول شده بود، خواست راه صحرا پیش گیرد که یکی از یاران پیر او را گفت: «بی شعور اگر دوباره بذاری بری دیگه نمی ذارم برگردیا! نفهم جوگیر! چیزی نگفت که! الکی اسکول بازی در نیار!» جوان که دید توان دگرگونی و نعره زدن ندارد رو به پیر گفت: «خب باز هم چه ربطی داره؟ حتما یه کاری کرده بودند گرفتنشون دیگه!» پیر که کم کم داشت عصبانی می شد و اعصابش خرد شده بود، رو به جوان گفت: «ای اسکول! ای نفهم! قبول یه کاری کردند، اصلا دولت نهم و دهم هیچ! قبلیش چه؟» جوان که از نفهمی شهره عام و خاص بود، گفت: «قبلیش چه؟ چرا رمزی حرف می زنی پیر! عین آدم بگو دیگه!» پیر یک چک افسری به گوش جوان زد و ادامه داد: «همین بس که دولت نهم و دهم را میتوانیم نام ببریم و دولت قبلیش را جرات نام بردن هم نداریم! که نامش موجب توقیف است و تمجیدش موجب تشویش!» جوان که از قیافهاش مشخص بود هیچ نفهمیده، کمی این پا و آن پا کرد و سپس خواست از خانه پیر سمت بیابان پیش گیرد که چون یار پیر نمیگذاشت از پنجره خود را به پایین پرت کرد و چون خانه پیر کنار اتوبان بود، انحراف به چپ یک پراید چونان موجب اصابت به جوان شد که مادرش عزادار شد.
روزی جوانی جویای نام و اوشکول، خدمت پیر دانای ما رسید و گفت: «سرنوشت این دولت بعد از اتمام دورانش چه خواهد شد، بسی نگرانم!» پیر که کال آف دیوتی بازی میکرد و در حال کشتن به سیستم رگباری بود، اندکی پاوز کرد و گفت: «گذشته را ببین! این دولت نیز مانند پیشینیان همان خواهد شد.» جوان که از سنگینی کلام پیر دل پیچه گرفته بود، سعی کرد خود را به اندرونی برساند و مشکلش را حل کند که با مقاومت یاران پیر مواجه شد، سپس سعی کرد به بهانه نعره زدن و اشک ریختن راه بیابان پیش گیرد و آنجا با کلوخی بیاساید که بازهم یاران پیر ماجرا را فهمیدند و نگذاشتند، در نتیجه موضوع خودش به یک شکلی حل شد.
بعد از حل مشکل روبه پیر گفت: «ای پیر! ای مردم آزار! نفهمیدم چه گفتی؟ من حال این دولت را در چند سال دیگر پرسیدم، چرا گذشته را در حلق من فرو کردی؟ داستان چیست؟» پیر نگاهی عاقل اندر بز به جوان کرد و گفت: «از بس فست فود می خوری مغزت قد شتر هم فسفر ندارد، کمی بیندیش که گذشته الگوی آینده است.» جوان که از این کلام پیر نزدیک بود که تگری بزند، بلند شد و ۴به۲ معکوس کشید و با یک دریبل کشویی یاران پیر را جا گذاشت و راه بیابان گرفت و تا ۳ ماه روی بلندیها زوزه گرگ میکشید، سپس با حالی درب و داغان نزد پیر برگشت و گفت: «ای پیر باور میکنی که باز هم نفهمیدم که چه گفتی؟» پیر که مشغول دیدن سریال گیم آف ترونز بود، سریالش را متوقف کرد و گفت: «دولت قبل به چه معروف بود؟» جوان گوشیاش را برداشت و در گوگل سرچی کوتاه کرد و گفت: «همی مشخص است که دولت قبل، دولت پاکدستان بود.» پیر گفت: «خب! رحیمی که که تکلیفش معلومه ، زنجانی که مفلس شد، مرتضوی که هنوز هیچی نشد، بقایی که متهم شد، مشایی که انحرافی بود و ...» جوان که حالش بیش از پیش متحول شده بود، خواست راه صحرا پیش گیرد که یکی از یاران پیر او را گفت: «بی شعور اگر دوباره بذاری بری دیگه نمی ذارم برگردیا! نفهم جوگیر! چیزی نگفت که! الکی اسکول بازی در نیار!» جوان که دید توان دگرگونی و نعره زدن ندارد رو به پیر گفت: «خب باز هم چه ربطی داره؟ حتما یه کاری کرده بودند گرفتنشون دیگه!» پیر که کم کم داشت عصبانی می شد و اعصابش خرد شده بود، رو به جوان گفت: «ای اسکول! ای نفهم! قبول یه کاری کردند، اصلا دولت نهم و دهم هیچ! قبلیش چه؟» جوان که از نفهمی شهره عام و خاص بود، گفت: «قبلیش چه؟ چرا رمزی حرف می زنی پیر! عین آدم بگو دیگه!» پیر یک چک افسری به گوش جوان زد و ادامه داد: «همین بس که دولت نهم و دهم را میتوانیم نام ببریم و دولت قبلیش را جرات نام بردن هم نداریم! که نامش موجب توقیف است و تمجیدش موجب تشویش!» جوان که از قیافهاش مشخص بود هیچ نفهمیده، کمی این پا و آن پا کرد و سپس خواست از خانه پیر سمت بیابان پیش گیرد که چون یار پیر نمیگذاشت از پنجره خود را به پایین پرت کرد و چون خانه پیر کنار اتوبان بود، انحراف به چپ یک پراید چونان موجب اصابت به جوان شد که مادرش عزادار شد.
تبلیغات متنی
-
امکان خرید «خانه سانتیمتری» فراهم شد!
-
عکس ناو جرالد فورد به شکل تابوت در وبسایت رهبری
-
بهرهبرداری از سایت ارتباطی روستایی ایرانسل در آذربایجان غربی
-
تاجیک: نمیتوانیم سربازان آمریکایی را در قبرستان مسلمانان نگه داریم
-
زمان برگزاری نمایشگاههای بهاره تهران اعلام شد
-
کنایه سنگین رئیس یک فدراسیون به دبیر و کشتی
-
پیشنهاد تازه روسیه در توافق احتمالی ایران و آمریکا
-
شاهکار معماری در زمینی که جا نداشت!
-
پیشنهاد سامان جلیلی برای سرمربیگری استقلال
-
شهاب حسینی: آنکه کینه کاشت، نفرت درو کرد
-
اظهارنظر اردوغان درباره حمله احتمالی آمریکا به ایران
-
اسکوچیچ از طریق مدیر برنامههایش به استقلال «بله» گفت
-
قیمت دلار دوباره خیز برداشت
-
توضیح جبلی درباره قطع سخنان پزشکیان در صداوسیما
-
قیمت ایمپلنت فک بالا
-
عکس ناو جرالد فورد به شکل تابوت در وبسایت رهبری
-
اظهارنظر اردوغان درباره حمله احتمالی آمریکا به ایران
-
اسکوچیچ از طریق مدیر برنامههایش به استقلال «بله» گفت
-
قیمت دلار دوباره خیز برداشت
-
توضیح جبلی درباره قطع سخنان پزشکیان در صداوسیما
-
شایعهسازی عجیب درباره مجوز رزیدنت اویل در ایران
-
اعلامیه مراسم چهلم آیدا حیدری در دانشگاه تهران
-
شش فروند آواکس به مقصد خاورمیانه به پرواز درآمدند
-
به نرخ فلافل، ۷ سال اخیر ۷۰۰ سال گذشته!
-
لیندزی گراهامِ سیاست ایران پیدا شد!
-
کپی عصر جدید و نسخه فیک ماه عسل از فردا در صداوسیما
-
قیمت شیرینیهای محبوب ماه رمضان بالا رفت!
-
تندر ۹۰ دوباره به خط تولید بازگشت
-
وضعیت تازه پرونده ساعدینیا اعلام شد
-
آیا تجربه فردای قطعنامه ۵۹۸ در دلار تکرار میشود؟
-
پخش آهنگ شهرام صولتی در حضور عراقچی!
-
شبکه سه تلویزیون از احتمال آغاز جنگ جهانی خبر داد
-
بنیفاطمه، از پاکتهای دریافتی مداحان میگوید
-
«قربان، طلا، سوسن و زیبا» در پشتصحنه سریال «سوجان»
-
پایان مذاکرات امروز ایران و آمریکا در ژنو
-
مزارهای بدون سنگ؛ روایتی از چهلم نگین و مجید
-
چهره «سوسن» در اتاق گریم سریال «سوجان»
-
اقدام معنادار ایران در تنگه هرمز همزمان با مذاکرات
-
زیپ شلوار عراقچی مساله برخی رسانهها شد
-
دوبلور کاراکتر معروف «من میدونم» پیدا شد
-
پرسپولیس پاسخ استعفای اوسمار را داد
-
ساعت آغاز دور دوم مذاکرات اعلام شد
-
اولین خبر رسمی از نتیجه مذاکرات امروز
-
عراقچی از ایران برای ویتکاف سوغاتی برد!
-
ژیلا صادقی در ساعات اخیر گرد و خاک کرده است
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
:)