سرآشپز آمریکایی صداوسیما از همه طرف فحش خورد!
صداوسیما برخلاف ایام گذشته، دیگر از مخاطبان پروپاقرص گذشته برخوردار نیست و کاملاً طبیعی به نظر میرسد که برای جذب بیننده باید به آبوآتش بزند.
ایمان عظیمی در فرهیختگان نوشت: صداوسیما برخلاف ایام گذشته، دیگر از مخاطبان پروپاقرص گذشته برخوردار نیست و کاملاً طبیعی به نظر میرسد که برای جذب بیننده باید به آبوآتش بزند. پس میتوان بهخوبی درک کرد که برای یافتن ایدههای متنوع از هر امکان و فرصتی بهره ببرد. بر همین اساس، تولید و پخش فصل دوم برنامه «سرآشپز» با استفاده از الگوهای غربی - آمریکایی به کنداکتور شبکه سه رسید تا بتواند با کنار هم قراردادن سلیقههای متنوع به شکل میلیونی دیده شود و مورد ارزیابی اساسی هم قرار بگیرد. اما میزان استقبال ناچیز از این برنامه باعث شد تا نقد جدیای هم به آن وارد نشود و بدون هیچ ارزیابی مشخصی از جدول پایین بیاید. در نگاه سرآشپز این نکته که ایده و اجرای آن تماماً از مسابقه آشپزی Next Level Chef گرفته شده را باید مورد لحاظ قرار داد، زیرا اگر از این نکته بهسادگی گذر کنیم که سرآشپز در طراحی ایده و اجرا بومی است راه را اشتباه رفتهایم. سرآشپز در فرم و محتوا آمریکایی است و تلاش داوران و دستاندرکاران آن برای ایرانی کردن مسابقه نهتنها راه به جایی نبرد، بلکه با واردکردن خدشه به اصالت و روح آن باعث فاصلهگرفتن مخاطب از خودش شد. به بیان دیگر، وقتی ماهیت یک برنامه کاملاً غربی است نمیشود بهواسطه چند اصطلاح کوچهبازاری ایده را از آن خود ساخت و با آن به استقبال جامعه آماری برساختشده خویش رفت. به همین دلیل است که برنامههایی مانند «عصر جدید» بهخاطر حفظ ظاهر ساختار غربیشان و همینطور «سمت خدا» به علت تأکید بر امتیاز و اعتبار فرهنگ ایرانی - اسلامی در یادها باقی میمانند و سرآشپز بهراحتی از حافظه بیننده پاک میشود. سرگرم نمودن مخاطبان بالقوه و بالفعل تلویزیون در نگاه نخست باید کارویژه رسانه ملی باشد، ولی انجام این مهم بدون رعایت تدبیر و صرفاً با پر کردن قاب از افکار متضاد ممکن نیست به موفقیتی درخور بینجامد. در نتیجه نگاه انتقادی نگارنده به این محتوا باید از اشاره به مسابقه Next Level Chef سرچشمه بگیرد تا در ادامه به موارد دیگری هم ختم شود.

وقتی سرآشپز به سبک آمریکایی سوژه نئولیبرال را زنده میکند
برنامه Next Level Chef برای اولینبار در ژانویه 2022 از طریق شبکه فاکس پخش شد. تاکنون 5 فصل از این ریالیتیشو تولید و منتشر شده و با توجه به اقبال تجاری و سودآوری این فرمت برای شبکه فاکس انتظار میرود که بهزودی تولید فصل ششم هم در دستور کار قرار بگیرد تا با آغاز سال جدید میلادی دست فاکس برای جلب مخاطب حسابی پر باشد. اما این تنها روکش و پوسته ظاهری ماجراست و راهکاری به ما برای نقد اوضاع نمیدهد. به بیان دیگر وقتی برنامهای - چه در داخل و چه در خارج از کشور - پربیننده شود هر نقد و نظری که خلاف جریان آب حرکت کند از سوی اغلب افراد درگیر به عقدهگشایی و مسائلی از این دست متهم میشود. باری، از اینها گذشته هم سرآشپز و هم Next Level Chef امکانی برای عادیسازی ایدئولوژی نئولیبرالیسم در ذهن تماشاگر به حساب میآیند. در واقع ارتباط برنامه Next Level Chef و سرآشپز بهعنوان نمونه ایرانیزهشده آن با سوژه نئولیبرال کاملاً مشخص و مبرهن است و ما اگر از منظر نقد فرهنگی و جامعهشناسی رسانه با الهام از آرای متفکرانی نظیر «میشل فوکو» و «وندی براون» به این میزانسن نگاه کنیم درمییابیم که آنها صرفاً یک مسابقه عادی آشپزی به حساب نمیآیند و بیش از آن رسالتی آموزشی یا به زبان اهل فن: «پداگوژیک» بهمنظور بازتولید سوژه نئولیبرال برای خود قائل هستند.

بگذارید با یک مثال از ساختار برنامه سرآشپز و «سرآشپز برتر» (نسخه آمریکایی) منظور و مقصود خویش را از بازتولید سوژه نئولیبرال بیان کنیم. بارزترین نمونه نماد نئولیبرالیسم در این برنامه همان دکور سهطبقه معروف است. در منطق نئولیبرال توزیع نابرابر منابع بههیچوجه نشانه بیعدالتی سیستماتیک یا حتی نامنسجم تلقی نمیشود و اگر بهعنوان برنده یا بازنده مورد خطاب قرار میگیرد تنها نتیجه طبیعی رقابت و شایستگی و عدم شایستگی فردی است. به همین ترتیب دسترسی به بهترین ابزار و وسایل، مواد خام و فضای راحت از آن طبقات بالا یا همان برندگان است و مواد اولیه بیکیفیت، فضای تنگ و دسترسیهای محدود به طبقات پایین اختصاص مییابد. القصه، اگر شرکتکنندهای در طبقه پایین قرار دارد مقصرش سیستم یا قواعد نابرابر بازی نیست و این تقصیر خود شخص است که در رقابت به اندازه کافی سریع، خلاق یا کارآمد نبوده است و شکستش هم بدون اینکه ارتباطی با ساختار داشته باشد تماماً در گروی استعداد فردی و ناکارآمدی شرکتکننده معنا میشود. از سوی دیگر فشار و کشمکش جزئی جداناشدنی از برنامه سرآشپز و مدل آمریکایی آن است. «بیونگ چول هان» فیلسوف آمریکایی - کرهای در کتاب سترگ «جامعه فرسودگی» توضیح میدهد که سیستم نئولیبرال هیچ از سوژهاش نمیخواهد که سرکوب مستقیم را بپذیرد، اما به همان میزان تابآوری در شرایط سخت و جانکاه را از وی طلب میکند. در Next Level Chef و سرآشپز خودمان شرکتکنندگان در شرایطی قرار میگیرند که از نظر روانی و فیزیکی در حال فروپاشیاند، زیرا تایمرها با زمان غیرمنطقی خود و فریادهای گاهوبیگاه داوران مدام به میزان فشار روانی اضافه میکنند. در چنین شرایطی است که قهرمان مجبور است برای اثبات اول بودن خود بیشترین ظرفیت را در تحمل رنج نشان داد. از سوی دیگر شاید ارجاع به «میشل فوکو» هم در این بین خالی از لطف نباشد. فوکو در مجموعه درسگفتارهای معروف خود، یعنی کلژ دوفرانس، بهویژه کتاب «تولد زیست سیاست» به تحلیل نئولیبرالیسم آمریکایی میپردازد. او معتقد است نئولیبرالیسم صرفاً نمیتواند یک سیاست اقتصادی مانند کاهش مالیات یا خصوصیسازی لجامگسیخته و... باشد، بلکه در قامت «هنر حکمرانی» و یک فرم جدید از قدرت، خودش را رونمایی میکند. قدرت در نگاه این فیلسوف پساساختارگرا با زور و شلاق اعمال نمیشود و این هدایت غیرمستقیم رفتارها و باورهاست که کارش را به سرانجام موردنظر میرساند. برنامههای ریالیتیشو بر همین اساس، دقیقاً ابزار دولتمندی به حساب میآیند. آنها به مخاطب دیکته میکنند که یک سوژه خوب باید رقابتمحور و انطباقپذیر باشد و نباید به ساختار اعتراض کند. درنتیجه تلویزیون کلاس درسی است که به مخاطبش آموزش میدهد چگونه باید خودش را با قوانین بیرحم بازار منطبق کند.

چرا مدل خارجی سرآشپز موفقتر از نمونه ایرانی است؟
برنامه Next Level Chef با تمام این تفاصیل از نمونه ایرانی خود در راه جذب بیننده موفقتر عمل میکند، چون اصالت دارد و سعی نمیکند محتوای غیرآمریکایی را در فرم آمریکایی بریزد. برنامه سرآشپز اما برخلاف عصر جدید، نود و... سعی در اختراع مجدد چرخ داشت و میخواست معنای خودش را از ساختار آمریکایی برنامه طلب کند. این مسئله نهتنها نتوانست بینندگان زیادی را جذب کند، بلکه دافعه را به طور پیوسته بازتولید کرد، تا جایی که هم قشر مذهبی و هم طیف مقابل را از دست داد. همه اینها در حالی است که وقتی فرم غربی باشد، علیرغم آثار مخربی که میتواند در ذهنیت افراد پدید بیاورد و سوژه نئولیبرال را احضار کند، لااقل مخاطبان قابلتوجهی را به دست میآورد. چنانکه میبینیم دو فصل برنامه سرآشپز رویهم و در مجموع تنها 2.6 میلیون بیننده در تلوبیون نصیب خودش کرده است. این در حالی است که نسخه خارجی این برنامه با اجرای گوردون رمزی تنها در یک قسمت 15.5 میلیون بیننده در آمریکا داشت، آن هم در شرایطی که وظیفه تولید محتوا در آمریکا لزوماً به دست شبکههای رسمی و دولتی صورت نمیگیرد و تلویزیونهای کابلی و سرویسهای استریم در این میان مدام با هم در حال رقابت هستند، یعنی رسانه با یک جامعه آماری 90 میلیون نفری مواجه نیستند. برنامه سرآشپز اصالت پدرخوانده آمریکاییاش را ندارد چون داوران آن میخواهند ضمن پیروی از منش گوردون رمزی شکلی از قرائت آدمها نسبت به اسلام را در قاب تلویزیون بازنمایی کنند، غافل از اینکه این رویکرد جواب نمیگیرد.
نظر کاربران
رفتی کلی اسم نویسنده و متنفکر و کتاب و جزوه سرچ کردی واسه نقد یه برنامه آشزی..بابا بیخیال فهمیدیم با سوادی..وا بده آقا..
تقلید مضحک و خفت بار تلویزیون میلی از خارجی ها
خيلي برنامه مزخرفي بود
شركت كننده ها بيشترشون تخم مرغ هم بلد نبودن
داورا كه مزخرف
داور به كلم قمري ميگه يه چي شبيه ترب اسمشو نميدونست اين داوره ؟؟
خلق را تقلیدشان بر باد داد
من که هر شب دارم میبینم و کلی هم یاد گرفتم
کم چرت و پرت بهم ببافید عقده ای ها
پاسخ ها
بله خیلی هم برنامه خوبیه
درحال حاضر بهترین برنامه صدا و سیما همین مسابقه سرآشپزه و به نظرم برنامه خوبیه. عصر جدید هم خیلی تلاش میکرد از ساختار غربی فاصله بگیره با ورزشهای باستانی و زورخانهای، نقالی و آواز سنتی و....و این طبیعیه که بخوان برنامهها رو ایرانیزه کنند.
وقتی بعد از پایان فصل دوم بلافاصله پخش فصل سوم رو شروع کردند یعنی مسابقه پرمخاطب بوده و برنامه بهتری نداشتند که جایگزینش کنند.
واقعا برنامه مزخرف و نچسبیه ، چند تا آشپز اینستاگرامی رو آورده که مثلا مخاطب جذب کنه