۱۶۱۰۸۷۷
۱۰۳۳
۱۰۳۳
پ

ملیکا، پژمان، ترانه و ساعاتی که مبهم سپری می‌شوند!

اگر مجبور باشید فقط یکی را مقصرتر بدانید، کدام را انتخاب می‌کنید و دقیقاً به چه دلیل؟

برترین‌ها: پرونده پژمان جمشیدی دیگر فقط یک پرونده قضایی نیست؛ تبدیل شده به میدان جنگ دو نگاه. یک طرف می‌گوید وقتی زنی از تجربه‌ای تلخ سخن می‌گوید، اولین وظیفه جامعه این نیست که او را روی صندلی بازجویی بنشاند. طرف دیگر می‌گوید هیچ‌کس، صرفاً به دلیل زن بودن، از پرسش و نقد مصون نیست و «باور کردن زن» نباید مساوی با «محکوم کردن مرد» باشد.

438395+(1)

در این رابطه:

 شاکی پرونده پژمان جمشیدی دوباره افشاگری کرد

شاکی پرونده پژمان این‌بار در یوتیوب او را محکوم کرد

پژمان جمشیدی

پژمان جمشیدی، فوتبالیست سابق تیم ملی ایران و پرسپولیس، پس از پایان فوتبال وارد بازیگری شد و به یکی از چهره‌های شناخته‌شده سینما و تلویزیون ایران تبدیل شد. او در مهر ۱۴۰۴ در پی شکایت یک بازیگر جوان بازداشت و سپس با وثیقه آزاد شد. جمشیدی اتهام تجاوز را همواره رد کرده است.

ملیکا پارسادوست

ملیکا پارسادوست، بازیگر جوان و شاکی پرونده پژمان جمشیدی است که در مهر ۱۴۰۴ شکایتی با محوریت اتهام تجاوز علیه او مطرح کرد. پارسادوست روایت خود را مصداق خشونت جنسی می‌داند و می‌گوید رابطه بدون رضایت و همراه با اکراه بوده است. او در جریان رسیدگی، پیگیر پرونده و روایت خود باقی ماند.

حکم صادره

بر اساس گزارش‌های منتشرشده درباره رأی نهایی، پژمان جمشیدی از اتهام تجاوز به عنف و زنا تبرئه شده، اما بابت «رابطه نامشروع» به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده است. وکلای او درباره وضعیت نهایی و امکان اعتراض توضیحات متفاوتی داده‌اند؛ در مقابل، شاکی اعلام کرده حکم در دیوان عالی کشور تأیید شده است.

حالا این دو روایت روبه‌روی هم ایستاده‌اند؛ خشمگین، بی‌رحم و بدون تمایل به کوتاه آمدن.

نگاه اول: اگر قرار باشد حرف زن را از همان ابتدا خفه کنیم، پس عدالت برای چیست؟

حامیان ملیکا پارسادوست می‌گویند مسئله را نباید به حاشیه‌های زندگی خصوصی او تقلیل داد. اینکه یک زن کجا رفته، با چه کسی معاشرت کرده، چه تصاویری منتشر کرده، در چه مراسمی دیده شده یا بعد از اتفاق مورد ادعا چگونه زندگی کرده، به‌خودی‌خود هیچ‌کدام پاسخ این سؤال نیست که در آن رابطه چه اتفاقی افتاده است.

از نگاه این جریان، چیزی که آزاردهنده‌تر از خود پرونده است، همان دادگاه موازی شبکه‌های اجتماعی است؛ دادگاهی که خیلی سریع تشکیل می‌شود، قاضی و هیئت منصفه‌اش کاربران ناشناس‌اند و حکم هم معمولاً قبل از شنیدن دفاعیات صادر می‌شود.

استدلالشان ساده اما تند است: چرا وقتی یک زن شکایت می‌کند، ناگهان همه تبدیل به کارآگاه خصوصی می‌شوند؟ چرا باید گذشته، ظاهر، روابط یا سبک زندگی او را زیر ذره‌بین گذاشت تا ببینیم آیا «به اندازه کافی قربانی» هست یا نه؟

از این زاویه، حمایت ترانه علیدوستی و دیگر چهره‌هایی که کنار پارسادوست ایستاده‌اند، دفاع از یک فرد به‌تنهایی نیست؛ دفاع از این اصل است که زن برای شنیده‌شدن نباید ابتدا شخصیت بی‌نقصی از خودش ارائه کند.

این نگاه یک جمله کلیدی دارد:

اگر قرار باشد هر زن قبل از طرح ادعا مجبور شود ثابت کند معصوم بوده، هیچ زنی هرگز قربانی قابل‌قبولی نخواهد بود. اما همین‌جا یک سؤال خطرناک آغاز می‌شود: آیا دفاع از حق یک زن برای شنیده‌شدن، باید به معنای مصونیت او از نقد هم باشد؟

نگاه دوم: اگر زن بودن مصونیت بیاورد، عدالت تبدیل به انتقام می‌شود

در سوی دیگر ماجرا، منتقدان پارسادوست می‌گویند داستان را نمی‌شود با یک فرمول ساده «زن = قربانی، مرد = متهم» تمام کرد.

آنها می‌گویند یک پرونده قضایی جای شعار نیست. باید رفتارها، تناقض‌ها، شواهد و روایت‌های هر دو طرف بررسی شود. حتی اگر کسی شاکی باشد، این عنوان به‌تنهایی ثابت نمی‌کند تمام روایت او درست است؛ همان‌طور که مشهور بودن یا مرد بودن طرف مقابل نیز به‌تنهایی ثابت نمی‌کند او مجرم است.

این گروه به حاشیه‌هایی که درباره زندگی و رفتارهای پارسادوست در فضای مجازی مطرح شده استناد می‌کنند و می‌گویند چرا فقط یک طرف باید پاسخ‌گو باشد؟ چرا اگر درباره رفتار یا روایت شاکی پرسشی وجود دارد، مطرح‌کردن آن فوراً «زن‌ستیزی» تلقی می‌شود؟

البته اینجا هم یک مرز مهم وجود دارد: کنسرت رفتن، معاشرت داشتن، شاد بودن یا ادامه زندگی عادی، به‌خودی‌خود نه دروغ‌گویی را ثابت می‌کند و نه ادعای تعرض را رد می‌کند. همین‌طور محکومیت در یک عنوان اتهامی هم به معنی اثبات همه اتهامات مطرح‌شده نیست. گزارش‌های اخیر درباره حکم جمشیدی دقیقاً همین تفکیک را ضروری کرده‌اند.

پس پرسش واقعی شاید این نباشد که «کدام طرف را بیشتر دوست داریم؟» پرسش این است که آیا حاضریم معیار قضاوت را برای هر دو طرف یکی کنیم؟ اگر مردی خطا کرده، باید پاسخ‌گو باشد؛ حتی اگر مشهور و محبوب باشد. اگر زنی خطا کرده، باید بتوان درباره آن حرف زد؛ حتی اگر خودش را قربانی بداند. و مهم‌تر از همه: خطای احتمالی یک طرف، خطای احتمالی طرف دیگر را پاک نمی‌کند.

photo_2026-07-22_09-01-56

در این پرونده، قانون باید درباره جرم تصمیم بگیرد، نه هشتگ‌ها، نه سلبریتی‌ها و نه لشکر هواداران دو طرف.

حالا نوبت شماست. اگر تمام هیاهوی فضای مجازی را کنار بگذاریم و فقط بر اساس اطلاعات قابل‌اثبات و حکم قضایی قضاوت کنیم، شما کدام روایت را باورپذیرتر می‌دانید؟ آیا معتقدید در این ماجرا کفه تقصیر و مسئولیت اخلاقی و حقوقی بیشتر به سمت پژمان جمشیدی سنگینی می‌کند؟ یا معتقدید روایت مقابل هم آن‌قدر ابهام و پرسش دارد که نمی‌توان تمام تقصیر را متوجه جمشیدی کرد؟

و سؤال سخت‌تر:

اگر مجبور باشید فقط یکی را مقصرتر بدانید، کدام را انتخاب می‌کنید و دقیقاً به چه دلیل؟ نه بر اساس جنسیت. نه بر اساس شهرت. نه بر اساس فمینیست‌بودن یا نبودن. فقط بر اساس روایت، شواهد و آنچه واقعاً قابل اثبات است.

هشدار جدی!!ببین استرس چجوری کچلت میکنه😱راه حلش شامپو جلبکه

خرید محصول

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج