من و تو رفت، من و تو برگشت؛ من و تو رفت و برگشت
خبر تعطیلی دوباره شبکه بدنام من و تو، برای چندمین بار در یکی دو سال اخیر، دوباره این رسانه را به مرکز بحثهای سیاسی و رسانهای فارسیزبان برگرداند.
برترینها: خبر تعطیلی دوباره شبکه بدنام من و تو، برای چندمین بار در یکی دو سال اخیر، دوباره این رسانه را به مرکز بحثهای سیاسی و رسانهای فارسیزبان برگرداند؛ شبکهای که حدود ۱۵ سال پیش با ظاهری متفاوت از تلویزیونهای سیاسی اپوزیسیون آغاز به کار کرد و خیلی زود توانست در داخل ایران مخاطبانی جدی پیدا کند. منوتو در سالهای ابتدایی نه با سیاست، بلکه با سرگرمی وارد خانههای ایرانیها شد؛ با رئالیتیشو، مسابقه، موسیقی و نوستالژی.
برنامههایی مثل «آکادمی موسیقی گوگوش» و بعدها «استیج» در دورهای به یکی از پرمخاطبترین تولیدات فارسیزبان تبدیل شدند. حتی بسیاری از منتقدان این شبکه هم بعدها اعتراف کردند که منوتو در جذب مخاطب، رویکرد رندانه و متفاوتی را وارد فضای رسانهای فارسی کرد.

پخش فیلمهای ایرانی پیش از انقلاب در عصرهای جمعه، مستندهای تاریخی و برنامههایی مثل «تونل زمان» هم به تدریج فراتر از سرگرمی عمل کردند و روی بخشی از ذهنیت اجتماعی ایرانیان اثر(مخرب) گذاشتند.
از سرگرمی تا سیاست
منوتو اما به مرور تغییر مسیر داد. اگر در فاز اول بیشتر روی سرگرمی و نوستالژی متمرکز بود، در سالهای بعد وارد حوزههای صریحتر سیاسی و تاریخی شد. ساخت مستندهایی درباره چهرههایی مثل هویدا، فریدون فرخزاد و بختیار، یا پرداختن به روایتهای متفاوت از تاریخ معاصر ایران، نشان داد که شبکه صرفاً یک رسانهی سرگرمی نیست و به دنبال تثبیت یک هویت سیاسی و فرهنگی مشخص است.
راهاندازی اتاق خبر و پوشش تحولات سیاسی ایران هم این تغییر مسیر را کاملتر کرد. منوتو حالا دیگر تنها یک تلویزیون نوستالژیک نبود؛ بلکه رسانهای بود که تلاش میکرد در فضای سیاسی اپوزیسیون هم نقشآفرینی کند. همین مسئله البته برایش هزینه هم داشت. بخشی از مخاطبانی که برای سرگرمی آمده بودند، با پررنگتر شدن جهتگیری سیاسی فاصله گرفتند.
در همین میان، امروز رسانه بیسیمچیمدیا ویدئویی قدیمی از رضا پهلوی منتشر کرد که نشان میداد او از منوتو بهعنوان رسانهای نزدیک به جریان پادشاهیخواه یاد کرده بود؛ موضوعی که سالها دربارهاش بحث وجود داشت اما کمتر به شکل مستقیم بیان میشد.
تغییر بازی رسانهای مخالفان؟
همزمان، روزنامه فرهیختگان در دو تحلیل جداگانه، تعطیلی یا تضعیف منوتو را ناشی از تغییر استراتژی حامیان رسانههای مخالف جمهوری اسلامی دانست. در این تحلیلها ادعا شده بود که سرمایهگذاران رسانههای برانداز دیگر علاقهای به مدل «تغییر نرم فرهنگی» ندارند و حالا تمرکز بیشتری روی رسانههای تهاجمیتر و مستقیمتر گذاشتهاند؛ رسانههایی مثل ایراناینترنشنال که در بحرانهای اخیر، مواضع صریحتر و رادیکالتری داشتهاند.
فرهیختگان در بخش دیگری از تحلیلش، یکی از اشتباهات منوتو را تبدیل برخی چهرههای سرگرمی و شومنهای رسانهای به تحلیلگر سیاسی دانسته بود؛ تغییری که به باور نویسنده، نهتنها اعتبار حرفهای شبکه را کاهش داد بلکه باعث ریزش بخشی از مخاطبان شد.
حالا آیندهی منوتو همچنان مبهم است. برخی چهرههای تأثیرگذار این شبکه، از جمله رها اعتمادی، سالهاست از آن جدا شدهاند و مشخص نیست آیا مجموعهی فعلی دوباره در قالب رسانهای تازه بازمیگردد یا نه. اما یک نکته روشن است؛ سرنوشت رسانههایی مثل منوتو، بیش از هر زمان دیگری به تحولات داخل ایران گره خورده است؛ از بحث توافق و تنش منطقهای گرفته تا آیندهی فضای سیاسی کشور. در خاورمیانهای که هر تحول سیاسی میتواند معادلات رسانهای را هم زیر و رو کند، شاید هیچ پایانی واقعاً پایان نباشد.
نظر کاربران
شبکه خوبی بود برنامه ساز ، زنده ، گیرا و قشنگ
نه صدا و سیماتون خوبه حتما
دوستان ، شما از کجا نظرسنجی کردید و فهمیدید اثراتش مخرب بوده ؟؟ نکنه پیشنهاد تون بهره برداری از شبکه های نظامی شده ی صداوسیماست