ماجرای وحشتناک مردی که به فیل تبدیل شد!
اگر تا به حال فکر می کردید که زندگی شما سخت یا ناعادلانه است، به این معنی است که داستان زندگی جوزف مریک را نشنیده اید که به دلیل تغییر شکل های بدن، او توسط رسانه ها به "مرد فیلی" ملقب شده است.
خبرآنلاین: اگر تا به حال فکر می کردید که زندگی شما سخت یا ناعادلانه است، به این معنی است که داستان زندگی جوزف مریک را نشنیده اید که به دلیل تغییر شکل های بدن، او توسط رسانه ها به "مرد فیلی" ملقب شده است.
این تغییر شکل ها توسط یک بیماری ژنتیکی نادر به نام نوروفیبروماتوز نوع 1 (NF1) ایجاد شده است، با این حال، تحقیقات در سال 1986 نشان داد که جوزف در واقع از یک بیماری بسیار نادرتر به نام سندرم پروتئوس رنج می برد.
جوزف مریک در 5 آگوست 1862 در لستر، انگلستان به دنیا آمد. جوزف از سنین بسیار جوانی در حال رشد بدشکل فیزیکی و تومورهایی بود که پزشکان در آن زمان معتقد بودند که نوعی بیماری عجیب و غریب از بیماریهای بوبونیک است. همانطور که می توانید تصور کنید، پزشکی در دهه 1800 چندان پیشرفته نبود، زیرا بسیاری از پزشکان، حتی پزشکان انگلستان هنوز از درمان های گذشته برای حل بیشتر مسائل پزشکی استفاده می کردند. با این حال، این چیزی بود که پزشکان قبلاً ندیده بودند.

جوزف سعی کرد زندگی خود را با ناهنجاری های جسمانی سپری کند. او سعی کرد مانند هر بچه دیگری به مدرسه برود، اما می توانید تصور کنید که او هر روز چه قلدری را تحمل می کرد. لقب هیولایی که به آن جامعه تعلق نداشت باعث شد تا او را سربار همه اطرافیانش بدانند، بنابراین در 13 سالگی مدرسه را ترک کرد.
زندگی در خانه هم خیلی بهتر نبود، او مجبور شد با پدر و نامادری خود زندگی کند که با دادن نصف وعده غذایی به او و گفتن "این بیشتر از آن چیزی است که لیاقتش را دارید" به او احساس اضافی بودن میدادند. برای جلوگیری از همه آزارهای والدینش، گاهی اوقات با شکم خالی در خیابان می ماند. اطلاعات زیادی در مورد مادر واقعی او وجود ندارد، اما بسیاری بر این باور بودند که او در هنگام زایمان او مرده است.
در سن 17 سالگی در یک کارخانه سیگارسازی شروع به کار کرد، جایی که علیرغم ظاهرش، به دلیل زحمتکش بودن با او رفتار خوبی داشتند. متأسفانه پس از 3 سال، تغییر شکل بدنی او به دست راستش سرایت کرد تا جایی که دیگر قادر به کار در کارخانه نبود. از سوی دیگر، او توانست شغل دیگری پیدا کند که کمتر از دستانش استفاده کند، آن هم دستفروشی. این شغل جدید دستمزد چندان خوبی نداشت، بنابراین از آنجایی که او قادر به برآوردن نیازهای پایانی نبود، گرفتاریاش او را مجبور به شرکت در نمایشگاههای تازگی انسانی (نمایشهای عجیب) کرد.

در طول نمایشگاه خود در نمایش فریک، او با یک پزشک معروف از بیمارستان سلطنتی لندن به نام فردریک تروز آشنا می شود. دکتر سختیهای او را احساس کرد و میخواست هر کاری که ممکن است برای کمک به او انجام دهد. او را به بیمارستان منتقل کردند و پزشک متوجه شد که علیرغم وخامت حال اولیه اش، در سن 25 سالگی نیز دچار عارضه قلبی شده است.
پس از تحقیقات و تجزیه و تحلیل های بیشتری که توسط دکتر تروز انجام شد، مشخص شد که بدشکلی های او غیرقابل درمان بودند، زیرا پزشکی در آن زمان به اندازه کافی پیشرفته نبود که حتی تشخیص دقیقی از وضعیت او بدهد، چه رسد به اینکه آن را درمان کند. همچنین عوارض و لکههای شدیدی که بر بدن او ظاهر شده بود، به این معنا بود که تنها چند سال از عمر او باقی مانده بود.

دکتر تروز و کارکنان بیمارستان سلطنتی لندن به دنبال مراقبت از جوزف و اطمینان از اینکه سالهای پایانی او تا حد امکان راحت خواهد بود، ناامید بودند. بیمارستان نه مجهز بود و نه مجوز رسیدگی به بیماران صعب العلاج را داشت. در واقع یک مؤسسه جداگانه برای بیماری های لاعلاج (آسمان) وجود داشت، اما آنها نمی خواستند کاری با پرونده جوزف داشته باشند.
فرانسیس کار گوم مشتاق حل این مشکل است. رئیس کمیته بیمارستان، نامه مفصلی به روزنامه تایمز نوشت که در 4 دسامبر 1886 چاپ شد. در این نامه، فرانسیس پرونده جوزف را تشریح کرد و از کمک های مردمی درخواست کرد. پیش از این هرگز چنین درخواستی صورت نگرفته بود.
این درخواست موفقیت بزرگی بود و در کوتاهمدت پول کافی جمعآوری شد تا جوزف برای باقی عمرش در خانهای گرم باشد. اتاقهای جدید در بخش خلوت بیمارستان که برای استفاده شخصی جوزف تعیین شده بود، مشرف به یک حیاط آرام معروف به "میدان تختخواب"بود. این جفت اتاق به طرز ماهرانه ای به آپارتمان کوچکی برای جوزف تبدیل شد. این آپارتمان با تمام امکانات رفاهی معمول خانه ویکتوریایی، از جمله شومینه و مبلمان محکم (تخت و صندلی راحتی جوزف به صورت سفارشی ساخته شده بود تا بدن پریشان او را تا حد ممکن آرام کند) مجهز بود.
دیگر مردم او را بهعنوان یک آدم عجیب و غریب نمیدانستند. به هر حال، مرد فیلی هرگز در مورد وضعیت خود تلخی نشان نداد، و آن را با آرامش و شوخ طبعی پذیرفت. جوزف میدانست که قرار است وقتی بمیرد، بدنش به یک مصنوع پزشکی تبدیل شود که به درک بهتر وضعیت او کمک میکند که هنوز یک راز بود.
جوزف علاقه زیادی به رفتن به بیرون از بیمارستان برای دیدن داخل یک خانه واقعی داشت، بنابراین دکتر تروز ترتیب داد تا جوزف را به خانه خودش ببرد که برای جوزف باورنکردنی به نظر می رسید، زیرا او ساعت ها از اتاقی به اتاق دیگر می رفت و همه اشیای کوچک را بازرسی می کرد.
از آنجایی که وضعیت جوزف بدتر می شد، دکتر تروز می دانست که پایان جوزف نزدیک است، بنابراین می خواست آخرین آرزویش را برآورده کند که برود و در یک کلبه زندگی کند. بنابراین دکتر تروز ترتیبی داد که جوزف به مدت شش هفته در یک کلبه خصوصی در حومه شهر زندگی کند. اندکی پس از عید پاک سال 1890 که در آن او با خوشحالی توانسته بود در مراسم کلیسا در کلیسای بیمارستان شرکت کند، در 11 آوریل 1890 مرده او را کشف کردند. پزشکان معتقد بودند که او در خواب مرده است. جوزف در زمان مرگ تنها 27 سال داشت.
تبلیغات متنی
-
باشگاه پرسپولیس شکایتش از تراکتور را پس گرفت
-
حرکات اغواگرایانه خانم بازیگر در یک سریال وایرال شد
-
خشم صابریننیوز از نطق ترامپ درباره احتمال توافق
-
سکانس قتلی که در این ساعات پربیننده شد!
-
ترامپ درصد احتمال جنگ با ایران را اعلام کرد
-
رونمایی از شکل جدید دستفروشی در خیابانهای تهران!
-
ناگهان پای آتشبس ۶۰ روزه به میان آمد!
-
واکنش فوری به خبر العربیه درباره پیشنهاد نهایی ایران
-
تسنیم: احتمال عدم حل اختلاف با آمریکا بالاست
-
تصویر گردش مادر دختریِ نفس بازغی و مستانه مهاجر
-
برگزاری مراسم ختم با رقمی عجیب آنلاین شد!
-
بیانیه ارتش پاکستان درباره مذاکرات عاصم در تهران
-
«بدنام» سریالی در ستایشِ بازی قدرت است/ قسمت هفتم، یلدا ورق را برگرداند
-
لفاظی تازه روبیو: اورانیوم باید تحویل داده شود
-
بیرانوند برای شکایت از پرسپولیس دست به جیب شد
-
خشم صابریننیوز از نطق ترامپ درباره احتمال توافق
-
ترامپ درصد احتمال جنگ با ایران را اعلام کرد
-
ناگهان پای آتشبس ۶۰ روزه به میان آمد!
-
واکنش فوری به خبر العربیه درباره پیشنهاد نهایی ایران
-
تسنیم: احتمال عدم حل اختلاف با آمریکا بالاست
-
بیانیه ارتش پاکستان درباره مذاکرات عاصم در تهران
-
لفاظی تازه روبیو: اورانیوم باید تحویل داده شود
-
بدرود آقا پرویز، سلام ما را هم به ناصر خان برسان
-
پست جدید و خبرساز ترامپ درباره ایران!
-
مذاکرات ایران و آمریکا به مرحله سرنوشتساز رسید
-
ایران پیشنهاد جدیدی برای پایان جنگ ارائه داد
-
آقای سقاب اصفهانی! نمک بر زخم مردم نپاشید
-
من و تو رفت، من و تو برگشت؛ من و تو رفت و برگشت
-
سرنوشت ایران و ایرانی دست چند عدد عاصم افتاده است
-
دیدار مارشال عاصم منیر با مقامات ارشد ایران
-
عکس شخصی آقای مسئول در ساعات اخیر پرحاشیه شد
-
صحنههایی که صداوسیما بدون عذاب وجدان پخش کرد
-
احتمال بالای حملات سریع و شدید علیه ایران
-
ارسال یک پیامک به ایرانیها، رازهای زیادی را فاش کرد!
-
فیلم علی شادمان و آناهیتا افشار دعوا به راه انداخته است
-
یک بسته چیپس ساده نیم میلیون تومان شد!
-
ویدئوی آمریکا از مشاهده بشقاب پرنده در ایران
-
ترامپ پای ایران را به عروسی پسرش باز کرد!
-
اتفاقی که جان احمدینژاد را در ۹ اسفند نجات داد
-
رقص ترامپ با ترانه مشهور شماعیزاده!
-
خبرهای متناقض درباره لغو ویزای سه بازیکن تیم ملی!
-
شبکه منوتو تعطیل شد
-
العربیه متن توافق ایران و آمریکا را لو داد!
-
ادعای پیشنهاد بزرگ ترامپ برای جبران خسارت ایران
-
مسیر عجیب هیات قطری برای خروج از ایران!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر