بگذارید امیرخان بماند؛ مگر بهتر از این هم داریم؟
چرا میخواهید قلعهنویی را بردارید؟ بگذارید بماند؛ مگر بهتر از این هم پیدا میشود؟
برترینها: دو شکست برابر دو رقیب تکراری؛ این خلاصه فیفادی اخیر تیم ملی ایران بود. اول ازبکستان، حریفی که دیگر بردنش برای ما تبدیل به اتفاقی نادر شده و بعد روسیهای که نه در مسابقات رسمی حضور دارد و نه سالهاست فرصت رقابت جدی داشته، اما برای شکست دادن تیم ملی ایران ظاهراً هنوز نیازی به آمادگی چندانی ندارد. بدتر از نتیجه اما خود فوتبال بود؛ نمایشی آشفته، بیبرنامه و بیرمق که اگر اسمش را فوتبال بگذاریم، به همان اندازهای فوتبال است که این تیم را «جوان» مینامیم.
حالا همه افتادهاند به جان امیرخان. چرا؟ چون دو بازی را باخته؟ چون تیمش فوتبال بازی نمیکند؟ چون چند سال است روی نیمکت نشسته و هنوز معلوم نیست دقیقاً قرار است تیم ملی چه سبکی داشته باشد؟ چون قرار بود جوانگرایی کند و همچنان بخش قابل توجهی از تیم را همان بازیکنان سالهای گذشته تشکیل میدهند؟ اینها که دلیل اخراج نیست!

امیرخان مگر چه کار کرده؟ همان کاری را کرده که از او انتظار میرود؛ تیمی ساخته دقیقاً متناسب با فوتبال ایران. نه آنقدر جوان که کسی توقع آینده داشته باشد، نه آنقدر با برنامه که کسی انتظار نتیجه گرفتن پیدا کند. یک تیم کاملاً متناسب با محیط اطرافش.
اصلاً امیر خودش قطعهای از همین پازل است؛ همان پازل کریه و بدشکلی که سالهاست قطعاتش را کنار هم گذاشتهایم و حالا ناراحتیم که چرا تصویر نهایی اینقدر زشت از آب درآمده است. قلعهنویی به تاج میآید، تاج به نبی، نبی به ممبینی، ممبینی به دنیامالی و همینطور بگیر و برو بالاتر. هر کس دقیقاً سر جای خودش نشسته و کسی هم مزاحم دیگری نیست. این حجم از هماهنگی در ناهماهنگی واقعاً کمیاب است.
درون زمین هم اوضاع دستکمی ندارد. بیرانوند برای خودش مناسباتی دارد، شجاع حواله میدهد، جهانبخش زیرآب میرند، رضاییان فخر میفروشد، سردار هر روز یک رنگ و طارمی هم هنوز خودش را صاحب تیم میداند. هر کس ساز خودش را میزند و جالب اینکه در پایان همه این سازها دقیقاً یک موسیقی واحد تولید میکنند؛ صدای شکست.
بیرون زمین هم اوضاع بهتر نیست. نبی همان نبی است، افاضلی همان حرفهای همیشگی را میزند، الهویی هم ظاهراً همچنان از این وضعیت راضی است. بعد ما نشستهایم و دنبال مقصر میگردیم و آخرش هم میرسیم به قلعهنویی!
واقعاً چرا؟
مگر میشود چنین هماهنگی عجیبی را با یک تغییر روی نیمکت به هم زد؟ حیف نیست؟
بعد هم اگر قلعهنویی را بردارید و یک مربی درستوحسابی بیاورید، طرف احتمالاً با این مجموعه مثل یک وصله ناجور خواهد بود. شاید بازیکن جوان بخواهد، شاید تاکتیک بخواهد، شاید نظم بخواهد، شاید حتی از مدیران پاسخ بخواهد. آن وقت دیگر این هارمونی زیبای فعلی از بین میرود. یکی باید با تاج جور دربیاید، یکی با نبی، یکی با بازیکنان، یکی با فضای اطراف تیم. چه کسی بهتر از امیرخان برای این کار؟
اصلاً چرا باید قلعهنویی را مقصر بدانیم که یک بازیکن ۳۷ ساله دیگر توان دویدن ندارد؟ مگر سن بازیکن دست مربی است؟ چرا باید مقصر باشد که تیم جوان نشده؟ جوانگرایی هم که شده؛ فقط ظاهراً جوانها هنوز به مرحلهای نرسیدهاند که وارد زمین شوند.
روزنامهها هم از صبح تیتر زدهاند که «قلعهنویی باید برود». یکی نوشته نیمکت بیکفایت، یکی اخراج را خواسته و یکی هم گفته فردا دیر است. این دوستان چرا اینقدر عجله دارند؟ بگذارید امیرخان بماند. بگذارید این پروژه جوانگرایی ادامه پیدا کند. بگذارید تیم ملی با همین نسل باتجربهتر و همین فوتبال جذابتر، مسیر خودش را طی کند.

بالاخره یک روز جواب میدهد.
اگر هم نداد، باز هم اشکالی ندارد؛ مهم این است که همه چیز سر جای خودش باشد.
تاج سر جای خودش، نبی سر جای خودش، ممبینی سر جای خودش، قلعهنویی سر جای خودش، بازیکنان هم هر کدام سر جای خودشان.
فقط یک چیز معلوم نیست؛ تیم ملی دقیقاً کجای این پازل قرار دارد؟
فعلاً کاری به این سؤال نداشته باشید.
بگذارید امیرخان بماند.
نظر کاربران
سلام،درود به نویسنده محترم،گل نوشتی،دمت گرم
سرمربیان حال حاضر استقلال و پرسپولیس خیلی سر تر از قلعه نوعی هستن اگر اینها هم مورد قبول نیست اسکوچیچ ، مجیدی . گل محمدی
بعضی واژه ها بار معنایی توام با احترام برای گروهی از مردم دارند از از جمله این واژه ها واژه خان و واژه ژنرال است که اولی در جوامع روستایی و عشایری و دومی در جامعه نظامی دارای ارزش و اعتبار وحرمت ویژه هستند. چسباندن این القاب به هر کس و ناکسی ضمن تایید نادانی گوینده نوعی بی احترامی به اصول و اعضای این جوامع است. پس لطفا دایما این دو واژه را از روی نادانی برای قندعلی چه در نقد او و چه در تملق او خرج نکنید.
بخدا تیم ملی سر مربی نداشته باشد بهتر بازی می کنند سر مربیگری را بدهید به یک مربی بی نام و نشان
بازیکن 37 ساله بخاطر اینکه بازیهایش از 100 تا رد شود باز هم بازی می دهند
رامین رضائیان واقعا اگر تیم های خارجی این سبک بازی اش را می خواهند برود
عزت الهی فقط راست راست راه میرود
شجاع فقط بزن زیر توپ و خط کن
نور افکن هیچ بازی نکنه بهتره
دروازه بان حسینی دروازه بانی را بذار کنار بهتره
طارمی هم به فکر بازنشستگی در فوتبال باشه
و خیلی موارد دیگرد
چقدر ازش خوردی که طرفداری او را میکنی. تیم ملی را نابود کرد.
هر کسی را بهر کاری ساختند قلعهنوعی قبلا خوب بود اما الان دانشش قدیمیه نیاز به کسی هست روحیه و فکر تیم را عوض کن روح جدید بدمه در تیم مثل کی روش نسل سازی کنه جوانان را ترغیب به حضور در تیمهای اروپایی کنه بخاطر پول بازی نکنند