دستگیری مرد هوسران در خانه زن متاهل
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
مجتمع فنی تهران_Fموبایل
کلینیک فرشته_موبایلf
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
سفیر بار ساقدوش_1
اپیلاسیون نانا 1
ریزخور_1
زمردی_داخلی1
لاله زار مال_1
کلاسینو_1
اپیلاسیون نانا 3
سفیر بار ساقدوش_3
لاله زار مال_3
کلاسینو_3
زمردی_داخلی3
ریزخور_3
لاله زار مال_4
ریزخور_4
اپیلاسیون نانا 4
زمردی_داخلی4
سفیر بار ساقدوش_4
کلاسینو_4
زمردی_داخلی2
کلاسینو_2
لاله زار مال_2
ریزخور_2
اپیلاسیون نانا 2
سفیر بار ساقدوش_2
مجتمع فنی تهران_F
کلینیک فرشته_f
۱۱۴۰۹۲۴
۰۹ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۸:۴۴
۸۶۸۹
روزی که با «عاطفه» در یکی از کافه های شهر آشنا شدم، خیلی دلم به حالش سوخت و تصمیم گرفتم به هر طریق ممکن به او کمک کنم اما آرام آرام او به طرز جنون آمیزی عاشق من شد و ...

خراسان: روزی که با «عاطفه» در یکی از کافه های شهر آشنا شدم، خیلی دلم به حالش سوخت و تصمیم گرفتم به هر طریق ممکن به او کمک کنم اما آرام آرام او به طرز جنون آمیزی عاشق من شد و ...

مرد 45ساله ای که به اتهام برقراری رابطه نامشروع و خلوت کردن با نامحرم بازداشت شده بود، در حالی که بیان می کرد نمی دانم همه این حوادث یک نقشه شوم است یا من فریب زن جوانی را خورده ام! درباره چگونگی این ماجرا به کارشناس اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد گفت: پدرم تاجر سرشناسی است، به همین دلیل من هیچ وقت از نظر مالی مشکلی نداشتم و طعم بی پولی را نچشیده ام.

بیشتر بستگان‌مان در خارج از کشور زندگی می کنند و من هم قصد داشتم به خارج از کشور بروم و در آن جا سرمایه گذاری کنم ولی فقط به خاطر عشق و علاقه به پدر و مادرم این جا ماندم اما همواره جوانی آزاد بودم و هر کاری می خواستم انجام می دادم. با دوستانم به تفریح و خوشگذرانی می رفتم و چیزی در زندگی ام کم نداشتم، به همین دلیل تا مقطع دیپلم بیشتر درس نخواندم چون قرار بود مسیر تجارت پدرم را ادامه بدهم.

خلاصه وارد بیست و سومین بهار زندگی ام شده بودم که «تبسم» در مسیر زندگی ام قرار گرفت و من نه یک دل بلکه صد دل عاشقش شدم. او هم از خانواده سرشناسی بود و قصد داشت در آزمون سراسری (کنکور) شرکت کند. خلاصه خیلی زود به خواستگاری اش رفتم و با هم ازدواج کردیم.

در طول این سال ها زندگی عاشقانه ای را تجربه کردم و یک پسر حاصل این ازدواج شد اما زندگی من از یک سال قبل در حالی به گونه دیگری تغییر کرد که روزی برای تفریح به کافه ای در یکی از مناطق تفریحی شهر رفته بودم. آن جا دختر جوانی را دیدم که برای گرفتن پول به چند جوان التماس می کرد.

آن ها هم به قصد سوءاستفاده از آن دختر، او را مورد تمسخر قرار می دادند. در این هنگام دلم به حالش سوخت و تصمیم گرفتم آن دختر 20ساله را از این وضعیت اسفبار نجات بدهم. از افرادی که در همان اطراف بودند نشانی منزل او را گرفتم. همه می گفتند «عاطفه» دختری خوب و مهربان است اما اوضاع مالی خوبی ندارد.

وقتی بیشتر پرس و جو کردم تازه فهمیدم پدر عاطفه فوت کرده و او مخارج مادر و برادر کوچکش را تامین می کند. این گونه بود که مبالغی را از پدرم نیز گرفتم و خانه ای برای او اجاره کردم تا دیگر پایش را به کافه نگذارد ولی در میان همین معاشرت ها و رفت و آمدها متوجه شدم عاطفه به من علاقه مند شده است.

او که مدعی بود از همسرش طلاق گرفته است در حد جنون به من ابراز علاقه می کرد تا جایی که نمی توانست لحظه ای بدون من زندگی کند. در این شرایط مجبور شدم بیشتر از گذشته در کنارش باشم تا مشکلی در زندگی نداشته باشد. با وجود این عذاب وجدان آزارم می داد چرا که همسرم را دوست داشتم و نمی خواستم این ماجرا موجب ایجاد فاصله‌ای بین من و «تبسم» شود.

از سوی دیگر هم در برابر عاطفه احساس مسئولیت می کردم و به او نیز علاقه مند شده بودم. همسرم که متوجه تغییر رفتارهای من شده بود چند بار به خاطر خروج بی موقع از منزل به من تذکر داد ولی من هیچ اهمیتی به تذکرات او نمی دادم و کار خودم را انجام می دادم تا این که شب گذشته طبق معمول به خانه اجاره ای عاطفه رفتم اما ناگهان پسر جوانی با چهره ای خشمگین وارد خانه شد و با نشان دادن مدارکی ادعا کرد عاطفه همسر اوست و او درباره طلاقش به من دروغ گفته است.

این بود که با تماس آن پسر جوان نیروهای انتظامی من و عاطفه را به کلانتری آوردند. اکنون همسرم نیز که در جریان ماجرا قرار گرفته است به طرف کلانتری می آید و من نمی دانم همه این حوادث یک نقشه هولناک است یا به خاطر احساس عاطفی فریب خورده ام اما ای کاش... شایان ذکر است، به دستور سرهنگ ابراهیم خواجه پور(رئیس کلانتری آبکوه) این پرونده توسط کارشناسان اجتماعی و قضایی مورد رسیدگی ویژه قرار گرفت.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

برچسب ها:
انتشار یافته: 3
در انتظار بررسی:65
Iran (Islamic Republic of)
11:52 - 1400/05/09
تا جای که ما متوجه شدیم این یک روش باج گیری و اخازی است و بعضی از دخترها و پسرها یک ازدواج میکند و از این شگرد تعمع های خود را به دام میندازند و از آنها اخازی میکنند.
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۴۵ - ۱۴۰۰/۰۵/۰۹
شما راهکارتون چیه ؟!!!
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
دکتر نائبی_1
ادیب_1
عارفی_1
خرید باکس 1
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_1
شیرآلات زمانی_1
سوییچ ایران_1
سوییچ ایران_3
عارفی_3
شیرآلات زمانی_3
خرید باکس 3
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_3
دکتر نائبی_3
ادیب_3
دکتر نائبی_4
ادیب_4
خرید باکس 4
شیرآلات زمانی_4
عارفی_4
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_4
سوییچ ایران_4
شیرآلات زمانی_2
دکتر نائبی_2
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_2
خرید باکس 2
عارفی_2
سوییچ ایران_2
ادیب_2
کلینیک النا_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
فنی آتل_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
زمردی_فوتر موبایل اصلی
دکتر عارفی - موبایل فوتر
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
تنورستان_فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
شاخه نبات_ فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر
فنی آتل_فوتر
قالیشویی بانو_فوتر
تنورستان_فوتر
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
رستوران باغ بهشت _فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
آیلین_تزریق چربی
شفا_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
تدبیرکالا_فوتر
کلینیک النا_فوتر
زمردی_فوتر اصلی
شاخه نبات_ فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو