گیسکشی جانانه با مشارکت ترانه علیدوستی و خواهر پژمان
منتقدانش میگویند مسئله این نیست که چرا فمینیست است؛ مسئله این است که چرا فمینیسم او در بعضی مقاطع پررنگ میشود و در بعضی بزنگاههای سیاسی، سکوتش پررنگتر از حرفهایش است.
برترینها: میزگرد «مجله زنان امروز» با حضور ترانه علیدوستی، الهه محمدی، ملیکا پارسادوست، زهرا مینویی و آتنا کامل خیلی جنجالی شده است. خود میزگرد قرار بود درباره خشونت جنسی، عدالت، نقش رسانه و نحوه رسیدگی به چنین پروندههایی در ایران حرف بزند. اما حضور ترانه علیدوستی باعث شد قضیه خیلی زود از یک بحث حقوقی و فمینیستی تبدیل شود به یک دعوای سیاسی؛ دعوایی که فقط درباره پژمان جمشیدی و ملیکا پارسادوست نیست، بلکه تبدیل به دعوایی درباره گذشته سیاسی ترانه، مواضعش و سکوتش شده است.

چرا درباره دیماه هیچ نظری نداری؟
یک طرف ماجرا، منتقدانی مثل مهدی تدینی، اشکان زارع، شکیب فرنام و آزاد عندلیبی قرار دارند؛ چهرههایی که از زاویهای نزدیکتر به جریان راست رسانهای، لیبرال یا منتقد گفتمان چپ و فمینیستی به ماجرا نگاه میکنند. انتقاد اصلی اینها لزوماً این نیست که چرا ترانه علیدوستی از یک زن یا از حقوق زنان حرف زده. بحثشان این است که اولویتها جابهجا شدهاند. ترانه علیدوستی در بزنگاههایی مثل وقایع ۱۸ و ۱۹ دی، از نگاه این منتقدان، سکوت کرده یا دستکم موضع علنیای که آنها انتظار داشتند نگرفته؛ اما حالا، بعد از فروکش کردن آن التهابها و در شرایطی که کشور از بحرانهای سیاسی، اقتصادی و حتی تبعات جنگ عبور نکرده، دوباره با یک موضع فمینیستی و با حضور در چنین میزگردی به میدان آمده است.
منتقدان ترانه میگویند مسئله دقیقاً همین است: او الزاماً «حرف اشتباه» نمیزند، بلکه در زمانی که آنها انتظار دارند درباره یک مسئله خاص حرف بزند، درباره مسئله دیگری حرف میزند. حتی در روایتهای تندتر، این ماجرا به یک حواسپرتی رسانهای تعبیر شده؛ اینکه در شرایط نابسامان اقتصادی و سیاسی، دوباره دعوای سلبریتیها، پرونده تجاوز، فمینیسم و روابط خصوصی آدمهای سینما به مرکز توجه میآید و اصل مسائل بزرگتر کشور کنار میرود.
مامکِ پژمان اینا وارد میشود!
مامک جمشیدی، خواهر پژمان جمشیدی است که ساکن کاناداست و از برادرش دفاع کرده. واکنشهای او اما بخشی از ماجرا را از سطح نقد سیاسی و فمینیستی به سمت مسائل شخصیتر برد. مامک سراغ گذشته حرفهای ترانه در سینما هم رفته و درباره ارتباطات و مناسباتی صحبت کرده که به گفته خودش در مسیر کاری ترانه نقش داشتهاند.

اینجا همان اشارههای پرحاشیه وارد داستان میشود؛ اشاره به بازیگری که ترانه علیدوستی با او در «شهرزاد» و «فروشنده» همبازی بوده، بازیگری که آن زمان دو فرزند داشته؛ اشارهای که مخاطب تقریباً بلافاصله میتواند حدس بزند منظور چه کسی است. بعد پای بازیگر دیگری وسط میآید که ترانه با او در «درباره الی» و «پذیرایی ساده» همبازی بوده؛ همان کسی که بعد از آزادی ترانه از زندان، جلوی در زندان با او عکس گرفت. حتی اشارههایی به آدمهایی از نسل قدیمیتر سینما و فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» هم وارد این روایت میشود.
نورا هاشمی، گلاب آدینه و...
بعد، پای نورا هاشمی هم به ماجرا باز شد. نورا هاشمی، دختر مهدی هاشمی و گلاب آدینه، درباره این پرونده و میزگرد ترانه علیدوستی واکنش نشان داد و همین واکنش دوباره آتش بحث را شعلهور کرد. اینجا فضای مجازی یک قدم دیگر هم جلو رفت: بعضی منتقدان شروع کردند به زیر سؤال بردن خود نورا و خانوادهاش و حتی با استناد به زندگی خصوصی خانواده، او و گلاب آدینه را به «ضدزن» بودن یا نوعی استاندارد دوگانه متهم کردند. در روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، حتی ماجرای ازدواج و همسر دوم مهدی هاشمی هم وارد بحث شد و واقعا ابعاد ماجرا غیرقابل پیشبینی شده است. از نظر رسانهای، همین که چنین حرفهایی وارد دعوا شده، نشان میدهد ماجرا چطور از پرونده پژمان جمشیدی به یک جنگ حیثیتی میان چند خانواده و چند اردوگاه فرهنگی تبدیل شده است.

خانم علیدوستی محترم و دوستداشتنی بمان
شاید مهمترین بخش ماجرا خود ترانه علیدوستی باشد. او بازیگر بسیار توانمند و باسواد و از چهرههای جدی سینمای ایران است؛ کسی که از «من ترانه ۱۵ سال دارم» تا «شهرزاد» و «فروشنده»، فقط یک بازیگر معمولی نبوده و برای خودش سرمایه اجتماعی ساخته است. بنابراین وقتی حرف میزند، حرفش دیگر صرفاً حرف یک بازیگر نیست. وقتی سکوت میکند هم سکوتش معنا پیدا میکند.
منتقدانش میگویند مسئله این نیست که چرا فمینیست است؛ مسئله این است که چرا فمینیسم او در بعضی مقاطع پررنگ میشود و در بعضی بزنگاههای سیاسی، سکوتش پررنگتر از حرفهایش است. از طرف دیگر، طرفدارانش میتوانند بگویند هیچکس موظف نیست تمام مسائل جامعه را با ترتیب اولویت منتقدانش دنبال کند و یک زن حق دارد درباره خشونت جنسی و حقوق زنان حرف بزند، حتی اگر درباره موضوع دیگری سکوت کرده باشد. اما نتیجه این کشمکش به جنگ فمینیستها و مخالفان فمینیسم؛ بعد تبدیل شده به جنگ راست و چپ شده، حالا به جای تحلیل یک مسئله جدی اجتماعی، داریم درباره اینکه چه کسی با چه کسی عکس گرفته، چه کسی با چه کسی فیلم بازی کرده و چه کسی درباره چه کسی چه کنایهای زده، بحث میکنیم.

شاید دقیقاً همینجاست که میشود گفت فضای رسانهای کشور، وسط این همه بحران واقعی، شاید کمی مشوش و پریشان شده است!
نظر کاربران
سر وته یه کرباسند
با هم نزنید گندش بیشتر بالا میاید..
ترانه خودش از این موضوع نتیجه گرفته این دختره تیرش به سنگ خورده ملت کجای ماحراند... اگر ادم نجیبی بود ازش دفاع نیکردیم اما متاسفیم رسوایی کمترین تاوان همتونه پژنان ترانه و اون دختر
این چه تیتر و عنوان زشت و قبیحی هست که استفاده شده. شما به عنوان رسانه وظیفه دارید از کلمات مناسب استفاده کنید
رسانه هست یا گروه بی ادب ها؟
متاسفانه قاضی حکمش نادرستی و مجازات جمشیدی بسیار کمه
خفه شو خواهرش
ترانه الهه خیلی خوب اند
پاسخ ها
از جه نظر دقیقا
مجازات شلاق یعنی اتغاق افتاده اما رعایت بازیگری شو کردن
نورا هاشمی حرف منطقی و درستی زد
یعنی میخواید ترانه علیدوستی رو کوچیک کنید؟!!!!😆😆😆
نکن عزیزم ، خودتو مسخره و کوچیک نکن
از پژمان بدم میاد
فمینیست هست ولی برای مادر باردار معلمی که در فاجعه میناب شهید شد دیگه فمینیست نیست درباره پرستاری( مادر یه کودک ۷ ساله) که سر پستش تو درمانگاه تو قضایا ۱۸ و ۱۹ دی زنده زنده سوزانده شد فمینیست نیست کلا فمینیست بودنش انتخابی هست
کسی که به میل خودش شب خانه مردی میره یعنی به رابطه جنسی رضایت داشته ، پس دیگه حق شکایت نداره .
یعنی تو اون زمان باید معترض میشده؟
یعنی اگه صحبتی میکرده گوش شنوایی بوده
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
ها دلتون میخواست ترانه چیزی بگه با مصائب بعدش خوشحال تون کنه
درسته؟
ترانه با کلاس دوست داشتنی چقدر هم اهل گیس گیس کشیه خواهر یارو اره