آقا پسری که مهریه سنگین تقبل میکنی، این مطلب برای شماست!
سؤال اصلی اینجاست؛ چرا کسی در شرایط اقتصادی امروز حاضر میشود چنین تعهدی را روی دوش خود بگذارد؟ آیا پای عشق و هیجان لحظهای در میان است یا تلاش برای نشان دادن توان مالی و تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل؟
برترینها: در روزگاری که قیمت یک سکه برای خیلیها تبدیل به یک دغدغه جدی شده و بسیاری از مردم برای خریدهای معمولی زندگی هم حسابوکتاب میکنند، هنوز کسانی هستند که پای برگهای امضا میزنند که میتواند تمام آیندهشان را زیر و رو کند. مهریههای عجیب و غریب سالهاست به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات ازدواج تبدیل شده؛ جایی که گاهی یک تصمیم احساسی چند دقیقهای، میتواند سالها تبعات سنگین به دنبال داشته باشد.

حالا یک ماجرای عجیب در فضای مجازی سر و صدا به پا کرده است؛ کلیپی که ادعا میکند مردی برای ازدواج، مهریهای شامل ۳۶۹ سکه، ۱۳۸۲ شاخه گل رز سفید، کل یک مغازه طلافروشی و سهام یک کافه را پذیرفته و تنها یک ماه بعد از ازدواج، کار به جدایی رسیده و همسرش برای دریافت مهریه اقدام کرده است. ادعایی که البته جزئیات حقوقی آن بهطور مستقل تأیید نشده، اما واکنشهای گسترده کاربران نشان میدهد چنین اتفاقاتی چقدر میتواند افکار عمومی را درگیر کند.
سؤال اصلی اینجاست؛ چرا کسی در شرایط اقتصادی امروز حاضر میشود چنین تعهدی را روی دوش خود بگذارد؟ آیا پای عشق و هیجان لحظهای در میان است یا تلاش برای نشان دادن توان مالی و تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل؟ هر چه باشد، واقعیت این است که امضای یک تعهد سنگین، شوخیبردار نیست و کسی که بدون محاسبه و شناخت کافی وارد چنین قراردادی میشود، ممکن است خیلی زود با واقعیتی روبهرو شود که تصورش را هم نمیکرد.
واکنش کاربران هم کم نبود؛ عدهای این اتفاق را نتیجه یک تصمیم عجولانه و غیرمنطقی از سوی مرد دانستند و معتقد بودند کسی که چنین تعهدی را میپذیرد، باید مسئولیت انتخاب خودش را هم بپذیرد. در مقابل، گروهی دیگر تأکید کردند که مهریه یک حق قانونی است و نمیتوان آن را صرفاً از زاویه مالی قضاوت کرد. اما یک چیز روشن است؛ در ازدواج، تصمیمهای بزرگ با هیجانهای کوتاهمدت گرفته نمیشوند. کسی که برای ساختن یک تصویر خاص، وعدهای فراتر از توان واقعی خود میدهد، ممکن است بعدها بهای سنگینی برای همان چند لحظه هیجان بپردازد.
مرور بر نظرات کاربران در این مورد خاص:
امین نوشت: نوش جون دختره. پسری که انقدر احمقه که اینجوری مهریه کنه باید جوری به فنا بره که تا آخر عمرش پا نگیره.
توصیه امیر: آقایان اسیر بازیهای زنانه نشوید. عمده زنان فکر میکنند که مهریه قیمتشان است و نه حقشان برای همین سعی میکنند قیمتشان را از بقیه دخترهای فامیل بالاتر اعلام کنند. مثلا اگر دخترعمهشان ۱۱۰ سکه کرده باشه مهریه خودشان ۱۲۰ سکه باید باشد. مواظب باشید بخاطر پزهای زنانه وارد شرایط جهنمی نشوید!
کاربری به نام عمو: حتما دختره الان با پولهای طرف و با معشوقهاش مشغول کیف و لذت بردن از زندگیای است که توی خواب هم نمیدید.
حامی حقوق زنها: چرا مردها از روابط، بیش از یک بار ضربه نمیخورن؟ چون مردها واقعگرا و مسئولیت پذیر هستن؛ تمام پسرها گفتن که داماد بخاطر این اشتباه بزرگ لایق عذاب هست. تنها دلیلی که زنها همیشه در روابط رنج بیشتری میکشن عدم مسئولیت پذیری و انکار اشتباهشونه.
روایت میثم: ما یه پرونده قضایی داشتیم. اونجا وکیل حرفی زد که واقعا همیشه تو گوشم موند. گفت شما داری تاوان کوتاهیای رو میدی که ۴ سال پیش کردی حالا خداروشکر کن فقط یه جریمه بریدن. خلاصه که وقتی چنین مهریه میکنید اگر اون خانم کل مهریهش رو نگیره باید شک کرد.
پسر میلان: اصلا مهریه رو درک نمیکنم. وقتی هر آدمی میتونه یک روی دیگه داشته باشه و از بد روزگارت یه همچین دختری بخوره به پستت، باید تمام زندگیت و حتی چیزایی که نداری رو به عنوان مهریه جور کنی بدی بهش. راه حلش رو نمیدونم که چی درسته.
کیمیا: چقدر ملت ساده هستن بوی پولشویی و فرار از مالیات میاد نمیفهمین با همچین مهریهای؟ یک ماه بعد طلاق بعد دریافت کامل مهریه امکان پذیره؟! یک دونه سکه رو مردها میخوان بدن یکسال میرن دادگاه آخرش ٩٧ درصد نمیدن ٣ درصد هم قسط چند ساله اونوقت ایشون یک ماهه طلاق داد مهرشم داد؟
علیرضا نوشت: نظر شخصی من این هست، مهریه حکم قیمت گذاری روی آزادی انسان رو داره. وجود مهریه باعث تحقیر زن و مرد میشه چرا که تبدیل به اهرم فشار در دست زن و مرد میشه.
ادعای قابل تامل طلا: حقشه، آدمی که تو این شرایط با عقلش تصمیم نمیگیره حقشه، حالا کسایی که ده یا بیست سال پیش ازدواج کردن سکه ارزون بوده و قبلا همینطوری پونصد تا هزارتا میزدن شرایطشون فرق داره، ولی اینا تو این شرایط اینکارو میکنن حقشونه، فامیل نزدیکمون بیست سال پیش وقتی سکه صد هزار تومنم نبوده ازدواج کرده پونصد تا سکه زده، طی این بیست سال سر جمع همسرش پنج سال تو خونهی این بود، با یک دیپلم ساده اومد تو خونه این، این آقا تلاش کرد گذاشت درس بخونه هفت سال خرجشو اهواز داد تا پزشک عمومی شد، باز دو سال خرجشو داد طرح بره، باز خرجشو داد چند سال تخصص بگیره باز خرجشو داد طرحشو بگذرونه، طی این بیست سال این آقا از باغ ویلا و ویلای شمال و چند ماشین و سهام بیمارستان و چند آپارتمان به نامش کرد، دست آخر همسرش رفت، آنچه مونده بود بابت پونصد تا سکه گرفت و هنوز دویست تا سکه دیگه هم طلبکاره و و داره به هر دری میزنه دویست تا سکه دیگه رو هم بگیره، تو دادگاه هم گفت شوهرم بیکاره معتاده، پارتی بازی کرد با دکتر پزشک قانونی، پزشک قانونی نوشت آقا شخصیت نامتمایز داره، طلاقشم دادگاه صادر کرد!
و ناپلئون: واقعا دختره خیلی بیچشم و رو بوده چه جوری دلش اومده اونم فقط بعد از یک ماه همه مهریه رو طلب کنه. پسر بیچاره چه لزومی داشت این همه مهریه و سند و قباله! واقعا خدایا چرا این آدمها رو سر راه هم قرار میدی کاش پسر خوب نصیب دختر خوب بشه.
ارسال نظر