داستانک؛ دایره ای به مساحت زندگی...
برترین ها: مرد ملاک وارد روستا شد. آوازه اش را از ماهها پیش شنیده بودند. زمینها را میخرید. خانه ها را ویران میکرد و ساختمانهایی مدرن بر آنها بنا میکرد.
پیشنهادهایش آنقدر جذاب بود که همه را وسوسه میکرد. روستاها یکی پس از دیگری به دست او ویران شده بود. نوعی حرص عجیب داشت. حرص برای زمینخواری...
همه میدانستند که پیشنهادهای مالی جذابش، این روستا را نیز نابود خواهد کرد.
کدخدا آمد. روبروی مرد ایستاد. مرد در حالی که به دامنه کوه خیره شده بود گفت: کدخدا! همه این املاک را با هم چند می فروشی؟
کدخدا سکوتی کرد و گفت: در ده ما زمین مجانی است. سنت این است که خریدار، محیط زمین را پیاده میرود و به نقطه اول باز میگردد. هر آنچه پیموده به او واگذار میشود.
مرد ملاک گفت: مرا مسخره میکنی؟
کدخدا گفت: ما نسلهاست به این شیوه زمین می فروشیم.
مرد ملاک به راه افتاد. چند ساعتی راه رفت. گاهی با خود فکر میکرد که زودتر دور بزند و به نقطه شروع بازگردد، اما باز وسوسه میشد که چند گامی بیشتر برود و زمینی بزرگتر را از آن خود کند.
تمام کوهپایه را پیمود...
غروب بود. روستاییان و کدخدا در انتظار بودند. سایه ای از دور نمایان شد. مرد ملاک کم کم به کدخدا و روستاییان نزدیک می شد.
زمانی که به کدخدا رسید، نمیتوانست بایستد. زانو زد. حتی نمیتوانست حرف بزند. بر روی زمین دراز کشید و جان داد.
نگاهش هنوز به دوردستها، به کوهپایه ها، خیره مانده بود.
کوهپایه هایی که دیگر از آن او نبودند...
"لف تولستوی"
پیشنهادهایش آنقدر جذاب بود که همه را وسوسه میکرد. روستاها یکی پس از دیگری به دست او ویران شده بود. نوعی حرص عجیب داشت. حرص برای زمینخواری...
همه میدانستند که پیشنهادهای مالی جذابش، این روستا را نیز نابود خواهد کرد.
کدخدا آمد. روبروی مرد ایستاد. مرد در حالی که به دامنه کوه خیره شده بود گفت: کدخدا! همه این املاک را با هم چند می فروشی؟
کدخدا سکوتی کرد و گفت: در ده ما زمین مجانی است. سنت این است که خریدار، محیط زمین را پیاده میرود و به نقطه اول باز میگردد. هر آنچه پیموده به او واگذار میشود.
مرد ملاک گفت: مرا مسخره میکنی؟
کدخدا گفت: ما نسلهاست به این شیوه زمین می فروشیم.
مرد ملاک به راه افتاد. چند ساعتی راه رفت. گاهی با خود فکر میکرد که زودتر دور بزند و به نقطه شروع بازگردد، اما باز وسوسه میشد که چند گامی بیشتر برود و زمینی بزرگتر را از آن خود کند.
تمام کوهپایه را پیمود...
غروب بود. روستاییان و کدخدا در انتظار بودند. سایه ای از دور نمایان شد. مرد ملاک کم کم به کدخدا و روستاییان نزدیک می شد.
زمانی که به کدخدا رسید، نمیتوانست بایستد. زانو زد. حتی نمیتوانست حرف بزند. بر روی زمین دراز کشید و جان داد.
نگاهش هنوز به دوردستها، به کوهپایه ها، خیره مانده بود.
کوهپایه هایی که دیگر از آن او نبودند...
"لف تولستوی"
تبلیغات متنی
-
بهترین کلینیک کاشت ابرو در کرج + معرفی ۱۰ کلینیک برتر
-
ادعای کویت درباره بازداشت ۴ عضو سپاه پاسداران
-
سرشاخ شدن هادی عامل با رحمان عموزاد
-
جزئیات متن شکایت ایران به دیوان داوری لاهه
-
خودروهای امداد برقی به خیابان آمدند
-
دست رد چین به میانجیگری بین ایران و آمریکا
-
ویدئو دیدنی از بارش تگرگ در شهر اردبیل
-
واکنش بقایی به احتمال حمله زمینی به ایران
-
رانندگی یک پسربچه با فراری در خیابانهای تهران!
-
هشدار باران و رعد و برق برای ۱۸ استان کشور
-
فیدان: هر دو طرف میخواهند جنگ تمام شود
-
ماجرای کشتی روسیِ عازم کره شمالی با محموله سری
-
حضور عراقچی در نشست بریکس تأیید شد
-
توضیحات بقایی درباره شرایط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز
-
جنگندهها در چه ارتفاعی از چشم پنهان میشوند؟
-
ادعای کویت درباره بازداشت ۴ عضو سپاه پاسداران
-
واکنش بقایی به احتمال حمله زمینی به ایران
-
هشدار باران و رعد و برق برای ۱۸ استان کشور
-
توضیحات بقایی درباره شرایط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز
-
آخرین قیمت طلا و سکه در بازار
-
مجری صداوسیما: به افغانستان و سوریه مهاجرت کنید!
-
بگومگوی خبرنگاران و سخنگوی دولت درباره اینترنت
-
حرکت عجیب یک نماینده در توئیتر، سوژه مردم شد
-
تصاویر املاک توقیفشده خبرنگار اینترنشنال منتشر شد
-
بانک مرکزی ١۵ میلیون دلار تتر را به زنجانی پس داد
-
خط خوردههای تیم ملی برای جام جهانی را بشناسید
-
ادعای عجیب درباره عملکرد پیامرسانهای داخلی
-
این سه اختلاف نمیگذارد ایران و آمریکا توافق کنند
-
قطع دو پای مدل معروف به دلیل یک بیماری مرموز
-
دو خبر و یک تحلیل که پیشبینی جنگ را ساده میکند
-
پاسخ وزیر ارتباطات درباره زمان وصل شدن اینترنت
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
خبر مهم آکسیوس از قدم بعدی ترامپ درباره ایران
-
ترامپ: من بهترین برنامه تاریخ را برای ایران دارم
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
-
تصاویر املاک توقیفشده خبرنگار اینترنشنال منتشر شد
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
قطع دو پای مدل معروف به دلیل یک بیماری مرموز
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
واکنش ایران به پاسخ رد ترامپ؛ چه بهتر!
-
ادعای عجیب ترامپ درباره استخراج اورانیوم از ایران
-
یک اسلایس پیتزا در فضای مجازی باعث درگیری شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
امان از دست طمع
پاسخ ها
+++++++++++++++++++
اقای تولستلوی تو هم یه جورایی مث من بودی درکت کی کنم..........
چه داستان قشنگی. . .
چه مسخره بود
پاسخ ها
اصلا فهمیدی چی شد؟؟؟؟؟؟؟ دوباره بخون
خنگ
گفت چشم تنگ دنيا دوست را يا قناعت پر كند يا خاك گور
مجله جان دلبندم لف نه لئو!!!!!!!!!!!!!!!
چه آدم كم بنيه اي بوده كه با رفت و و برگشت تو يه كوهپايه مرده؟
پاسخ ها
+++++++++++++++++++++++++++
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
مال دنیا واقعا اونقدر ارزش نداره که آدم به خاطرش دست به هر کاری بزنه و همه چیزشو فدای اون بکنه.
امان از دست طمع...اما واقعا چه ادمی بود با پیاده راه رفتن هم مگه ادم میمیره؟؟