عضو خبرگان: رهبر شهید مخالف رهبری فرزندشان نبودند
حجت الاسلام والمسلمین سعید صلح میرزایی، از اعضای مجلس خبرگان درباره شخصیت علمی،اخلاقی و سیاسی آیت الله سید مجتبی خامنه ای، رهبر انقلاب مطالبی را بیان کرد.
روزنامه خراسان: حجت الاسلام والمسلمین سعید صلح میرزایی، از اعضای مجلس خبرگان درباره شخصیت علمی،اخلاقی و سیاسی آیت الله سید مجتبی خامنه ای، رهبر انقلاب مطالبی را بیان کرد.
وی گفت: ما معتقدیم زعمای ما حکیم هستند، کار لغو نمیکنند و زیادهگویی نمیکنند. از طرفی هم با مردم صادق هستند و بنا نیست به تعبیری که امام شهید میفرمودند «من دیپلمات نیستم»، با مردم بازی کنند. به همین خاطر، کمگویی و گزیدهگویی همیشه در بیاناتشان بوده است. شما ببینید پیامهای ایشان و هم سخنرانیهایشان را؛ تقریباً هیچ کلمهای را نمیشود برداشت، چون همه به اندازه استفاده شده است.
بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:
* امام شهید ما حتی بعد از جنگ ۱۲ روزه، یک موقعی به مسئولان حفاظت گفته بودند: «من رئیس یک سازمان مقاومت نیستم، من رهبر جامعه هستم، باید با مردم ارتباط داشته باشم». حالا این که این ارتباط چگونه برقرا رشود، با شماست. گاهی اوقات ایشان یک دیدار را نمیآمدند و یک دیدار دیگر را میآمدند، بالاخره دشمن تهدید کرده بود.

*. نیروهای حفاظتی آیت ا... سیدمجتبی خامنه ای کاملاً جدی دارند عمل میکنند. به هرحال تهدیدهای گوناگون از جمله در پس این فناوریهایی که حتی به نحو آفلاین هم هست، ممکن است خطری باشد یا از طریق هوش مصنوعی ردیابی صورت گیرد. فکر می کنم باید صبوری و به سیره گذشتگان شیعه و سیره پدرانمان در دوره قبل از انقلاب عمل کنیم.
*آیتا... سید مجتبی حسینی خامنهای حفظها... تعالی شخصیتی هستند که در دوره رهبری امام شهید تلاش کردند تا حد امکان مکتوم باشند و شما میبینید تعداد اندک تصاویری که از ایشان هست، خارج از بیت رهبری وعمدتا در مراسم های ترحیم یا راهپیماییهاست. خود ایشان در این زمینه اصرار داشتند و طبیعی بود که ما از ایشان نکات زیادی نشنویم. من میخواهم عرض کنم از سال ۸۴ دشمن روی ایشان حساس شد و شاید زودتر از خیلی ها او فهمیده بود که تداوم انقلاب اسلامی توسط شخصیتی مثل ایشان که به تعبیر یکی از برادرانشان «أشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً بأبیه القائدِ الشهید»؛ چون شبیهترین افراد هستند هم از نظر اخلاق، هم از نظر رفتار، هم از نظر شباهت در ظاهر به امام شهید ما و یکی از دلایلی هم که با انتخاب ایشان خبرگان آرام گرفت، مردم نیز همه خوشحال شدند با این که عزادار شهادت امام شهید بودند، همین مسئله بود.
*زهد ایشان واقعاً مثالزدنی است. شما یک ساعت با ایشان بنشینید متوجه دقت کلامی و تقوای کلامیشان می شوید. نسبت به بحث بیتالمال بسیار حساسیت دارند؛ این «بسیار» که عرض میکنم، گاهی اوقات در حدی میشود که شاید دیگران برای حل و فصل یک مسئله به زحمت میافتند.
*ایشان بصیرت سیاسی بالایی دارند. در اغلب علوم اسلامی تبحر دارند؛ در فقه، اصول، رجال و تفسیر. یک تعبیری دارند امام شهید میفرمودند که «قبل از فقیه شدن باید اسلامشناس بشویم»؛ ایشان اسلامشناسی و تفکر استراتژیک به مسائل دارند؛ غرب را میشناسند، تاریخ و جریانها و شبکه های سیاسی داخل ایران را خوب میشناسند. کسی که میخواهد رهبر یک جامعه باشد، باید بداند چه جریانهایی در مقابلش هست؛ حتی پشتپرده بعضی جریانها را و به ظاهرِ اینها بسنده نمیکنند. این هم به خاطر این است که امام شهید ما کارهایی از کارهای مرتبط به رهبری را به ایشان محول و از کمک ایشان استفاده میکردند. ایشان به یک معنا سنگصبور امام شهید بودند؛ گاهی اوقات که خبر بدی بنا بود به امام شهید داده بشود، فردی که انتخاب میشد ایشان بود؛ مثلاً خبر شهادت شهید سلیمانی را ایشان دادند و دلآرامِ امام شهید بودند و امام شهید با آرامشِ شخصیتِ عزیز ایشان آرام میگرفتند.
*حاج آقا مجتبی بهشدت از مسئولیت فراری بودند ؛ روزهایی که خبرگان با رهبری دیدار داشتند از منزل اصلاً خارج نمیشدند که مبادا یکموقعی بحث جانشینی که برای ایشان روی زبان ها افتاده بود، دوباره مطرح شود. یک حالت ترسی درون ایشان بود که همه را پرهیز میدادند از این که موضوع جانشینی رهبری را برای ایشان مطرح کنند.
*من خودم چند باری که با ایشان صحبت کردم، دقتِ کلامی بسیار بالایی دارند، در به کار بردن واژهها سعی میکنند اغراق نکنند، در اظهارنظرهایشان نسبت به اشخاص بسیار دقت دارند. به هیچ عنوان اهل غیبت نیستند و تلاش میکنند اگر جایی لازم است اظهارنظری داشته باشند آن حرف دقیق باشد. شنیده اید که امام شهید درباره حاج آقا مجتبی فرموده بودند ایشان آقازاده نیست، خودش «آقا» است.
*سالها تدریس سطوح عالی را داشتند. یکی از کارهایی که در برخی رسانهها هم منعکس شد موضوع درس خارج ایشان بود که حدود ۱۸۰۰ طلبه از اقصی نقاط کشور در کلاسی که ایشان بهصورت مجازی داشتند، ثبتنام کردند. وقتی خبر به ایشان رسید، فرمودند که این کلاس با این جمعیت، سزاوارِ مراجع عظام است و گاهی اوقات که این افراد به درسِ من میپیوندند، ممکن است درسهای کوچکتر سایر استادان تعطیل شود و ایشان روزِ اولِ درس، درس خودشان را تعطیل کردند و گفتند من حجتی دارم که باید درس را تعطیل بکنم. این مراعاتهای اخلاقی جزو سلوک عارفانه ایشان است که بر اساس مبانی اسلامی دنبال و به نوعی یک زهد شدیدی را به خودشان تحمیل کرده اند.
*موضوع دیگر، روحیه جهادی ایشان است، حضور در میدانهای دفاع مقدس که در دوره جوانیشان اتفاق افتاده. خدا رحمت کند استاد ما مرحوم آیتا... مجتهدی رضوانا... علیه را که همیشه از تقوای حاج آقا مجتبی، از زهد ایشان و از مراعات ایشان مطالبی را نقل میکردند. همه فرزندان رهبر انقلاب هم چنین هستند که هیچ امتیازی برای خودشان قائل نبوده و نیستند و این هم به خاطر آن تربیتی بود که امام شهید نسبت به فرزندانشان داشتند.
* من معتقدم نامه «علیالاصول» یک نامه وحدتآفرین بود و امامِ جامعه با هدف به میدان آوردن اکثریت ظرفیتها در مقابل استکبار، این نامه را صادر کردند. در کنار مردم قرار گرفتن، این نامه همان طور که از متن اش برمیآید، مجوز دادنِ تفاهمنامه بود نه مجوز مذاکره. خب مجوز مذاکره از اول از طرف ایشان داده شده بود. بیست و چند بار رفت و برگشت شد و اعضای شورای عالی امنیت ملی، رئیسجمهور محترم، آن جاهایی که امام عزیز انقلاب مصلحتِ تفاهمنامه را مفادش را رد میکردند؛ بیست و چند بار رئیسجمهور ولایتمداری خودش را نشان داد و بعد دوباره مذاکرات جدیدی انجام شد برای این که نظرات امامِ جامعه رعایت بشود. خب آخرینبار با تعهدی که اعضای شورای عالی امنیت ملی برای حفظ منافع ملی دادند و این تعهد برای این که نسبت به منافع ملی تصریح داشته باشند باعث شد که امام عزیزمان مجوز بدهند. در حقیقت اعضای شورا مخالفت عملی نکردند چون مجوز امام را داشتند. مخالفت نظری هم به این معنا که در اصول و مبانی با ایشان اختلاف داشته باشند- اصل استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، اصل منافع ملی، اصل وحدت ساحات، اصل استکبارستیزی، اصل عدم اعتماد به آمریکا -اینها اصولی است که فکر نمیکنم هیچکس در کشور ما از سرانِ سیاسی مخالف آن باشد؛ حتماً همنظر بودند.
*تصور می کنم «علیالاصول» که ایشان فرمودند یک تعبیر طلبگی بود؛ منظورشان این نبود که ما اختلافِ اصولی با همدیگر داریم. این تفاهمنامه را در شرح و توضیح اش همه ما باید به گونهای دقت بکنیم که در منظومه فکری امامانِ انقلاب معنا شود و بر این اساس من فکر میکنم نه تنها تعریضی در این مسئله به اعضای شورای عالی امنیت ملی وجود نداشت، بلکه به یک معنا دست آنها را پر میکرد در مواجهه با قاتلان رهبر عزیزمان و ملت ایران.
*(در پاسخ به این سوال که آیا رهبر شهید، مجلس خبرگان را از این که نام فرزندانشان در کمیته تعیین مصادیقِ رهبری طرح و بررسی شود، نهی کردند؟) دشمن زودتر از همه ما خطر ایشان را برای جبهه استکبار دیده و حدودا از سال ۸۴ بود که تهمتهایشان به آیت ا... حاج آقا مجتبی آغاز شد. خب رهبر انقلاب فرزندان دیگری هم داشتند و اتفاقاً ایشان فرزند دومِ امام شهید هستند و میشد این فضا برای بقیه فرزندان هم پدید آید.
این سخنی که اشاره کردید، تقریباً اواخر سال ۱۴۰۲ مطرح شد که امام شهید نهی کردند از این که فرزندانشان در کمیته تعیین مصداق رهبری در خبرگان مورد بررسی قرار بگیرند. در پی این حرف و حدیث ها از رهبر شهید در این زمینه سوال شد و ایشان آن جا انکار کردند که چنین نکتهای را گفته باشند. منطقی و عقلانی هم نیست؛ چون در یک برهه زمانی ممکن است جامعه به شخصیتی نیاز پیدا کند که اتفاقا آن شخصیت فرزند یک مسئول باشد لذا هیچ دلیل شرعی و عقلی وجود ندارد که فرزند یک مسئول نتواند مسئولیت بگیرد.
*نام ایشان هم جزو کسانی بود که در کمیته مورد بررسی قرار گرفت و اتفاقاً جزو نفرات برتر آن مجموعه چند دهنفری شد. در نهایت در جلساتی که در ایام پس از شهادت آقا،در شرایط ویژه امنیتی برای انتخاب رهبری تشکیل شد،تقریبا اجماع و بلکه تحقیقا اجماع برای انتخاب ایشان شکل گرفت.
ارسال نظر