۲۲۹۶۴
۶۱ نظر
۵۷۴۱
۶۱ نظر
۵۷۴۱

طنز: حکایت های درس و مدرسه

این داستان واقعی است و اتفاق افتاده است. چهار دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحان شون رو نداشتند. روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند...

مجله یکشنبه: این داستان واقعی است و اتفاق افتاده است. چهار دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحان شون رو نداشتند.

روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به این صورت که سر و روشون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. بعد به دانشگاه رفتند و یکراست سراغ استاد را گرفتند. مساله رو با استاد این طور مطرح کردند که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین رو به یه جایی رسوندن و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند.
طنز: حکایت های درس و مدرسه

بعد از کلی اصرار قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر برگزار بشه. آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاف استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند!

استاد عنوان میکنه به دلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هرکدوم از دانشجوها توی یک کلاس بنشینند و امتحان بدن. آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند. امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

1- نام و نام خانوادگی: 2 نمره

2- کدام لاستیک پنچر شده بود؟ 18 نمره

الف- لاستیک سمت راست جلو

ب- لاستیک سمت چپ جلو

ج- لاستیک سمت راست عقب

د- لاستیک سمت چپ عقب
 

دو شاگرد پانزده ساله دبیرستان نزد معلم خود آمده و پرسیدند: استاد اصولا منطق چیست؟

معلم کمی فکر کرد و جواب داد: گوش کنید، مثالی می زنم، دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز و دیگری کثیف. من به آنها پیشنهاد می کنم حمام کنند. شما فکر می کنید کدام یک این کار را انجام دهند؟ هر دو شاگرد یک زبان جواب دادند: خوب مسلما کثیفه! معلم گفت: نه تمیزه. چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند. پس چه کسی حمام می کند؟ حالا پسرها می گویند: تمیزه! معلم جواب داد: نه، کثیفه، چون او به حمام احتیاج دارد و باز پرسید: خوب، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند؟ یک بار دیگر شاگردها گفتند: کثیفه! معلم دوباره گفت: اما نه، البته که هر دو! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد، خوب بالاخره کی حمام می گیرد؟

بچه ها با سردرگمی جواب دادند: هردو! معلم بار دیگر توضحیح می دهد: « هیچ کدام! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد! شاگردان با اعتراض گفتند: بله درسته. ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم؟ هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است معلم در پاسخ گفت: خوب پس متوجه شدید، این یعنی: منطق! و از دیدگاه هر کس متفاوت است.

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی