۶۴۰۵۷۳ ۱ نظر
۵۰۱۸

دختر خداحافظی؛ یک کمدی رمانتیک مسحورکننده

درباره فیلم سینمایی دختر خداحافظی، محصول همکاری مشترک هربرت راس و نیل سایمون؛ یک کمدی رمانتیک مسحورکننده که به تنهایی می تواند تلخی های زندگی را به شیرینی تبدیل کند.

هفته نامه کرگدن - حامد یعقوبی: درباره فیلم سینمایی دختر خداحافظی، محصول همکاری مشترک هربرت راس و نیل سایمون؛ یک کمدی رمانتیک مسحورکننده که به تنهایی می تواند تلخی های زندگی را به شیرینی تبدیل کند.

همان قدر که آرژانتین هشتاد و شش قهرمانی در جام جهانی را به مارادونا مدیون است، هربرت راس نیز موفقیت فیلم «دختر خداحافظی را وامدار دیوانه ای به نام نیل سایمون است که از یک قصه دوخطی فیلمنامه ای خیره کننده با دیالوگ هایی استادانه ساخته است. نیل سایمون که امروز نامی مشهور در برادوی است، آن زمان مردی پنجاه ساله بود؛ نه از آن پنجاه ساله هایی که بعد از نیم قرن زندگی تازه یادشان می افتد به اندازه کافی از جهان کام نجسته اند، پس واجب تر از هر کاری این است که مثل گرگ به گله لذات روزمره زندگی بزنند و نه تنها انتقام خود از جهان بستانند، بلکه به تجسم خور و خواب و خشم و شهوت آن هم در آرمانی ترین حالتش تبدیل شوند.
دختر خداحافظی؛ یک کمدی رمانتیک مسحورکننده
زمانی که فیلم دختر خداحافظی ساخته شد، این مرد پنجاه ساله یکی، دو جین فیلمنامه و نمایشنامه درجه یک در کارنامه داشت، طوری که اگر می خواستند از ساکنان افسانه ای کوه المپ کسی را به عنوان خدای دیالوگ های پینگ پنگی انتخاب کنند، نامش را بی برو برگرد می گذاشتند: نیل سایمون.

جایی از قول هیچکاک خواندم یک کارگردان خوب با یک فیلمنامه بد نهایتا می تواند فیلمی متوسط بسازد، در صورتی که هیچ فیلمساز بدی، حتی اگر خودش بخواهد نمی تواند فیلمنامه ای درخشان را به اثری احمقانه تبدیل کند. من به دلیل این که غیر از دختر خداحافظی فیلم دیگری از راس ندیده ام، اگر بخواهم راجع به او قضاوت کنم کار بی خردانه ای انجام داده ام، با این حال می توانم شهادت بدهم که حاصل همکاری او و سایمون یک شاهکار جذاب دیدنی است که ارزش بارها دیده شدن را دارد، ولو این که بعد از این همه سال آن قدر که انتظارش می رفت، مورد استقبال قرار نگرفته باشد.
دختر خداحافظی آشکار یک کمدی رمانتیک به یادماندنی است؛ از آن عاشقانه هایی که اگر یک روز دن کیشوت وار و خسته و کوفته از جنگ نابرابر با آسیاب های بادی بانک و بقالی و اداره و تاکسی و کافه و خشکشویی به خانه بازگشتید، می تواند تک و تنها وظیفه کام بک پیروزمندانه تان به زندگی را فراهم کند، مثل بازگشت باورنکردنی تیم لوئیز انریکه در بازی تاریخی بارسا- پاری سن ژرمن در استادیوم نیوکمپ؛ گاهی یک فیلم سینمایی می تواند همان کاری را با تماشاچی بکند که سرجیو روبرتو با هواداران بارسا کرد، چیزی شبیه وزیدن نسیم مقدس فرج بعد از شدت، آسانی پس از سختی، شیرینی بعد از تلخی، بهشت پس از جهنم.
دختر خداحافظی؛ یک کمدی رمانتیک مسحورکننده
ممکن است روح حاکم بر جامعه تقدیس عشق را یک عمل بیهوده متحجرانه بپندارد و توصیه حکیمانه «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید/ ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی» را متعلق به تاریخی سپری شده یا نهایتا دوران سینمای کلاسیک بداند و معتقد باشد در روزگاری که دختران شانزده، هفده ساله، زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست به استقبال خودکشی می روند، حرف زدن از معجزه عشق و عاشقی تأسی به زندگی کبک های ساده لوحی است که همیشه خدا سرشان را در برف های خوش بینی های افراطی فرو می کنند، این ها همه درست ولی واقعیت این است که تلخی و نومیدی مال امروز و دیروز نیست، پیرمردی است که عمر دراز کرده و تجربه های حیرت انگیز اندوخته، مثلا چه کسی می تواند از آن حکیمی که چند هزار سال قبل کتاب جامعه عهد عتیق را تدارک دیده است، تلخ نگرتر باشد تا متهورانه بنویسد: «باطل اباطیل، همه چیز باطل است، انسان را از تمامی مشقتش که زیر آسمان می کشد چه منفعت است...؟»

بنابراین می بینید که تلخکامی و سیاه بینی چیز جدیدی نیست و عمری به درازای زندگی بشر دارد ولی آدمیزاد بیچاره چاره ای ندارد جز این که به آینده امید داشته باشد و در مهلکه هولناک نهیلیسم عشق را فراموش نکند و گاهگداری که از صفحات حوادث روزنامه های سراسری فارغ شد، فیلمی شبیه دختر خداحافظی را توی دستگاه پخش بگذارد، با کاراکترهای غمگینش که دست آخر به هپی اند عشق ایمان می آورند، همراه شود و پا به پای ایشان بخندد و حرص بخورد و گریه کند و نهایتا وقتی تیتراژ پایانی روی صفحه تلویزیون ظاهر شد، نفس راحتی بکشد و به این فکر کند که بله، به قول جامعه بن داود که در اورشلیم پادشاه بود: همه چیزها پر از خستگی است که انسان آن را بیان نتواند کرد، اما از سوی دیگر، اسیر عشق شدن چاره خلاص من است.

محتوای حمایت شده

گوناگون

سایر رسانه‌ها

    نظر کاربران

    • آقا من دو سئوال دارم ۱- آقای مدیریت شما این مقاله خوانده اید ۲- خود نویسنده اینو یه بار خونده ؟ حروف چین چطور ؟ یا نویسنده حالش خوب نبوده که به من مربوط نیست یا موریانه قسمت هایی از این مقاله را خورده والله حالتان خوب نیست فکری بکنید همه دارند چسپ قطره ای می شند همه چیز را به همه چیز میچسباند جزء آن دو چیزی که باید بهم بچسبد

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

    از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

    در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج