چرا باید از کتاب های موفقیت پرهیز کرد؟
یک تصویر معروف را حتما شما هم مثل من بارها و بارها دیده اید: دو مرد به دنبال یافتن الماس هستند، یکی از آن ها تنها چند سانتی متر مانده به موفقیت تسلیم می شود، او زحمات خود را هدر داده است، او می توانست با کمی تلاش بیش تر موفق شود اما تسلیم شد.
مجله روشن - صادق نوابی*: یک تصویر معروف را حتما شما هم مثل من بارها و بارها دیده اید: دو مرد به دنبال یافتن الماس هستند، یکی از آن ها تنها چند سانتی متر مانده به موفقیت تسلیم می شود، او زحمات خود را هدر داده است، موفقیت بزرگی را از خود دریغ کرده است، او می توانست با کمی تلاش بیش تر موفق شود اما تسلیم شد. مرد بالایی هنوز در حال کلنگ زدن است، او راه بیش تری تا موفقیت دارد و کسی نمی داند که آیا او نیز تسلیم خواهد شد یا به قدر کافی اراده دارد تا به موفقیت دستی یابد.
این تصویر خلاصه سخنرانی های انگیزشی است. سخنران انگیزشی یا نویسنده کتاب انگیزشی می خواهد شما را قانع کند که باید از فرد پایینی عبرت بگیرید. نباید تسلیم شوید و باید تا موفقیت تلاش کنید. اما در زندگی واقعی ما تصویری از مقطع زمین را نداریم که بدانیم چه قدر با الماس ها فاصله داریم؟ دو سانتی متر یا ۲۰۰ کیلومتر؟ آیا اصلا الماسی در کار است؟ این یادداشت نقدی است بر این گونه متون و سخنرانی های انگیزشی. در این یادداشت می خواهم زیرآب این قبیل حرف های پوچ را بزنم.
ادعایی که نمی توان آن را رد کرد

فرض کنیم من به سراغ یکی از سخنرانان انگیزشی بروم و به او بگویم که من دو سال پیش پای سخنرانی شما نشسته بودم، از شما آموختم که تسلیم نشوم اما تلاش های دو سال گذشته من هیچ نتیجه ای نداشته و کسب و کارم روز به روز وضع بدتری پیدا کرده است. به همین دلیل تصمیم گرفته ام که تسلیم شوم و شرکتم را تعطیل کنم.
آن استاد انگیزشی شاید همان عکس را به من نشان دهد و من را به مرد تسلیم شده پایینی تشبیه کند. اما نکته بسیار مهم این است که نمی توان حرف او را رد کرد. شاید واقعا اگر یک سال دیگر تلاش کنم موفق شوم، ولی اگر نشدم چه؟ اگر بعد از یک سال دیگر تلاش، دوباره پیش استاد انگیزشی آمدم و دوباره همان گفت و گوها بین ما تکرار شد چه؟ آیا این بار می توانم حرف او را رد کنم؟ نه!
شاید واقعا حق با او باشد و من اگر کمی دیگر تلاش کنم، موفق شوم. او هیچ وقت نمی گوید که چه میزان از منابع (از جمله تلاش من) یا چه قدر زمان برای موفقیت لازم است. او تنها می گوید که اگر تاکنون موفق نشده ای حتما به قدر کافی تلاش نکرده ای. یا در ذهن خودت موفقیت را باور نکرده ای. او ادعایی را مطرح می کند که قابل رد کردن نیست و دلیل آن که مشتریان زیادی دارند نیز همین است. احتمالا تنها هنگامی که من ورشکست بشوم، به زندان بیفتم و در زندان خودم را دار بزنم می توان گفت که استاد انگیزشی نسخه اشتباهی پیچیده است.
دستور پخت کیک کسب و کار

برای این که یک کیک خوشمزه بپزید لازم است که یک دستور پخت خوب داشته باشید، موارد مورد نیاز را مطابق با دستورالعمل تهیه و دقت کنید که تازه و باکیفیت باشند و فرآیند پخت کیک را نیز مطابق با دستورالعمل طی کنید. به مرور زمان، با کسب مهارت و آموختن برخی فوت و فن ها کیک شما خوشمزه تر خواهد شد.
اگر شما از من بپرسید چه طور می توانم یک کیک خوب درست کنم من باید به شما دستور پخت کیک را بدهم. مثلا من در دستور کیک می نویسم در فر در دمای ۱۷۵ درجه سانتی گراد به مدت ۴۵ دقیقه پخته شود. اما اگر بخواهم برای موفقیت کسب و کار شما نسخه بپیچم همه چیز آکنده از ابهام خواهد بود. به شما میگویم که مشتری تان را بشناسید و ارزش مطلوب را به او ارائه کنید. اما برای شناخت مشتری تان به تحقیقات بازار نیاز دارد. تحقیقات بازار پیچیده و هزینه بر است. و بسیاری از کسب و کارها به سراغ آن نیم روند. آن ها با درک شهودی خود از بازار عمل می کنند و معمولا مهارت کافی برای این کار را نیز ندارند.
این وضع مانند این است که شما برای اولین بار در زندگی تان می خواهید کیک بپزید و من به شما بگویم کیک را در «دمای مناسب» و «به میزان کافی» بپزید، آن هم در شرایطی که فر قدیمی شما هم درجه حرارت را درست نشان نمی دهد و در خانه ساعت هم ندارید.
می توان گفت که به احتمال زیاد کیک تان یا می سزد یا به قدر کافی نمی پزد. پس از چند بار خراب کردن کیک، از این وضع کلافه می شوید و می روید پای سخنرانی کسی می نشینید که به شما می گوید باید انگیزه کافی برای پختن کیک را داشته باشی و باید در ذهنت مجسم کنی که یک کیک خوب پخته ای. شاید با شنیدن این توصیه ها انگیزه بیشتری پیدا کنید که فردا هم دوباره پختن کیک را امتحان کنید اما شانس تان برای پختن کیک خوب بیش تر از دیروز نخواهد بود.
در ستایش تسلیم شدن

سخنران انگیزشی برای هزار نفر سخنرانی می کند. هر یک از آنان شرایط متفاوتی دارند. اما سخنران برای همه آن ها نسخه یکسانی می پیچد، باور داشتن به موفقیت و تسلیم نشدن. اما سرسخت بودن و تسلیم نشدن همیشه هم ارزشمند نیست.
به عنوان مثال فرض کنید فردی که واقعا توانایی ذهنی اندکی دارد توانسته در سن ۴۵ سالگی و پس از سال ها تلاش و اخراج از دانشگاه و دوباره رفتن به دانشگاه و افتادن واحدهای درسی مدرک لیسانس خود را بگیرد. خب باید از این فرد پرسید که شما که توانایی ذهنی کمی برای تحصیل داری چه اصراری داشتی که مدرک لیسانس بگیری؟ چرا نرفتی به سراغ کارهایی که مطابق با قابلیت های تو باشد؟ مثلا ممکن است آن فرد در ارتباط برقرار کردن با دیگران بسیار توانمند باشد و می توانست فروشنده خوبی باشد. شاید اگر این فرد یک مغازه کوچک باز می کرد تا به حال توانسته بود تاجر موفقی شود.
حالا به کمک روحیه سرسخت خود چه چیزی به دست آورد؟ هیچ. برخی از کسب و کارها به دلایل مختلف از جمله شرایط محیطی و... محکوم به نابودی هستند. شاید بتوان به زحمت آن ها را سرپا نگه داشت اما در بسیاری اوقات منفعتی متناسب با این زحمت در انتظار ما نخواهد بود.
نکته مهم این است که درایت کافی داشته باشید تا بدانید چه زمانی باید تسلیم شوید و شجاعت کافی داشته باشید تا بدانید چه زمانی باید تسلیم شوید و شجاعت کافی داشته باشید که در زمانی که تشخیص داده اید، تسلیم شوید.
عبرت گرفتن از گورستان کسب و کارها

موفقیت یک کسب و کار الزامات زیادی دارد. شما باید یک کسب و کار را طراحی کنید، طرح تان را به اجرا بگذارید و سپس در عمل آن را اصلاح کنید. هر کسب و کار جنبه های متعددی دارد و برای بررسی هر یک از این جنبه ها ناچارید که تحلیل هایی بسیار بسیار پیچیده تر از موضوع دمای فر و زمان پخت کیک را فراهم کنید. این که کسی به شما بگوید که باید انگیزه کافی داشته باشید تا بتوانید کسب و کارتان را به موفقیت برسانید حرف درستی است، اگر شما انگیزه نداشته باشید، با بارش اولین قطرات باران پاییزی به زیر پتو می لغزید و سر کار نمی روید.
بدیهی است که برای موفقیت کسب و کارتان باید انگیزه داشته باشید، اما داشتن انگیزه تنها شرط ضروری اولیه است. مثلا اگر شما مهاجر غیرقانونی باشید نمی توانید رییس جمهور ایران شوید. ما این که ایرانی باشید هم برای این که رییس جمهور شوید کافی نیست. داشتن انگیزه نیز اگرچه لازم است اما در رقابت با سایر رقبای باانگیزه کمی به شما نخواهد کرد. دلیل موفقیت شرکت هایی که توانسته اند در دنیای کسب و کار افسانه شدند، این نبوده که مدیر آن ها بیش تر از دیگران انگیزه داشته اند یا مثلا بیش تر از دیگران به موفقیت خودشان باور داشته اند.
عوامل بسیار پیچیده تر و قابلیت های بسیار سطح بالاتری این گونه موفقیت ها را رقم می زند. همین طور اگر سری به قبرستان کسب و کارها بزنید، کسب و کارهایی را می بینید که صاحبان آن ها تا پای جان برای شان زحمت کشیده اند اما نمی دانستند که باید کیک را در چه دمایی یا به چه مدت بپزند.
*مشاور و تحلیل گر مسائل کسب و کار
این تصویر خلاصه سخنرانی های انگیزشی است. سخنران انگیزشی یا نویسنده کتاب انگیزشی می خواهد شما را قانع کند که باید از فرد پایینی عبرت بگیرید. نباید تسلیم شوید و باید تا موفقیت تلاش کنید. اما در زندگی واقعی ما تصویری از مقطع زمین را نداریم که بدانیم چه قدر با الماس ها فاصله داریم؟ دو سانتی متر یا ۲۰۰ کیلومتر؟ آیا اصلا الماسی در کار است؟ این یادداشت نقدی است بر این گونه متون و سخنرانی های انگیزشی. در این یادداشت می خواهم زیرآب این قبیل حرف های پوچ را بزنم.
ادعایی که نمی توان آن را رد کرد

فرض کنیم من به سراغ یکی از سخنرانان انگیزشی بروم و به او بگویم که من دو سال پیش پای سخنرانی شما نشسته بودم، از شما آموختم که تسلیم نشوم اما تلاش های دو سال گذشته من هیچ نتیجه ای نداشته و کسب و کارم روز به روز وضع بدتری پیدا کرده است. به همین دلیل تصمیم گرفته ام که تسلیم شوم و شرکتم را تعطیل کنم.
آن استاد انگیزشی شاید همان عکس را به من نشان دهد و من را به مرد تسلیم شده پایینی تشبیه کند. اما نکته بسیار مهم این است که نمی توان حرف او را رد کرد. شاید واقعا اگر یک سال دیگر تلاش کنم موفق شوم، ولی اگر نشدم چه؟ اگر بعد از یک سال دیگر تلاش، دوباره پیش استاد انگیزشی آمدم و دوباره همان گفت و گوها بین ما تکرار شد چه؟ آیا این بار می توانم حرف او را رد کنم؟ نه!
شاید واقعا حق با او باشد و من اگر کمی دیگر تلاش کنم، موفق شوم. او هیچ وقت نمی گوید که چه میزان از منابع (از جمله تلاش من) یا چه قدر زمان برای موفقیت لازم است. او تنها می گوید که اگر تاکنون موفق نشده ای حتما به قدر کافی تلاش نکرده ای. یا در ذهن خودت موفقیت را باور نکرده ای. او ادعایی را مطرح می کند که قابل رد کردن نیست و دلیل آن که مشتریان زیادی دارند نیز همین است. احتمالا تنها هنگامی که من ورشکست بشوم، به زندان بیفتم و در زندان خودم را دار بزنم می توان گفت که استاد انگیزشی نسخه اشتباهی پیچیده است.
دستور پخت کیک کسب و کار

برای این که یک کیک خوشمزه بپزید لازم است که یک دستور پخت خوب داشته باشید، موارد مورد نیاز را مطابق با دستورالعمل تهیه و دقت کنید که تازه و باکیفیت باشند و فرآیند پخت کیک را نیز مطابق با دستورالعمل طی کنید. به مرور زمان، با کسب مهارت و آموختن برخی فوت و فن ها کیک شما خوشمزه تر خواهد شد.
اگر شما از من بپرسید چه طور می توانم یک کیک خوب درست کنم من باید به شما دستور پخت کیک را بدهم. مثلا من در دستور کیک می نویسم در فر در دمای ۱۷۵ درجه سانتی گراد به مدت ۴۵ دقیقه پخته شود. اما اگر بخواهم برای موفقیت کسب و کار شما نسخه بپیچم همه چیز آکنده از ابهام خواهد بود. به شما میگویم که مشتری تان را بشناسید و ارزش مطلوب را به او ارائه کنید. اما برای شناخت مشتری تان به تحقیقات بازار نیاز دارد. تحقیقات بازار پیچیده و هزینه بر است. و بسیاری از کسب و کارها به سراغ آن نیم روند. آن ها با درک شهودی خود از بازار عمل می کنند و معمولا مهارت کافی برای این کار را نیز ندارند.
این وضع مانند این است که شما برای اولین بار در زندگی تان می خواهید کیک بپزید و من به شما بگویم کیک را در «دمای مناسب» و «به میزان کافی» بپزید، آن هم در شرایطی که فر قدیمی شما هم درجه حرارت را درست نشان نمی دهد و در خانه ساعت هم ندارید.
می توان گفت که به احتمال زیاد کیک تان یا می سزد یا به قدر کافی نمی پزد. پس از چند بار خراب کردن کیک، از این وضع کلافه می شوید و می روید پای سخنرانی کسی می نشینید که به شما می گوید باید انگیزه کافی برای پختن کیک را داشته باشی و باید در ذهنت مجسم کنی که یک کیک خوب پخته ای. شاید با شنیدن این توصیه ها انگیزه بیشتری پیدا کنید که فردا هم دوباره پختن کیک را امتحان کنید اما شانس تان برای پختن کیک خوب بیش تر از دیروز نخواهد بود.
در ستایش تسلیم شدن

سخنران انگیزشی برای هزار نفر سخنرانی می کند. هر یک از آنان شرایط متفاوتی دارند. اما سخنران برای همه آن ها نسخه یکسانی می پیچد، باور داشتن به موفقیت و تسلیم نشدن. اما سرسخت بودن و تسلیم نشدن همیشه هم ارزشمند نیست.
به عنوان مثال فرض کنید فردی که واقعا توانایی ذهنی اندکی دارد توانسته در سن ۴۵ سالگی و پس از سال ها تلاش و اخراج از دانشگاه و دوباره رفتن به دانشگاه و افتادن واحدهای درسی مدرک لیسانس خود را بگیرد. خب باید از این فرد پرسید که شما که توانایی ذهنی کمی برای تحصیل داری چه اصراری داشتی که مدرک لیسانس بگیری؟ چرا نرفتی به سراغ کارهایی که مطابق با قابلیت های تو باشد؟ مثلا ممکن است آن فرد در ارتباط برقرار کردن با دیگران بسیار توانمند باشد و می توانست فروشنده خوبی باشد. شاید اگر این فرد یک مغازه کوچک باز می کرد تا به حال توانسته بود تاجر موفقی شود.
حالا به کمک روحیه سرسخت خود چه چیزی به دست آورد؟ هیچ. برخی از کسب و کارها به دلایل مختلف از جمله شرایط محیطی و... محکوم به نابودی هستند. شاید بتوان به زحمت آن ها را سرپا نگه داشت اما در بسیاری اوقات منفعتی متناسب با این زحمت در انتظار ما نخواهد بود.
نکته مهم این است که درایت کافی داشته باشید تا بدانید چه زمانی باید تسلیم شوید و شجاعت کافی داشته باشید تا بدانید چه زمانی باید تسلیم شوید و شجاعت کافی داشته باشید که در زمانی که تشخیص داده اید، تسلیم شوید.
عبرت گرفتن از گورستان کسب و کارها

بدیهی است که برای موفقیت کسب و کارتان باید انگیزه داشته باشید، اما داشتن انگیزه تنها شرط ضروری اولیه است. مثلا اگر شما مهاجر غیرقانونی باشید نمی توانید رییس جمهور ایران شوید. ما این که ایرانی باشید هم برای این که رییس جمهور شوید کافی نیست. داشتن انگیزه نیز اگرچه لازم است اما در رقابت با سایر رقبای باانگیزه کمی به شما نخواهد کرد. دلیل موفقیت شرکت هایی که توانسته اند در دنیای کسب و کار افسانه شدند، این نبوده که مدیر آن ها بیش تر از دیگران انگیزه داشته اند یا مثلا بیش تر از دیگران به موفقیت خودشان باور داشته اند.
عوامل بسیار پیچیده تر و قابلیت های بسیار سطح بالاتری این گونه موفقیت ها را رقم می زند. همین طور اگر سری به قبرستان کسب و کارها بزنید، کسب و کارهایی را می بینید که صاحبان آن ها تا پای جان برای شان زحمت کشیده اند اما نمی دانستند که باید کیک را در چه دمایی یا به چه مدت بپزند.
*مشاور و تحلیل گر مسائل کسب و کار
تبلیغات متنی
-
ترکیه: با هرگونه مداخله خارجی در ایران مخالفیم
-
جبهه اصلاحات: باید در کنار مردم قرار بگیریم
-
علی کریمی این روزها فکر اسکوچیچ را درگیر کرده است
-
جهش سنگین قیمت طلا در بازار
-
آمریکا ۱۴ ایرانی را از خاک خود اخراج کرد
-
پزشک آمریکایی: ترامپ سکته کرده است
-
پاسخ مشاور رهبری درباره یک اتفاق بین ایران و آمریکا
-
خانه ۱۰۰۰ میلیاردی داریوش اقبالی در محله لاکچری تهران
-
ردپای فدراسیون فوتبال در نقلوانتقال جنجالی!
-
اطلاعیه تلگرامی پسر پزشکیان درباره وقایع اخیر کشور
-
حضور برخی هنرمندان در مراسم یادبود رضا رویگری
-
بازیکن سابق استقلال در لیست خرید پرسپولیس!
-
پرسپولیس با ۳ بازیکن تمدید کرد
-
پاسخ امارات درباره احتمال دخالت در جنگ ایران و آمریکا
-
آمار باورنکردنی درباره وضعیت سدهای ایران
-
علی کریمی این روزها فکر اسکوچیچ را درگیر کرده است
-
جهش سنگین قیمت طلا در بازار
-
پاسخ مشاور رهبری درباره یک اتفاق بین ایران و آمریکا
-
اطلاعیه تلگرامی پسر پزشکیان درباره وقایع اخیر کشور
-
پاسخ امارات درباره احتمال دخالت در جنگ ایران و آمریکا
-
زیدآبادی: به این ۳ شرط ساده به رضا پهلوی میپیوندم!
-
وزیر پزشکیان رقم خسارت قطعی اینترنت را اعلام کرد
-
این آلارم را جدی بگیرید؛ جامعه تاب تورم ۶۰ درصدی را ندارد
-
نقشه اهداف آمریکایی در تیررس موشکهای ایران
-
انجام ۱۲۹۸۶ عمل جراحی در حوادث اخیر
-
استقرار موشکهای ایران در سواحل خلیج فارس
-
دریادار ایرانی: نیروهای مسلح در آمادگی کامل قرار دارند
-
سنگینترین ریزش بورس رقم خورد
-
حضور کشتیگیران ایران در مسابقات کرواسی ممنوع شد!
-
ترفند ایران برای اختلال در اینترنت استارلینک فاش شد
-
پوستر معنادار رسانه مرتبط با سپاه جلبتوجه کرد
-
دو سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
استقرار زیردریاییهای ایران در تنگه هرمز
-
یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به سمت ایران حرکت کرد
-
طرز تهیه کیک یخچالی موز و گردو در چند دقیقه
-
اوج بارشها را مردم این مناطق تجربه خواهند کرد
-
ورود کاروان نظامی آمریکا به کشور همسایه ایران
-
بارش برف ۹ جاده را مسدود کرد
-
دیدار فرمانده سنتکام با رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل
-
تردد دریایی از بنادر کیش ممنوع شد
-
سازمان لیگ، ۲ امتیاز از استقلال و تراکتور کم کرد!
-
موضع غیرمنتظره خبرگزاری فارس درباره قطع اینترنت
-
تکلیف تعطیلی مدارس تهران برای فردا اعلام شد
-
شرط ارزان شدن برنج ایرانی اعلام شد
-
خبر مهم درباره اتصال اینترنت در ساعات آینده
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
با سلام
حرف دلم رو زدید
این جمله را تکراری نوشته اید: تا بدانید چه زمانی باید تسلیم شوید و شجاعت کافی داشته باشید
با تشکر