صمد بهرنگی در آزمون تاریخ
شاید این سخن فرهنگبانوی ایران، توران میرهادی پارادوکسکال بهنظر برسد؛ بانویی را که تمام عمر به کار گروهی و فعالیت فرهنگی و مدنی با بهرهگیری از خرد جمعی مشغول بوده، با ماهی سیاه کوچولوِ تکرو چه کار؟
روزنامه شرق - شهرام اقبال زاده: «همه ما ماهی سیاه کوچولو هستیم.» توران میرهادی
شاید این سخن فرهنگبانوی ایران، توران میرهادی پارادوکسکال بهنظر برسد؛ بانویی را که تمام عمر به کار گروهی و فعالیت فرهنگی و مدنی با بهرهگیری از خرد جمعی مشغول بوده، با ماهی سیاه کوچولوِ تکرو چه کار؟
بهنظر میرسد سرآغاز مدرنیته برمیگردد به تتبعات و یا جستارهای میشل مونتنی که مینوشت، «من وقتی از خودم مینویسم از انسان نوعی سخن میگويم.» یا من اندیشنده دکارت که در پی شک علمی خود میگوید، «میاندیشم پس هستم.» آیا اهمیت این سخنان تنها منحصر به برجستهكردن ذهن فردی در عالمي انتزاعي بهعنوان فاعل شناسا است؟

کانت هم در مقاله «روشنگری چیست؟» روشنگری را به بلوغ عقلی گره میزند، یعنی انسانی که مستقل میاندیشد و در بیان اندیشهاش دلیر است. آیا منظور از این سخن فرد منفک از جامعه و جهان است؟ آشکار است که کانت هم از انسان نوعی سخن میگوید که میخواهد بیاتکا به هيچ مرجع خارجی با عقل نقاد خود از زیر بار صغارت خارج شود. این سوژه اندیشنده یا عقل نقاد در اندیشه هگل و مارکس به عقل تاریخی کلنگر و دیالکتیکی بدل ميشود. هرچند برای یکی تاریخ محمل تحقق ايده مطلق و برای دیگری حاصل کار و تلاش جمعی یا پراتیک اجتماعی است.
شگفتا که «ماهی کوچولو»ی صمد محل تلاقی این تنوع و تشتت آرای ظاهری است. مهم نیست که صمد در آن دوره و سنوسال چقدر فلسفه یا تاریخ خوانده، مهم این است که انباشت آگاهی او در شهودی هنری در شخصیت داستانی او بهصورت جهشی در «ماهی سیاه کوچولو» نمود پیدا میکند. شخصیتی کنجکاو که ابتدا شک میکند و با ذهن پرسشگر خود و برخورد نقادانه میخواهد ببیند آخر جویبار کجاست؟ و وقتی با پاسخهای همیشگی و کلیشهای روبهرو میشود، به تعبیر و تفسیر سخنان بزرگترها بسنده نمیکند و جسورانه دست به عمل میزند و مرجعیت آنها را به چالش میکشد و نفی ميكند.
اکنون و اینجا مجال تفسیر یا تفصیل بیشتر این داستان چندلایه نيست؛ که هم پرسشها و کنجکاویهای کودکان را برای شناخت پیرامون خود در بر میگیرد و هم بزرگسالانی که بهقول پوپر جهان برایشان سراسر پرسش و مسئله و تلاش پیوسته برای حل مسئله است. با این نگاه کوتاه و شتابزده شاید توانسته باشم تا حدی دو سویه بهظاهر متناقض برداشتی تکروانه را با نگاه نهادی و جمعگرایانه جمع و رفع تعارض کنم. درواقع منِ «ماهی سیاه کوچولو» همان منِ نوعی یا «ما»ی توران میرهادی است. البته وقتی از نوع نگاه انتقادی و مسئلهمحور صمد سخن میگویم، باید تصریح کنم که گفتمان او با عقلانیت انتقادی پوپر تفاوتهایی دارد. شاید بتوان گفت وجه مشترک همه اندیشمندان یادشده با صمد، بهرهگیری از عقلانیت انتقادی است. نگاهی که صمد خلاقانه از آن در چارچوب ادبیات کودک بهره گرفت. برای روشنشدن این امر بهتر است به پیشینه صمد بپردازيم.

نطفههای اندیشه انتقادی در ایران در مشروطه منعقد میشود که از رهاوردهای آن غرس نهال ادبیات کودک است، اما تحول و تکامل ادبیات کودک نیز نمیتواند بیتأثیر از تحولات اجتماعی و سیاسی باشد. با کودتای رضاخان میرپنج انقلاب مشروطه ناکام میماند، اما بهگفته نظریهپردازی «ضدانقلاب پیروز خود مجری بخشی از وصایای انقلاب ميشود.» به سخنی دیگر رضاشاه با سرکوب مشروطیت، وجه مدرنیزاسیون و زیرساختی یا نوسازی اقتصادی و نیازهای مربوط به توسعه صنعتی را در اولویت قرار میدهد و وجه اندیشگی و نونگری را به حاشیه ميراند. روشن است که یکی از نیازهای توسعه اقتصادی و صنعتیکردن جامعه، آموزش انسانهای باسواد در سطوح مختلف است که هم کادر فنی و هم اداری موردنیاز را تربیت و تأمین کند.
عمومیکردن آموزش کودکان و حتی تأسیس دانشگاه تهران را هم باید در همین چارچوب نگریست. رضاشاه از همان آغاز حکمرانی خود، به سرکوب وجه اندیشگی و طرد و حذف روشنفکران و اندیشمندان مستقل و منتقد پرداخت. درواقع او مدرنیزاسيون را منهای مدرنیته پیش برد؛ در ایران از مشروطه به بعد، در وجه غالب، نوسازی اقتصادی و اجتماعی، بدون نونگری و مدرنیته پیش رفته است. شگفتا این موضوع در زمان پهلوی دوم هم تکرار شد. میگویند حوادث در تاریخ دو بار تکرار میشوند، بار اول بهصورت تراژیک و بار دوم بهصورت کمدي! محمدرضاشاه نیز پس از کودتای سال ٣٢ و سرکوب جنبش ملیشدن نفت، برای تثبیت موقعیت خود در سال ١٣٤١ دست به نوسازی اقتصادی و اجتماعی نسبتا گستردهای زد، اما چون پدر خود بیمشارکت روشنفکران و اندیشمندان. و بازهم توسعه آمرانه و مدرنیزاسیون بیمدرنیته استمرار یافت. درواقع نوسازی، بینونگری همچنان تداوم داشت.
«صمد» کودکی را در چنین تبوتابی گذراند. او در کودکی جنبش آذربایجان به رهبری پیشهوری و سرکوب و کشتار آن زمان را و سپس کودتای ٢٨ مرداد ٣٢ و بگیروببندها را بهچشم دیده و رنج این ناکامی و حرمان را به جان چشیده بود. تأثیر عمیق این رویدادها را مستقیم و غیرمستقیم هم در مقالهها و هم داستانهایش میتوان يافت. اما بیانصافی و حتی غیرعلمی است که آثار او را به سطح بیانيههای سیاسی یا آثاری ایدئولوژیک فرو بکاهیم و ارزش ادبی و نقش تاریخی او را در نگاه به کودک و درک کمابیش درستش از اهمیت دوران کودکی و ادبیات کودک، نادیده انگاریم. این ستمی است که بر وی از دو سو صورت گرفته است؛ گاه از چپ، بهنام همدلی و همفکری با او، همچون نقد منوچهر هزارخانی، که داستان زیبا و گیرای «ماهی سیاه کوچولو» را تا حد مانیفست جنبش چریکی پایین آورد و جنبه کودکانگی و ادبی آن را یکسره نادیده گرفت؛ و گاه از آن طرف نگرشی که صمد را بهعنوان فردی کافر و مرتد اعلام کرد. نمونه آن نقدهای رضا رهگذر است. باری، نگاهی به استقبال گسترده از «ماهی سیاه کوچولو»، پس از گذشت حدود نيمقرن (و البته دیگر آثار وی) و برگزیدهشدن ترجمه اخیر انگلیسی م.س.ک بهعنوان بهترین اثر خارجی ادبیات کودک در انگلستان، فارغ از بحث و جدلهای سیاسی، خود بهترین گواه ارزش ادبی کار صمد است.

بهگمان من ادبیات کودک در سه قلمرو بههمپیوسته شکل گرفته و بالیده است، نهاد، نظریه و خلق ادبی؛ و صمد در هر سه قلمرو فعال و تأثیرگذار بوده است:
١ - صمد در عین اینکه با عشق و علاقه آموزگاری در روستا را برگزید، از همتایان خود نگرشی شهریتر -بهمفهوم گسترده آن- و انتقادیتر به نهادی چون آموزشوپرورش دوران خود داشت؛ نقد ریشهای او به آموزشو پرورش ایستا و غیرخلاق پس از نیمقرن همچنان در بسیاری از جنبهها جاری و ساری است. کافی است کتاب «کندوکاوی در مسائل تربیتی» را بازخوانی کنیم. تدوین کتابی دیگر برای آموزش زبان ترکی به کودکان ترکزبان بیانگر نگاه پیشرو او در آن زمان است. ضرورتی که با وجود تصریح آن در قانون اساسی هنوز در دستور روز باقی مانده است؛
٢ - صمد یکی از اولین کسانی است که در عین درک ضرورت آموزش رسمی و عمومی به اهمیت نقش مستقل ادبیات کودک و کارکرد خلاقه آن پی برد و کوشید مبنای نظری برای آن تدوین کند. با وجود نقدهای جدی که بر نظریات وی وارد است، ازجمله نگاه مکانیکی به تضاد و مبارزه طبقاتی در قلمرو ادبیات كودك. توران میرهادی چند بار در گفتوگوهای شخصی اهمیت نقد صمد را بر شعر یمینیشریف، بهعنوان نقطهعطفی در نقد شعر کودک، به من یادآوری کرده است. ناگفته نگذارم که این اواخر رابطه بسیار خوبی بین صمد و خانم میرهادی ایجاد شده بود و حتی در گفتوشنودی انتقادی صمد پذیرفته بود که ترویج کینه، بهویژه بین بچهها یا بچهها نسبت به نامادری درست نبوده؛ افسوس که عمر کوتاه صمد این پیوند را گسست. شاید کمتر کسی بداند که نقد صمد درباره چندوچون شعر کودک، پیش از تألیف کتاب «شعر کودکِ» محمود کیانوش نگاشته شده است.

٣- صمد از پیشگامانی است که به اهمیت افسانهها و ادبیات فولکلوریک برای کودکان پی برد و به همراه بهروز دهقانی دست به گردآوری افسانهها زد. پیش از او صبحی و انجویشیرازی این کار را کرده بودند اما پیشگام همه اینها از حیث نظری، صادق هدایت بود. در آثار داستانی صمد نيز رد تأثیر افسانهها را میتوان ديد.
٤ -صمد از نویسندگانی است که در ژانرهای گوناگون داستان واقعگرا، فانتزی و ترکیبی دست به آفرینش اثر برای کودکان زده است. شاید بشود دامنه تأثیر و جایگاه «ماهی سیاه کوچولو» را در ادبیات کودک با «بوف کور» هدایت در ادبیات داستانی بزرگسال مقایسه كرد. باری، او کوشید نونگری و تفکر انتقادی مدرن را در ادبیات کودک ترویج و تثبیت کند. درواقع صمد با انتقاد از عقل ابزاری - به گفته حمید عنایت «عقل صناعی»- و توسعه آمرانه مورد نظر حکومتِ پهلوي بهمراتب پا فراتر نهاد و عقلانیت انتقادی را جایگزین کرد. اگر بخواهم از هابرماس مدد بگیرم، او کنش ارتباطی را جایگزین کنش راهبردی و یکسویه کرد.
با وجود دریغ ازدسترفتن زودهنگام او، بخت با صمد یار بود که دهه ٤٠ دو نهاد تأثیرگذار ادبیات کودک؛ شورای کتاب کودک و کانون پرورش فکری کودکانونوجوانان شکل گرفتند و کتاب «ماهی سیاه کوچولو» در کانون منتشر شد و تأثیری ملی- بینالمللی برجا گذاشت. هنوز کودکان و ادبیات کودک ایران با انبوهی از مشکلاتی که او طرح کرد، درگیرند و ما بهگفته شاملو «دوره میکنیم شب را و روز را و هنوز را!»
شاید این سخن فرهنگبانوی ایران، توران میرهادی پارادوکسکال بهنظر برسد؛ بانویی را که تمام عمر به کار گروهی و فعالیت فرهنگی و مدنی با بهرهگیری از خرد جمعی مشغول بوده، با ماهی سیاه کوچولوِ تکرو چه کار؟
بهنظر میرسد سرآغاز مدرنیته برمیگردد به تتبعات و یا جستارهای میشل مونتنی که مینوشت، «من وقتی از خودم مینویسم از انسان نوعی سخن میگويم.» یا من اندیشنده دکارت که در پی شک علمی خود میگوید، «میاندیشم پس هستم.» آیا اهمیت این سخنان تنها منحصر به برجستهكردن ذهن فردی در عالمي انتزاعي بهعنوان فاعل شناسا است؟

شگفتا که «ماهی کوچولو»ی صمد محل تلاقی این تنوع و تشتت آرای ظاهری است. مهم نیست که صمد در آن دوره و سنوسال چقدر فلسفه یا تاریخ خوانده، مهم این است که انباشت آگاهی او در شهودی هنری در شخصیت داستانی او بهصورت جهشی در «ماهی سیاه کوچولو» نمود پیدا میکند. شخصیتی کنجکاو که ابتدا شک میکند و با ذهن پرسشگر خود و برخورد نقادانه میخواهد ببیند آخر جویبار کجاست؟ و وقتی با پاسخهای همیشگی و کلیشهای روبهرو میشود، به تعبیر و تفسیر سخنان بزرگترها بسنده نمیکند و جسورانه دست به عمل میزند و مرجعیت آنها را به چالش میکشد و نفی ميكند.
اکنون و اینجا مجال تفسیر یا تفصیل بیشتر این داستان چندلایه نيست؛ که هم پرسشها و کنجکاویهای کودکان را برای شناخت پیرامون خود در بر میگیرد و هم بزرگسالانی که بهقول پوپر جهان برایشان سراسر پرسش و مسئله و تلاش پیوسته برای حل مسئله است. با این نگاه کوتاه و شتابزده شاید توانسته باشم تا حدی دو سویه بهظاهر متناقض برداشتی تکروانه را با نگاه نهادی و جمعگرایانه جمع و رفع تعارض کنم. درواقع منِ «ماهی سیاه کوچولو» همان منِ نوعی یا «ما»ی توران میرهادی است. البته وقتی از نوع نگاه انتقادی و مسئلهمحور صمد سخن میگویم، باید تصریح کنم که گفتمان او با عقلانیت انتقادی پوپر تفاوتهایی دارد. شاید بتوان گفت وجه مشترک همه اندیشمندان یادشده با صمد، بهرهگیری از عقلانیت انتقادی است. نگاهی که صمد خلاقانه از آن در چارچوب ادبیات کودک بهره گرفت. برای روشنشدن این امر بهتر است به پیشینه صمد بپردازيم.

نطفههای اندیشه انتقادی در ایران در مشروطه منعقد میشود که از رهاوردهای آن غرس نهال ادبیات کودک است، اما تحول و تکامل ادبیات کودک نیز نمیتواند بیتأثیر از تحولات اجتماعی و سیاسی باشد. با کودتای رضاخان میرپنج انقلاب مشروطه ناکام میماند، اما بهگفته نظریهپردازی «ضدانقلاب پیروز خود مجری بخشی از وصایای انقلاب ميشود.» به سخنی دیگر رضاشاه با سرکوب مشروطیت، وجه مدرنیزاسیون و زیرساختی یا نوسازی اقتصادی و نیازهای مربوط به توسعه صنعتی را در اولویت قرار میدهد و وجه اندیشگی و نونگری را به حاشیه ميراند. روشن است که یکی از نیازهای توسعه اقتصادی و صنعتیکردن جامعه، آموزش انسانهای باسواد در سطوح مختلف است که هم کادر فنی و هم اداری موردنیاز را تربیت و تأمین کند.
عمومیکردن آموزش کودکان و حتی تأسیس دانشگاه تهران را هم باید در همین چارچوب نگریست. رضاشاه از همان آغاز حکمرانی خود، به سرکوب وجه اندیشگی و طرد و حذف روشنفکران و اندیشمندان مستقل و منتقد پرداخت. درواقع او مدرنیزاسيون را منهای مدرنیته پیش برد؛ در ایران از مشروطه به بعد، در وجه غالب، نوسازی اقتصادی و اجتماعی، بدون نونگری و مدرنیته پیش رفته است. شگفتا این موضوع در زمان پهلوی دوم هم تکرار شد. میگویند حوادث در تاریخ دو بار تکرار میشوند، بار اول بهصورت تراژیک و بار دوم بهصورت کمدي! محمدرضاشاه نیز پس از کودتای سال ٣٢ و سرکوب جنبش ملیشدن نفت، برای تثبیت موقعیت خود در سال ١٣٤١ دست به نوسازی اقتصادی و اجتماعی نسبتا گستردهای زد، اما چون پدر خود بیمشارکت روشنفکران و اندیشمندان. و بازهم توسعه آمرانه و مدرنیزاسیون بیمدرنیته استمرار یافت. درواقع نوسازی، بینونگری همچنان تداوم داشت.
«صمد» کودکی را در چنین تبوتابی گذراند. او در کودکی جنبش آذربایجان به رهبری پیشهوری و سرکوب و کشتار آن زمان را و سپس کودتای ٢٨ مرداد ٣٢ و بگیروببندها را بهچشم دیده و رنج این ناکامی و حرمان را به جان چشیده بود. تأثیر عمیق این رویدادها را مستقیم و غیرمستقیم هم در مقالهها و هم داستانهایش میتوان يافت. اما بیانصافی و حتی غیرعلمی است که آثار او را به سطح بیانيههای سیاسی یا آثاری ایدئولوژیک فرو بکاهیم و ارزش ادبی و نقش تاریخی او را در نگاه به کودک و درک کمابیش درستش از اهمیت دوران کودکی و ادبیات کودک، نادیده انگاریم. این ستمی است که بر وی از دو سو صورت گرفته است؛ گاه از چپ، بهنام همدلی و همفکری با او، همچون نقد منوچهر هزارخانی، که داستان زیبا و گیرای «ماهی سیاه کوچولو» را تا حد مانیفست جنبش چریکی پایین آورد و جنبه کودکانگی و ادبی آن را یکسره نادیده گرفت؛ و گاه از آن طرف نگرشی که صمد را بهعنوان فردی کافر و مرتد اعلام کرد. نمونه آن نقدهای رضا رهگذر است. باری، نگاهی به استقبال گسترده از «ماهی سیاه کوچولو»، پس از گذشت حدود نيمقرن (و البته دیگر آثار وی) و برگزیدهشدن ترجمه اخیر انگلیسی م.س.ک بهعنوان بهترین اثر خارجی ادبیات کودک در انگلستان، فارغ از بحث و جدلهای سیاسی، خود بهترین گواه ارزش ادبی کار صمد است.

بهگمان من ادبیات کودک در سه قلمرو بههمپیوسته شکل گرفته و بالیده است، نهاد، نظریه و خلق ادبی؛ و صمد در هر سه قلمرو فعال و تأثیرگذار بوده است:
١ - صمد در عین اینکه با عشق و علاقه آموزگاری در روستا را برگزید، از همتایان خود نگرشی شهریتر -بهمفهوم گسترده آن- و انتقادیتر به نهادی چون آموزشوپرورش دوران خود داشت؛ نقد ریشهای او به آموزشو پرورش ایستا و غیرخلاق پس از نیمقرن همچنان در بسیاری از جنبهها جاری و ساری است. کافی است کتاب «کندوکاوی در مسائل تربیتی» را بازخوانی کنیم. تدوین کتابی دیگر برای آموزش زبان ترکی به کودکان ترکزبان بیانگر نگاه پیشرو او در آن زمان است. ضرورتی که با وجود تصریح آن در قانون اساسی هنوز در دستور روز باقی مانده است؛
٢ - صمد یکی از اولین کسانی است که در عین درک ضرورت آموزش رسمی و عمومی به اهمیت نقش مستقل ادبیات کودک و کارکرد خلاقه آن پی برد و کوشید مبنای نظری برای آن تدوین کند. با وجود نقدهای جدی که بر نظریات وی وارد است، ازجمله نگاه مکانیکی به تضاد و مبارزه طبقاتی در قلمرو ادبیات كودك. توران میرهادی چند بار در گفتوگوهای شخصی اهمیت نقد صمد را بر شعر یمینیشریف، بهعنوان نقطهعطفی در نقد شعر کودک، به من یادآوری کرده است. ناگفته نگذارم که این اواخر رابطه بسیار خوبی بین صمد و خانم میرهادی ایجاد شده بود و حتی در گفتوشنودی انتقادی صمد پذیرفته بود که ترویج کینه، بهویژه بین بچهها یا بچهها نسبت به نامادری درست نبوده؛ افسوس که عمر کوتاه صمد این پیوند را گسست. شاید کمتر کسی بداند که نقد صمد درباره چندوچون شعر کودک، پیش از تألیف کتاب «شعر کودکِ» محمود کیانوش نگاشته شده است.

٣- صمد از پیشگامانی است که به اهمیت افسانهها و ادبیات فولکلوریک برای کودکان پی برد و به همراه بهروز دهقانی دست به گردآوری افسانهها زد. پیش از او صبحی و انجویشیرازی این کار را کرده بودند اما پیشگام همه اینها از حیث نظری، صادق هدایت بود. در آثار داستانی صمد نيز رد تأثیر افسانهها را میتوان ديد.
٤ -صمد از نویسندگانی است که در ژانرهای گوناگون داستان واقعگرا، فانتزی و ترکیبی دست به آفرینش اثر برای کودکان زده است. شاید بشود دامنه تأثیر و جایگاه «ماهی سیاه کوچولو» را در ادبیات کودک با «بوف کور» هدایت در ادبیات داستانی بزرگسال مقایسه كرد. باری، او کوشید نونگری و تفکر انتقادی مدرن را در ادبیات کودک ترویج و تثبیت کند. درواقع صمد با انتقاد از عقل ابزاری - به گفته حمید عنایت «عقل صناعی»- و توسعه آمرانه مورد نظر حکومتِ پهلوي بهمراتب پا فراتر نهاد و عقلانیت انتقادی را جایگزین کرد. اگر بخواهم از هابرماس مدد بگیرم، او کنش ارتباطی را جایگزین کنش راهبردی و یکسویه کرد.
با وجود دریغ ازدسترفتن زودهنگام او، بخت با صمد یار بود که دهه ٤٠ دو نهاد تأثیرگذار ادبیات کودک؛ شورای کتاب کودک و کانون پرورش فکری کودکانونوجوانان شکل گرفتند و کتاب «ماهی سیاه کوچولو» در کانون منتشر شد و تأثیری ملی- بینالمللی برجا گذاشت. هنوز کودکان و ادبیات کودک ایران با انبوهی از مشکلاتی که او طرح کرد، درگیرند و ما بهگفته شاملو «دوره میکنیم شب را و روز را و هنوز را!»
تبلیغات متنی
-
چهره خندان عراقچی حین مذاکره جلبتوجه کرد
-
آقای علی مطهری بیا و گاهی هم صحبت نکن!
-
ماجرای خبر توقف مذاکرات مسقط با تصمیم آمریکا
-
رجز خوانی خبرنگارِ خانم صداوسیما با گوشی آیفون!
-
پیغام توجهبرانگیز روسیه درباره مذاکرات ایران
-
حرکت جدید، جنجالی و ترسناک در دنیای جراحی زیبایی
-
اقدام نظامی آمریکا وسط مذاکرات خبرساز شد
-
قارچ مرموزی که آدمها را وادار میکند «آدمکهای کوچک» ببینند
-
ترس ریاض و ابوظبی از «زمین سوخته» کارساز شد
-
بیانیه عمان درباره روند گفتوگوهای ایران و آمریکا
-
تمام آن چه که تا این لحظه از مسقط مخابره شده است
-
چگونه بوی بنزین یا روغن ریخته شده را از گاراژ خود از بین ببریم؟
-
مترو تهران اطلاعیه داد
-
اقدام ناگهانی آمریکا، مذاکرات را به خطر انداخت
-
اولین اعلام موضع رسمی تاج درباره ملیپوشان انصرافی
-
چهره خندان عراقچی حین مذاکره جلبتوجه کرد
-
آقای علی مطهری بیا و گاهی هم صحبت نکن!
-
ماجرای خبر توقف مذاکرات مسقط با تصمیم آمریکا
-
رجز خوانی خبرنگارِ خانم صداوسیما با گوشی آیفون!
-
اقدام نظامی آمریکا وسط مذاکرات خبرساز شد
-
تمام آن چه که تا این لحظه از مسقط مخابره شده است
-
اولین اعلام موضع رسمی تاج درباره ملیپوشان انصرافی
-
چند تصویر از بوکس دختران در تهران جلب توجه کرد
-
فاصله یک هفتهای بخشی از ناوگان آمریکا با ایران
-
تصویر عجیبی که ترامپ از اوباما و زنش منتشر کرد
-
وبسایتی که انسانها را اجاره میدهد!
-
کینه قدیمی عبدالرضا کاهانی از مهران احمدی فاش شد
-
پرواز مشکوک فرمانده سنتکام به محل مذاکرات با ایران
-
خبری عجیب که همزمان با مذاکرات امروز منتشر شد
-
اولین پیشبینی از نتیجه احتمالی مذاکرات امروز مسقط
-
جشن نیمهشعبان توسط یک مرجع تقلید لغو شد
-
پیغام صحرا اسداللهی به مردم درباره جشنواره فجر
-
بازیگر سریال سوجان عزادار شد
-
شهر موشکی جدید سپاه با موشک خرمشهر-۴ رونمایی شد
-
صداوسیما گزارش شهر موشکی سپاه را پخش نکرد
-
درباره برند آقای ساعدینیا که محل بحث و جدل شده است
-
امیر جدیدی: عزادارم، در جشنواره فجر شرکت نمیکنم
-
مشاور فرمانده سپاه: آمریکا از شروطش عقبنشینی کرد
-
ارتفاع برف در این منطقه به ۶ متر رسید
-
هفت سریال که در تاریخ نمایش خانگی ایران ماندگار شد
-
قیمت طلا و دلار ناگهان بالا رفت
-
بیانیه مهم ترامپ پیش از آغاز مذاکره با ایران
-
زمان اعلام نتایجِ مذاکرات ایران و آمریکا مشخص شد
-
و ناگهان مذاکره میان ایران و آمریکا کلا لغو شد
-
نطق خبرساز معاون ترامپ قبل از مذاکرات مسقط
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
در سریال شهرزاد هم همسر فوت شده رویا که اقا معلم خطاب میشد استعاره ای از صمد بهرنگی بوده.
داستان های صمدبهرنگی واقعا عالیه.من باخوندن ماهی سیاه کوچولو واقعا لذت میبرم.روحش شاد
الدوز و کلاغهایش عالیه طوریکه ماهی سیاه کوچولو در مقابلش یک داستان سطحی است حتماً بخوانید .
پاسخ ها
دو تا چیز متفاوت و با سبک متفاوتند مقایسهاشان بی ربط است
کچل کفتر باز .پسرک لبو فروش .دومرول.الدوز وننه کلاغه . ....عاشق همشونم.خدا رحمتش کنه
تشکر