پاسخ عراقچی به اتهام‌زنی اخیر کیهان
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
مجتمع فنی تهران_Fموبایل
کلینیک فرشته_موبایلf
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
کلاسینو_1
لاله زار مال_1
سفیر بار ساقدوش_1
ریزخور_1
اپیلاسیون نانا 1
لاله زار مال_3
سفیر بار ساقدوش_3
ریزخور_3
اپیلاسیون نانا 3
کلاسینو_3
اپیلاسیون نانا 4
کلاسینو_4
سفیر بار ساقدوش_4
ریزخور_4
لاله زار مال_4
کلاسینو_2
اپیلاسیون نانا 2
سفیر بار ساقدوش_2
ریزخور_2
لاله زار مال_2
مجتمع فنی تهران_F
کلینیک فرشته_f
۱۱۵۶۴۸۱
۰۳ مهر ۱۴۰۰ - ۱۴:۴۲
۲۵۴۳
سیدعباس عراقچی با انتشار جوابیه ای به ادعاهای روزنامه کیهان درباره مذاکرات هسته ای پاسخ داد.

خبرآنلاین: سیدعباس عراقچی با انتشار جوابیه ای به ادعاهای روزنامه کیهان درباره مذاکرات هسته ای پاسخ داد.

متن جوابیه عراقچی به شرح زیر است:

جناب آقای شریعتمداری

مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان

با سلام،

در شماره روز چهارشنبه ٣١ شهریور روزنامه کیهان مطلبی تحت عنوان "مسلط به فنون مذاکره بودند و آن خسارت محض را بار آوردند؟!" به چاپ رسیده است که تسلط به رموز و فنون مذاکره از سوی اینجانب را با ذکر نام به تمسخر گرفته و دلیل آن را چنین آورده است :

"وندی شرمن، مذاکره‌کننده آمریکایی در کتاب خاطراتش آورده که در بخشی از مذاکره کشورش خواسته‌ای داشته که نمی‌توانسته آن را به طرف ایرانی بقبولاند و همین کار را مشکل کرده بود. تا اینکه وندی شرمن با نشان دادن عکس نوه اش که تازه به دنیا آمده بود و ریختن چند قطره اشک باعث می‌شود عراقچی خواسته طرف مقابل را قبول کند."

این داستان چند سالی است که توسط افراد مختلف و رسانه ای گوناگون مرتبا تکرار می شود. اینجانب برای جلوگیری از ایجاد حواشی برای مسئولیت و ماموریتی که در وزارت امور خارجه به عهده داشتم همواره سکوت را ترجیح می دادم، اما اکنون که فراغ بالی دارم، چند نکته را توضیح می دهم:

١- اینجانب هیچ گاه در مورد تخصص کاری خود در وزارت امور خارجه ادعایی نداشته ام، اما اگر قرار است در این مورد قضاوتی صورت گیرد شایسته است که مستند آن ادعاهای یک دیپلمات کهنه کار آمریکایی، که قرار است به هر قول و فعل آنها بی اعتماد باشیم، نباشد.

٢- جای تعجب دارد که ادعای یک دیپلمات آمریکایی مورد پذیرش واقع می شود و از آن به عنوان مستمسکی برای تمسخر دیپلمات جمهوری اسلامی، یا حداقل یک برادر دینی، استفاده می شود. مگر اصل بر این نیست که آمریکایی‌ها حیله گر و غیرقابل اعتماد هستند؟ چطور شده است که نوشته های آنان مرجع قضاوت در مورد سربازان خط مقدم شما شده است؟ چطور شده است که در شب های مقدس ماه مبارک رمضان فردی که لباس روحانیت دارد در سیمای جمهوری اسلامی کتاب شرمن را سر دست بلند می کند و به جمله جمله آن استناد می کنند تا ثابت کند عراقچی به آمریکایی ها اعتماد کرده است؟!!

٣- اگر به خانم شرمن اعتماد دارید حداقل ادعای او را از کتاب خاطراتش درست و کامل نقل کنید: "عراقچی پیش از آن‌که به چارچوب قطعنامه بپردازد، گفت که نکته دیگری هست که می‌خواهد بر سر آن بحث کند. او نکته‌ای را که پیشتر بر سر آن توافق شده بود به چالش کشید. این یکی از ویژگی‌های ثابت شیوه مذاکره ایرانی‌ها بود. همین که به نظر می‌رسید اجماع واقع شده، آنها ناگهان چیزی را پیش می‌کشیدند و باز اوضاع را به هم می‌ریختند. منطق‌شان این بود که ما چیزی را که شما می‌خواستید دادیم، حالا یکی از چیزهایی را که ما می‌خواستیم و شما برداشته بودید، به ما بدهید. اما در آن لحظه من صبرم به سر رسیده بود. درست در لحظه‌ای که در آستانه توافق قرار داشتیم، خطر این وجود داشت که همه چیز از دست برود.

با توجه به آنچه خارج از این جلسه ممکن بود رخ دهد و تمام زحماتی که ما کشیده بودیم، این حرکت او برای من دیوانه‌کننده بود. من جواب دادم: عباس،‌ کافی است. شما همیشه بیشتر می‌خواهید. ما اینجا هستیم، در حالی که از مهلت مقرر عبور کرده‌ایم و کنگره به‌زودی به تعطیلات می‌رود. من می‌شنیدم که دارم داد می‌زنم. در آن موقع ناراحتی من از تمایل ایرانی‌ها به بازی‌های تاکتیکی داشت زیاد می‌شد و برخلاف اراده‌ام، اشک در چشمانم در حال جمع شدن بود. این اولین‌باری نبود که چنین چیزی برای من پیش می‌آمد، اما این قطعا نامناسب‌ترین زمان بود. من نفهمیدم که چه زمانی در درونم احساساتم به هم ریخت و در وضعیت گریه و خشم قرار گرفتم.

در هر صورت، کار دیگری از من برنمی‌آمد، جز آن‌که اشک‌هایم را نادیده بگیرم و ادامه دهم. من به ایرانی‌ها کلافگی‌ام را توضیح دادم و این‌که چگونه تاکتیک‌های آنها برنامه‌های زندگی‌ام را به‌هم ریخته است و گفتم: من دیگر نمی‌دانم چه کنم، اما مهم‌تر از همه،‌ شما دارید تمام زحماتمان را به خطر می‌اندازید. پس از سکوت طولانی‌مدت، عراقچی نکته‌ای را که به آن اعتراض کرده بود پس گرفت. اشک‌های من به او نشان داد که دیگر چیزی برای دادن به آنها وجود ندارد و ما پس از آن توانستیم بر سر لحن قطعنامه سازمان ملل به توافق برسیم."

۴- اما ماجرای دقیق تر و صحیح تر در جلد پنجم کتاب راز سر به مهر آمده است: "حدود بیستم تیر 1394ش، بود. ۲۵ روز بود که در هتل کوبورگ زندانی بودیم. دوسال ونیم مذاکرات فشرده به لحظات نفس‌گیر پایانی رسیده بود، میزان خواب شبانه به حدود یک ساعت محدود گشته بود. صدها میلیون انسان در دنیا نظاره‌گر بودند و هشتاد میلیون ایرانی دل نگران و چشم انتظار... . موضوع مذاکره اکنون دیگر قطعنامه شورای امنیت بود. یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخ ایران داشت رقم می‌خورد. در مذاکرات قطعنامۀ ۲۲۳۱ آمریکا pen holder بود، ابتدا با ما مذاکره می کرد و بعد نزد بقیه مذاکره‌کنندگان می رفت و با آنها مذاکره می کرد و تأییدیه آنها را می گرفت.

این یکی از اتفاقات نادر در تاریخ شورای امنیت بود که برای نوشتن قطعنامه با کشوری که خود موضوع قطعنامه است (ایران) مذاکره کنند. بند به بند، سطر به سطر، و کلمه به کلمه با ما مذاکره و توافق می شد و این کار آسانی نبود. تقریبا هر عبارتی، اگر نگوییم هر کلمه‌ای، موضوع یک دعوا بود. اعصاب ها متشنج بود و صداها مرتباً بالا و پایین می‌رفت. ... حفظ آرامش در آن لحظات سخت‌ترین کار دنیا است. آنچه از قطعنامه جدید می‌خواستیم را گرفته بودیم: خروج از فصل هفت شورای امنیت، پذیرش غنی‌سازی توسط ایران، فروپاشی رژیم تحریم بین‌المللی علیه ایران، لغو شش قطعنامه گذشته و به خصوص قطعنامه خطرناک۱۹۲۹، غیرالزامی شدن محدودیت‌های موشکی، لغو تحریم های تسلیحاتی پس از پنج سال و ... پاراگراف‌های اصلی توافق شده بود و بنیان قطعنامه جدید طبق خواسته‌های ما بسته شده بود. چند موضوع جزئی نگارشی مانده بود که در مورد آنها مذاکره می کردیم. در مورد یکی از موضوعات کوچکی که باقی مانده بود، خانم شرمن توضیحات زیادی داد و به من گفت قبول دارید؟

من گفتم «بله، ولی یک نکته کوچک وجود دارد». این عبارتِ «بله، ولی ...» که زیاد از طرف ما گفته می شد حسابی طرف های مقابل را کلافه می کرد. بعضی مواقع روی بخش «ولی...» که قسمت فرعی موضوع بود، روزها و ساعت ها مذاکره می کردیم. این بار خانم شرمن دیگر کلافه شد. کارد به استخوانش رسیده و صبری باقی نمانده بود. در طول مذاکرات هر صدایی که کسی بالا برد صدای ما بالاتر رفت اما این نوبت شرمن دیگر طاقت نیاورد.

بغض کرد و گریست. سپس گفت: «ما راه طولانی آمده ایم و شما دارید سر یک مسئله بی‌ارزش نگارشی همه چیز را خراب می کنی». گفتم ولی این یک نکته کوچک است، شرمن گفت: «مشکل ما این گیردادن‌های مدام شما است». در میان گریه گفت «شما همیشه بیشتر می خواهید». راست می گفت. او بیش از آنچه فکر می‌کرد کوتاه آمده بود و اکنون مستاصل شده بود. موضوع مورد بحث اهمیت چندانی نداشت، یک راه‌حل میانه پیشنهاد کردم و او هم سریع پذیرفت و جلو رفتیم."

۵- و بالاخره، اگر نهایتا حرف شرمن را باور می کنید چرا از خودتان سوال نمی کنید که دیپلمات جمهوری اسلامی چه بر سر معاون وزیر امور خارجه آمریکا و مذاکره کننده ارشد آن کشور آورد که او را به گریه انداخت؟ ادعاهای شرمن برای توجیه گریه کردن خود در هنگام مذاکرات است چون می دانست که ما روزی آن را در کتاب خاطرات برجام خواهیم آورد، که آورده ایم. اگر فکر می کنید تاکتیک بوده آیا حتی یک مورد در تاریخ سراغ دارید که عالی رتبه ترین دیپلمات آمریکایی برای رسیدن به خواسته اش گریه کرده باشد؟ یک مورد دیگر نمونه بیاورید که یک دیپلمات آمریکایی، چه رسد به مذاکره کننده ارشد آنها و معاون وزارت امور خارجه شان، در مذاکره گریه کرده باشد.

خانم شرمن یک فرد معمولی نیست، او مذاکره کننده ارشد ایالات متحده آمریکا است. تعبیر درست آن است که بگویید دیپلمات پرورش یافته ی مکتب امام و رهبری طرف آمریکایی خود را در یک مذاکره سخت و طولانی چنان در استیصال قرار داد که نهایتا او را به گریه وادار کرد.

اگر صلاح دانستید متن فوق را جهت آگاهی خوانندگان خود به چاپ برسانید.

با احترام،

سید عباس عراقچی

برچسب ها:
انتشار یافته: 9
در انتظار بررسی:182
Iran (Islamic Republic of)
15:00 - 1400/07/03
ظریف و عراقچی نگاه کردنشون به این امیر عبدالهیان می ارزد حیف که قابلیت افراد همیشه فدای جناح بازی و چپ و راست میشود
پاسخ ها
امید
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۷/۰۳
تو که راست میگی !!!
Iran (Islamic Republic of)
15:17 - 1400/07/03
کیهان ارزش جواب دادن نداره،روزی نامه ای که همیشه خلاف خواست مردم حرف میزنه
Iran (Islamic Republic of)
16:28 - 1400/07/03
کیهان منفور و بی مصرف
Iran (Islamic Republic of)
16:44 - 1400/07/03
بدون تعصب خیلی مردی عراقچی
Iran (Islamic Republic of)
16:48 - 1400/07/03
عراقچی با این همه صغرا و کبرا بافتنت بگو چی نصیب ایران شد.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
ادیب_1
دکتر نائبی_1
خرید باکس 1
سوییچ ایران_1
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_1
عارفی_1
شیرآلات زمانی_1
سوییچ ایران_3
عارفی_3
شیرآلات زمانی_3
خرید باکس 3
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_3
ادیب_3
دکتر نائبی_3
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_4
دکتر نائبی_4
سوییچ ایران_4
خرید باکس 4
شیرآلات زمانی_4
عارفی_4
ادیب_4
عارفی_2
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_2
دکتر نائبی_2
خرید باکس 2
سوییچ ایران_2
شیرآلات زمانی_2
ادیب_2
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
کالازم_فوتر موبایل
تنورستان_فوتر موبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
شفا_فوترموبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
دکتر عارفی - موبایل فوتر
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل
شاخه نبات_ فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
تنورستان_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
قالیشویی بانو_فوتر
آیلین_تزریق چربی
شفا_فوتر
کلینیک النا_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
رستوران پارسیان_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
موسسه خیریه زهرا_فوتر
شاخه نبات_ فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
فنی آتل_فوتر
کالازم_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر