علیاشرف درویشیان، مرگ پس از ممنوعیت
علی اشرف درویشیان سال ها با بیماری دست و پنجه نرم کرد و سرانجام روز پنجشنبه، چهارم آبان، در ۷۶ سالگی درگذشت. او اردیبهشت سال ۱۳۸۶ سکته مغزی هولناکی کرد و مدتی را در بیمارستان بستری شد و در نهایت توانست از مرگ حتمی در ۶۶ سالگی نجات پیدا کند.
ماهنامه تجربه - مجید حسینی: علی اشرف درویشیان سال ها با بیماری دست و پنجه نرم کرد و سرانجام روز پنجشنبه، چهارم آبان، در ۷۶ سالگی درگذشت. او اردیبهشت سال ۱۳۸۶ سکته مغزی هولناکی کرد و مدتی را در بیمارستان بستری شد و در نهایت توانست از مرگ حتمی در ۶۶ سالگی نجات پیدا کند ولی در تمام یک دهه ای که پس از آن زندگی کرد نتوانست مانند قبل به فعالیت های روزمره اش برسد و به کارهایی بپردازد که پیش از آن به آنها می پرداخت. گاهی در محافل و مجالس شرکت می کرد و با جسمی خسته سخنرانی نیز می کرد و حتی سعی کرد به فعالیت های نوشتاری خود نیز بپردازد و بین آنها وقفه نیندازد.
یک سال پس از آن سکته مغزی گفته بود «در این مدت بیماری روزی بلند شدم و دیدم حالم خوب است. پشت میزم نشستم و سه روز سه داستان کوتاه نوشتم.» اما واقعیت این است که فعالیت های او با وقفه های زیادی همراه شد و آن درویشیان سابق نشد. درویشیان متولد سال ۱۳۲۰ در کرمانشاه بود. پدرش اوستا سیف الله آهنگر در گاراژ کار می کرد. دکانش را از دستش درآورده بودند و او مجبور شده بود به شغل های مختلفی برای گذران زندگی روزی آورد: شاگرد شوفری، باغبانی، قصابی و بقالی و کارهای دیگر. درویشیان در فقر بزرگ شد و تا پایان عمرش آن صحنه ها از یادش نرفتند و همواره از آنها یاد کرد. سال های ابتدایی زندگی او سرشار از خاطراتی شدند که بعدها از همه آنها در نوشتن استفاده کرد.
در بخشی از زندگی نامه اش که سال ۱۳۸۹ در مجله نافه منتشر شد نوشته بود: «اول باری که در کرمانشاه نوشابه پپسی خریدیم خوب یادم است. نوشابه تازه آمده بود. رفتیم به مادرمان گفتیم، یک چیزی آمده توی شیشه. یک نفر خورد اشکش آمد و چشمش را گرفت و یک آروغ هم زد. مادرمان گفت، ای بدبختی این دیگر چه چیز است؟ قبول کرد برویم بخریم. یک قران و دوقران پول جمع کردیم و رفتیم خریدیم. مادرمان وقتی خورد گفت، این به درد ما نمی خورد. این برای رفع تفریح است. برای سیری نیست. همیشه از همین تعبیر استفاده می کرد و می گفت فلان چیز «برای رفع تفریح» است.»
علی اشرف درویشیان در جوانی
یا جای دیگری از خاطرات همان سال های کودکی صحنه ای را روایت می کند که برای فیلم دیدن کتک خورده است. درویشیان بعدها معلم شد و ۱۵ سالی را هم معلمی کرد. همان سال ها بود ظاهرا که پدرش تصمیم گرفت خانواده هفت نفره اش را به او بسپارد و خودش به شیراز برود. درویشیان گفته بود پدرش حافظ و سعدی را بسیار دوست می داشت. با این حال بعدها برای مدتی قاچاقچی شد و به زندان افتاد و درویشیان بعدها در کتاب هایی مثل «آبشوران» و «سال های ابری» درباره اش نوشت. درباره مادرش زهرا گفته اند کارش قلم زدن سیگار بود و به خاطر همین کار مدام چشم هایش درد می گرفت.
او کاغذ سیگار را با چیزی شبیه قلم لوله می کرد و به سیگار فروشی ها می داد و آنها خودشان در کاغذها توتون می ریختند. درویشیان گفته بود مادرش مدتی گیوه می چید و بعدها خیاطی می کرد. درویشیان ۲۵ سال داشت که از دانشگاه فارغ التحصیل شد و با علاقه ای که به ادبیات داشت ا همان اواسط دهه ۱۳۴۰ وقتش را صرف داستان و ادبیات کرد. شیفتگی اش به داستان و قصه شاید از رابطه گرمش با مادربزرگ ناشی می شد.
گفته بود «در زندگی پای قصه های خیلی از قصه گویان نشسته ام، اما مادربزرگم از همه آن ها بهتر بود و به آنچه می گفت آگاهی کافی داشت. افسانه را با آب و تاب بیان می کرد. آن ها را با مسائل روز و نکته های مورد علاقه ما می آمیخت، آرام و بی شتاب قصه می گفت و عقیده داشت که گفتن متل در روز سبب کسالت و خستگی می شود، بنابراین همیشه شب ها و به ویژه پیش از خواب برای ما قصه می گفت.» همین مادربزرگ بود که او را با نام صادق هدایت آشنا کرده بود و از داستان های او برایش تعریف کرده بود. درویشیان نویسنده ای بود که بارها انتشار کتاب ها و داستان هایش ممنوع یا متوقف شدند. از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ سه بار دستگیر و ممنوع القلم شد.
اول بار تابستان ۱۳۵۰ در کرمانشاه بود که بعدها خودش گفته بود آن دستگیری به خاطر فعالیت های سیاسی و نوشتن مجموعه داستان «از این ولایت» بوده است. هشت ماه در زندان ماند و آزاد شد. اما دو ماه بعد دوباره در تهران دستگیر شد و این بار به هفت ماه زندان محکوم شد. بار سوم اردیبهشت ۱۳۵۳ بود که دستگیر شد و به یازده سال زندان محکوم شد که با رسیدن انقلاب آزاد شد. در زندان با برخی از نویسندگان آشنا شد که آن آشنایی ها بعدها نیز برقرار ماند. مجموعه «فصل نان» را در زندان نوشت و آن را به همسرش، شهناز دارابیان، داد تا در بیرون منتشرش کند.
درویشیان خیلی زود شیفته صمد بهرنگی شد و تا پایان عمرش علاقه و ارادتش به آن نویسنده کودک را کتمان نکرد و همواره ستایشگر نگاه متعهدانه بهرنگی نسبت به اوضاع اجتماعی بود. او و همبندانش در زندان درباره ادبیات کودک و نوجوان و خصوصا نوشته های صمد بهرنگی بحث می کردند. بعدها درباره اینکه چگونه نویسنده شد گفت:
«خودم هم نمی دانم چگونه شروع کردم. آیا شما اولین نفسی را که کشیده اید به یاد دارید؟ می بینید که گفتنش مشکل است؛ اما می توانم بگویم که شروع داستان نویسی برای من ادامه همان علاقه ام به مطالعه بود. آن سال های پرتب و تاب حکومت دکتر مصدق و رونق روزنامه ها و مجله ها، آزادی مطبوعات و دموکراسی بی نظیری که در اثر مبارزه مردم به وجود آمده بود در من و همسالان من، تحرک، امید و تکاپوی عجیبی پدید آورده بود. معلم های ادبیات مان موضوع های زنده و پرجذبه ای برای زنگ انشا می دادند و ما با شوق و ذوق هرچه دلمان می خواست می نوشتیم. رقابت در خواندن، رقابت در نوشتن و رقابت در کسب بینش اجتماعی و سیاسی در رشد فکری ما و در نهایت در عشق و علاقه ما به ادبیات موثر بود.»
بعدها به یاد آورد که نخستین داستانش را در زندان نوشته است. «نخستین داستانم را که هیچ وقت منتشر نشد در زندان کرمانشاه نوشتم. سال 1352 اولین مجموعه داستانم را به عنوان آبشوران چاپ کردم.» درویشیان خود بعدها نیز که داستان های کوتاه و بلند متعددی نوشت همان نگاه متعهدانه صمد بهرنگی را در داستان هایش بازتاب داد و در سال های دهه 1350 و 1360 به نویسنده ای پرفروش تبدیل شد. داستان هایی که خودش بارها درباره شان گفته بود از تجربه های زندگی شخصی نشات گرفته اند.
او بارها در مصاحبه های خود از روزهای سیاه و تلخی حرف زده بود که در کودکی و نوجوانی و جوانی تجربه کرده بود و به گفته خودش تنها داستان و ادبیات بود که به کمکش آمد تا بغضی تاریخی و اجتماعی را که در گلو داشت فروبخورد. در همان روزهایی که با سکته مغزی دست و پنجه نرم کرده بود گفته بود «عشق عجیبی به این کشور دارم و همیشه خوشحال می شوم که می شنوم چیزی ساخت ایران است.»
تبلیغات متنی
-
یک سد مهم هم سرریز شد
-
مرد هزارچهره در تهران دستگیر شد
-
اعتراف باشگاه پرسپولیس به پرداخت ۵۰ میلیارد به دو ایجنت
-
فواد ایزدی: ۵۰۰ کشته از آمریکا میگیریم
-
گزینه نظامی تازه ترامپ بعد از ونزوئلا مشخص شد
-
علاقه ویژه سرمربی جدید چلسی به لژیونر استقلالی
-
بیانیه دانشجویان در پی اتفاقات بیمارستان سینا
-
فال روزانه چهارشنبه ۱۷دی ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
استقرار ناگهانی تیپ ۱۰۱ هوابرد آمریکا در اربیل
-
روزبه بمانی کنسرت خود در دبی را لغو کرد
-
ژست عجیب ترامپ در یک سخنرانی جلبتوجه کرد
-
حضور غافلگیرکننده یک چهره در سریال جدید هومن سیدی
-
جزئیات وام ۳۰ میلیون تومانی به ۵ دهک اول
-
آمریکا و اسرائیل یک بیانیه مشترک منتشر کردند
-
محسن کیایی حال و روز تلخش را به نمایش گذاشت
-
استقرار ناگهانی تیپ ۱۰۱ هوابرد آمریکا در اربیل
-
میزان ضرر و زیان صداوسیما در سال گذشته فاش شد
-
ادعای شبانه درباره تصمیم نهایی ترامپ برای ایران
-
گزارش ایسنا از ناآرامیها و اعتراضات در مشهد
-
پزشکیان اختلافش با المیرا شریفیمقدم را علنی کرد
-
تشبیه قیمت اجناس در ایران به کشورهای همسایه در تلویزیون
-
تصاویر رسمی از اتفاقات امشب آبدانان ایلام
-
حالوهوای تلخ خانه سعید پیردوست پس از درگذشت او
-
آناهیتا همتی خطاب به شجریان: شاخ غول شکستی!
-
تیکه سنگین بیرانوند به حسینی: میخواهد دیده شود!
-
صف چندمتری مردم برای خرید روغن ارزان در فروشگاه!
-
معتکفین امسال ایران با اصحاب کهف فرقی ندارند!
-
پزشکیان: انتخاب مناسبتر بر عهده شما است
-
استوری صریح و رک محسن تنابنده در ساعات اخیر
-
شوخی وزیر اقتصاد با قیمت دلار؛ الان یا الان؟!
-
روغن با یک قیمت جدید و عجیب به بازار آمد
-
علت حادثه آتشسوزی شرکت کاله مشخص شد
-
خبر فوری؛ نیمرو برای همیشه از ایران خواهد رفت!
-
قیمت جدید یک شانه تخممرغ باعث تعجب شد
-
توییت پسر پزشکیان در ساعات اخیر خبرساز شد
-
ملکشاهی و بیمارستان امام در صدر اخبار این ساعات
-
ماجرای خبر ورود هواپیمای سوخترسان آمریکا به خاک ایران
-
اولین تصاویر از آتشسوزی مهیب در شرکت کاله
-
رویاپردازیهای عجیب حسن روحانی در برهه حساس کنونی!
-
نام «ایران» بر روی کلاه ترامپ جلبتوجه کرد
-
سعید پیردوست درگذشت
-
گزارشی از آخرین وضعیت بازار تهران
-
ترامپ کشور بعدی در حال سقوط را معرفی کرد!
-
اولین واکنش پزشکیان به حوادث اخیر ایلام
-
صفحه وزارت خارجه آمریکا، ایران را تهدید کرد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
جای اینکه این چرت و پرت ها رو بزارید نظرات در بخش شبکه ها رو بزارید مسخرها
عالی بود