به وسعت تمام کره خاکی، گیجِ اخبارِ ایران و آمریکا شدهایم!
در حالی که خبرگزاری الجزیره از باز شدن گره مذاکرات ایران و آمریکا و شبکه الحدث از چین بهعنوان مقصد احتمالی ذخایر اورانیوم ایران خبر میدهند، دو رسانه آمریکایی، سیانان و والاستریت ژورنال، از وجود بنبست در مذاکرات بر سر برنامه هستهای ایران میگویند.
برترینها: در حالی که خبرگزاری الجزیره از باز شدن گره مذاکرات ایران و آمریکا و شبکه الحدث از چین بهعنوان مقصد احتمالی ذخایر اورانیوم ایران خبر میدهند، دو رسانه آمریکایی، سیانان و والاستریت ژورنال، از وجود بنبست در مذاکرات بر سر برنامه هستهای ایران میگویند.

سیانان نوشته اختلافات بر سر عبارات مربوط به برنامه هستهای ایران و لغو تحریمها، نهایی شدن توافق برای پایان دادن به بحران را متوقف کرده است. والاستریت ژورنال نیز مدعی است گرچه هر دو طرف انگیزه کافی برای رسیدن به توافق دارند، اما مواضعشان در عمل سختتر شده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هم تاکید کرده که زیر بار یک توافق بد نخواهد رفت.
اما شأن نزول این یادداشت، روایت آنچه در گفتوگوی ایران و آمریکا در جریان است، نیست؛ موضوع، دقیقا همین وضعیت گیجکننده خبری است که طی سه ماه اخیر و بهخصوص پس از آغاز آتشبس بعد از جنگ چهلروزه به وجود آمده؛ وضعیتی که اعتبار اخبار بزرگترین رسانههای خبری دنیا را هم در یک لحظه فرو میریزد.
گویی طرفین نه در دو کشور، که در دو جهان موازی مذاکره میکنند. این حجم از اخبار متناقض، صرفا محصول ضعف رسانهای نیست، بلکه به نظر میرسد بخشی از خودِ سازوکار مذاکرات شده است؛ نوعی جنگ روانی دائمی که در آن، خبر دیگر حامل واقعیت نیست، بلکه ابزار تنظیم بازار، افکار عمومی، قیمت ارز، آرام کردن تندروها و حتی سنجش واکنش طرف مقابل است.
در تهران، هیچ مقام ارشدی حاضر نیست تصویری شفاف از آنچه روی میز است ارائه دهد. طبیعی هم هست؛ هر توافق احتمالی، مخالفان پرصدایی دارد. از سوی دیگر، در واشنگتن نیز ترامپ با شرایط پیچیدهای روبهروست. ترامپ از یک طرف نیاز دارد خود را رئیسجمهوری معرفی کند که «ایران را مهار کرده» و از طرف دیگر نمیخواهد وارد جنگی تازه در خاورمیانه شود؛ جنگی که میتواند تمام شعارهای اقتصادی و انتخاباتیاش را ببلعد. به همین دلیل، کاخ سفید مدام میان دو گزاره متضاد حرکت میکند: «فشار حداکثری» و «آمادگی برای توافق». همین دوگانگی، خوراک اصلی رسانهها شده است.

نکته جالبتر اما اینجاست که حتی بازارهای مالی هم دیگر به اخبار واکنش کلاسیک نشان نمیدهند. زمانی یک تیتر درباره پیشرفت مذاکرات میتوانست دلار را چند هزار تومان پایین بکشد و خبر شکست گفتگوها التهاب فوری ایجاد کند. حالا اما نوعی بیاعتمادی عمومی شکل گرفته؛ جامعه انگار به این نتیجه رسیده که هیچ خبری تا لحظه امضا واقعی نیست. این بیاعتمادی فقط متوجه سیاستمداران نیست؛ رسانهها نیز زیر سوال رفتهاند. وقتی والاستریت ژورنال و الجزیره در فاصله چند ساعت، دو تصویر کاملا متناقض ارائه میدهند، مخاطب عادی حق دارد بپرسد: آیا خبرنگاران واقعا به اطلاعات دقیق دسترسی دارند یا صرفا بلندگوی جناحهای مختلف مذاکرهاند؟
شاید واقعیت این باشد که خود مذاکرهکنندگان هم هنوز نمیدانند پایان این مسیر کجاست. فضای فعلی بیشتر شبیه اتاقی نیمهتاریک است که همه در آن حرکت میکنند اما هیچکس تصویر کامل را نمیبیند. هر طرف تلاش میکند با انتشار گزینشی اطلاعات، دست بالا را در افکار عمومی حفظ کند.
ارسال نظر