چرا همه میخواهند شجاع خلیلزاده را بزنند؟!
تجربه سالهای اخیر، چه در لیگ و چه در تیم ملی نشان میدهد نام شجاع خلیلزاده اغلب در میانه منازعات فوتبال ما میچرخد.
خبر ورزشی: تجربه سالهای اخیر، چه در لیگ و چه در تیم ملی نشان میدهد نام شجاع خلیلزاده اغلب در میانه منازعات فوتبال ما میچرخد.

باز هم نام شجاع خلیلزاده در صدر اخبار لیگ قرار گرفت؛ این بار با مصاحبهای مفصل و گلایه از «فضای پرغبار مجازی» و اینکه «همه میخواهند او را بزنند».
این البته نخستین بار نیست که مدافع تراکتور در کانون توجه قرار میگیرد؛ نه آخرین بار خواهد بود. بخشی از حرفهای او- بهویژه درباره زشتی دشنام و فحاشی - قابل دفاع است. فوتبال ایران مدتهاست در باتلاق توهین و هیجانهای ناسالم فرو رفته و مرزهای گفتوگوی حرفهای به دفعات شکسته شده است.
اما پرسش اساسی جای دیگری است: آیا شجاع در تمام این چرخه پرتنش، صرفاً «مظلومِ ماجرا»ست؟
تجربه سالهای اخیر - چه در لیگ و چه در تیم ملی - نشان میدهد نام او اغلب در میانه منازعات میچرخد. تکرارِ مداومِ یک الگو، تصادفی به نظر نمیرسد. وقتی بازیکنی بارها در نقطه اصطکاک قرار میگیرد، طبیعی است که افکار عمومی از «علت مشترک» بپرسد، نه فقط از «معلولهای پراکنده».
چرا همه میخواهند شجاع خلیلزاده را بزنند؟!
اینکه فضای مجازی بیرحم است، درست؛ اما حرفهایگری فقط تابآوری در برابر بیرحمی نیست، مدیریت تصویر و رفتار هم هست. بازیکن اثرگذار، همانقدر که حق اعتراض دارد، مسئولیت اثرگذاری بر فضا را هم دارد. فوتبال مدرن با روایتها ساخته میشود؛ روایتها نیز با کنشها.
شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای جستوجوی دائمِ مقصر بیرونی، یک پرسش ساده و سخت طرح شود:
«سهم منِ شجاع خلیلزاده در این چرخه تنش و تندخویی چقدر است؟»
پاسخ صادقانه به همین پرسش، میتواند آغاز خروج از حلقهای باشد که هر بار با یک رفتار سوالبرانگیز و مصاحبهای تازه، دوباره بسته میشود!
ارسال نظر