درباره پیچ تاریخیِ یک مهمانی در گلسار رشت
در واقع امروز بهتر از هر زمان دیگری میتوان فهمید که انسداد فرهنگی، وقتی از دل محدودیتهای سیاسی بیرون میآید، چگونه میتواند روند طبیعی رشد و توسعه یک جامعه را سالها به عقب بیندازد.
برترینها: حدود ۲۰ تا ۲۵ سال پیش در ایران سیدیهایی دستبهدست میشد که به آنها «پارتی» میگفتند؛ همین نام هم برای خیلیها سوءتفاهم ایجاد میکرد و تصوراتی اغراقآمیز درباره محتوایشان به وجود میآورد. اما حالا که سالها از آن دوران گذشته، وقتی به آن تصاویر نگاه میکنیم، میبینیم ماجرا بسیار سادهتر از چیزی بوده که آن روزها تصور میشد. با این حال، همان سیدیها به شکلی حیرتآور میان مردم میچرخید و نام چهرههایی مثل نیما مسیحا، علی دایی و زیبا بروفه هم به واسطه انتشار همین تصاویر بارها بر سر زبانها افتاد.

کاربری به نام بیلی نوشت: "یه زمان چقدر فیلم عروسی آدم معروفا لو میرفت و پخش میشد! عروسی مهدویکیا، زیبا بروفه و نیما مسیحا رو یادم میآد. عروسی مهدویکیا رو یادمه خونه داییم اینا بودیم، جمعیت کثیری با تخمه و تنقلات تماشا میکردند!"
مجهول هم این خاطره را تعریف کرده: "فیلم عروسی زیبا بروفه که پخش شد، یه تیکهش مجید صالحی و یوسف تیموری دارن از اینور میرن اونور با خنده و شادی، منِ خُلوضع هم هی اون تیکه رو میدیدم واسه مجید صالحی ضعف میکردم."
آندا هم از دوران اوج نیکبخت گفته: "ما فیلم پارتی بازیکنای استقلالم داشتیم، دوران اوج نیکبخت واحدی بود، یه هفته هرشب مهمون داشتیم واسه دیدن فیلم، آخرای فیلم هاشمینسب حالش بد شد نامزدش از مهمونی بردش بیرو، این تیکه اوج فیلم بود."
در واقع امروز بهتر از هر زمان دیگری میتوان فهمید که انسداد فرهنگی، وقتی از دل محدودیتهای سیاسی بیرون میآید، چگونه میتواند روند طبیعی رشد و توسعه یک جامعه را سالها به عقب بیندازد. حالا که بیش از دو دهه از آن روزها گذشته، با نگاهی به گذشته میشود دید چه بخش بزرگی از تجربههای عادی زندگی، از نسلهای مختلف دریغ شده است. بهانه این مطلب هم ویدیوهایی است که این روزها در شبکههای اجتماعی از مهمانیهای ساده و معمولی دستبهدست میشود؛ از جمله تصاویری که گفته میشود مربوط به یک مهمانی در خیابان گلسار رشت است. این ویدیوها بیش از هر چیز، تفاوت نگاه امروز با فضای بسته سالهای نهچندان دور را به نمایش میگذارند.
(از انتشار ویدیو معذوریم)

حامد درباره این ویدیو نوشت: سال ۸۲ یا ۸۳ بود که یه فیلمی تو رشت دست به دست میشد به نام پارتی گلسار! توش کلا یه ویدیو بود از همچین مهمونیای که همه با هم میرقصیدن!
گرشاسب هم این کامنت را گذاشته: همچنان کیفیت زندگی دانشجویی این عزیزان از من بیشتره.
دورهمی دخترانه در شمال تهران، ۱۰ اسفند ۱۳۷۷ - عکس از کاوه کاظمی
سانرایز نوشت: از اون دخترایی که به مامانبزرگشون میگفتن شهین جون، شهین جونم سیتیزن بود، ۶ ماه یه بار از اِمریکا میاومد با چند تا چمدون سوغاتیای خوشگل.
مستر: چه فیسهای خوب و قشنگی دارند، چون عمل نکردن هر کدوم زیبایی خاص خودشون رو دارن.
یکی از مناطق مرفه شمال تهران در سال ۱۳۷۲ - عکس از دیوید ترنلی

هانی نوشت: من این مهمونىها رو تو بچگى یادمه. همسایه دیوار به دیوار ما معمولن چند ماه یک بار مهمونی میداد. من پشت پنجره کوچه به مهموناش سلام میکردم.
مراسم عروسی یکی از خانوادههای متمول بازار تهران در سال ۱۳۸۲

هما نوشت: همه عکسهای زندگی ایرانی یه شلوغی خاصی داره. انگار این خانواده صمیمی هویت ماست. حتی تو عکسامونم خودشو نشون میده.
آیس کریم: اون گل نارنجیا رو بهش میگفتن مرغ بهشت(استرلیتزیا)، برای خودش لاکچری بود.
دورهمی در تهران، زمستان ۱۳۸۱ - عکس از Yves Gellie

نیلی نوشت: فقط منم که وقتی عکسای قدیمی رو میبینم خیلی دلم میگیره؟ و در عین حال دلم میخواد برگردم به اون دوران؟
و شیشی: بوی تافت و شیرینی دانمارکی و خیار. خانوم ها یه مدل موهاشون رو سشوار میکشیدن که پف میکرد موهاشون.

ارسال نظر