درخواست عروس‌محکوم به اعدام از قوه‌قضاییه
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
اپیلاسیون نانا 1
دکتر ولدخانی_1
استخدام_1
استخدام_3
دکتر ولدخانی_3
اپیلاسیون نانا 3
دکتر ولدخانی_4
استخدام_4
اپیلاسیون نانا 4
دکتر ولدخانی_2
استخدام_2
اپیلاسیون نانا 2
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۱۱۷۴۵۵
۰۱ تير ۱۳۹۳ - ۰۹:۴۳
۱۴۳۹۸
زنی که شوهرش را در نوجوانی به قتل رسانده و اکنون در انتظار اجرای حکم‌ است با بیان جزییاتی از زندگی‌اش از رییس قوه‌‌قضاییه درخواست کمک کرد.
روزنامه شرق: زنی که شوهرش را در نوجوانی به قتل رسانده و اکنون در انتظار اجرای حکم‌ است با بیان جزییاتی از زندگی‌اش از رییس قوه‌‌قضاییه درخواست کمک کرد.

این زن که راضیه (مریم) نام ‌دارد و 21ساله‌ است وقتی 17ساله بود شوهرش را به قتل رساند. پیش از این وکیل‌مدافع راضیه با ارسال نامه‌ای سرگشاده به رییس قوه‌قضاییه درخواست کرده ‌بود اجرای حکم قصاص راضیه برای اعمال ماده 91 قانون مجازات جدید به تعویق بیفتد. راضیه که در زندان سپیدار اهواز به سر می‌برد، روز گذشته در گفت‌وگویی تلفنی، ضمن درخواست از رییس قوه‌‌قضاییه برای نجات جانش جزییاتی از زندگی‌اش را توضیح داد.

‌ وقتی ازدواج کردی نوجوان بودی. رابطه‌ات با شوهرت چطور بود؟

وقتی 14ساله‌ بودم ازدواج کردم. شوهرم با من بدرفتاری می‌کرد. من هم بچه‌ بودم و نمی‌توانستم او را درک کنم همین هم علت اصلی اختلاف ما بود. خیلی اذیت می‌شدم حتی چندین‌‌بار از او کتک خوردم چون می‌دانستم کسی کمکم نمی‌کند و گفتن اینکه چقدر با شوهرم اختلاف دارم فقط خودم را جلوی دیگران خراب می‌کند. به همین خاطر سکوت می‌کردم و تلاشم این بود که خودم اختلافات را حل کنم. او هیچ‌وقت جلو دیگران آنطور که در خانه تنها بودیم با من رفتار نمی‌کرد. همیشه جلو دیگران من را مقصر نشان می‌داد.

چرا از هم جدا نشدید؟

مدتی بعد از ازدواج‌ بچه‌دار شدیم وجود بچه وضعیت را سخت‌تر کرد. طلاق هم سخت‌ شده‌ بود البته به‌خاطر مشکلاتی که داشتم یکبار تصمیم به جدایی گرفتم اما‌ مساله با وساطت خانواده حل شد و من دوباره به زندگی‌ با شوهرم برگشتم. رفتار شوهرم طوری بود که همیشه تحقیر می‌شدم هر وقت سر مساله‌ای با هم بحث می‌کردیم دعوا راه می‌افتاد و او با فحاشی سعی می‌کرد من را ساکت کند.

این رفتارها خسته‌ام کرده‌ بود تا اینکه روز حادثه به میهمانی رفتیم و برگشتیم و دوباره با هم بحث کردیم. او دو سیلی به صورتم زد و بعد خوابید آنقدر ناراحت شدم که تا صبح نتوانستم بخوابم. خیلی ناراحت بودم. اصلا متوجه کاری که می‌کردم نبودم اگر می‌فهمیدم چه ضربه‌ای به خودم و فرزندم و اطرافیانم می‌زنم این کار را نمی‌کردم نمی‌دانستم اگر شوهرم را بکشم چه عاقبتی در انتظارم است.

به سمتش شلیک و بعد هم جسد را دفن کردم. آنقدر بچگانه فکر می‌کردم که دروغ گفتم و مدعی ‌شدم شوهرم گم شده ‌است. در عالم بچگی خودم فکر می‌کردم اگر این حرف را بزنم کسی متوجه نمی‌شود. حتی با یکی از برادرشوهرهایم به دانشگاه شوهرم رفتیم تا مثلا دنبال او بگردیم پدر و برادرشوهرم از بویی که در خانه من بود متوجه شده و جسد را پیدا کرده ‌بودند. بعد که با برادرشوهرم به آگاهی رفتیم آنها به من گفتند جسد پیدا شده و من هم خیلی راحت موضوع را تعریف کردم.

‌می‌دانستی اگر شوهرت را بکشی قصاص می‌شوی؟

هیچ درکی از کاری که کرده‌ام نداشتم. می‌دانم اشتباه‌های زیادی انجام دادم ضربه بزرگی به خانواده شوهرم و فرزندم زدم و با هیچ چیز نمی‌توان آن را جبران کرد اما در آن زمان واقعا بچه‌ بودم. فکر می‌کردم بعد از اینکه شوهرم را بکشم وقتی علتش را بگویم من را آزاد می‌کنند نمی‌دانستم چه کار زشتی مرتکب می‌شوم.

‌پیش از این یک‌بار پای چوبه‌‌دار رفتی. درباره آن روز توضیح بده.

اول اردیبهشت بود ساعت 12ظهر به من گفتند قرار است حکم اجرا شود. خانواده‌ام را خبر کرده‌ بودند. آنها آمدند و ملاقات آخر انجام شد فقط خدا می‌داند من تا صبح چه زجری کشیدم. ساعت 9 صبح بود که من و زنی دیگر را برای اجرای حکم بردند. بعد از اینکه حکم آن زن اجرا شد نوبت به من رسید. مادرشوهرم آمده بود به دست و پایش افتادم به او گفتم فکر می‌کنی اگر خوشبخت بودم و زجر نمی‌کشیدم دست به چنین کاری می‌زدم؟ فکر می‌کنی اگر می‌توانستم کاری را که می‌کنم، درک کنم خودم را این‌طور بدبخت می‌کردم؟

مادرشوهرم خیلی ناراحت بود گریه می‌کرد و می‌گفت این حکم باید اجرا شود تا تو عبرتی باشی برای کسانی که شوهرشان را می‌کشند. گفتم زمانی که این اتفاق افتاد من 17ساله‌ بودم شما که می‌دانید چقدر بچه ‌بودم خواهش می‌کنم من را این‌طور تنبیه نکنید. واقعا نادان بودم.

مادرشوهرم رضایت نداد گفت باید حکم اجرا شود. پایم را روی صندلی گذاشتم تا برای اجرای حکم بالا بروم همانجا گفتم من فقط 17سالم بود در این موقع خانم محمدی (قاضی اجرای حکم) که در محل حضور داشت گفت صبر کنید. او با چند مسئول هماهنگی کرد و بعد گفت حکم فعلا اجرا نمی‌شود او گفت دستور آمده تا درباره پرونده با توجه به نوجوان‌بودن من در زمان وقوع جرم یک‌بار دیگر استعلام گرفته ‌شود.

حال بدی داشتم تا چند روز کاملا گیج بودم. واقعا مردم. تحمل آن لحظات خودش مثل اعدام‌شدن است، هم برای من که داشتم بالای چوبه‌‌دار می‌رفتم و هم برای مادرشوهرم که اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد. او داغدار فرزندش است چهارسال است بچه‌ام را ندیدم و می‌دانم ممکن است تا آخر عمرم هم او را نبینم درد مادرشوهرم را می‌فهمم اما از او خواهش می‌کنم به جوانی‌ام رحم کند. اشتباهاتم را می‌پذیرم و درخواست دارم من را زن 17ساله‌ای ببینند که قدرت تصمیم‌گیری درستی نداشت.

‌دقیقا چه خواسته‌ای از مسئولان قضایی داری؟

آنطور که وکیلم گفته درخواست اعاده دادرسی رد شده و حالا فقط رییس قوه‌‌قضاییه می‌تواند به من کمک کند. از آیت‌الله لاریجانی خواهش می‌کنم داستان زندگی‌ام را بخواند و برای بررسی وضعیتم فرصتی دوباره بدهد.
برچسب ها:
انتشار یافته: 3
در انتظار بررسی:0
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
12:22 - 1393/04/01
لذتی که در گذشت هست در انتقام نیست.
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
10:23 - 1393/04/02
امان از دست مردای بداخلاق یکی نیست بهشون بگه مگه مجبورین زن بگیرین بعد بداخلاقی کنید تا اون بیچاره جونش به لبش برسه بزنه بکشتون؟!
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
14:36 - 1393/04/02
آخه یه دختر هفده ساله از زندگی چه میفهمه؟؟؟؟؟؟
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
دکتر نائبی_1
شیرآلات زمانی_1
انجمن پرستاری ایران_1
سفیر بار ساقدوش_1
دکتر نائبی_3
سفیر بار ساقدوش_3
شیرآلات زمانی_3
انجمن پرستاری ایران_3
انجمن پرستاری ایران_4
سفیر بار ساقدوش_4
شیرآلات زمانی_4
دکتر نائبی_4
سفیر بار ساقدوش_2
دکتر نائبی_2
شیرآلات زمانی_2
انجمن پرستاری ایران_2
شفا_فوترموبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
کیان برنا_فوتر موبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
کلینیک فرشته_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
فنی آتل_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوتر
فنی آتل_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
کلینیک فرشته_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
موسسه خیریه زهرا_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
دکتر عارفی - فوتر
کیان برنا_فوتر
شفا_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
کلینیک النا_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
آیلین_تزریق چربی