آغوش پدرانه حسن رنگرز اشک همه را درآورد
امروز حسن رنگرز برای شاگرداش مثل یه بابا بود. وقتی پیام احمدی اشک میریخت و نای بلند شدن نداشت، بلندش کرد، گذاشتش روی دوشش و بردش سالن گرم. کنار علی احمدیوفا نشست، اشتباهاتش رو بهش گفت و چند لحظه باهاش حرف زد
فرهیختگان: بابا یعنی پناه؛ یعنی وقتی همه دنیا روی سرت خراب میشه، هنوز یه آغوش هست که میتونه آرومت کنه. یعنی کسی که شاید نتونه جلوی همه شکستهات رو بگیره، اما نمیذاره با غصههات تنها بمونی.

امروز حسن رنگرز برای شاگرداش مثل یه بابا بود. وقتی پیام احمدی اشک میریخت و نای بلند شدن نداشت، بلندش کرد، گذاشتش روی دوشش و بردش سالن گرم. کنار علی احمدیوفا نشست، اشتباهاتش رو بهش گفت و چند لحظه باهاش حرف زد. با هادی ساروی هم قدمبهقدم راه رفت تا آرومش کنه.
باباها همین شکلیان؛ وقتی زمین میخوری، بلندت میکنن. وقتی بغض داری، کنارت میمونن. وقتی اشتباه میکنی، بهت تلنگر میزنن. وقتی هم که میبازی، با عشق بغلت میکنن.
ارسال نظر