اشتباهات مالی معمول که ممکن است مرتکب شوید
۱۱۸۶۸
۲۵ آبان ۱۳۹۰ - ۱۴:۰۳
۴۴۱۰ 
همه ما در مسایل مالی دچار اشتباه می شویم و تحقیق در زمینه تحولات اقتصادی و نحوه برخورد با آن، علت این موضوع را توضیح می دهند. خوب است روزی چنین دانشی را داشته باشیم. اما در این بین، 5 مورد از اشتباهات مالی معمول که ممکن است مرتکب شوید آورده شده اند، پس می توانید آنها را اصلاح کنید.
همه ما در مسایل مالی دچار اشتباه می شویم و تحقیق در زمینه تحولات اقتصادی و نحوه برخورد با آن، علت این موضوع را توضیح می دهند. خوب است روزی چنین دانشی را داشته باشیم. اما در این بین، 5 مورد از اشتباهات مالی معمول که ممکن است مرتکب شوید آورده شده اند، پس می توانید آنها را اصلاح کنید.

1 – خیال می کنید قیمت های بالا عادلانه نیستند

در هر معامله صادقانه ای، قیمت هم عادلانه است. فرض کنید خانه شما 400 هزار دلار ارزش دارد و شما می خواهید آن را بفروشید. آیا حاضرید آن را ارزان تر بفروشید تا قیمت عادلانه شود؟ احتمالا نه، پس چرا انتظار دارید هر معامله دیگری ارزان تر از چیزی که در بازار رواج دارد صورت گیرد؟ این که بابت فروش هر چیزی چقدر سود عاید شخص شود، کاملا بی ارتباط با قیمت واقعی آن است. می توانید انتخاب کنید که آن را بخرید یا نخرید. این یک اشتباه مالی استکه وقت خود را صرف شکایت کردن از سودی کنید که اگر خودتان طرف مقابل معامله (به جای فروشنده) بودید آن را قبول داشتید. حقیقت این است که اگر قیمت از نظر شما عادلانه نباشد آن وسیله را نمی خرید و هیچ کس هم نمی تواند شما مجبور به خرید آن کند. انرژی خود را صرف پیداکردن راه حل های بهتر و روش های کسب درآمد کنید.



2 – خیال می کنید دیگران به شما بدهکار هستند

هیچ کس به شما بدهکار نیست مگر اینکه قرارداد یا تعهدی در کار باشد. اشتباه است که فکر و ذکر خود را به این معطوف کنید که دیگران چه چیزی به شما بدهکارند زیرا این کار مانع انجام اقدامات لازم توسط شما می شود و اصلا چرا همه به شما بدهکارند؟ مثلا بسیاری از کارگران انتظار داشتند که بیمه شوند تنها به این دلیل که در مکان های بسیاری بیمه ارایه می شد. چون شرکت های فراوانی برای کارمندانشان ماشین تدارک دیدند، ما هم خیال می کنیم کارفرمای ما باید برای ما این کار را بکند. این طلب خود را فراموش کنید فقط صادقانه کار کنید تا به چیزی که می توانید برسید دست پیدا کنید. تقاضای ترفیع کنید اما اگر حقوق شما کافی نیست شغلتان را تغییر دهید. همین که از جست و جوی دلایل دست برداشتید، می توانید در جست و جوی این باشید که چطور پول دربیاورید و هرچه را به آن نیاز دارید فراهم کنید.

3 – تصور می کنید ارزش هر چیز به قیمت آن است

فرض کنید قیمت معمول یک تلویزیون 900 دلار است و در حراج آن را به قیمت 400 دلار می فروشند. آیا ارزش دارد؟ بسیاری از مردم ممکن است این طور فکر کنند؟ اما ارزش وسایل شخصی را نیاز مصرف کننده تعیینمی کند. اگر یک تلویزیون 200 دلاری هم شما را راضی می کند، قیمت بیشتر از این، از نظر شما ولخرجی است. این خریدهای شخصی تنها به همان اندازه ارزش دارند که خودتان مایل به پرداخت هستید. اگر یک ماشین 20 هزار دلاری برای شما به اندازه یک ماشین 3 هزار دلاری ارزش داشته باشد، خب آن را نمی خرید.

4 - تصور می کنید فقط شما هستید که در تعیین قیمت نقش دارید

یک بار آقایی را دیدم که برای فروش خانه اش رقم بالایی را پیشنهاد کرده بود و به همین دلیل آن خانه سال های سال خالی مانده بود، در نتیجه او 30 هزار دلار ضرر کرده بود (یکی از رایج ترین اشتباهات مالی). در سرمایه گذاری، طرز فکر شما نیست که قیمت ها را تعیین می کند مهم ترین معیار این است که بازار فعلی حاضر است چه بهایی برای آن وسیله بپردازد. افراد اغلب فروش وسایل مصرفی شخصی را با سرمایه گذاری و آینده نگری اشتباه می گیرند. مثلا فکر می کنند فلان ماشین برایشان سرمایه است. اگر 22 هزار دلار برای تغییر مدل آشپزخانه خود خرج کنید، این سرمایه گذاری نیست وقتی قرار است در نهایت خریدار، خانه شما را به قیمت 10 هزار دلار بخرد. صاحب خانه خیال می کند 30 هزار دلار به ارزش خانه افزوده است اما این طرز فکر نامربوطی است. بهتر است در عوض اجاقگاز و کمدهای جدید بخرید و از آنها لذت ببرید زیرا سرمایه نیستند و فقط یک خرید شخصی هستند که ضرر کمتری را به همراه دارند.

5 - از تصمیمات مالی، رقابت می سازید

تلاش برای کوبیدن شخص دیگری در یک معامله مالی، عادت بدی است، اگر در این باره مذاکره نکنید یا سرمایه گذاری مالی نداشته باشید. کسانی که برای اولین بار از یک تکنولوژی جدید استفاده می کنند به دیگران فخر می فروشند، درحالی که پایین ترین مدل آن وسیله را به بالاترین قیمت خریده اند. برنده شدن شما در یک مزایده به این معناست که بیشتر از هرکس دیگری که می خواسته پول بدهد، هزینه کرده اید. به این روش نگاه کنید، منطقی به نظر نمی رسد. تحولات اقتصادی این احساس نیاز ما به برنده شدن را توجیه می کنند. این تحولات تبدیل به وسیله ای شده اند که هزاران سال پیش با آن می توانستند در یک قبیله مقام بالاتری به دست آورند و بدین ترتیب بقای آنها بیشتر می شده است. این تمایل ما در دنیای مدرن اقتصاد از ارزش بسیار اندکی برخوردار است، پس نادیده گرفتن این گرایش عاقلانه تر به نظر می رسد.

تلاش برای کوبیدن شخص دیگری در یک معامله مالی، عادت بدی است، اگر در این باره مذاکره نکنید یا سرمایه گذاری مالی نداشته باشید. کسانی که برای اولین بار از یک تکنولوژی جدید استفاده می کنند به دیگران فخر می فروشند، درحالی که پایین ترین مدل آن وسیله را به بالاترین قیمت خریده اند. برنده شدن شما در یک مزایده به این معناست که بیشتر از هرکس دیگری که می خواسته پول بدهد، هزینه کرده اید. به این روش نگاه کنید، منطقی به نظر نمی رسد. تحولات اقتصادی این احساس نیاز ما به برنده شدن را توجیه می کنند. این تحولات تبدیل به وسیله ای شده اند که هزاران سال پیش با آن می توانستند در یک قبیله مقام بالاتری به دست آورند و بدین ترتیب بقای آنها بیشتر می شده است. این تمایل ما در دنیای مدرن اقتصاد از ارزش بسیار اندکی برخوردار است، پس نادیده گرفتن این گرایش عاقلانه تر به نظر می رسد.

منبع: مجله موفقیت

باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir

برترین مجله اینترنتی ایران


نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج