زن سالمند: دخترم طلاق نمی‌گیرد اما...
۱۰۴۹۳۶۷
۳۰ مهر ۱۳۹۹ - ۰۷:۰۸
۴۳۶۰
نمی خواهم ناشکری کنم اما نمی دانم چرا هیچ وقت در زندگی روی خوشی ندیدم، به طوری که وقتی به چشمان دختر ویلچرنشینم نگاه می کنم، ذره ذره وجودم آب می شود. این در حالی است که دختر دیگرم نیز سرنوشت تلخی را تجربه می کند و من حتی پول شکایت از دامادم را ندارم ...

روزنامه خراسان: نمی خواهم ناشکری کنم اما نمی دانم چرا هیچ وقت در زندگی روی خوشی ندیدم، به طوری که وقتی به چشمان دختر ویلچرنشینم نگاه می کنم، ذره ذره وجودم آب می شود. این در حالی است که دختر دیگرم نیز سرنوشت تلخی را تجربه می کند و من حتی پول شکایت از دامادم را ندارم ...

زن 62ساله که گویی کوهی از غم را به دوش می کشید، با بیان این که از دیدن آثار کتک کاری در سر و صورت دخترم رنج می برم اما حتی هزینه دادخواهی ندارم، درباره داستان زندگی اش به کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: 45سال پیش با جوانی که یک کارگر ساده بود ازدواج کردم.

درآمد همسرم به اندازه ای بود که به سختی می توانستیم شکم هشت فرزندمان را سیر کنیم. خلاصه به هر بدبختی و سختی بود منزلی 50متری در حاشیه شهر خریدم و تلاش کردم تا فرزندانم را سر و سامان دهم. در این میان تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفتم و ماهیانه500هزار تومان کمک مالی دریافت می کنم ولی با آن که دو پسر بزرگم به دلیل هزینه های سنگین قادر به ازدواج نیستند و از کارگری روزمزد هم درآمد چندانی ندارند، اما پنج دخترم را شوهر دادم که زندگی سه دخترم در آرامش می گذرد و خوشبخت شده اند.

حال آن که سرنوشت دو دختر دیگرم در زندگی به گونه ای دیگر رقم خورد. دختر بزرگم حدود 20سال قبل از همسرش طلاق گرفت چرا که اختلافات آن ها از همان روزهای اول زندگی آغاز شد و مانند یک غده سرطانی ریشه دواند. بعد از این ماجرا دخترم به منزل 50متری ما بازگشت و در کنار ما به زندگی ادامه داد ولی خیلی زود مشکلات و سختی های بعد از طلاق از او یک دختر افسرده و عصبی ساخت، به گونه ای که دیگر حال و روز خودش را نمی فهمید.

من هم درباره افسردگی های روحی و روانی آگاهی نداشتم و نمی دانستم چگونه باید با او برخورد کنم تا این که یک روز دخترم خودش را از طبقه سوم ساختمان پایین انداخت تا به زندگی اش پایان بدهد، اما قطع نخاع و ویلچرنشین شد. در حالی که از عهده هزینه های سنگین او بر نمی آیم و توان خرید لوازم بهداشتی اش را ندارم، باز هم نمی توانم او را رها کنم.

از سویی دختر دیگرم به دلیل خیانت های همسرش دچار مشکلات حادی شده است که هر روز زیر مشت و لگد همسرش قرار می گیرد و کاری هم از دست من بر نمی آید. او به خاطر فرزندانش نمی تواند طلاق بگیرد و از طرف دیگر هم زندگی در کنار ما برایش امکان پذیر نیست. دامادم به طرز وحشتناکی دخترم را کتک می زند و من با دیدن آثار کتک کاری های او دلم کباب می شود اما هزینه های گزاف پزشکی قانونی و دادخواهی را هم ندارم. حالا مانده ام که ...

شایان ذکر است، بررسی کارشناسی در این باره با دستور سرگرد جعفر عامری (رئیس کلانتری سپاد) در دایره مددکاری اجتماعی کلانتری آغاز شد.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

برچسب ها:
انتشار یافته: 11
در انتظار بررسی:26
Iran, Islamic Republic of
07:46 - 1399/07/30
لعنت به مردایی که زن و بچه اشونو اذیت میکنن آن شااالله سر عزیزاشون بیاد
Iran, Islamic Republic of
07:53 - 1399/07/30
وبازهم مشهدمقدس درصدرحوادث کشور!
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۷/۳۰
مشهد شهر خسرو اواز ایرانه دیگه
Iran, Islamic Republic of
08:29 - 1399/07/30
اخه ۸ تا بچه ؟؟؟ما جرات نمیکنیم یکیشو بیاریم شما ۸ تا آخه؟؟؟؟
پاسخ ها
سامانتا
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۷/۳۰
اره واقعا
Iran, Islamic Republic of
08:35 - 1399/07/30
اخه خودت میگی حقوق ناچیز کارگری ...پس 8تا بچه برای چی بود..فقط ظلم به بچه ها میشه همیشه
Iran, Islamic Republic of
08:36 - 1399/07/30
اینجور مردها را باید کشت راه دیگری ندارد چون آدم بشو نیستن .
Iran, Islamic Republic of
10:05 - 1399/07/30
آخه مادر من نون نداشتین بخورین , ۸ تا بچه اوردی که چی شه ؟! بیا اینم نتیجش , بدبختیو نداری
Iran, Islamic Republic of
15:24 - 1399/07/30
پدربیامرز چرا8 بچه آوردی آخه
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج