«اژدها وارد می شود»؛ یک دروغ شیک و جذاب!
«اژدها وارد می شود» بیش از هرچیز بر پایه ی دروغی شکل می گیرد که می خواهد راست جلوه کند، ایده ی مرکزی فیلم مجموعه دروغ هایی است که به ما عرضه می شود و تلاش می کند راست نشان داده شود.
برترین ها - ایمان عبدلی: «اژدها وارد می شود» بیش از هرچیز بر پایه ی دروغی شکل می گیرد که می خواهد راست جلوه کند، ایده ی مرکزی فیلم مجموعه دروغ هایی است که به ما عرضه می شود و تلاش می کند راست نشان داده شود، در حقیقت نوعی فریب مخاطب و رفتن به دالان ذهنی او، امری که در سینمای ایران خیلی مرسوم نیست، اما در هالیوود بارها استفاده شده، می شود کلی از معانی و استعارات پنهان فیلم گفت، اما چون در خیلی از یادداشت ها به کرات در مورد استعارات نوشته شده و این گونه تحلیل بیش از آن که به جهان ذهنی سازنده بسته باشد، وابسته به پیش زمینه های فکری نویسنده یادداشت است، از پرداخت به استعارات پرهیز کردم و صرفا توصیفی از آن چه که بر ایده و تکنیک رفته بسنده می کنم. حقیقی دروغی را راست جلوه می دهد چگونه؟ او حداقل در دو بخش باید قدرتمند ظاهر شود؛ روایت و فرم.
ما چند نفر بودیم / که با یک گلوله کشته شدیم / گلوله ای که هرگز شلیک نشد

یک تبعیدی در رژیم طاغوت در جزیره ای به شکلی مرموز کشته می شود، مامور کنجکاو ساواک با کمک دوستان زمین شناس و صدا بردارش به محل واقعه می رود تا راز مرگ تبعیدی را فاش کند،«دروغ» بیش از هرچیز داستان می خواهد، هر چقدر هم که داستان دروغ پیچیده تر و معما گونه تر باشد، ذهن محاسبه گر را بیشتر پرت می کند، پس دروغ با احتمال بیشتر کارساز خواهد بود.
حقیقی به درستی داستانی معمایی و مبهم انتخاب می کند؛ نشانه های ابهام بر انگیز در روایت زیادند و همه به کمک دروغ آشکار داستان آمده اند(فرض کنید ژانر روایت کمدی یا موزیکال بود، آن وقت حاصل کار ناهمگون و غیر قابل باور بود) ساواک، خرافه، جنگ پرتقالی ها و.. چیزهایی که ما فقط در سطح از آن مطلعیم، ساواک چگونه کار می کرده؟ به رغم کلی اسناد تاریخی هنوز هم سازمان های اطلاعاتی حکومتی برای مردم پر از ابهام هستند.

راز آلودگی در داستان با گنجاندن یک ساواکی بیشتر می شود، خرافه ها هم به کمک می آیند، هر چه شرقی تر خرافاتی تر، برای مردمی که هنوز در هنگامه ی تمجید، دست به تخته هستند، باورهای خرافی به رغم ورود مدرنیته هنوز بی نهایت جدی است پس می شود آن ها را با خرافه های مرموز فریب داد، روایت پر از خرافه است؛ دفن جسد و وقوع زلزله، باوری که مردم یک روستا(تمثیلی از یک جامعه) درگیر کرده، مردمی که باور کرده اند و بر این باور ایستاده اند!
حقیقی بازیگوشی اش را ادامه می دهد و از ابراهیم گلستان، سعید حجاریان و صادق زیبا کلام هم کمک می گیرد؛ گلستان که چهره ای متفرعن و پر از ابهام در تاریخ روشنفکری است، مردی که به نوعی مافیای جریان ساز هنر دهه چهل بود. خیلی ها مثل فروغ در دامان او رشد کردند. حجاریان هم که سیری پر از تحول و البته باز هم پر از ابهام دارد؛ از تشکیل اطلاعات سپاه تا ترور مقابل شورای شهر و بعدتر اعترافات ۸۸. همه و همه از او چهره ای راز آلود ساخته و صادق زیبا کلام که دائما نقد می کند و تحت مصونیتی عجیب و مبهم است( خیلی ها سعید زیبا کلام را حاشیه امن او می دانند) فیلم به ابهام ذهنی ما با استفاده از پیش زمینه ها ی تاریخی و اجتماعی دامن می زند.

حقیقی کار خودش را می کند؛ داستانی مبهم و راز آلو د و معمایی را با کلی داده ی تاریخی شک آلود هم می زند و تحویل ما می دهد. همه چیز برای باور کردن یک دروغ شیک آماده است، اما این دروغ باید از زبانی( فرم) در بیاید که خونسرد و مقتدر جلوه کند...
رنگ سرخ / می تواند بنشیند بر درخت انار / لب های تو / یا / پیراهن پاره پاره یک سرباز
انتخاب درست ژانر در ظرفی ریخته می شود که در هماهنگی کامل با روایت است؛ فرض کنید این داستان در یک فضای شهری و تخت روایت می شد، تا چه حد می توانست مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهد؟ تقریبا هیچ. ناشناختگی عاملی است که بر ابهام دامن می زند، حقیقی داستانش را جایی می برد که باید ببرد. او در محیط راز آلود قشم که پر از سازه های طبیعی تفسیر برانگیز نظیر: سنگ های اعوعاج است، داستانش را تعریف می کند.

طراحی صحنه و میزانسن به درستی جذاب و در مرحله ی بعدی فریبنده کار شده اند، ما در درجه ای اول جذب آن بادکنک های رنگی معلق در آسمان جنوب می شویم و پس از تسخیر توسط رنگ ها و نورها خیلی راحت تر گول می خوریم، فیلم پر از این ایده هاست، آن اتاقک راز آلود داستان که بعد توسط (حفیظی) پر از نور شمع می شود، در حقیقت با یک تکنیک ساده و با طراحی صحنه بی نقض ما را جذب یک زیبایی فریبنده می کند. گویی زیبایی همیشه با خود فریبی دارد، همین اتفاق در سکانس لرزه نگاری و آن لامپ های چیده شده در کنار هم نیز می افتد؛ بازی با چشم برای تسخیر ذهن...
لباس های تن کاراکتر ها هم کاملا در خدمت همین فضاست؛ از لباس شلوغ و پر نقش و نگار کیوان که با موهایی آشفته، تصویری غیر قابل کشف را پیش رو می گذاشت تا کلاه و عینک چارکی که اجازه نمی داد تصویری واضح از صورت او را در ذهن داشته باشیم، ما برای در ذهن داشتن کاراکترهای اژدها هم باید مکاشفه کنیم و این گونه طراحی لباس و گریم به کمک روایت می آیند.

در بحث روایت گفته بودیم که داستان جذاب و ژانر مناسب به فیلم کمک کرده، اما این ها همه از معجزه دکوپاژ و تدوین است؛ مثلا اگر قرار بود سکانس های واقع نمایی که لیلی گلستان و دیگران مقابل دوربین نشسته اند، اندکی کش دارتر می شد حواس مخاطب از ریتم معماهای داستان پرت میشد و فیلم از نفس می افتاد، این شکل چینش سکانس ها در کنار هم که تا حد زیادی بر ابراز اطلاعات به شکل خلاصه تاکید دارد، کمک شایانی به یک روایت پرنفس کرده، روایتی که با قاب بندی های مناسب فیلم بردار خواستنی تر شده، نظیرش سکانس هایی که در شب مانی های سه نفره گروه ماجرا جو داریم، آن جایی که دوربین از قابی تصویر را مقابل ما می گذارد که به هراس حمله ی یک روح سرگردان از پشت پرسوناژ ها دامن می زند، شکل فیلمبرداری عمق دارد و نماهای نزدیک احساس هراس را بیشتر می کند.

پی نوشت یک: «اژدها وارد می شود» مطمئنا خالی از ایراد نیست، اما فضای جدید و کمتر کار شده ای دارد و پوسته ی فیلم های آپارتمانی و سری کار شده را می شکند و مخاطب را تکان میدهد، در عین این که سر گرم می کند؛ لوکیشن متفاوت، داستان متفاوت و...به هر حال هر نوع تنوع در سینما را باید قدر دانست، حقیقی اژدها... خیلی لازم تر از حقیقی آلبالو ...است.
پی نوشت دو: هر دو شعر در میان تیترها از مجموعه «سطرها در تاریکی جا عوض می کنند» سروده گروس عبدالملکیان

ما چند نفر بودیم / که با یک گلوله کشته شدیم / گلوله ای که هرگز شلیک نشد

یک تبعیدی در رژیم طاغوت در جزیره ای به شکلی مرموز کشته می شود، مامور کنجکاو ساواک با کمک دوستان زمین شناس و صدا بردارش به محل واقعه می رود تا راز مرگ تبعیدی را فاش کند،«دروغ» بیش از هرچیز داستان می خواهد، هر چقدر هم که داستان دروغ پیچیده تر و معما گونه تر باشد، ذهن محاسبه گر را بیشتر پرت می کند، پس دروغ با احتمال بیشتر کارساز خواهد بود.
حقیقی به درستی داستانی معمایی و مبهم انتخاب می کند؛ نشانه های ابهام بر انگیز در روایت زیادند و همه به کمک دروغ آشکار داستان آمده اند(فرض کنید ژانر روایت کمدی یا موزیکال بود، آن وقت حاصل کار ناهمگون و غیر قابل باور بود) ساواک، خرافه، جنگ پرتقالی ها و.. چیزهایی که ما فقط در سطح از آن مطلعیم، ساواک چگونه کار می کرده؟ به رغم کلی اسناد تاریخی هنوز هم سازمان های اطلاعاتی حکومتی برای مردم پر از ابهام هستند.

راز آلودگی در داستان با گنجاندن یک ساواکی بیشتر می شود، خرافه ها هم به کمک می آیند، هر چه شرقی تر خرافاتی تر، برای مردمی که هنوز در هنگامه ی تمجید، دست به تخته هستند، باورهای خرافی به رغم ورود مدرنیته هنوز بی نهایت جدی است پس می شود آن ها را با خرافه های مرموز فریب داد، روایت پر از خرافه است؛ دفن جسد و وقوع زلزله، باوری که مردم یک روستا(تمثیلی از یک جامعه) درگیر کرده، مردمی که باور کرده اند و بر این باور ایستاده اند!
حقیقی بازیگوشی اش را ادامه می دهد و از ابراهیم گلستان، سعید حجاریان و صادق زیبا کلام هم کمک می گیرد؛ گلستان که چهره ای متفرعن و پر از ابهام در تاریخ روشنفکری است، مردی که به نوعی مافیای جریان ساز هنر دهه چهل بود. خیلی ها مثل فروغ در دامان او رشد کردند. حجاریان هم که سیری پر از تحول و البته باز هم پر از ابهام دارد؛ از تشکیل اطلاعات سپاه تا ترور مقابل شورای شهر و بعدتر اعترافات ۸۸. همه و همه از او چهره ای راز آلود ساخته و صادق زیبا کلام که دائما نقد می کند و تحت مصونیتی عجیب و مبهم است( خیلی ها سعید زیبا کلام را حاشیه امن او می دانند) فیلم به ابهام ذهنی ما با استفاده از پیش زمینه ها ی تاریخی و اجتماعی دامن می زند.

حقیقی کار خودش را می کند؛ داستانی مبهم و راز آلو د و معمایی را با کلی داده ی تاریخی شک آلود هم می زند و تحویل ما می دهد. همه چیز برای باور کردن یک دروغ شیک آماده است، اما این دروغ باید از زبانی( فرم) در بیاید که خونسرد و مقتدر جلوه کند...
رنگ سرخ / می تواند بنشیند بر درخت انار / لب های تو / یا / پیراهن پاره پاره یک سرباز
انتخاب درست ژانر در ظرفی ریخته می شود که در هماهنگی کامل با روایت است؛ فرض کنید این داستان در یک فضای شهری و تخت روایت می شد، تا چه حد می توانست مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهد؟ تقریبا هیچ. ناشناختگی عاملی است که بر ابهام دامن می زند، حقیقی داستانش را جایی می برد که باید ببرد. او در محیط راز آلود قشم که پر از سازه های طبیعی تفسیر برانگیز نظیر: سنگ های اعوعاج است، داستانش را تعریف می کند.

طراحی صحنه و میزانسن به درستی جذاب و در مرحله ی بعدی فریبنده کار شده اند، ما در درجه ای اول جذب آن بادکنک های رنگی معلق در آسمان جنوب می شویم و پس از تسخیر توسط رنگ ها و نورها خیلی راحت تر گول می خوریم، فیلم پر از این ایده هاست، آن اتاقک راز آلود داستان که بعد توسط (حفیظی) پر از نور شمع می شود، در حقیقت با یک تکنیک ساده و با طراحی صحنه بی نقض ما را جذب یک زیبایی فریبنده می کند. گویی زیبایی همیشه با خود فریبی دارد، همین اتفاق در سکانس لرزه نگاری و آن لامپ های چیده شده در کنار هم نیز می افتد؛ بازی با چشم برای تسخیر ذهن...
لباس های تن کاراکتر ها هم کاملا در خدمت همین فضاست؛ از لباس شلوغ و پر نقش و نگار کیوان که با موهایی آشفته، تصویری غیر قابل کشف را پیش رو می گذاشت تا کلاه و عینک چارکی که اجازه نمی داد تصویری واضح از صورت او را در ذهن داشته باشیم، ما برای در ذهن داشتن کاراکترهای اژدها هم باید مکاشفه کنیم و این گونه طراحی لباس و گریم به کمک روایت می آیند.

در بحث روایت گفته بودیم که داستان جذاب و ژانر مناسب به فیلم کمک کرده، اما این ها همه از معجزه دکوپاژ و تدوین است؛ مثلا اگر قرار بود سکانس های واقع نمایی که لیلی گلستان و دیگران مقابل دوربین نشسته اند، اندکی کش دارتر می شد حواس مخاطب از ریتم معماهای داستان پرت میشد و فیلم از نفس می افتاد، این شکل چینش سکانس ها در کنار هم که تا حد زیادی بر ابراز اطلاعات به شکل خلاصه تاکید دارد، کمک شایانی به یک روایت پرنفس کرده، روایتی که با قاب بندی های مناسب فیلم بردار خواستنی تر شده، نظیرش سکانس هایی که در شب مانی های سه نفره گروه ماجرا جو داریم، آن جایی که دوربین از قابی تصویر را مقابل ما می گذارد که به هراس حمله ی یک روح سرگردان از پشت پرسوناژ ها دامن می زند، شکل فیلمبرداری عمق دارد و نماهای نزدیک احساس هراس را بیشتر می کند.

پی نوشت یک: «اژدها وارد می شود» مطمئنا خالی از ایراد نیست، اما فضای جدید و کمتر کار شده ای دارد و پوسته ی فیلم های آپارتمانی و سری کار شده را می شکند و مخاطب را تکان میدهد، در عین این که سر گرم می کند؛ لوکیشن متفاوت، داستان متفاوت و...به هر حال هر نوع تنوع در سینما را باید قدر دانست، حقیقی اژدها... خیلی لازم تر از حقیقی آلبالو ...است.
پی نوشت دو: هر دو شعر در میان تیترها از مجموعه «سطرها در تاریکی جا عوض می کنند» سروده گروس عبدالملکیان

تبلیغات متنی
-
اطلاعیه فرماندهی انتظامی کل کشور درباره ماه رمضان
-
ادعای کانال ۱۲ اسرائیل درباره جزئیات حمله به ایران
-
رئیس معبد، روی لباس رئیسجمهور تایوان استفراغ کرد!
-
اعلام جزئیاتی از حج ۱۴۰۵؛ سفر حج کوتاه شد!
-
اوقات شرعی ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ تهران
-
پشت پرده عملیات فریب نتانیاهو در آمریکا علیه ایران
-
این موبایل چینی همزمان ۲۰ سیمکارت را اجرا میکند
-
۲۵۰ میلیارد، پولسازترین باشگاه ایران در آسیا!
-
تحرکات مشکوک آمریکا در پایگاه نظامی نزدیک به ایران
-
سلاح استراتژیک ایران علیه ناوهای هواپیمابر آمریکا
-
جولانی حکم عفو عمومی صادر کرد
-
قیمت خودروی وارداتی ایران با نشان آمریکایی
-
گروسی درباره پرونده ایران؛ وقت زیادی نداریم
-
المانیتور: بعید است ترامپ با برجام جدید موافقت کند
-
سکه دوباره ۲۰۰ میلیونی شد
-
اطلاعیه فرماندهی انتظامی کل کشور درباره ماه رمضان
-
ادعای کانال ۱۲ اسرائیل درباره جزئیات حمله به ایران
-
تحرکات مشکوک آمریکا در پایگاه نظامی نزدیک به ایران
-
سکه دوباره ۲۰۰ میلیونی شد
-
واکنش لندن به حکم زوج بریتانیاییِ زندانی در ایران
-
وضعیت ساپینتو در استقلال مشخص شد
-
روحانی مشهور در صداوسیما «از خون جوانان وطن» را خواند
-
وقوع گرمای بیسابقه در شمال کشور
-
واکنش آمریکا به سخن رهبری درباره غرق کردن ناو
-
سریال ماه رمضانیِ عراق علیه ایران، جنجال به پا کرد
-
مرندی برای کشورهای عربی هشدار فوری صادر کرد!
-
ادعای CNN: اعلام آمادگی ارتش آمریکا برای حمله به ایران
-
وثیقههای شبنم نعمتزاده به مزایده گذاشته شد
-
پشتپرده سناریوی تکراری «مهلت دو هفتهای» به ایران
-
شب تلخ مهدی طارمی در لیگ قهرمانان اروپا
-
مقصد نهایی ناو هواپیمابر جرالد فورد مشخص شد
-
کپی عصر جدید و نسخه فیک ماه عسل از فردا در صداوسیما
-
شش فروند آواکس به مقصد خاورمیانه به پرواز درآمدند
-
پایان مذاکرات امروز ایران و آمریکا در ژنو
-
بازیگر نقش سوجان در پشت صحنه سریال «رحیل»
-
خانم بازیگر، مجری تلویزیون شد
-
«طلا و ناصر» سریال سوجان در پشت صحنه «صبح آخرین روز»
-
استوری خبرساز بازیگر پایتخت بعد از حضور در جشنواره
-
الیزابت سریال پایتخت از منزل شیکش رونمایی کرد
-
بنرهای نصب شده در سراسر شهر تهران جلب توجه کرد
-
روزنامه قالیباف: این چهار بازیکن محبوب باید خداحافظی کنند!
-
پایان گرمای بهاری با کاهش محسوس دما از فردا
-
اولین خبر رسمی از نتیجه مذاکرات امروز
-
اسکوچیچ به استقلال «بله» گفت؟
-
عراقچی از ایران برای ویتکاف سوغاتی برد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
سلام
یه سوال ایا تمام فیلمنامه هایی که نوشته میشه باید واقعیت و راست باشند در کدام ژانر فیلمسازی شما به این موضوع معتقدین
فیلمنامه میتونه تخیلی باشه و همه هم نگاه میکنند مثل جنگ ستارگان
بنده خدا خود اقای حقیقی هم در مصاحبه قبلی فرمودند که فیلمنامه راست نیست چه کاریه تفسیر مجدد
ممثل اینکه اقای اسپیلبرگ رو بیارن بهش بگن اقا شما فیلمنامه نابودگر رو که ساختین بر اساس کدام واقعیت نوشته شده و این دروغیه که میخواهید راست جلوه دهید
اژدها وارد میشود ؟؟؟؟
این عنوان فیلم بروسلی بود و واقعا هم ازدها بود زیبنده بروسلی هست و بس
پاسخ ها
خیلی از موجودات تقلید میکنن
از این متن بی سر و ته چیزی متوجه نشدم!!
دنبال فیلم متفاوت نبودم به عنوان یه ادم معمولی رفته بودم یه فیلم ببینم و چند ساعتی از روزمرگی دنیا و زندگی دور باشم رفتم و با یه فیلم غیر متعارف بیدرو پیکر و مبهم و بی ارزش روبرو شدم به فقط نیم ساعتی باید بگذره که بفهمی چی به چیه وسطای فیلم کسایی میان که نمیفهمی به فیلم اصلی واقعا چه ربطی دارن بیشتر شبیه یه مستند بود تا فیلم . لطفا اقای حقیقی اگه میخوان یه فیلم متفاوت رو بسازن برا کسایی هم اکرانش کنن که دنبال یه فیلمنامه متفاوت هستند نه یه کارگر که میخواد چند ساعتی با دوستش خوش باشه بره برا منتقدا و فیلمسازا این فیلم رو نمایش بده نه عوام مردم
این فیلم چه از نظر فیلمنامه و چه از نظر فیلم برداری انتخاب بازیگر مناسب و... سطح بسیااار بالاتری نسبت به تمامی فیلم های ساخته شده ایران تا الان داره...به دور از هر نوع نگاهی که برگرده به رمزهای پنهانی دورن فیلم این فیلم شاهکاره
این فیلم واقعا مرموزه وراست یا بقول خودشون دروغ عینه یه مستنده کارش متفاوته واقعا از اینجور فیلمایه مرموز خوشم میاد عالی بودن هنر پیشه هاش کاری متفاوت بود عاااالی بود بازیشون تو دره فوق العاده زیبایه ستارگان قشم ..من که خیلی جذبش شدم کارتون خاص ومتفاوت بود آقای حقیقی خسته نباشید.....